ارتباط حکم تمکین و نشوز

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

در تاریخ 1401/02/24 اقای م. ا. ا. به طرفیت همسرش خانم پ. ر. ح. ا. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به علت ناسازگاری و عدم تمکین خوانده و اختلافات و ناراحتی های پیش امده تقدیم نموده که پس از اعلام شعبه *مبنی بر عدم حصول سازش بین زوجین حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. خواهان به پیوست دادخواست تصویر دادنامه های صادره از شعبه *متضمن محکومیت زوجه به تمکین از زوج را ارائه نموده است. دادگاه ضمن تعیین وقت از طرفین دعوت برسیدگی به عمل اورده و با صدور قرار ارجاع امر بداوری مقرر داشته که داور خود را تعیین و معرفی نمایند در جلسه رسیدگی مورخ 1401/06/24 که با حضور زوجین تشکیل گردیده خواهان اظهار داشت در سال 64 ازدواج کردیم و سه 3 فرزند داریم که کوچکترین فرزند 21 سال دارد. سازگاری نداریم از اوایل اختلاف داشتیم نظامی بودم و هزار بار یقه مرا گرفته و گفته چرا من را طلاق نمیدهی نزدیک 3/5 سال است.که رفته و محکوم شده است.من *هستم و هر روز توهین و جنگ و درگیری داریم امکان زندگی وجود ندارد. خوانده (زوجه) اظهار داشت بعد از سه سال که رفتم میخواستم زندگی کنم، رفتم و برگشتم خودش از من بدتر بوده مرا اذیت می کند. مهریه ام را دادخواست دادم محکوم شده است.38 سال زندگی دارم. نصف هر چی داشته مال من بوده در سند ازدواج شروط توافقی نبوده و شرط تنصیف وجود نداشته و هیچکدام از شروط امضای نشده است. زوجین هر یک داور خود را تعیین و معرفی نموده‌اند و فقط داور منتخب زوجه نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم نموده ولی نظریه داور منتخب خواهان (زوج) در پرونده مشهود نیست. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1401/06/27 با توجه به خواسته خواهان و اینکه در حقوق اسلام و فقه متبوع زوجین که شافعی مذهب بوده طلاق به دست مرد بوده و منوط به دلیل و جهت و سبب خاصی نمی‌باشد. و نیز مساعی دادگاه و شورای حل اختلاف و داوران در اصلاح ذات البین و انصراف خواهان از جدایی موثر واقع نگردیده و اعلام اینکه حضانت منتفی بوده و مهریه مطالبه شده و حکم تمکین صادر گردیده و نفقه ای تعلق نمیگیرد مگر با هم زندگی و در صورت عدم تامین و عدم پرداخت جداگانه مطالبه گردد. و شرط تنصیف دارایی وجود نداشته و شروط ضمن عقد توافق و امضای نشده لیکن نظر به قلت حقوق و 39 سال زندگی با وصف سه فرزند بزرگ سال مبلغ پنجاه میلیون تومان به عنوان نحله مطابق بند ب تبصره 6 قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق تعیین میگردد. لذا به استناد مواد 24 تا 39 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 و مواد 1133 و 1143 و 1148 و 1151 قانون مدنی گواهی عدم امکان سازش صادر و به زوج اجازه داده با پرداخت پنجاه میلیون تومان مقرر در حق زوجه نسبت به اجرای صیغه طلاق و مطلقه نمودن زوجه و ثبت رسمی ان اقدام نماید. و نوع طلاق را رجعی اعلام نموده است. زوجین هر یک در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده‌اند و عمده اعتراض زوج راجع به اصل استحقاق زوجه نسبت به نحله ایام زوجیت و رقم تعیین شده بابت نحله و عمده اعتراض زوجه در مورد قلت میزان نحله تعیینی و عدم تعیین اجرت المثل و نفقات معوقه و ایام عده می‌باشد. که پس از تبادل لوایح و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1401/08/26 اعتراض تجدیدنظرخواهان را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را مطابق اصول و مقررات و موازین قانونی تشخیص و به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد اعتراض تجدیدنظرخواهان دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1401/08/28 به طرفین ابلاغ شد و سپس زوج در تاریخ 1401/09/14 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

اقای م. ا. ا. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1401/08/26 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 1401/06/27 صادره از شعبه *که به موجب ان به درخواست زوج (فرجام خواه) گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق با تعیین تکلیف نسبت به حقوق مالی زوجه صادر گردیده است، فرجام خواهی نموده و اساس اعتراض نامبرده راجع به اصل استحقاق زوجه (فرجام خوانده) نسبت به نحله ایام زوجیت و رقم تعیینی بابت نحله می‌باشد. که با توجه به محتویات پرونده وارد و موجه نیست. زیرا، هر چند زوجه به موجب دادنامه قطعیت یافته شماره 327 - 97 صادره از شعبه *به تمکین از زوج محکوم گردیده، لیکن چون صرف صدور حکم تمکین دلیل قطعی بر نشوز زوجه محسوب نبوده و در فرایند دادرسی دلیلی بر اینکه نسبت به حکم تمکین صادره از سوی زوج درخواست صدور اجراییه به عمل امده و زوجه علیرغم صدور اجراییه و تعقیب اقدامات اجرایی، از اجرای حکم تمکین و مراجعت به زندگی مشترک و تمکین از زوج امتناع ورزیده اقامه و ابراز نشده، لذا تخلف نامبرده از وظایف همسری ثابت و محرز نبوده تا استحقاق ایشان نسبت به نحله ایام زوجیت ساقط و منتفی بوده باشد. بنابراین استنباط و تشخیص دادگاه در احراز استحقاق زوجه نسبت به نحله ایام زوجیت با توجه به عدم تعیین اجرت المثل ایام زندگی مشترک برای زوجه و عدم اجرای شرط تنصیف دارایی صایب و موجه بوده و از این رو دادنامه های بدوی و فرجام خواسته در قسمت معترض عنه با لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی و با رعایت اصول و قواعد دادرسی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراض فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که بر استنباط و تشخیص دادگاه و اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد. فلذا ضمن رد اعتراض فرجام خواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته در قسمت معترض عنه ابرام میگردد.

شعبه *

رئیس شعبه: ح. ع. مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م.

منبع