تاریخ دادنامه قطعی: 1401/09/02
پیام: صرف رضایت زوجه در پرونده کیفری با عنوان تدلیس در ازدواج علیه زوج و عاقد مربوطه، کافی برای صرف نظر کردن از طرح دعوای فسخ نکاح نمیباشد و رضایت مذکور تنها راجع به جنبه های جزایی قضیه موثر است مگر اینکه به نحو صریح و یا ضمنی فسخ نکاح را هم شامل شود.
خلاصه جریان پرونده:
اقای م. گ. ش. به وکالت از خانم س. ز. م. دادخواستی به طرفیت م. ا. ح. ا. به خواسته فسخ نکاح به دلیل تدلیس در ازدواج به دادگاههای خانواده مشهد تقدیم و توضیح داده خوانده خود را مجرد و فردی که تا کنون ازدواج نکرده معرفی کرده و مبنای قبول ازدواج موکله که دختری باکره بوده با وی همین بوده ولی اخیرا متوجه شده نامبرده تاکنون دوبار ازدواج کرده و دارای فرزند است.و در محضر ازدواج هم کسی از جانب خوانده حضور نداشته و مدارک هویتی و شناسنامه وی ارائه نشده که با سردفتر ازدواج هماهنگی کرده و منجر به فریب موکله شده است.لذا با تمسک به شهادت شهود و با استناد به ماده 1128 قانون مدنی تقاضای صدور حکم به فسخ نکاح را نموده است.موضوع به شعبه *ارجاع شده که با دعوت طرفین در تاریخ 1401/02/05 تشکیل جلسه داده است.و اظهارات و مدافعات طرفین را استماع نموده و متعاقبا برای شنیدن گواهی گواهان قرار لازم را صادر و جلسه رسیدگی بعدی مورخ 1401/02/21 گواهی گواهان تعرفه شده را استماع نموده است.سپس با توجه به اظهارات وکیل خواهان که عنوان نموده که موکله اش قبلا علیه خوانده شکایت کیفری مبنی بر تدلیس در ازدواج مطرح کرده وکیل مذکور را جهت اخذ توضیح دعوت کرده (ص 20 ) که وکیل مذکور لایحه ای نیم برگی تقدیم نموده و طی ان عنوان داشته موکله اش با توجه به توافق خوانده برای طلاق او در پرونده کیفری گذشت نموده اما خوانده خلف وعده کرده است.ص 21 متعاقبا با جلب نظر قاضی محترم مشاور (ص 23 ) ختم رسیدگی را اعلام و چنین رای صادر کرده است: در خصوص دعوی خانم س. ز. م. فرزند ق. با وکالت اقای م. گ. ش. به طرفیت اقای م. ا. ح. ا. فرزند ب. ا. به خواسته فسخ نکاح به دلیل تدلیس در ازدواج با توجه به محتویات پرونده و اظهارات وکیل خواهان و اظهارات خوانده نظر به اینکه مورد ادعای خواهان از موارد فسخ نکاح که در ماده 1123 قانون مدنی تصریح شده است.نمی باشد. و با توجه به اعلام وکیل خواهان طی لایحه تقدیمی خود به اینکه خواهان شکایت کیفری مبنی بر تدلیس و اینکه زوج با داشتن سابقه ازدواج قبلی با وی ازدواج نموده است.مطرح ولی به علت توافق طرفین خواهان رضایت خودش را در پرونده کیفری اعلام نموده است.علیهذا موضوع ماده 1128 قانون مذکور نیز در نظر دادگاه محرز و مسلم نمیباشد. و با عنایت به نظر قاضی محترم مشاور لذا دادگاه دعوی خواهان را غیر وارد تشخیص و به استناد ماده 1257 قانون مدنی حکم بر رد دعوی خواهان صادر و اعلام مینماید. رای صادره ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل اعتراض در محاکم محترم تجدید نظر *و سپس ظرف بیست روز قابل فرجام خواهی در دیوان عالی محترم کشور میباشد. این رای پس از ابلاغ مورد تجدیدنظر خواهی وکیل زوجه واقع شده که شعبه *طی دادنامه شماره *مورخ 1401/06/07 با رد تجدیدنظر خواهی مطروحه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید کرده است.که این رای هم مورد فرجام خواهی وکیل زوجه واقع و عمدتا محقق بودن فسخ نکاح مطابق مواد * 439 قانون مدنی و فریب موکله اش با حضور شهود و تایید صحت ادعای مشارالیها و عدم ثبت واقعه ازدواج طرفین و ارشاد موکله اش توسط دادگاه به طرح دادخواست طلاق و صدور قرار رد دعوی و اینکه رضایت مشارالیها در پرونده کیفری را نباید به پرونده فعلی تعمیم داد و رضایت هم به منظور طلاق واقع گردیده و موکل وی از زوج و عاقد ازدواج هر دو شکایت کیفری نموده است.را از جمله جهات نقض رای برشمرده است.پرونده پس از ارسال به دیوان عالی کشور به این شعبه ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ا. م. عضو ممیز وملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *مورخ 1401/06/05 فرجام خواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد:
رای شعبه
صرف نظر از اینکه صرف رضایت فرجام خواه در پرونده کیفری مربوطه که عنوان شده تحت عنوان تدلیس در ازدواج علیه فرجام خوانده و عاقد مربوطه طرح شکایت کرده کافی برای صرف نظر کردن از طرح دعوای فسخ نکاح مطابق ماده 1128 قانون مدنی نمیباشد. و رضایت مذکور تنها راجع به جنبه های جزایی قضیه موثر است.مگر اینکه به نحوی صریح و یا ضمنی به فسخ نکاح هم مربوط شود. اساسا پرونده کیفری مذکور مطالبه نشده و محتویات ان و نتیجه رسیدگی قضایی بدان بررسی نگردیده است.عقد ازدواج طرفین دعوی هم ظاهرا عادی است.و تا کنون به ثبت نرسیده از طرفی وکیل فرجام خواه راجع به رضایت موکله اش در پرونده کیفری مدعی شده رضایت مشارالیها به شرط طلاق از فرجام خوانده بوده است.که لازم است.چنانچه برای اثبات این ادعا هم دلیل و بینه ای دارد. بررسی و اگر گواهانی معرفی کرد از انان تحقیق شود. بنا به مراتب و با توجه به نواقص تحقیقاتی مذکور مستندا به مواد 370 و 371 و 396 و 401 و 405 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه فرجام خواسته نقض و پرونده برای رسیدگی لازم و رفع نواقص موجود به دادگاه صادر کننده رای منقوض اعاده میشود.
رییس شعبه *: ع. م. مستشار: ا. م.