تاریخ دادنامه قطعی: 1401/02/12
پیام: بیماری ناشنوایی قابلیت مداوا دارد و ناشنوایی زوجه از موارد فسخ نکاح محسوب نمی شود.
خلاصه جریان پرونده:
در تاریخ 1400/07/03 اقای ح. ا. ت. ف. دادخواست فسخ نکاح به علت تدلیس با احتساب کلیه خسارات دادرسی به طرفیت خانم م. ز. ز. به سازمان *تقدیم و مدعی شده است.که در تاریخ 1399/12/27 با خوانده ازدواج کرده و اکنون پس از حدود 6 ماه از تاریخ ازدواج متوجه شده ام که ایشان خود را سالم معرفی کرده اند در حالی که در این مدت متوجه شده ام که وی کم شنوا بوده و از سمعک استفاده می کند و قادر به بچه دار شدن نمیباشد. و دچارافسردگی مستند و حتی دوبار اقدام به خودکشی کرده اند و لذا به استناد مواد 1120 - 1128 - 1131 قانون مدنی رسیدگی و صدور حکم مبنی بر فسخ نکاح به لحاظ تدلیس به علاوه کلیه خسارات را تقاضا دارم. خوانده در جلسه رسیدگی دادگاه به تاریخ 1400/08/10 در دفاع اظهار داشته که به زوج خواهان گفته است.که مشکل شنوایی دارم. و از سمعک استفاده مینمایم ولی او گفته که مشکلی نیست و قابل حل است.و این موضوع را در حضور برادران و کدخدای روستا هم مطرح کرده ام و علم داشتند و این مسایل که می گوید من را با دست و پا بیدار می کرده کذب است.ما با هم خوب بودیم ولی سه ماه من را تنها گذاشت و مجددا به منزل برگشت و در حضور دامادشان برای بحث پیراهن برخورد تندی داشتند و من به چه دلیل باید خودکشی کنم من اصلا نزد دکتر اعصاب و روان نرفته ام و من شوهر قبلی داشتم و از او نمی خواستم بچه دار شوم چون مشکل و کمبود ذهنی داشت و یک سال و هشت ماه با او بودم و خودم قرص می خوردم و پیگیری می کردم ولی در ازدواج با او (زوج خواهان) پیگیری نمی کردم. خواهان در این جلسه اظهار داشته که من زن گرفته ام که سالم باشد. و او را به دکتر نبرم. زوجه خوانده به سازمان *معرفی شده و در پاسخ اعلام شده که نامبرده (خانم م. ز. ز.) از نظر بارداری مشکلی ندارد. و دچار کاهش شنوایی انتقال شدید هر دو گوش به علت تصلب پرده صماخ گوش ها میباشند و از نظر مشکل روانی هم معاینه و اعلام شده که درحال حاضر روانپریش نیست و اختلال عمده روانپزشکی دیگری هم ندارد. قاضی محترم مشاور طی اظهارنظری اعلام کرده که با توجه به نظر سازمان *و با توجه به مدت زندگی زوجین و اطلاع خواهان از کم شنوایی زوجه و فوریت فسخ و عدم اعمال ان در زمان متعارف و نظر به اینکه دلایلی که موید ناباروری زوجه باشد. ارائه نداده و تدلیس از نظر این احراز نگردید. نظر به عدم پذیرش خواسته و صدو رحکم به بطلان دعوی دارم. سرانجام شعبه *به موجب دادنامه *مورخ 1400/09/30 با توجه به نظریه سازمان *که به نظر دادگاه کامل بوده و نیازی به نظریه تکمیلی وجود ندارد. و موضوع قدرت باروری زوجه و یا عدم باروری وی موضوعی نیست که در زمان عقد نکاح وی (خوانده) بر ان یقین داشته باشد. تا بتواند به عنوان شرط صحت سلامت مورد اشتراط قرا رگیرد و عقد بر مبنای ان واقع شود. و حتی ازدواج قبلی خوانده (زوجه) هم نمیتواند چنین تغییر ایجاد کند و البته سازمان *اعلام کرده که خوانده (زوجه) مشکلی برای باروری ندارد. لذا خواسته خواهان را غیر وارد تشخیص و حکم بر بطلان ان صادر شده است. اقای ا. ا. ن. نسبت به دادنامه مرقوم به وکالت از زوج خواهان اعتراض و تقاضای تجدیدنظرخواهی نموده است.که دادگاه تجدیدنظر (شعبه *به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/11/19 به لحاظ عدم ارائه دلیل و مدرک دال برتدلیس در ازدواج و عدم احراز و اثبات ان ضمن رد اعتراض (تجدیدنظر خواهی) دادنامه تجدینظرخواسته را تایید کرده است. وکیل محترم خواهان بدوی (فرجام خواه) با یاداوری مطالب قبلی نسبت به دادنامه اصداری از محکمه تجدیدنظر اعتراض و فرجام خواهی نموده است.که پس از تبادل لایحه، ارسال به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه دفاعیه در موقع شور طرح خواهد شد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای م. ج. ح. م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
فرجام خواهی اقای ح. ا. ت. ف. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/11/19 اصداری از شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/09/30 که به موجب ان حکم به بطلان دعوی فرجام خواه به خواسته فسخ نکاح به علت تدلیس، به لحاظ عدم ارائه و احراز دلیل و مدرک لازم صادر شده است، با توجه به جامع اوراق و مطاوی پرونده وارد و موجه نیست.زیرا، حسب بررسی و استعلام های دادگاه و اعلام نظر صریح سازمان *زوجه فرجام خوانده نابارور نبوده و از نظر شنیداری از ناحیه هر دوگوش مشکل ناشنوایی دارند و حسب قول و اظهار زوجه مشکل ناشنوایی خود و اینکه از سمعک استفاده می کنند در خلوت وجلوت (در حضور عده ای که کدخدای روستا هم حضور داشته) این نکته و مشکل را طرح وبه زوج گفته است.و او د رپاسخ بیان داشته که قابل حل و درمان است.و مضافا اینکه ادعای زوج فرجام خواه فارغ از موضوع بسیار مهم تدلیس میباشد.، چون تدلیس در نکاح عبارت است.از ان که هر یک از زوجین با اعمال متقلبانه نقص یا عیبی را که دارند، پنهان نمایند و یا خود را دارا و اراسته به صفت کمالی معرفی کنند که فاقد ان میباشند و یا وقتی که صفت خاصی شرط شده باشد. و بعدا معلوم گردد. که فاقد ان صفت میباشد. در پرونده پیوست چنین وضع و شرایطی وجود ندارد. و زوجه اظهار می دارد. که مساله ناشنوایی خود را اذعان داشته و زوجه هم قبول کرده است. و ادعای عدم باروری زوجه هم با توجه به نظر سازمان *اصلا منتفی است.و مضافا اینکه اساسا بیماری ناشنوایی قابلیت درمان و مداوا را هم دارد. و بیماری (ناشنوایی) از موارد فسخ نکاح هم نیست و از شمول ماده 1123 قانون مدنی خارج میباشد. بنابراین دادنامه فرجام خواسته که مورد اعتراض فرجام خواه قرار گرفته متکی بر ارزیابی دلایل و ادعای طرفین و انها و قرائن موجود در پرونده ومبتنی بر استنباط و تشخیص دادگاه بوده و با التفات به جهات و مبانی استدلال و استنباط محکمه به شرح منعکس در دادنامه، رای معترض عنه در مجموع موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر دادنامه مرقوم مترتب نبوده و اعتراض فرجام خواه درحد و موقعیتی نیست که خلل و خدشه ای بر مبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه وارد کند و موجبات نقض ان را فراهم نماید. و ازحیث رعایت اصول و تشریفات دادرسی هم ایراد موثری در نحوه رسیدگی دادگاه و صدور حکم ملاحظه و مشاهده نشد و لذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370 و 396 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
شعبه *
رییس شعبه:ح. ع. مستشاران: ح. م. ه. - م. ج. ح. م.