دعوی طلاق از ناحیه زوجه به جهت کراهت از زوج

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1395/06/28
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: صرف اعلام کراهت از مصادیق عسر و حرج زوجه در زندگی مشترک نبوده و اگر دلیل و مدرک کافی دال بر تحقق شروط ضمن عقد و اثبات عسر و حرج ارائه نشود، دعوا محکوم به بطلان است.

رای شعبه دیوان عالی کشور

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه چهل و دوم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/06/28 - 10 : 48 قاضی: حمیدرضا محمدباقری قاضی: محمدحسین عطائی قاضی: یداله علی زاده

خلاصه جریان پرونده

در تاریخ 93/10/27 خانم ف. ن. با وکالت خانم م. ح. دادخواستی علیه آقای علی رحم ب. به خواسته صدور حکم طلاق به دلیل عسر و حرج مستند به ماده دو از شروط ضمن عقد و ماده 1130 قانون مدنی و تبصره آن تقدیم و جهت رسیدگی به شعبه --- دادگاه عمومی اصفهان ارجاع شده است.در توضیح دادخواست آمده است که خواهان در تاریخ 69/4/21 به عقد ازدواج دائم خوانده درآمده دارای دو فرزند هستند از همان اوان زندگی مشترک با سوءمعاشرت و سوءرفتار همسرش مواجه شده و مورد آزار و توهین واقع هیچگونه علاقه ای در زندگی مشترک وجود نداشته و طرفین نسبت به یکدیگر به شدت کراهت داشته طوری که حاضر به ملاقات یکدیگر نیز نمی‌باشند.دادگاه دستور تعیین وقت رسیدگی و دعوت طرفین را صادر نموده. وقت به تاریخ 93/12/11 تعیین گردیده، خوانده لایحه تسلیم و با اشاره به ابلاغ اخطاریه در تاریخ 93/12/7 و مقررات ماده 64 قانون آیین دادرسی مدنی راجع به فاصله تاریخ ابلاغ و جلسه دادرسی خواستار تجدید وقت شده. جلسه دادگاه در وقت مقرر به تاریخ 93/12/11 تشکیل و با پذیرش ایراد خوانده وقت رسیدگی تجدید شده است.خوانده لایحه داده و اعلام داشته تنها مستند خواهان یک برگ تعهد مورخ 87/12/22 مبنی بر عدم هرگونه ضرب و جرح یا توهین است،صرفنظر از صحت و سقم این مدرک مستند مزبور مربوط به سال 87 و هفت سال قبل است ضرب و جرحی صورت نگرفته «علیرغمی»; که واقع شده پس از تعهد هرگز تکرار نشد و تعهد نمی تواند مثبت عسر و حرج باشد.مهریه و حقوق مالی همسرم را پرداخت نموده ام ریالی مدیون نیستم،دلیلی مبیّن عسر و حرج ارائه نگردیده همسرم را دوست دارم حاضر به طلاق نیستم هیچگونه سوءرفتار نداشته ام اظهارات خواهان در مورد کراهت طرفین کذب محض است چرا که با پرداخت مهریه زوجه اگر مایل به ادامه زندگی نبودم قطعا دعوی طلاق اقامه می کردم، 23 سال زندگی مشترک داریم.جلسه بعدی دادگاه در تاریخ 94/2/9 تشکیل گردیده، وکیل خواهان اظهار داشته موکل از همان دوران زندگی مشترک مواجه با سوءمعاشرت همسرش بوده بارها مورد ضرب و شتم واقع مکررا تعهد خوش رفتاری شفاها می داده تا در تاریخ 87/12/22 به صورت مکتوب متعهد شده، اظهارات وی در لایحه دلیل بر وجود سوءمعاشرت خواهد بود.پرداخت مهریه با طرح دادخواست و حکم (تکلیف) شعبه --- دادگاه حقوقی بوده ادعای دوست داشتن همسرش در لایحه کذب محض است.حسب اظهار موکل نه تنها همیشه نسبت به تحقیر و توهین نامبرده از اول زندگی مشترک اقدام می‌نماید بلکه اینگونه تحقیر و سرزنش در مسائل جنسی نیز بسیار برای موکل آزار دهنده بوده که مجال صحبت در این خصوص نیست. سوءرفتار و معاشرت از مصادیق وضعیت مشقت بار و غیرقابل تحمل و عسر و حرج می‌باشد. بند دو شرایط ضمن عقد نیز صراحتا به سوءمعاشرت زوج اشاره داشته و از دلایل اخذ طلاق از ناحیه زوجه ذکر شده و در راستای تکمیل و تایید عسر و حرج موکل است،زوج اگر تمایلی به حضور موکل در منزل مشترک داشت حداقل با فرستادن اقوام خویش جهت عودت دادن همسرش یا دادخواست تمکین اقدام می نمود،نه تنها اقدام ننموده بلکه به شدت از موکل کراهت داشته حاضر به زندگی مشترک نمی‌باشد.در مورد مهریه طبق دادنامه تقدیمی جداگانه اقدام شده،دو فرزند مشترک 22 و 24 ساله و کبیر هستند. در خصوص حقوق مالی دیگر جداگانه اقدام خواهد شد.زوجه (خواهان) اظهار داشته بر خواسته خود مبنی بر طلاق اصرار دارم... 26 سال می‌باشد شوهرم به من ظلم کرده... قبلا نیز قصد طلاق داشتم بارها کتک کاری کرده چون کسی را نداشتم شکایت مطرح نکردم.خوانده (زوج) اظهار داشته حاضر به طلاق نیستم به همسرم علاقه دارم حاضر به هرگونه تعهدی هستم تا به زندگی مشترک برگردد. اوایل زندگی شاید مشکلاتی بین من و همسرم بوده لیکن حدود ده سال است هیچ گونه مشکلی نداشته ایم، ادعاهای ایشان و وکیل او را قبول ندارم. دفاعیات به شرح لایحه تقدیمی است.چندبار برای بازگشت وی اقدام کرده ام مادر ایشان دخالت می کند و نمی گذارد ما زندگی کنیم البته در غیاب من همسرم به منزل مشترک رفت و آمد دارد فقط حاضر نیست مرا ببیند. اختلاف ما از آنجا شروع شد که من در یک مراسم عروسی شرکت نکردم و به همسرم گفتم با فرزندانمان شرکت نماید همسرم منزل را ترک کرد سعی کردم برگردانم نتیجه نداد،تاکنون حدود نود میلیون تومان بابت حق و حقوق ایشان پرداخت کرده ام. در پایان جلسه دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر زوجین داور خود را معرفی و دادگاه موضوع و شرایط داوری را به آنان تفهیم داوران نظریه خود را به طور مکتوب اعلام داشته.داور زوج به نام جلال بامایی چنین نظر داده که زوجین در فرصتهای آتی می‌توانند با گفتگو به تفاهم برسند هیچگونه مشکلی ندارند زوج حاضر به طلاق دادن زوجه نیست زوجه هیچگونه عسر و حرجی ندارد.نظر داور زوجه هم به این صورت است که کراهت زوجین از یکدیگر بسیار شدید می‌باشد و به جدایی ایشان اظهارنظر می‌گردد. خوانده به داوری داور زوجه اعتراض نموده و بیان داشته داور تحت القائات خواهان مطالب کلیشه ای خود را در پنج سطر اعلام نموده حتی یکبار با اینجانب مواجه نشده دروغ محض گفته بنده هرگز کراهتی از همسرم ندارم و عاشقانه دوست دارم. به موجب مدارک تقدیمی هشتصد میلیون ریال پرداخت کردم در حالی که ایشان مدعی پرداخت سیصد میلیون ریال است.نهایتا دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره --- - 94/3/24 : به لحاظ اینکه خواهان دلیل و مدرکی که سوءمعاشرت و تحقق شروط ضمن عقد نکاح را احراز نماید ارائه نکرده، دعوای وی را غیرثابت تشخیص و حکم به بطلان دعوی صادر نموده است. زوجه با وکالت خانم م. ح. نسبت به رای صادره تجدیدنظرخواهی نموده که در تاریخ 94/4/29 ثبت و طی لایحه تجدیدنظرخواهی عنوان نموده که زوج همواره در زندگی مشترک سوءمعاشرت داشته لیکن به دلیل صغر سن موکل که در سن پآیین ازدواج نموده قادر به دفاع از خود نبوده، مدرک یا مستندی بابت ضرب و شتمهای مکرر که از سوی همسرش متحمل می شده نداشته است، تنها مدارک قابل ارائه دست نویس پیوست می‌باشد که در تاریخ 87/12/22 زوج اقرار و متعهد گردیده که دیگر هیچگونه ضرب و شتمی و یا توهینی نسبت به همسرش نداشته باشد و زندگی آرامی برای همسرش فراهم نماید... معهذا به صرف اینکه راضی به طلاق همسرش نیست با توجه به ظاهر امر دادگاه حکم به بیحقی موکل صادر نموده است. از فحوای نگارش تعهد محرز است که ضرب و شتم زوجه مسبوق به سابقه است چرا که عنوان شده (... از این به بعد دیگر ضرب و شتمی...) همچنین به دلیل وجود دو همسر مشترک علیرغم عدم علاقه به همسرش به دلیل حفظ آرامش برای فرزندان زندگی مشترک را حفظ کرده است تقاضای بررسی مجدد و حکم به طلاق به لحاظ کراهت شدید نسبت به همسرش که حتی کلیه مهریه خویش را به تجدیدنظرخوانده بذل و مبلغ ناچیزی به عنوان مهریه دریافت نموده است دارد. با انجام تبادل لوایح و ارسال پرونده به محاکم تجدیدنظر استان اصفهان پرونده در شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان مطرح و این دادگاه در وقت فوق العاده به شرح دادنامه شماره --- - 94/10/10 : دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. این رای در تاریخ 94/11/12 به وکیل زوجه ابلاغ شده و مشارالیها نسبت به دادنامه صادره فرجام خواهی کرده که دادخواست فرجامی در 94/11/24 ثبت و در لایحه فرجام خواهی مطالب قبلی وکیل زوجه تکرار و اضافه شده که طی سه سال گذشته هیچگونه رابطه کلامی نیز فیمابین وجود ندارد، موکل به شهر مشهد نقل مکان نموده هیچگونه اعتراضی از سوی همسرش به این وضعیت نبوده و بگونه ای راضی به این وضعیت متارکه بوده، دادگاه‌ها موارد فیزیکی را عسر و حرج ارزیابی می کنند در حالی که عسر و حرج روحی شدیدتر از جسمی است. مضافا مطابق نظریه پزشکی قانونی پیوست که در تاریخ 94/6/31 صادر گردیده هنگامی که موکل به اصفهان و به منزل مراجعت می‌نماید مجددا مورد ضرب و شتم همسرش قرار گرفته و با این وضعیت هرگز اقدام به شکایت قضایی نمی‌نماید کما اینکه در طول سالهای گذشته به همین منوال بوده است،اکنون با اخذ گواهی پزشکی قانونی توانسته اثبات نماید که سوءرفتار از سوی دادگاه تجدیدنظر به گذشته نسبت داده اینگونه نبوده و به آینده نیز تسرّی داشته است و مستمر بوده است، بررسی مجدد مورد استدعاست.دفتر دادگاه تجدیدنظر نسبت به انجام تبادل لوایح اقدام نموده، زوج در پاسخ به فرجام خواهی با تکرار مطالب قبلی خود ادعای زوجه را در مورد ایراد ضرب و جرح تکذیب و بلادلیل اعلام نموده است. پس از ثبت لایحه جوابیه پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای دکتر علیزاده عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای حمیدرضا محمدباقری دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر: صدور رای شایسته قانونی مورد تقاضا می‌باشد. در خصوص دادنامه شماره --- مورخ 94/10/10 فرجام خواسته، مشاوره نموده و چنین رای می دهد:

رای شعبه

فرجام خواهی خانم ف. ن. با وکالت خانم م. ح. به طرفیت آقای علی رحم ب. نسبت به دادنامه شماره --- - 94/10/10 شعبه ششم دادگاه تجدیدنظر استان اصفهان متضمّن تایید رای شماره --- - 94/3/24 شعبه --- دادگاه عمومی اصفهان که به موجب آن در مورد دعوی خانم ف. ن. علیه آقای علی رحم ب. به خواسته صدور حکم طلاق به دلیل عسر و حرج و تحقق بند دو از شروط ضمن عقد حکم به بطلان دعوی صادر گردیده است، با عنایت به محتویات پرونده، مدارک و مستندات ارائه شده و ارزیابی محاکم از آنها و اینکه صرف اعلام کراهت از مصادیق عسر و حرج نمی‌باشد و دلیل و مدرک کافی نیز دال بر تحقق شروط ضمن عقد ارائه نشده است، موجّه و قابل پذیرش نمی‌باشد. دادنامه مطابق اصول و موازین قانونی و مستندات موجود صادر گردیده و ایراد قانونی و اعتراض موثّر مستوجب نقض نسبت به آن به عمل نیامده، از حیث رعایت تشریفات رسیدگی نیز اشکالی متوجه آن نمی‌باشد. لهذا و به استناد مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی، دادنامه فرجام خواسته را ابرام می‌نماید.

شعبه چهل و دوم دیوان عالی کشور رئیس: دکتر علیزاده عضو معاون: محمدحسین عطایی

منبع