تردید در وجود علم به فوریت فسخ نکاح

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1401/05/04

پیام: صرف پنهان کردن ازدواج قبلی توسط زوجه، با وصف باکره بودن وی، موجبی برای فسخ نکاح نمی‌باشد چرا که عقد مبتنی بر این شرط واقع نشده است.

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

محتویات پرونده حاکی از این است.که خانم ا. ن. در تاریخ 1399/07/27 با تقدیم دادخواستی به دادگستری شهرستان شعبه * به طرفیت اقای ح. پ. س. با خواسته فسخ نکاح (صدور حکم فسخ نکاح به استناد ماده 1128 قانون مدنی تقاضای صدور حکم مقتضی مطابق خواسته خود را نموده است.ایشان در تشریح خواسته خود ادعا کرده است: اینجانب برابر سند ازدواج شماره 294544 مورخ 1393/08/19 تنظیمی در دفترخانه ثبت سمی ازدواج شماره 98 *با خوانده ازدواج کرده ام ایشان خود را فاقد زوجه دیگر معرفی کرده بود که مراتب در عقدنامه نیز تصریح شده است.و اینجانب نیز به شرط تجرد ایشان به عقدشان درآمدم والا هرگز به زوجیت وی درنمی امدم ولی ایشان با اظهارات کذب و ادعای تجرد مرا فریب داده و به عقد خودش دراورد برای اثبات ادعای خود علاوه بر اینکه در عقدنامه تصریح شده است.شهودی هم دارم. مبنی بر اینکه حالا متوجه شده ام ایشان در زمان ازدواج با من همسر دیگری داشته و از ان زن فرزند ان هم داشته است.و الان هم با ان زن و فرزند انش زندگی می کند مستندا به ماده 1128 قانون مدنی نسبت به اعمال حق فسخ نکاح که برای اینجانب ایجاد شده است.تقاضای صدور حکم مقتضی دارم. پرونده متشکله جهت رسیدگی به شعبه * ارجاع گردیده و دادگاه مرجوع الیه نیز پس از جری تشریفات قانونی و رسیدگی های لازم در نهایت به موجب دادنامه شماره *مورخ 1399/09/24 به شرح و استدلال مندرج در متن ان به شرح ذیل مبادرت به صدور رای نموده است. (دادخواست خانم ا. ن. فرزند ع. به طرفیت شوهرش اقای ح. پ. س. به خواسته فسخ نکاح ملخص اظهارات خواهان این است.در تاریخ 93/8/19 به عقد دائم خوانده در امدم و خوانده قبل از عقد و حین عقد و پس از عقد مدعی بود فاقد همسر دیگر است.و بر این اساس در عقدنامه من نوشته شده که زوج همسر دیگری ندارد. تا اینکه سه ماه قبل خانمی به منزل من زنگ زد و گفت شوهرت زن و بچه دارد. به اتفاق والدینم رفتیم دیدیم اقا زن و سه تا بچه دارد. خوانده با کتمان حقیقت مرا فریب داده و به عقد خودش در اورده است.اگر حین عقد میدانستم متاهل است.هرگز به زوجیت خوانده در نمی امدم دادگاه در خصوص موضوع تحقیق کرد که گزارش مامور کلانتری موید ادعای خواهان است.به نظر دادگاه با توجه به اظهارات خواهان و گزارش کلانتری و اینکه خوانده با ابلاغ واقعی در جلسه دادرسی حاضر نشده و دفاعی ارائه نکرده است.دعوای خواهان را ثابت دانسته مستندا به ماده 1128 قانون مدنی حکم به احراز فسخ نکاح صادر و اعلام می‌شود. رای صادره برابر ماده 303 قانون آیین دادرسی مدنی به لحاظ ابلاغ واقعی اخطاریه خوانده حضوری محسوب و ظرف 20 روز قابل تجدیدنظرخواهی در مرجع محترم تجدیدنظر *است.) رای مذکور مورد اعتراض زوج قرار گرفته است.که شعبه *حسب الارجاع به تجدیدنظرخواهی ایشان رسیدگی و سرانجام بر اساس دادنامه شماره *مورخ 1400/03/29 چنین رای داده است. (در خصوص تجدیدنظرخواهی اقای ح. پ. س. فرزند م. ن. به دادنامه شماره *مورخ 99/9/24 صادره از شعبه *در پرونده شماره *متضمن محکومیت مشارالیه از حیث فسخ نکاح در حق تجدیدنظرخوانده (زوجه) صادر گردیده است. با توجه به بررسی اوراق پرونده و مداقه در محتویات ان نظر به اینکه تجدیدنظرخواه اعتراض موجه و مدلل و موثری که موجبات نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته را ایجاب نماید. به عمل نیاورده است.و نیز رای بدوی با رعایت اصول و قواعد دادرسی صادر گردیده دادگاه ضمن رد اعتراض تجدیدنظرخواه مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته را عینا تایید و ابرام می‌نماید. رای صادره به استناد مادتین 368 و 397 قانون معنون ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجامخواهی در دیوانعالی کشور است.) این رای هم به طرفین ابلاغ شده است.که اقای ح. پ. س. در فرجه قانونی نسبت به این رای نیز فرجام خواهی و ایشان در لایحه فرجامی خود اجمالا ادعا کرده بود ده سال از سابقه اشنایی و عقد موقت و عقد دائم من با فرجام خوانده می گذرد و تا سال 95 هیچ مشکلی با هم نداشتیم فرجام خوانده با اطلاع از اینکه من زن و فرزند دارم. از سال 90 سه سال صیغه من شده و بعد از ان هم به عقد دائم من درآمده و برای این مطلب استشهادیه ای هم تهیه و ضمیمه کرده ام پس از اینکه تلاش های فرجام خوانده برای مجبور کردن من به طلاق همسر اولم به نتیجه نرسید اختلافات ما شدید شد مضافا اینکه تجرد و تاهل از موجبات حق فسخ برای زوجه نمی‌باشد. و … پرونده امر پس از وصول و ثبت در دبیرخانه دیوان عالی کشور به منظور رسیدگی به فرجام خواهی ایشان به این شعبه ارجاع گردیده و این شعبه هم به فرجام خواهی ایشان رسیدگی و مطابق دادنامه شماره *مورخ 1400/06/22 چنین رای داده است:

دادنامه فرجام خواسته به شماره * 00/3/29 صادرشده از شعبه *به جهات اتی قابل ابرام نیست زیرا اولا جهات فسخ نکاح در قانون مدنی ذکر شده و حق فسخ در هر مورد برای هریک از زوجین حسب مورد قابل رسیدگی و احراز است.و در صورت تحقق، تنفیذ ان قابل طرح در دادگاه است. ثانیا برای احراز درخواست فسخ موضوع ماده 1128 قانون مدنی باید احراز شود. صفت خاصی در یکی از طرفین شرط شده و یا بدون ذکر در عقد ان عقد مبنی بر ان وصف اجرا شده باشد. و در بسیاری از موارد عقد نکاح جاری شده و بعدا سند ان بدون لحاظ شرایط عقد تنظیم می‌شود. و تحقیق از عاقد در مورد این که عقد نکاح مبنی بر وصف مذکور واقع شده یا نه ضرورت دارد. ثالثا به موجب ماده 1131 خیار فسخ فوری است.و اگر طرفی که حق فسخ دارد. بعد از اطلاع به علت فسخ، نکاح را فسخ نکند خیار او ساقط می‌شود. به شرط این که علم بر حق فسخ و فوریت ان داشته باشد. و تحقیق از خواهان در مورد زمان علم به حق فسخ و فوریت ان، ضرورت داشته زیرا فرجام خواه مدعی اطلاع فرجام خوانده از ازدواج دیگر اوست. لذا در اجرای بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، رای فرجام خواسته نقض می‌گردد. و پرونده جهت رفع نقص و رسیدگی مجدد به دادگاه محترم صادرکننده رای منقوض ارجاع می‌شود.

پس از اعاده پرونده به دادگستری کل استان شعبه *و ارجاع مجدد به شعبه و دادگاه محترم صادر کننده رای منقوض این بار قضات محترم متصدی شعبه مذکور پس از انجام اقداماتی در جهت تکمیل تحقیقات و تامین نظر شعبه دیوان عالی کشور در نهایت به موجب دادنامه شماره *مورخ 1401/01/30 به شرح اتی مبادرت به صدور رای کرده اند:

در خصوص تجدید نظر خواهی اقای ح. پ. س. ا. فرزند م. به دادنامه شماره*مورخ 24 - 9 - 99 صادره از شعبه *در پرونده شماره بایگانی*متضمن صدور حکم فسخ بر نکاح زوجینی له صادر گردیده است.با توجه به بررسی اوراق پرونده و مداقه در محتویات ان دادگاه اعتراض تجدید نظر خواه را وارد دانسته زیرا که اولا: حسب محتویات پرونده و اظهارات طرفین و اسناد مدارک ابرازی زوجه حق اعمال خیار فسخ را نداشته است.ثانیا اظهارات مطلعین نیز موید اطلاع زوجه از داشتن همسر و فرزند بوده است ثالثا: زوج با اطمینان خاطر از صداقت مادر زوجه و اطلاع انان از زندگی گذشته زوج اظهارات ایشان را پذیرفته رابعا: نامه همسر رسمی محضری شهود حکایت از اطلاع زوجه از زندگی اول زوج را داشته است.خامسا: قطع نظر از اظهارات وکیل دادگستری مبنی بر اعلام زوجه اینکه من خانمش را راضی می کنم و زوج گفته من به همسرم علاقه ندارم. چرا فرزند سوم اورده لذا مستند به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدید نظر خواسته مستندا به ماده 1257 قانون مدنی حکم بر بطلان دعوی خواهان بدوی پرونده صادر و اعلام نماید. رای صادره به استناد ماده 368 و 397 قانون معنون ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجامخواهی در دیوانعالی کشور می‌باشد.

این رای هم به طرفین ابلاغ شده است.و حالا ملاحظه می‌شود. خانم ا. ن. در فرجه قانونی با تقدیم دادخواستی خطاب به ریاست محترم دیوان عالی کشور که در هنگام شور قرائت می‌شود. نسبت به این رای فرجام خواهی کرده است.ایشان در دادخواست فرجامی خود اجمالا ادعا کرده است. از انجا که زوج هفت سال است.که زندگی مشترک با من را ترک کرده است.در این مدت زندگی من در تنهایی و انزوا سپری شده است.پس از ترک منزل توسط ایشان علت ان را پیگیر شدم متوجه زن و فرزند دیگر ایشان شدم لذا تقاضامندم مرا از این سختی و عذاب نجات بدهید تمامی حرف های فرجام خوانده دروغ است.در سند ازدواج که یک سند رسمی است.ایشان فاقد همسر دیگر ذکر شده و من هم با اعتماد و اتکای به این سند رسمی با او ازدواج کردم ایشان هرگز موضوع تاهل خودش را به من نگفت شهود من هم با اتیان سوگند بر این مطلب شهادت داده اند و … فرجام خوانده هم با تقدیم لایحه ای که ان هم در حین شور قرائت می‌شود. به فرجام خواهی مذکور پاسخ داده است. پرونده امر پس از وصول و ثبت در دبیرخانه دیوان عالی کشور به منظور رسیدگی به فرجام خواهی ایشان به این شعبه ارجاع گردیده است.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای غ. ق. عضو ممیز و دادخواست فرجام خواهی و ضمایم ان و مطالعه و بررسی دیگر محتویات اوراق پرونده مشاوره نموده و با استعانت از خداوند متعال چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

رای شعبه

در خصوص دادخواست فرجام خواهی خانم ا. ن. فرزند ع. به طرفیت اقای ح. پ. س. فرزند م. ن. به دادنامه شماره *مورخ 1401/01/30 صادره از شعبه *نظر به اینکه ایشان در دادخواست فرجامخواهی و ضمایم ان هیچگونه مدرک و دلیل موجهی که برابر مقررات موجبات ایراد خدشه اساسی و نقض دادنامه فرجامخواسته را در پی داشته باشد. ارائه ننموده و رای مذکور هم از نظر شکلی و رعایت اصول دادرسی و هم از حیث ماهوی و مبانی استدلال و استنباط قضایی عاری از ایراد و اشکال اساسی و موجب نقض صدور یافته است.لذا این شعبه فرجامخواهی معموله را غیر موجه تشخیص و با استناد به بند الف ماده 368 و ماده 370 و ماده 396 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن ابرام دادنامه فرجامخواسته پرونده را به دادگاه محترم صادر کننده رای مذکور اعاده می‌نماید./ط

شعبه *

غ. ق. (رییس) س. ج. (عضو معاون)

منبع