نقش افتراق جسمانی زوجین در تحقق عسروحرج

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

در تاریخ 1399/10/16 خانم م. م. و س. ک. به وکالت از طرف خانم ن. ح. د. به طرفیت اقای ح. ق. ز. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ عسر و حرج ناشی از مفارقت جسمانی چند ساله بین طرفین و بلاتکیف رها نمودن خواهان و فرزند مشترک و عدم پرداخت نفقه انان از سوی زوج تقدیم نموده‌اند که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. در جلسه رسیدگی مورخ 1399/11/19 که با حضور ا. از وکلای خواهان و نیز خوانده تشکیل گردیده وکیل حاضر خواهان اظهار داشت موکل در تاریخ 1377/12/09 به عقد نکاح دائم خوانده درامده و یک فرزند مشترک به نام س. 18 ساله دارند. خوانده چندین سال است.موکل را رها کرده و جدا زندگی می کند و موکل در خانه پدرش زندگی مینماید. و خوانده در زمین پدری موکل خانه ساخته و زمین های موکل را می کارد و استفاده مینماید. و ظاهرا ازدواج موقتی دارد. و با همسر موقتش زندگی می کند و خبری از موکل نمیگیرد و خرجی نمیدهد و از تیرماه 95 متارکه اتفاق افتاده است.و موکل در عسر و حرج بسر میبرد. موکل 38 ساله و جوان است.و نیاز به همسر دارد. و یازده سال اختلاف سنی با خوانده دارد. فرزند مشترک چند ماه است.نزد مادرش زندگی می کند. موکل از خوانده کراهت دارد. و بدلیل عسر و حرج اصرار به طلاق خلع دارد. و در ازای طلاق دویست سکه از مهریه را که کل ان سیصد سکه است.به زوج بذل می کند. برای اثبات ادعای موکل به گواهی شهود استناد میشود. تقاضای صدور حکم به الزام زوج به طلاق بدلیل عسر و حرج را داریم. خوانده دفاعا اظهار داشت خواهان خودش از سال 95 بدون اذن و اجازه منزل را ترک کرده استشهادیه دارم. و شاهد دارم. و اظهارنامه فرستادم چندین بار دنبالش رفتم اخرین بار پدرش دست روی من بلند کرد و دیگر باید چه میکردم تخلف از جانب اوست من برای حفظ زندگی هر کاری لازم بود انجام دادم حتی بدلیل علاقه ای که به همسرم دارم. در این مدت هیچگونه رابطه ازدواجی موقت یا دائم نداشته و ندارم. من راضی به طلاق نیستم در مورد حقوق مالی زوجه طبق خواست خودش در دفترخانه به او وکالت رسمی داده ام که سهم الارث مرا به جای حق حقوقش بگیرد و من هم این کار را کردم دیگر خودش باید برود اقدام کند و به خودش منتقل کند و بگیرد چیزی از حقوق مالی او به گردن من نیست این سند را در پرونده اجرت المثل ارائه کردم که دعوی او رد شد اینکه میگویند من در زمین خواهان خانه ساخته ام یا در زمین های او کشت و زرع میکنم اصلا قبول ندارم. خانه مال پدرم بوده و به من داده است.این ادعا کذب است.انها دنگلان می نشینند من در درود محله. سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و داور منتخب زوجه و داور منصوب زوج هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. دادگاه پس از استماع اظهارات خوانده در جلسه رسیدگی مورخ 1400/03/01 که تکرار همان مطالب جلسه قبل بوده ختم رسیدگی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/03/05 پس از ذکر خواسته خواهان و توضیحات وکیل ایشان و مدافعات خوانده در جلسه دادرسی با اعلام اینکه وکلای خواهان برای اثبات ادعای موکلشان به گواهی گواهان استناد جسته لیکن در جلسه مقرر حاضر نشده و شهود موکلشان را به دادگاه نیاورده اند و به دلیل دیگری نیز در توجیه خواسته و اثبات عسر و حرج ادعایی استناد نکرده اند لذا با لحاظ نظر موافق قاضی مشاور دعوی خواهان را غیرثابت تشخیص و حکم بر بطلان دعوی صادر و اعلام نموده است. وکلای خواهان در مهلت قانونی با تقدیم داخواست نسبت به دادنامه صادره تجدیدنظرخواهی نموده‌اند که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و با توجه به استناد وکلای تجدیدنظرخواه قرار استماع شهادت شهود را صادر و در جلسه رسیدگی مورخ 1400/05/16 که با حضور زوجین و احد از وکلای زوجه تشکیل گردیده از طرف زوجه و وکیل وی چهار نفر شاهد معرفی شده اند که در اوراق 65 الی 68 پرونده از گواهان استماع به عمل امد و گواهان به اتفاق اظهار داشتند که خواهان چند سال است.در منزل پدرش زندگی می کند و پدرش خرجی وی را تامین مینماید. و در مورد علت ترک منزل مشترک از سوی زوجه دو نفر از گواهان اعلام داشته اند که چون وضع مالی زوج خوب نبوده و توانایی پرداخت خرج و مخارج زوجه را نداشته زوجه به منزل پدرش امده است.و دو شاهد دیگر در خصوص مورد اظهار بی اطلاعی نموده اند. پس از استماع گواهی گواهان وکیل حاضر زوجه ضمن تکرار برخی از مطالب بیان شده در جلسه دادرسی مرحله بدوی اضافه نموده که علت جدا از هم بودن زوجین، نداشتن شغل و مسکن جداگانه زوج و اینکه برادران نامبرده درگیری ایجاد میکردند. بوده و زوجه مجبور شده به منزل پدرش برود و سپس دادگاه اظهارات زوج (تجدیدنظرخوانده) را در صورتمجلس منعکس نموده که همان مطالب بیان شده مرحله بدوی می‌باشد. و صریحا مخالفت خود را به طلاق زوجه اعلام داشته است. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و پس از انعکاس توضیحات وکیل زوجه و مدافعات زوج و خلاصه دادنامه بدوی با اعلام اینکه در این مرحله از رسیدگی جهات موجه و یا موثری که موجبات گسیختن رای تجدیدنظرخواسته را فراهم اورد اقامه و ابراز نگردیده است.و این دادگاه جهت اقناع وجدان، وقت رسیدگی تعیین نموده و شهود تجدیدنظرخواه در جلسه حاضر شده اند اما اظهارات هیچ یک از انان به نحوی نبوده که موجب اقناع وجدان قضایی به احراز عسر و حرج گردد. و رای تجدیدنظرخواسته از حیث مبانی، استدلال، توجه به دلایل و انطباق با موازین قانونی فاقد ایراد اساسی است.لذا اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه تشخیص و ضمن رد ان به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/05/31 به وکلای زوجه ابلاغ شد و نامبردگان در تاریخ 1400/06/09 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده‌اند که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

فرجام خواهی وکلای فرجام خواه خانم ن. ح. د. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/05/18 شعبه *متضمن تایید دادنامه بدوی شماره *مورخ 1400/03/05 صادره از شعبه *که به موجب ان به لحاظ عدم احراز عسر و حرج خواهان (فرجام خواه) در استمرار زوجیت حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان اصدار یافته است.با توجه به جامع اوراق پرونده وارد نبوده و توجیه قانونی ندارد. از اظهارات وکیل خواهان (زوجه) و مدافعات خوانده (زوج) در مراحل دادرسی و نیز مودای تعدادی از گواهان تعرفه شده از سوی وکیل زوجه چنین مستفاد میگردد. که زوجه فرجام خواه خود منزل و زندگی مشترک را ترک نموده و چندین سال است.که جدا از شوهرش در منزل پدر خود زندگی مینماید. و در مقام توجیه ترک زندگی مشترک از سوی خود صرفا به بیکاری زوج و نداشتن شغل و درامد و منزل مسکونی و عدم پرداخت خرج و مخارج زندگی استناد نموده لیکن جهت اثبات این ادعای خود ادله کافی اقامه و ابراز ننموده تا ترک زندگی مشترک از سوی نامبرده را توجیه نماید. و مودای گواهی گواهان تعرفه شده جهت احراز صحت مراتب ادعایی نامبرده کفایت قانونی ندارد. مضافا اینکه زوج در اظهارات خود کلیه مراتب ادعایی زوجه را تکذیب نموده و نیز علاقه خود را نسبت به زوجه و ادامه زندگی با وی اعلام داشته و موکدا خواستار مراجعت زوجه به زندگی مشترک بوده و صریحا مخالفت خود را به طلاق ایشان اعلام داشته است.و از این رو صرف افتراق جسمانی چند ساله فیمابین زوجین که ناشی از عملکرد خود زوجه بوده نمی‌تواند دلیل کافی بر ثبوت و احراز عسر و حرج زوجه در استمرار زوجیت محسوب و مجوز قانونی برای طلاق ایشان بوده باشد. بنابراین دادنامه های بدوی و فرجام خواسته با توجه به جهات و مبانی استدلال و استنباط دادگاه به شرح منعکس در حکم و محتویات پرونده و اظهارات و مدافعات طرفین در مراحل دادرسی و اقدامات و رسیدگی های به عمل امده در مجموع موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات وکلای فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری در نحوه رسیدگی دادگاه و صدور حکم مشهود نمی‌باشد. لهذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.

رئیس شعبه *: ح. ع. مستشار: ح. م. ه.

منبع