رای دادگاه بدوی
محتویات پرونده حاکی از این است.که اقای ح. ز. در تاریخ 1399/09/23 با تقدیم دادخواستی به دادگاه عمومی بخش *به طرفیت خانم ص. ح. ز. د. ر. تقاضای صدور حکم مقتضی مطابق خواسته خود را نموده است.ایشان در تشریح خواسته خود ادعا کرده است: خوانده به موجب سند ازدواج شماره 3259 مورخ 1370/02/25 تنظیمی در دفتر ازدواج مشاره 20 *همسر دوم اینجانب میباشد. که در ان حوزه اقامت دارد. و بنده در *اقامت دارم. خوانده در تمکین عام و خاص بنده نبوده ولی مهریه و نفقه خود را اقدام نموده و بنا بر سوابقی که در ان دادگاه محترم میباشد. به صورت اقساط از اینجانب دریافت می نماید. بنده و خوانده صاحب سه فرزند مشترک هستیم لذا با توجه به تعداد پرونده ها وضعیت طرفین به صلاح و مصلحت هر دو ما است.که جدا شویم لذا به استناد ماده 1133 قانون مدنی و ماده واحده قانونی طلاق صدور حکم (گواهی عدم امکان سازش) جهت اجرای صیغه طلاق را خواستارم. ضمنا در خصوص مهریه و نفقه قبلا در ان دادگاه تصمیم گیری شده و در خصوص جهیزیه نیز در اختیار خوانده و موضوع رسیدگی به مسایل مالی منتهی میباشد. و چون فرزند ان کبیر هستند ملاقات و حضانت منتفی است. پرونده متشکله جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده و دادگاه مرجوع الیه نیز پس از جری تشریفات قانونی و رسیدگی های لازم در نهایت به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/03/25 به شرح و استدلال مندرج در متن ان مبادرت به صدور رای به شرح ذیل نموده است.
دادخواست خواهان اقای ح. ز. به طرفیت خوانده خانم ص. ح. ز. د. ر. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به در خواست زوج جهت اجرای صیغه طلاق میباشد.با توجه به محتویات پرونده توجها با عنایت به محتویات پرونده از جمله رونوشت م. سند نکاحیه به شماره 254068 صادره از دفتر ازدواج شماره 20 *وجود علقه زوجیت فی ما بین انها به سبب عقد نکاح دائم محرز و مسلم است.و از طرفی مساعی دادگاه و اقدامات مرکز مشاوره نتیجه بخش نبوده و داوران نیز در اجرای مفاد مواد 27٫28 و 29 قانون حمایت خانواده سعی و تلاش خود را در جهت ایجاد صلح و سازش بین طرفین معمول داشته اند که متاسفانه موثر واقع نگردیده است، لذا دادگاه با توجه به مواد قانونی فوق الذکر و ماده 1133 قانون مدنی و قاعده فقهی الطلاق بید من اخذ بالساق، گواهی عدم امکان سازش بین زوجین صادر و اعلام می نماید. با توجه به عدم حضور خوانده در جلسه تعین تکلیف حقوق مالی و امکان مطالبه جداگانه و نیز با توجه به کبیر بودن فرزند ان مشترک دادگاه با تکلیفی مواجه نیست و با توجه به سن زوجین موضوع بارداری منتفی است. (بر اساس مدارک سجلی ر. ه 58 ساله میباشد.). زوجین میتوانند به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق مراجعه و پس از وقوع طلاق نسبت به ثبت رسمی ان اقدام نمایند. رعایت وجود شرایط جهت اجرای صیغه طلاق از جمله مراعات مواد 1134 و 1135 و 1138 و 1140 و 1141 قانون مدنی بر عهده مجری صیغه طلاق خواهد بود. نوع طلاق با عنایت به مواد 1109٫1149٫1148 و 1151 قانون مدنی رجعی و عده این طلاق از تاریخ وقوع ان سه طهرمی باشد. لذا زوج در ایام عده این طلاق حق رجوع به همسرش را دارد. اعتبار گواهی عدم امکان سازش صادره جهت اجرای مفاد ان بر اساس ماده 34 همان قانون سه ماه پس از ابلاغ دادنامه قطعی یا قطعی شدن رای است.چنانچه گواهی مذکور ظرف این مدت تسلیم دفترخانه رسمی طلاق نشود. گواهی صادر شده از درجه اعتبار ساقط است.رای صادره ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در محاکم عالی تجدید نظر *می باشد.
رای مذکور از ناحیه خانم ص. ح. ز. د. ر. (زوجه) مورد اعتراض و تجدیدنظرخواهی قرار گرفته است.که شعبه *بر اساس دادنامه شماره *00/6/13 ضمن رد تجدیدنظر خواهی مشارالیها به شرح ذیل مبادرت به صدور رای نموده است.
در خصوص دادخواست تجدیدنظرخواهی تقدیمی از ناحیه خانم ص. ح. ز. ر. فرزند ا. نسبت به دادنامه شماره 1 *9 موضوع پرونده کلاسه *که به موجب ان حسب خواسته تجدیدنظر خوانده اقای ح. ز. فرزند ع.، گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق (رجعی) به شرح مندرج در دادنامه موصوف صادر گردیده است، با عنایت به محتویات پرونده و مبانی استدلالی در دادنامه تجدیدنظرخواسته و رسیدگی به عمل امده در این مرحله از دادرسی و اینکه تجدیدنظرخواه علیرغم ابلاغ واقعی وقت رسیدگی در جلسه مورخ 1400/06/06 دادگاه حاضر نشده و لایحه ای ارسال نکرده است.و با توجه به اینکه اعتراض تجدیدنظرخواه به نحوه پرداخت مهریه است. (اظهار داشته است: … تا زمانی که مهریه اینجانب را به طور کامل پرداخت نکرده است.با طلاق موافقت نمی کنم و با عنایت به اینکه در خصوص مهریه جداگانه رای صادر شده است.و اینکه از ناحیه تجدیدنظرخواه ایراد و اعتراض موجه و مستدلی که موجبات نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته را فراهم نماید. به عمل نیامده است.لذا دادگاه به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید می نماید. رای دادگاه ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی محترم کشور میباشد.
رای مذکور نیز به طرفین ابلاغ گردید.که خانم ص. ح. ز. د. ر. (زوجه) در فرجه قانونی با تقدیم دادخواستی خطاب به ریاست محترم دیوان عالی کشور که به هنگام شور قرائت میگردد. نسبت به ان فرجام خواهی نموده و اجمالا ادعا نموده است: 1- در هیچکدام از جلسات دادگاه حضور نیافته ام ولی رای دادگاه حضوری صادر شده در حالی که میبایست غیابی صادر می شد.2- درصورتی که درخواست طلاق به درخواست زوج و بدون دلیل باشد. دادگاه باید در مورد تمامی حقوق مالی زوجه اظهارنظر نماید. ولی رای دادگاه بدوی در مورد نفقه و اجرت المثل و حقوق مالی اینجانب هیچ اشاره ای نشده است.3- با توجه به اینکه بی سواد بودم متوجه نشدم که باید در جلسه دادگاه تجدیدنظر حضور پیدا کنم و متاسفانه اشتباه مراجعه کردم و دادخواست اینجانب رد شده است. لازم به ذکر است.به هیچ وجه نمی خواهم از همسرم جدا گردم و در این سن بی سر و سامان شوم بنابراین تقاضای نقض دادنامه فرجام خواسته را دارم. زوج نیز در پاسخ به فرجام خواهی مذکور لایحه ای ارسال داشته است.که به هنگام شور قرائت خواهد شد.پرونده پس از ثبت در دبیرخانه دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به فرجام خواهی به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید.و پس از قرائت گزارش اقای ع. ص. ع. ممیز و ملاحظه سایر اوراق پرونده مشاوره نموده و با استعانت از خداوند متعال چنین رای می دهد:
رای دادگاه بدوی
در خصوص فرجام خواهی خانم ص. ح. ز. د. ر. به طرفیت اقای ح. ز. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/06/13 صادره از شعبه *نظر به اینکه مطابق ماده 29 قانون حمایت خانواده دادگاه ضمن صدور حکم طلاق مکلف به تعیین کلیه حقوق مالی زوجه از جمله جهیزیه و مهریه و اجرت المثل ایام زوجیت و یا نحله و نفقه زوجه بوده و صرف عدم حضور زوجه در جلسه دادگاه مسقط تکلیف دادگاه نمیباشد. و رای فرجام خواسته از این حیث واجد نقص و ایراد و مستلزم نقض میباشد. بنابراین با استناد به ماده 366 و بند الف ماده 368 و ذیل مادتین 370 و 396 و بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 و با رعایت ماده 199 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته پرونده را جهت رفع نقص و رسیدگی مجدد به دادگاه محترم صادر کننده رای منقوض اعاده و ارجاع می نماید./ح
شعبه *
غ. ق. (رئیس) ع. ص. (ع. معاون)