تاریخ دادنامه قطعی: 1395/04/29
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در صورتی که در دعوی طلاق، دادگاه بدون ارجاع به داوری، حکم به بی حقی خواهان صادر کند و در لایحه فرجام خواهی، فرجام خواه اعتراضی نسبت به نقص عدم ارجاع امر به داوری نداشته باشد، موجبی برای نقض رای در دیوان عالی کشور وجود ندارد. (ملاحظه: خلاف رویه قاطع سایر شعب دیوان)
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/04/29 - 10 : 32 قاضی: عبدالعلی ناصح فورگ قاضی: عباسعلی علیزاده بایگی قاضی: محمد دیوسالار قاضی: سعید عالم
خلاصه جریان پرونده
خانم ز. ع. به طرفیت آقای م. ب. در تاریخ 94/8/17 دادخواستی به خواسته طلاق به دلیل تحقیق بند 2 عقدنامه (سوء معاشرت و ضرب و شتم) در محاکم خانواده قم مطرح نموده است که به شعبه --- دادگاه خانواده ارجاع شده است. دادگاه وقت جهت رسیدگی تعیین نموده است. در متن دادخواست در جلسه دادرسی مورخ 94/10/20 خانم ز. ع. با استناد به عقدنامه 86/1/6 و با توجه به اینکه دارای یک فرزند مشترک متولد 91 میباشند و یک سال است با همسرش زندگی نمی کند و در این شعبه پرونده نفقه فرزند مشترک و حضانت نیز دارند و برای مهریه هم در پرونده ای در شعبه --- خانواده دارند و اینکه برابر دادنامه --- صادره از شعبه --- خوانده را مورد ضرب و شتم قرار داده بود که تبرئه شد و به آن اعتراض نموده ام و سوء رفتار با وی دارد مستندا به بند 2 موارد 12 گانه مندرج در سند رسمی نکاحیه خواستار صدور حکم برابر خواسته میباشد خوانده در پاسخ گفته است من قبول ندارم هفت سال با من ایشان زندگی در منزلم کرده است یک تلنگر از این نخورده است در روزهای اخیر هم از من اجازه مسافرت سه روزه به رفسنجان جهت شرکت در عروسی برادرش گرفت و رفت 8 روز بعد آمد گفتم چرا دیر آمدی گفت ماشین برادرش خراب شد به برادرش زنگ زدم گفت ماشین خراب نبوده و سر این مسئله با هم دعوایمان شد من سه عدد دانه تسبیح به ایشان زدم این بوده اختلاف ما در کل زندگی اگر غیر از این است دست بگذارد روی قرآن و بگوید قبول می کنم. من در شعبه --- دادخواست تمکین داده ام و حکم قطعی صادر شده اجراییه صادر شده ایشان ناشزه شناخته شده است من اذن ازدواج مجدد داده ام و حکم صادر شده ایشان ناشزه شناخته شده است من اذن ازدواج مجدد داده ام و حکم صادر شده من با طلاق مخالفم بچه ما هم پدر می خواهد هم مادر زن بابا که نمی تواند بچه را بزرگ کند من خیلی اصرار کردم که مشاوره برویم ایشان حاضر نشده حالا هم آمادگی دارم دادگاه خطاب به خواهان چه می گوئید گفته است در مورد تمکین قبول دارم که حکم قطعی شده و اعتراض من رد شده انسان برای ازدواج مجددا دادخواست داده حکم هم صادر شده است دادگاه ختم رسیدگی را صادر و به شرح دادنامه --- ضمن شرحی که مقدمتا در رای از موضوع دادخواست و مفاد اظهارات طرفین در جلسه دادرسی آورده است و با توجه به اینکه طبق ماده 1133 قانون مدنی طلاق از حقوق زوج است که مخالف با طلاق است و با عنایت به نظر دادگاه حقوقی طی شماره 7186/33 - 1380/08/30 که ارجاع امر به داوری غیر ضروری است رای به بیحقی خواهان صادر نموده است. از این رای خانم ز. ع. تجدیدنظرخواهی نموده و تصویر گواهی پزشکی قانونی در رابطه با صدمات وارده به وی که عطف به نامه 93/7810/9051 کلانتری 11 قم پزشکی قانونی قم اعلام نموده است دو عدد کبودی خلف قفسه سینه و کبودی ران راست در معاینه از خانم ز. ع. که در اثر اصابت جسم سخت در توالی سه روز گذشته (تاریخ گواهی 93/10/25 ) دچار صدمات شده، مشاهده شده است ارائه و خواستار نقض رای بدوی شده است پس از تبادل لوایح و ارجاع پرونده به شعبه پنجم تجدیدنظر استان قم هیات شعبه مذکور وقت جهت رسیدگی تعیین و طرفین را دعوت نموده که در تاریخ 95/1/5 زوجین در دادگاه حضور داشته اند زوجه در این جلسه گفته است حاضر نیست با آقای م. ب. زندگی کند به خاطر سوء رفتارش دست بزن دارد. بی احترامی می کند و قول داده بود خانه جدا از پدر و مادرش بگیرد و تاکنون خانه مستقل جدا تهیه نکرده است از لحاظ محبت تامین نیستم. آنقدر به خواب اهمیت می دهد به من اهمیت نمی دهد. غذا و خوراک تامین بود امّا چون غذا مادرش درست می کرد و از غذا خوشم نمی آمد در سال گذشته من راجع به ایراد ضرب شکایت کرده بودم که به دیه محکوم گشته است زوج گفته است ایراد ضرب یکدفعه بود که بدون اجازه من به رفسنجان رفته بود وقت می آمد تهمت دزدی به من و مادرم زد که با تسبیح که در دست داشتم به دستش زدم و خودم اقرار کردم و به دیه محکوم شدم که پرداخت نمودم غیر از این موردی نبوده است. انتقاد به خانم از نظر پوشش و رفتارش داشتم ولی فحاشی یا توهین نکرده ام و راجع به منزل ابتدا با رضایت زوجه ام در منزل پدریم که یک طبق مستقل بود زندگی می کردیم و با رضایت خود خانم نهار با خانواده ام می خوردیم ولی صبحانه و شام را تنها دوتائی می خوردیم الان با آنکه آن منزل اولیه مستقل بوده لکن منزل دیگری در پردیسان اجاره کرده ام لکن خانم حاضر به تمکین نبوده و ناشزه بودنش اعلام گردیده آن را پس داده ام اگر خانم حاضر به تمکین باشد منزل دیگری تهیه خواهم کرد و مهریه اش را که تقسیط شده خواهم پرداخت فرزند پسر که 3 سال و نیم سن اوست نزد مادرش است و طبق گزارش اصلاحی نفقه کودک را می دهم و حاضر به طلاق همسرم نیستم. چون او را دوست دام و از او صاحب فرزند هستم ضمن و برگ اعلام نشوز او که گفته است حاضر به تمکین نیست پیوست پرونده است با حکم طلاق موافق نیستم زوجه گفته است اصلا حاضر به زندگی با شوهرش نیست و حکم طلاق می خواهد. دادگاه با اعلام ختم دادرسی به شرح دادنامه --- رای بدوی را تایید نموده است اکنون از این رای زوجه فرجام خواهی نموده است که هنگام شور لایحه فرجامی او با گزارش پرونده قرائت میشود. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد دیوسالار دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر ابرام در خصوص دادنامه شماره --- فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد.
رای شعبه
در حدود اعتراضات به عمل آمده از سوی زوجه به رای فرجام خواسته اشکال و ایرادی که موجب نقض رای شود وارد نیست زیرا زوجه مدعی سوء رفتار زوج برای اثبات تحقق تخلف وی از شرط «ب»; ضمن العقد است در حالی که دلیل متقن و قابل قبول و محکمه پسندی از جانب او ارائه نشده است و زوج نیز با طلاق موافقتی نداشته است. لیکن بر نحوه دادرسی در پرونده که طلاق به خواسته زوجه بوده است و قانونگذار در ماده 27 قانون حمایت خانواده دادگاه را مکلف نموده است که در جهت امکان صلح و سازش بین زوجین با ارجاع امر به داور سعی و تلاش بنماید و این امر توسط دادگاه بدوی با استناد به نظریه اداره محترم حقوقی که در سال 80 یعنی قبل از تصویب قانون حمایت خانواده سال 91 اعلام گردیده است که صرفنظر از اینکه نظریه اداره حقوقی هیچگونه آثار تکلیفی برای قاضی در تبعیت از آن در امر قضاوت در پرونده ایجاد نمینماید این نظریه ناظر به قانون سابق یعنی ماده واحده قانون اصلاح مقررات طلاق مصوب سال 70 مجلس شورای اسلامی بوده که با تصویب قانون حمایت خانواده مصوب سال 91 نسخ گردیده است. بنابراین ارجاع امر به داوری به تبعیت از حکم قانون اخیر در مورد طلاق به اصطلاح یکطرفه که حسب مورد از سوی زوج با زوجه مطرح میشود الزامی است مع الوصف از آنجایی که در لایحه فرجامی فرجام خواه بر نقص عدم ارجاع امر به داوری که احتمال سازش برای تداوم زوجیت در پی دارد تاکیدی نداشته بلکه اصرار بر طلاق داشته است و توجیهی جهت ورود این شعبه به نقص موجود یاد شده در دادرسی به نظر نمی رسد چون در اساس اشکالی که نقض رای لازم و ضروری باشد نیست مستندا به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجام خواسته ابرام میگردد.
شعبه شانزدهم دیوان عالی کشوررئیس: عبدالعلی ناصح مستشار: عباسعلی علیزاده عضو معاون: سعید عالم