تاریخ دادنامه قطعی: 1394/05/28
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در دعوی مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت، اظهارات زوجه مبنی بر اینکه امور خانه را برای دستمزد انجام نمی داده، در تعارض با خواسته وی بوده و اقتضای اخذ توضیح از وی در خصوص علت تقدیم دادخواست و مطالبه اجرت المثل توسط دادگاه را دارد.
خانم ن. و.ت. با وکالت خانم ب. م. در تاریخ 1393/06/26 دادخواستی به طرفیت همسرش آقای م.ع. گ. به خواسته مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت فعلا مقوم به مبلغ 51/000/000 ریال تقدیم نموده و در متن دادخواست توضیح داده است به موجب سند ازدواج تقدیمی موکل اینجانب از تاریخ 1374/06/21 به عقد دائم خوانده درآمده و در طول مدت زوجیت بدون قصد تبرع کلیه امور مربوط به زندگی زناشویی را انجام داده و از این بابت وجه یا مالی دریافت ننموده است.علیهذا با تقدیم این دادخواست صدور حکم برمحکومیت خوانده به پرداخت اجرت المثل ایام زوجیت به انضمام خسارت دادرسی مورد استدعاست. پرونده مذکور جهت رسیدگی به شعبه --- دادگاه عمومی تهران ارجاع شده و در جریان رسیدگی قرار گرفته و مقید به وقت دادرسی مورخ 1393/08/06 شده است خواهان در جلسه رسیدگی مذکور اظهار داشته اجرت المثل ایام زوجیت را میخواهم از تاریخ 1374/06/21 تا سال 1393 اجرت المثل میخواهم دادگاه از خواهان سوال نموده آیا امور خانه را به دستور زوج انجام میدادید وی پاسخ داده بلی تک تک امور خانه را صد در صد به دستور زوج انجام می دادم مجددا دادگاه سوال کرده آیا برای دستمزد این کار را انجام میدادید مشارالیها جواب داده خیر برای دستمزد نبوده است تاکید میکنم برای مزد نبوده است در ادامه وکیل خواهان با بیان اینکه هیچ یک از امور خانه داری منزل بدون نظر خوانده صورت نمیگرفته صدور حکم شایسته با جلب نظر کارشناس خواستار شده است. آقای ا. ح. با تقدیم وکالتنامه خود را وکیل خوانده معرفی کرده و در جلسه دادرسی مذکور دفاع نموده زوجه از اول زندگی مشترک شاغل بوده و حتی گاهی تا ساعت هفت غروب هم سر کار بوده است حتی ماشین لباسشویی و ظرفشویی هم از اول زندگی بوده است هر دو هفته یک بار خادم هم داشتند درادامه جلسه دادگاه ضمن اعلام ختم رسیدگی مبادرت به صدور رای نموده که به شماره 1539 مورخ 1393/08/10 ثبت دادنامه شده و طی آن با انعکاس جریان امر چنین مرقوم گردیده است... دراستحقاق و تعلق اجرت المثل به زوجه وجود قصد و عدم تبرع و انتظار اخذ دستمزد از زوج است که در این پرونده صراحتا اعلام کرده که امور خانه را برای دستمزد انجام نمیدادم و تاکید میکنم که برای دستمزد نبوده است لذا دادگاه دعوی خواهان را وارد ندانسته و مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان آن را صادر و اعلام مینماید این رای ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان تهران است. دادنامه مذکور در تاریخ 1393/08/29 به وکیل خواهان ابلاغ شده و تجدیدنظر خواهی صورت نگرفته و وکیل مزبور دادخواست فرجام خواهی خود را در تاریخ 1393/10/08 تقدیم نموده و ضمن لایحه فرجامی بیان داشته... اگر شخصی کاری برای دیگری انجام میدهد این کار متضمن دو ذی مقدمه است نخست آنکه کار انجام شده عرفا و عقلا فرع بر خواسته طرف میباشد در ثانی مطابق قانون نیز اصل بر عدم تبرع است و اگر دلیلی بر خلاف اصل میباشد بایستی ارائه گردد موکل مدعی است هرگز قصد تبرع نداشته است... در مقام تبادل لوایح فرجام خوانده نیز لایحهای تقدیم داشته و ابرام رای را خواستار شده است پرونده جهت فرجام خواهی مذکور به دیوان عالی کشور ارسال شده که به این شعبه ارجاع گردیده است اینک پرونده امر در دستور کار قرار گرفته و تحت نظر است. لوایح طرفین هنگام شور قرائت میگردد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای غلامرضا شاکری عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده نسبت به دادنامه شماره --- -- 1393/08/10 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد:
در خصوص فرجام خواهی خانم ن. و.ت. نسبت به دادنامه شماره --- - 1393/08/10 صادره از شعبه --- دادگاه خانواده تهران که مشعر بر بطلان دعوی مطالبه اجرت المثل ایام زوجیت خواهان بدوی است (فرجامخواه این مرحله) نظر به اینکه علت صدور حکم مزبور اظهارات خواهان در جلسه رسیدگی ششم آبان یک هزار و سیصد و نود و سه مبنی بر اینکه امورخانه را برای دستمزد انجام نمیدادم و این اظهارات وی در تعارض با دادخواست و خواسته وی دایر بر مطالبه اجرت المثل است لذا با این وصف اقتضاء داشت در مورد علت تقدیم دادخواست و مطالبه اجرت المثل از وی توضیح لازم اخذ می گردید و نیز با عنایت به اظهارات وکیل خواهان در همان جلسه مبنی بر اینکه پس از این مدت طولانی ( 19 سال) خوانده بدون در نظرگرفتن کلیه زحمات و تلاش موکل که هم در بیرون از خانه کار میکرده و هم در خانه کلیه مسئولیت به عهده ایشان بوده اقتضاء داشت اظهارات و توضیحات خوانده اخذ میگردید بنا به مراتب و با لحاظ اینکه رای فرجام خواسته با نقص تحقیقات صادر گردیده مستندا به بند 5 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی رای مزبور نقض و رسیدگی مجدد را به تجویز بند الف ماده 401 همان قانون به دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع مینماید تا پس از انجام تحقیقات مزبور و هر تحقیق و اقدام دیگری که در جهت کشف حقیقت لازم باشد معمول و سپس رای مقتضی صادر فرمایند.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و عضو معاون
محمد علی کریمپور - غلامرضا شاکری