تاریخ دادنامه قطعی: 1401/04/18
پیام: از ارکان دعوی اعتراض ثالث این است که به حقوق ثالث خللی وارد آید. چنانچه دادخواست خواهان دعوی اصلی، رد شده باشد، این رای نمی تواند موجب خللی به حقوق ثالث باشد و لذا اعتراض ثالث مبتنی بر آن مردود است.
خلاصه جریان پرونده:
پیرو گزارش مورخ 98/6/31 این شعبه و به دلالت محتویات پرونده محاکماتی واصله، اقای س. ن. ب. از اقای م. ث. و خانم ر. ا. ف. ا. دادخواستی به طرفیت خانم ل. ک. ک. به قیمومت از اقای ح. ن. دادخواستی به خواسته اعتراض ثالث نسبت بدادنامه شماره --- - 93/3/4 صادره از شعبه --- دادگاه خانواده ( 8 سابق) و نقض ان تقدیم دادگاه عمومی کرمان نموده و در شرح دادخواست خلاصتا توضیح میدهد که چون دادنامه شماره --- - 93/3/4 صادره از شعبه --- دادگاه خانواده کرمان به عنوان مستند صدور دادنامه شماره --- - 94/8/6 بحقوق خواهان خلل وارد نموده لذا با تجویز مواد 417 تا 420 قانون آیین دادرسی مدنی با اعتراض به رای مذکور، تقاضای نقض ان هم از لحاظ اصل حجر و هم از لحاظ تاریخ ان میگردد. زیرا اقای ح. ن. در صحت و سلامت کامل، سالهای متمادی در * به شغل عتیقه فروشی فعالیت داشته و معاملات منقول و غیرمنقول متعددی را انجام داده و فعالیت گسترده ای داشته است.و با مراجعه به دفاتر اسناد رسمی و ادارات دولتی و از جمله اداره اوقاف، اقدام به تنظیم اسناد و معاملات خود کرده است.و ظرف مدت مدیدی که مبادرت به خرید و فروش عتیقه جات مینموده، هیچگاه ادعای حجر او و یا غبن معاملات او مطرح نبوده و کسبه محل علاوه بر انکه ذیل استشهادیه پیوست دادخواست را گواهی نمودهاند حاضرند در دادگاه حاضر شوند و اطلاعات و مشاهدات خود را بیان نمایند و برهمین اساس طی مبایعه نامه مورخ 85/4/17 سرقفلی مغازه ای واقع در * را بمبلغ 330 میلیون ریال و حتی بمراتب بیشتر از دو برابر قیمت واقعی ان بخواهانها فروخته و مبادرت به تنظیم اسناد رسمی ان کرده است.و ادعای حجر وی و متعاقبا صدور حکم حجر نامبرده انهم با عطف به ماسبق نمودن از یک سال قبل از معامله خواهانها، مقدمه ای برای ابطال معامله منعقده بوده و با توجه به شهادت شهود و گزارش کارشناس تامین دلیل در خصوص ارزش واقعی مغازه مورد بحث و گواه بودن خانم ل. ک. ک. به عنوان همسر فروشنده و یکی از شهود معامله بر صحت معامله و انتخاب وکیل توسط اقای س. ن. برای تعقیب ادعای واهی جنون و تحقیقات مامورین انتظامی و مکاتبات اقای س. ن. با اداره اوقاف و اعطای وکالت رسمی یکی از خواهانها و معرفی به اداره اوقاف جهت تنظیم قرارداد، موید سلامت عقلی وی میباشد. و با توجه به اینکه موضوع مبایعه نامه عادی مورخ 86/4/17 یکباب انباری حدود 10 مترمربع که توسط خواهان تعمیر اساسی شده و میلیونها تومان خرج ان گردیده است.لذا اقدام فوق برای از بین بردن حق خواهان و تملک حقوق شرعی و قانونی وی بوده و مستدعی صدور رای به شرح ستون خواسته شده و فتوکپی های: 1 - دادنامه شماره --- - 93/3/4 صادره از شعبه --- دادگاه خانواده کرمان مبنی بر صدور حکم حجر اقای ح. ن. و شروع ان حداقل از سال 1385 . 2 - سند عادی مورخ 86/4/17 تنظیمی فیمابین اقایان ح. ن. (به عنوان فروشنده). م. ث. (به عنوان خریدار) در خصوص یکباب مغازه واقع در * ساحت حدود 18 مترمربع که از موقوفه ثلثی م. ع. میباشد. (به عنوان مورد معامله) کلا به مبلغ 330 میلیون ریال. 3 - استشهادیه محلی مفادا مبنی بر سلامت روحی اقای ح. ن. و واگذاری مغازه مورد معامله توسط نامبرده به خواهان. 4 - درخواست خانم پ. و. خ. به وکالت از اقای ح. ن. به عنوان دادیاری شعبه سرپرستی دادسرای عمومی و انقلاب کرمان مبنی بر صدور حکم حجر اقای ح. ن. به علت ابتلای به بیماری روانی از ابتدای سال 1385 به لحاظ جنون ادواری. 5 - قیم نامه مورخ 93/8/24 صادره از دادسرای عمومی و انقلاب کرمان مبنی بر قیمومت خانم ل. ک. ک. بر ح. ن. 6 - صورتجلسه مورخ 92/1/18 مبنی بر انجام تحقیقات محلی توسط مامور اجراییات دادگستری در خصوص وضعیت روانی و حجر اقای ح. ن.. 7 - نظریه مورخ 94/9/14 اقای ع. م. (کارشناس رسمی دادگستری) به عنوان شورای حل اختلاف شماره 5 * در پرونده تامین دلیل ان شورا در خصوص تعیین میزان سرقفلی مغازه مورد ترافع در سال 1396 . 8 - وکالتنامه رسمی شماره 140099 - 86/6/24 تنظیمی در دفتر خانه اسناد رسمی شماره 41 * مشعر بر تفویض وکالت از ناحیه اقای ح. ن. به خانم ر. ا. ف. ا. جهت انجام امور اداری و انتقال یکباب انباری که به صورت مغازه در امده است. 9 - قرارداد اجاره مورخ 91/7/15 تنظیمی فیمابین موقوفه متصرفی ثلثی م. ع. (به عنوان موجر) و خانم ر. ا. ف. ا. (به عنوان مستاجر) در خصوص ششدانگ عرضه و اعیان انباری از موقوفه ثلثی م. ع. (به عنوان مورد اجاره). 10 - دوفقره نامه های اقای ح. ن. به عنوان اداره اوقاف و امور خیریه کرمان در خصوص مورد اجاره فوق. 11 - نامه مورخ 86/4/25 اقای ح. ن. به عنوان مستاجر مورد اجاره فوق به عنوان اداره اوقاف و امور خیریه کرمان مبنی بر تنظیم اجاره نامه راجع به مورد اجاره فوق با خانم ر. ا. ف. ا.. 12 - مکتوب منتسب به اقای ح. ن. مبنی بر فروش انباری مورد بحث به اقای م. ث.، را پیوست دادخواست تقدیمی مینماید.
دادخواست مذکور در تاریخ 94/9/15 جهت رسیدگی به شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی کرمان ارجاع شده و شعبه مزبور در تاریخ فوق پرونده اصلی را از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی سابق کرمانی مورد مطالبه قرار داده و طرفین را نیز دعوت به دادرسی مینماید.
در تاریخ 95/7/3 جلسه دادرسی شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی کرمان با حضور وکلای طرفین تشکیل شده و وکیل خواهانها مفادا با تکرار مندرجات دادخواست، تقاضای رسیدگی به شرح دادخواست تقدیمی را نموده و به لحاظ اینکه اعتراض ثالث نسبت به حکم حجر بوده و رسیدگی به موضوع حجر در صلاحیت دادگاه خانواده است.لذا رسیدگی بدعوی اعتراض ثالث مطروحه را در صلاحیت شعبه --- دادگاه حقوقی (ویژه خانواده) فعلی که شعبه --- دادگاه حقوقی سابق میباشد. اعلام داشته و بصلاحیت دادگاه ایراد مینماید.
وکیل خوانده نیز اظهار میدارد. که حکم حجر اقای ح. ن. با توجه به گواهی پزشکی قانونی صادر شده که تمامی سوابق بیمار مورد استعلام قرار گرفته و تاریخ حجر یک سال قبل از انجام معامله میباشد. و در ان زمان، نامبرده دارای اهلیت برای انجام معامله نبوده و ذیل قرارداد را همسر ن. به نام ل. ک. امضای ننموده و رسیدگی به صحت معامله در صلاحیت دادگاهی است.که بطلان معامله را رسیدگی مینماید.
شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی کرمان، خلاصتا به لحاظ اینکه رسیدگی بدادخواست اعتراض ثالث باید در دادگاهی رسیدگی شود. که دادنامه مورد اعتراض را صادر نموده است.و شعبه --- دادگاه حقوقی که حکم حجر را صادر نموده است، صالح برسیدگی است.لذا پرونده را به نظر رییس کل دادگاههای عمومی و انقلاب کرمان میرساند. و رییس کل دادگاههای عمومی و انقلاب کرمان نیز در تاریخ 95/7/7 پرونده را جهت رسیدگی به شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی کرمان اعاده مینماید. و طرفین حسب دستور دادگاه دعوت به دادرسی میگردند.
در تاریخ 95/11/18 جلسه دادرسی شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی کرمان با حضور طرفین و وکلای انان تشکیل شده و وکیل خواهانها مفادا همان اظهارات جلسه قبل و نیز مطالب مندرج در دادخواست تقدیمی را تکرار مینماید. و به شرح دادخواست تقدیمی مستدعی صدور حکم میگردد. وکیل خوانده نیز مفادا مطالب و اظهارات عنوان شده قبلی خود را تکرار نموده و خلاصتا با رد اظهارات و ادعای خواهانها و با استناد به نظریه پزشکی قانونی، تقاضای رسیدگی و صدور حکم بر تایید حکم حجر محجور را مینماید.
شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی کرمان به موجب دادنامه شماره --- - 95/11/27 در خصوص دادخواست اقای م. ث. به طرفیت خانم ل. ک. ک. به قیمومت از اقای ح. ن. به خواسته اعتراض ثالث بدادنامه شماره --- - 93/3/4 صادره از شعبه --- دادگاه خانواده 8 سابق و تقاضای نقض ان، بدین توضیح که بنا به دادنامه فوق الذکر اقای ح. ن. محجور شناخته شده است.و حال خواهان مدعی است.که صدور این دادنامه به حقوق مسلم وی خلل وارد میاورد. پرونده موصوف مورد بررسی قرار گرفت معلوم گردید.که رای محجوریت مستندا به نظر پزشکی قانونی و پرونده بالینی خوانده صادر گردیده است. و خواهان نیز مدعی است.که وی سالها در بازار به کار عتیقه فروشی مشغول بوده و نمیتواند محجور باشد. که البته به نظر میرسد در این کار موفقیتی نداشته و به نوعی باعث از دست دادن ان شده است.لذا مستندا به مواد 417 ببعد قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 497 این قانون، دعوی خواهان را وارد ندانسته و حکم به رد دعوی خواهان و تایید دادنامه شماره فوق صادر مینماید.
دادنامه فوق مورد تجدیدنظر خواهی اقای س. ن. ب. لت از اقای م. ث. و خانم ر. ا. ف. ا. قرار گرفته طی لایحه تجدیدنظر خواهی پیوست دادخواست تجدیدنظر خواهی تقدیمی، خلاصتا، اعلام میدارد. که موکلین وی به موجب دادخواست بدوی تقدیمی، دو نفر میباشند که دادگاه صادرکننده رای تجدیدنظر خواسته، نسبت به یک نفر از انها به نام اقای م. ث.، اقدام به صدور رای نموده و در مورد خواهان دیگر به نام خانم ر. ا. ف. ا. اظهارنظر ننموده است.و همچنین صلاحیت رسیدگی بدعوی اعتراض ثالث مطروحه را هم نداشته است.و در ماهیت دعوی نیز مطالب مشروحی را در توجیه ان عنوان میدارد.
پرونده امر در تاریخ 96/2/19 جهت رسیدگی به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان کرمان ارجاع میشود.
شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان کرمان در وقت فوق العاده طبق دادنامه شماره --- - 96/7/19 در خصوص تجدیدنظر خواهی اقای م. ث. به طرفیت خانم ل. ک. به قیمومت از محجور اقای ح. ن. از رای شماره --- شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی کرمان که به موجب ان دعوی تجدیدنظر خواه با عنوان اعتراض ثالث بدادنامه شماره --- محکوم به رد شده است، نظر به اینکه رای تجدیدنظر خواسته مسبوق و متکی به رسیدگی و بررسی ادله و مدارک طرفین توسط دادگاه نیست و اقتضای داشت چنانچه دادگاه نخستین پرونده مربوط به رای اصلی مورد اعتراض و پزشکی قانونی را ملاحظه و بررسی کرده است.صورت جلسه تنظیمی مربوط به ان در پرونده درج شود. تا احراز ان مسلم باشد. و ایضا ضرورت داشت با توجه به اظهار وکیل تجدیدنظرخواه در جلسه دادگاه نخستین، موضوع درخواست کارشناسی او که نوعی ابراز دلیل محسوب میشود. هم بررسی و بعلل عدم پذیرش ان در رای اشاره میشد که با این وصف وضعیت این دلیل در پرونده معلق و به نظر میرسد که به ان توجه نشده است.و علی ایحال در فرضی که رایی مورد اعتراض ثالث قرار میگیرد به دلالت ضمنی و تلازم متضمن این معناهم هست که ادله ان رای نیز مورد تعرض است.و اشاره و استناد صرف به همان ادله مبنای رای مورد اعتراض، برای رد دعوی نخستین تجدیدنظر خواه، بدون بررسی و صحت و سقم انها وجاهت قانونی ندارد. و نظر به اینکه رای از حیث نحوه استدلال و نتیجه ماخوذه و همچنین عبارت حکم به رد بیشتر صدور قرار رد را تداعی میکند و با ان انطباق بیشتری دارد. و دلالتی بر رسیدگی ماهیتی ندارد. تا قضیه مقتضی صدور حکم بوده باشد.، بنابراین به جهات یادشده و مستفاد از ملاک ماده 403 قانون آیین دادرسی مدنی، با تلقی حکم به قرار و نقض ان به استناد ماده 353 ان قانون، پرونده را برای رسیدگی ماهوی به دادگاه نخستین بازمیگرداند و ضمنا راجع به تجدیدنظرخواهی خانم ر. ا. ف. ا. با وکالت اقای س. ن. از رای مذکور، نظر به اینکه دادگاه نخستین راجع به ادعای وی اثباتا یا نفیا اظهارنظر نکرده است.لذا در موقعیت کنونی، دادگاه را غیرمواجه با تکلیف اعلام میدارد.
پس از وصول پرونده به دادگاه بدوی (شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی کرمان)، مرجع مزبور، طرفین را دعوت به دادرسی مینماید.
در تاریخ 97/1/26 جلسه رسیدگی دادگاه عمومی فوق الذکر با حضور وکلای طرفین تشکیل شده و وکلای مذکور مفادا همان و مدافعات جلسات قبلی خود را تکرار نموده و وکیل خواهانها مجددا صلاحیت ان دادگاه را در رسیدگی به موضوع به لحاظ صالح بودن دادگاه خانواده صادرکننده دادنامه معترض عنه مورد ایراد قرار میدهد.
شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی کرمان طی دادنامه شماره --- - 97/1/26 خلاصتا به لحاظ اینکه اعتراض ثالث نسبت بدادنامه شماره --- - 93/3/4 شعبه --- خانواده 8 سابق خانواده، اصلی بوده و میبایست همان دادگاهی رسیدگی نماید. که دادنامه مورد اعتراض را صادر نموده است.لذا مستندا به ماده 417 ببعد قانون آیین دادرسی مدنی، قرار عدم صلاحیت بشایستگی شعبه --- خانواده در رسیدگی بدعوی مطروحه صادر مینماید.
پرونده امر در تاریخ 97/2/4 جهت رسیدگی به شعبه --- دادگاه خانواده کرمان ارجاع میشود. و شعبه --- دادگاه خانواده کرمان (شعبه --- خانواده سابق) دعوت به دادرسی مینماید.
در تاریخ 97/3/20 جلسه دادرسی شعبه --- دادگاه خانواده کرمان (شعبه --- سابق خانواده) با حضور اقای م. ث. (ا. از خواهانها) و وکلای طرفین تشکیل شده و وکیل معترضین ثالث (خواهانها) با تکرار مفاد دادخواست تقدیمی، خواسته را به شرح دادخواست مذکور اعلام داشته و مطالبی را عنوان مینماید.
وکیل محجور نیز مدافعات خود را به شرح مضبوط در پرونده اعلام میدارد.
شعبه مذکور پرونده موضوع صدور حکم حجر را از شعبه --- دادگاه حقوقی مطالبه نموده و مقرر میدارد. محجور جهت مدافعات روانپزشکی و تعیین دقیق زمان محجوریت و تعیین نوع ان به کمیسیون پزشکی قانونی کرمان معرفی گردد.
اداره کل پزشکی قانونی استان کرمان به موجب نامه مورخ 97/4/23 در پاسخ شعبه --- دادگاه خانواده کرمان اعلام میدارد. که در تاریخ 97/4/20 جلسه کمیسیون پزشکی در خصوص اقای ح. ن. با شرکت دو نفر متخصص روانپزشکی و یک نفر پزشک قانونی تشکیل شده و پس از بررسی سوابق و مدارک پزشکی و استماع اظهارات نامبرده و بحث و تبادل نظر باین شرح اظهارنظر گردیده است.که: (نتیجه کمیسیون: معاینه و مصاحبه با نامبرده و معترض ثالث و وکیل معترض انجام شد با توجه به شرح حال مشکلات خلقی در زمانهایی داشته است.ولی علایمی دال بر روانپریشی جدی احراز نشد. بیماری روانپزشکی در حدی که مانع اداره امور اموال خود شده باشد.، محرز نشد.).
نظریه مذکور مورد اعتراض وکیل محجور قرار گرفته و مستدعی ارجاع امر به کمیسیون عالی پزشکی میگردد.
دادگاه مذکور طی نامه مورخ 97/5/9 از اداره کمیسیون پزشکی قانونی کرمان درخواست مینماید. که با توجه به اعتراض وکیل محجور به نظریه کمیسیون پزشکی، مشارالیه به کمیسیون عالی پزشکی معرفی گردد. تا نظریه کمیسیون مزبور به دادگاه اعلام گردد.
اداره کل کمیسیون قانونی استان کرمان، با توجه به اعتراض اقای ح. ن.، تصویر پرونده نامبرده را جهت طرح در کمیسیون مجدد به پزشکی قانونی استان یزد ارسال میدارد.
اداره کل پزشکی قانونی استان یزد طی نامه مورخ 97/7/2 تصویر صورتجلسه مورخ 97/6/19 کمیسیون مجدد روانپزشکی متشکله در ان اداره را به شعبه --- دادگاه خانواده کرمان ارسال میدارد. و صورتجلسه مزبور مشعر بر اینستکه در تاریخ 97/6/19 کمیسیون تجدیدنظر روانپزشکی در خصوص اقای ح. ن. با شرکت یک نفر فوق تخصص روانپزشکی و دو نفر متخصص روانپزشکی و دو نفر متخصص پزشکی قانونی و مسمومیت ها تشکیل شده و پس از بررسی سوابق و مدارک پزشکی و استماع اظهارات نامبرده و بحث و تبادل نظر، باین شرح اظهار نظر گردیده است.که: (نتیجه کمیسیون: به استناد کمیسیون، با عنایت به فقدان سوابق و مدارک پزشکی مستدل و مستند کافی، لازم است.جهت بررسی های تشحیصی در مرکز جامع روانپزشکی یزد تحت نظر اقای دکتر ب. بدون اجازه ترخیص با رضایت شخصی بستری و مجددا پس از ترخیص، جهت بررسی معرفی گردد.).
پس از وصول نامه مذکور از پزشکی قانونی *، طرفین دعوت به دادرسی شده و در تاریخ 97/7/17 جلسه دادرسی شعبه --- دادگاه خانواده کرمان با حضور احد از معترضین ثالث به نام اقای م. ث. و وکلای طرفین تشکیل شده و وکیل معترضین ثالث مطالب مشروحی را در خصوص عدم حجر اقای ح. ن. عنوان نموده و مستدعی دعوت اقای ح. ن. به دادگاه و استماع توضیحات وی در خصوص حجر نامبرده و نیز استماع شهادت شهود میگردد. وکیل محجور (خوانده) نیز مدافعاتی را در قبال اظهارات وکیل معترضین ثالث راجع به حجر محجور و عدم قطعیت نظریه پزشکی قانونی و محجور بودن موکل خویش، معمول میدارد.
دادگاه در جلسه مزبور به لحاظ اینکه خواهانها درجهت اثبات ادعای خویش بشهادت شهود استناد نمودهاند و استماع گواهی گواهان موثر در کشف حقیقت میباشد. لذا قرار استماع شهادت شهود خواهانها را صادر مینماید.
در تاریخ 97/7/25 جلسه رسیدگی شعبه --- دادگاه خانواده کرمان ( 14 سابق) با حضور قاضی مشاور دادگاه و طرفین دعوی و وکلای طرفین تشکیل شده و وکیل معترضین ثالث، مفادا اظهارات قبلی خودرا در خصوص عدم حجر محجور و اقدام وی در رانندگی وسیله نقلیه و انجام معاملات و فعالیت های بانکی مربوط بخود توسط نامبرده را تکرار نموده و مستدعی تحقیق از اقای ح. ن. شده و سه نفر گواه خویش را تعرفه مینماید. وکیل محجور نیز مفادا با تکرار مدافعات سابق خویش در خصوص محجور بودن موکل خود، مبادرت به تعرفه دو گواه مینماید. اقای ح. ن. (منتسب به حجر) نیز اظهار میدارد. که قبول دارد. معامله انجام شد و ایشان امد رو میدان باغ و قرار بود یک میلیون و اندی به من بدهند و من گفتم نمیخواهم ایشان سی و اندی قرار بود بدهند و من پول را گفتم نمیخواهم من چندین سال است.رانندگی نمیکنم و من سال 69 امدم * و دو سال بعد مشکلاتم شروع شد و از سال 78 تحت نظر دکتر در * قرار گرفتم دکتر ا. و اخر 84 به دکتر غ. در * فکر میکنم معرفی شدم و مدارک موجود است.و هنوز تحت نظر دکتر غ. هستم و خالم بد بود و دکتر غ. راهنمایی میکرد که اقدام نمایم و من به دوستم و عیالم گفتم و گفت دکتر برو حقت را بگیرید و ایشان وضع مرا میدانست. در این جلسه از دو نفر گواهان تعرفه شده وکیل معترضین ثالث باسامی اقایان ب. ف. ک. و ح. م. ک. تحقیق شده و انها اطلاعات و شهادت خود را در خصوص صحت وضعیت روحی اقای ح. ن. بیان میدارند که در اوراق تحقیق پیوست پرونده انعکاس دارد. و همچنین از دو گواه تعرفه شده وکیل محجور به نامان اقایان ت. م. س. و م. ب. خ. نیز تحقیق به عمل امده و انها مطالبی را راجع به وضعیت نامساعد روحی اقای ح. ن. بیان میدارند.
دادگاه در جلسه مزبور مقرر میدارد. که از پزشکی قانونی خواسته شود. تا نسبت بتقاضای کمیسیون پزشکی قانونی یزد نسبت به معرفی محجور و دستور بستری شدن وی اقدام نمایند.
اداره کل پزشکی قانونی استان کرمان طی نامه مورخ 97/9/17 در پاسخ شعبه --- دادگاه خانواده کرمان، تصویر صورتجلسه مورخ 97/9/12 کمیسیون مجدد تجدیدنظر روانپزشکی متشکله در اداره کل پزشکی قانونی استان یزد را به دادگاه مذکور ارسال میدارد. و صورتجلسه فوق حاکی از اینستکه در تاریخ 97/9/7 کمیسیون یادشده در خصوص اقای ح. ن. با شرکت یک نفر فوق تخصص روانپزشکی و دو نفر متخصص روانپزشکی و یک نفر روانپزشک قانونی و یک نفر متخصص پزشکی قانونی و مسمومیت ها تشکیل شده و پس از بررسی سوابق و مدارک پزشکی و استماع اظهارات نامبرده و بحث و تبادل نظر، باین شرح اظهارنظر گردیده است: (نتیجه کمیسیون: به استناد بررسی مدارک و سروابق بالینی ارسالی از * کرمان، تصویر پرونده بیمارستانی، نامبرده مبتلا به نوعی اختلال خلقی دوره ای توام با دوره هایی از علایم روانپریشی میباشد. که ماهیت ان به صورت مزمن و عودکننده است. در خصوص وضعیت روانی وی در حوالی تاریخ مورد نظر دادگاه، مدارک و کافی در خصوص عدم توانایی اداره امور مالی در ان زمان ارایه و احراز نگردید.).
بالاخره شعبه --- دادگاه خانواده کرمان ( 14 خانواده سابق) در وقت فوق العاده بدون کسب نظر مشاور به موجب دادنامه شماره --- - 97/10/4 در خصوص تقاضای معترض ثالث اقای م. ث. طرفیت خانم ل. ک. ک. قیم اقای ح. ن. به خواسته اعتراض ثالث بدادنامه شماره --- - 93/3/4 صادره از شعبه --- دادگاه خانواده سابق و 8 حقوقی سابق و تقاضای نقض ان، دادگاه پس از انعکاس اجمالی دعوی مطروحه معترض ثالث و ماحصل شهادت شهود و نظریات کمیسیونهای سه نفره و پنج نفره روانپزشکی متشکله در ادارات کل پزشکی قانونی استانهای *، خلاصتا، با عنایت به مجموع محتویات پرونده و بالاخص نظرات کمیسیون پزشکی قانونی مرکز استان کرمان و مرکز استان یزد و سایر قراین و مدارک، با توجه به اصل سلامت روحی و روانی افراد و مستندا به مواد 417 و 425 قانون آیین دادرسی مدنی رای بر الغای دادنامه فوق الذکر (دادنامه محجوریت) صادر مینماید.
دادنامه فوق مورد تجدیدنظر خواهی خانم پ. و. ط. خونچه به وکالت از خانم ل. ک. ک. و اقای ح. ن. قرار گرفته و رسیدگی به تجدیدنظر خواهی مذکور در تاریخ 97/11/22 به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان کرمان ارجاع شده و شعبه مزبور با دعوت طرفین به دادرسی و تشکیل جلسه دادرسی در تاریخ 98/2/10 با حضور وکلای طرفین و اقای ح. ن. (منتسب به حجر) و خانم ل. ک. ک. (قیم محجور) و احد از تجدیدنظر خواندگان بنان اقای س. ث. و استماع اظهارات و مدافعات وکلای طرفین و نیز سیوال از اقای ح. ن. مبنی بر اینکه مطلبی دارد. یا خیر و پاسخ مشارالیه مبنی بر اینکه مطلبی ندارد.، نهایتا اقدام به صدور رای مینماید.
شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان کرمان طبق دادنامه شماره --- - 98/2/16 در خصوص تجدیدنظر خواهی خانم ل. ک. ک. به قیمومت از اقای ح. ن. و با وکالت خانم پ. و. ط. خونچه به طرفیت اقای م. ث. و خانم ر. ا. ف. ا. با وکالت اقای س. ن. از دادنامه شماره --- شعبه --- دادگاه خانواده کرمان که به موجب ان در مقام رسیدگی باعتراض ثالث دادنامه شماره --- ان دادگاه مبتنی بر صدور حکم حجر اقای ح. ن. از ابتدای سال 1358 ، الغای شده است، دادگاه با توجه به محتوای پرونده، نظر به اینکه نظریه کمیسیون مجدد تجدیدنظر روانپزشکی * یزد بیانگر است.که مشارالیه مبتلا به نوعی اختلال خلقی دوره ای توام با دوره های روانپریشی است.که ماهیت مزمن و عودکننده دارد. و براین مبنا نظریه یادشده صراحتا دلالتبر عدم حجر اقای ح. ن. از اساس ندارد. و با وصف مذکور جمله پایانی نظریه به اینکه در خصوص وضعیت روانی وی در حوالی تاریخ مورد نظر مدرک و مستند کافی بر عدم توانایی اداره امور مالی در ان زمان احراز نگردید نیز با توجه باصل نظریه که وضعیت روانی مشارالیه را مزمن و مستمر در دوره های متوالی دانسته است، قابل اعتنای نیست زیرا از مجموع نظریه کمیسیون برمیاید که مشارالیه به صورت درهم در طول زمان دارای اختلال روانی منتهی به عدم توانایی در امور مالی بوده است.و اگر متناوب و متصل نبوده لااقل در فواصلی از زمان دچار این وضعیت بوده است.و به عبارت دیگر قدر متیقن حاصل است.که وی به صورت ادواری دچار این وضعیت میشود. بنابراین به جهات یاد شده عدم حجر مشارالیه احراز نمیشود. و الغای حکم حجر ار اساس موجه نبوده و به استناد مواد 197 و 357 قانون آیین دادرسی مدنی، رای تجدیدنظر خواسته را نقض و حکم به بطلان دعوی معترض ثالث صادر مینماید. (لازم به یاداوری است.که به موجب دادنامه راجع به حجر تاریخ ابتدای حجر محجور سال 1385 قید شده و تاریخ 1358 در رای دادگاه تجدیدنظر مذکور مبتنی بر سهوقلم به نظر میرسد.).
دادنامه فوق الذکر مورد فرجام خواهی اقای م. ث. و خانم ر. ا. ف. ا. با وکالت اقای س. ن. قرار گرفته و رسیدگی به فرجام خواهی مذکور به این شعبه دیوان عالی کشور ارجاع میگردد.
این شعبه (شعبه بیست و دوم دیوان عالی کشور) براساس دادنامه شماره --- /98 - 98/6/31 و بنا به جهات مقیده در ان، خلاصتا، به لحاظ اینکه اقتضای داشته است.که دادگاه تجدیدنظر مذکور، اولا- در خصوص عدم رعایت مقررات ماده 2 قانون حمایت خانواده توسط دادگاه بدوی، اتخاذ تصمیم مقتضی و قانونی مینموده و ثانیا- پرونده مربوط به دادنامه موضوع اعتراض ثالث معموله فرجام خواهان راجع به صدور حکم حجر محجور را مورد مطالبه قرار میداده و با دعوت و حضور اصحاب دعوی نسبت به ملاحظه محتویات ان و انعکاس ماحصل مفید محتویات پرونده مذکور در صورتمجالس تنظیمی مبادرت میورزیده و از تصمیمات و ارای صادره در ان فتوکپی خوانا و قابل رویت تهیه و ضبط پرونده میگردیده و ثالثا- با معرفی اقای ح. ن. (محجور) به کمیسیون 7 نفره پزشکی قانونی در مرکز پزشکی قانونی، اقدام به اخذ نظریه صریح و دقیق ان مرجع در خصوص چگونگی امر و وضعیت محجور میشده و چنانچه اقدامات مذکور انجام تحقیقات دیگری را هم به تبع داشته و یا از نظر دادگاه تجدیدنظر فوق در مقام احراز واقعیت امر ضرورت یابند نسبت به انجام انها نیز اقدام و پس از اتخاذ تصمیم از ناحیه دادگاه بدوی، براساس موازین قانونی در خصوص هر دو خواهان بدوی، نسبت به صدور رای موافق با مقررات و براساس نظریات علمی و تخصصی پزشکی اهتمام میگردیده است.و چون جهات و مراتب مرقوم در صدور دادنامه معترض عنه ملحوظ نظر واقع نگردیده لذا پرونده را واجد اشکال و نقص در اجرای مقررات قانونی و نیز نقص در انجام تحقیقات دانسته و ضمن نقض دادنامه فرجام خواسته پرونده را جهت رسیدگی مجدد با لحاظ موازین قانونی حاکم بر مورد، به دادگاه تجدیدنظر صادر کننده ان ارجاع مینماید.
پس وصول پرونده به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان کرمان، شعبه مزبور در تاریخ 98/8/11 در وقت فوق العاده به لحاظ اینکه چون دادگاه نخستین راجع به ادعای خواهان دیگر (خانم ر. ا. ف. ا.) علیرغم تذکر قبلی اثباتا یا نفیا اظهارنظر کرده است.و در موقعیت کنونی و قبل از این امر، رسیدگی و انجام اقدامات مندرج در رای دیوان و در نتیجه اتخاذ تصمیم موجه نخواهد بود بنابراین پرونده را برای اقدام به دادگاه نخستین اعاده مینماید. و توجه دادگاه بدوی را به تذکر دیوان عالی کشور در ارتباط با رعایت ماده 2 قانون حمایت خانواده معطوف میسازد.
پس از وصول پرونده به شعبه --- دادگاه خانواده کرمان، اقای قاضی شعبه مزبور در تاریخ 98/9/5 و در وقت فوق العاده اجمالا مرقوم میدارند که ان شعبه فاقد مشاورحقوقی بوده و چندبار مراتب را بدوستان مسیول اعلام نموده و انان اعلام داشتند که علاوه بر ان شعبه (شعبه --- ) چند شعبه دیگر از دادگاههای خانواده کرمان نیز فاقد مشاور میباشند و در خصوص از قلم افتادن خوانده ردیف دوم در دادنامه قبلی صادره از ان شعبه و نقض ان توسط دادگاه تجدیدنظر و اینکه به نظر قبلی خود باقی بوده و تغییر نکرده است.لذا مبادرت به صدور رای مینماید.
شعبه --- دادگاه خانواده کرمان ( 14 خانواده سابق) به موجب دادنامه شماره --- - 98/9/6 در خصوص تقاضای معترضین ثالث خانم ر. ا. ف. ا. و اقای م. ث. ب. یت خانم ر. ل. ک. ک. و اقای ح. ن. به خواسته اعتراض ثالث بدادنامه شماره --- - 93/3/4 صادره از شعبه --- حقوقی خانواده سابق و 8 سابق و تقاضای نقض ان، دادگاه پس از درج ماحصل دعوی و جریان پرونده، خلاصتا، با توجه به مجموع محتویات پرونده، بالاخص نظرات کمیسیون پزشکی قانونی مرکز استان کرمان و مرکز استان یزد و سایر قراین و امارات و با توجه به اصل سلامت روحی و روانی افراد مستندا به 417 و 425 قانون آیین دادرسی مدنی، رای بر الغای دادنامه فوق الذکر (دادنامه محجوریت) صادر مینماید.
دادگاه بدوی مذکور پس از صدور دادنامه فوق، پرونده را به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان کرمان ارسال میدارد. و پس از وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر مزبور، شعبه محترم نهم دادگاه تجدیدنظر استان کرمان در تاریخ 98/10/16 و در وقت فوق العاده به لحاظ اینکه دادنامه شماره --- - 980 صادره از شعبه --- دادگاه خانواده کرمان بر محجورنبودن اقای ح. ن. اصدار یافته است.که همانند سایر ارای صادره از سوی دادگاه نخستین قابلیت تجدیدنظر خواهی و در مانحن فیه قابلیت فرجام خواهی از سوی طرفین میباشد. که در موارد مذکور تا کنون هیچگونه اعتراضی مشاهده نمیگردد. لذا پرونده را به دادگاه نخستین اعاده مینماید. که با اعلام تجدیدنظر خواهی و یا درخواست فرجام وفق مقررات اقدام نمایند والا با مضی مهلت تجدیدنظرخواهی و گذشت مهلت فرجام خواهی و قطعی و نهایی شدن حکم، پرونده را به ان دادگاه (تجدیدنظر) ارسال نمایند.
پس از وصول پرونده به شعبه --- دادگاه خانواده کرمان، دفتر دادگاه مزبور طی نامه مورخ 98/10/23 به عنوان دفتر شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان کرمان، با ارسال پرونده بمرجع تجدیدنظر فوق اعلام میدارد. که دادنامه شماره --- - 98/9/6 ان شعبه (شعبه --- خانواده) با توجه به ابلاغ به وکلای طرفین (خانم پ. و. و اقای س. ن. درج در سامانه و مشاهده 98/9/10 ) و عدم تجدیدنظر خواهی و فرجام خواهی در مهلت مقرر قانونی ار سوی انان قطعی گردیده است.
پس از وصول پرونده به شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان کرمان، دادگاه مزبور، با توجه به اتخاذ تصمیم راجع به ادعای خواهان دیگر از سوی دادگاه نخستین، مبادرت به دعوت طرفین برای رسیدگی نموده و پرونده مربوط به حجر را از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی کرمان مورد مطالبه قرار میدهد.
در تاریخ 99/4/14 جلسه دادرسی شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان کرمان با حضور اقای م. ث. و وکیل وی و خانم ل. ک. ک. (قیمه محجور) و وکیل وی تشکیل شده و وکیل معترضین ثالث مطالبی را در خصوص چگونگی و نحوه صدور دادنامه اخیر از ناحیه قاضی شعبه --- دادگاه خانواده کرمان عنوان نموده و مستدعی تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته میگردد. وکیل محجور و قیمه وی نیز خلاصتا اظهار میدارد. که رای دو صادره از شعبه --- دادگاه خانواده کرمان در خصوص اقای م. ث. (معترض ثالث دیگر) اشتباه بوده و از طرفی وی (وکیل محجور) یکبار از رای بدوی تجدیدنظر خواهی نموده و در لایحه تجدیدنظر خواهی خود نام هر دو خواهان بدوی (معترضین ثالث) را ذکر نموده و دلیلی برای اعتراض مجدد وجود نداشته زیرا پرونده هم اکنون در حال رسیدگی است.و سپس مطالبی را در خصوص محجور بودن اقای ح. ن. عنوان مینماید.
دادگاه تجدیدنظر مذکور در جلسه فوق اعلام میدارد. که پرونده حجر (امور سرپرستی) با حضور طرفین مورد بررسی قرار گرفته و از برگهای مفید ان فتوکپی تهیه شده و ضبط پرونده گردیده است.
(لازم به یاداوری است.که ماحصل مفید پرونده راجع به حجر محجور در صورتجلسه دادگاه مذکور منعکس نشده و منحصرا فتوکپی 27 برگ از اوراق پرونده راجع به حجر که در واحد سرپرستی دادسرای عمومی و انقلاب کرمان است.که شامل نظریه اداره کل پزشکی قانونی استان کرمان در مورد حجر محجور و دادنامه شماره --- - 93/3/4 صادره از شعبه --- دادگاه حقوقی کرمان مبنی بر صدور حکم بر محجوریت اقای ح. ن. و صورتحساب تحقیقات محلی تنظیمی توسط مامورین انتظامی راجع به وضعیت روحی و روانی اقای ح. ن. و صلاحیت خانم ل. ک. ک. جهت قیمومیت بر محجور و گواهی فوت مرحوم م. ن. (پدر اقای ح. ن.) و دادنامه شماره --- - 93/4/16 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی کرمان مبنی بر نصب خانم ل. ک. ک. به سمت قیم بر اقای ح. ن. و قیم نامه مورخ 93/8/24 صادره از دادسرای عمومی و انقلاب کرمان در مورد خانم ل. ک. ک. به عنوان قیم اقای ح. ن. و تعدادی اوراق دیگر تنظیمی در واحد سرپرستی دادسرای عمومی و انقلاب کرمان در مقام رسیدگی به امور محجور یادشده، میباشد. ضمیمه پرونده گردیده اند.).
دادگاه تجدیدنظر یادشده در تاریخ 99/4/14 با ارسال تصویری از رای شعبه --- دیوان عالی کشور از اداره پزشکی قانونی استان کرمان، درخواست تشکیل کمیسیون 7 نفره پزشکی قانونی بند سوم رای دیوان عالی کشور را مینماید.
اداره کمیسیونهای پزشکی مرکزی پزشکی قانونی تهران به موجب نامه شماره 1399243002046610 - 99/8/28 به عنوان و در پاسخ شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان کرمان اعلام میدارد. که در تاریخ 1399/08/21 جلسه کمیسیون 7 نفره روانپزشکی در خصوص پرونده اقای ح. ن. با شرکت 4 متخصص روانپزشکی و یک متخصص مغز و اعصاب و دو متخصص پزشکی قانونی تشکیل شده و پس از بررسی سوابق و مدارک پزشکی و استماع اظهارات اقای م. و مصاحبه با وی و بحث و تبادل نظر باین شرح اظهارنظر گردیده است.که: (نتیجه کمیسیون: از شاکی و متشاکی مصاحبه به عمل امد. مدارک و گواهیها بررسی شد. نامبرده مبتلا به نوعی اختلال خلقی دوره ای توام با دوره هایی از علایم روانپریشی میباشد. که ماهیت ان به صورت مزمن و عودکننده میباشد. در زمان عود بیماری توانایی اداره امور مالی خود را نداشته است. در خصوص وضعیت روانی نامبرده در زمان تاریخ مورد نظر دادگاه، مدارک و در خصوص عدم توانایی اداره امور مالی در ان زمان ارایه نگردید.).
نظریه مذکور به طرفین ابلاغ شده و ظاهرا اعتراضی نسبت بدان صورت نپذیرفته است.
مرجع تجدیدنظر فوق مجددا طی نامه مورخ 99/12/5 از اداره کمیسیونهای پزشکی مرکزی تهران، تاریخ شروع اختلال (عدم توانایی اداره امور اموال) اقای ح. ن. و سال انرا استعلام مینماید.
اداره کمیسیونهای پزشکی مرکزی پزشکی قانونی تهران در پاسخ استعلام شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان کرمان حسب نامه مورخ 1399/12/12 در خصوص اقای ح. ن. اعلام میدارد. که: (به استناد نتیجه کمیسیون مورخ 1399/08/21 ، نامبرده مبتلا به نوعی اختلال خلقی دوره ای توام با دورهایی از علایم روانپریشی با ماهیت مزمن و عودکننده میباشد. که فقط در دوره های عود بیماری توانایی اداره امور مالی خود را نداشته است.).
نهایتا شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان کرمان در وقت فوق العاده بر اساس دادنامه شماره --- - 99/12/16 در خصوص تجدیدنظر خواهی خانم ل. ک. ک. به قیمومت از اقای ح. ن. و با وکالت خانم پ. و. ط. به طرفیت اقای م. ث. با وکالت اقای س. ن. از دادنامه شماره --- شعبه --- دادگاه خانواده کرمان که به موجب ان دادگاه نخستین در مقام رسیدگی به اعتراض ثالث تجدیدنظر خوانده بدادنامه شماره --- مبتنی بر صدور حکم حجر اقای ح. ن.، دادنامه مذکور را الغای کرده است، با توجه به محتوای پرونده، نظر به اینکه نظریه هیات هفت نفره پزشکی تهران به شماره 1399243002046610 - 99/8/28 بدین شرح: نتیجه کمیسیون: از شاکی و متشاکی مصاحبه به عمل امد. مدارک و گواهیها بررسی شد. نامبرده مبتلا به نوعی اختلال خلقی دوره ای توام با دوره هایی از علایم روان پریشی میباشد. که ماهیت ان به صورت مزمن و عودکننده میباشد. در زمان عود بیماری توانایی امور مالی خود را نداشته است. در خصوص وضعیت روانی نامبرده در زمان تاریخ مورد نظر دادگاه مدارک و در خصوص عدم توانایی اداره امورمالی در ان زمان ارایه نگردید. دلالت دارد. که تجدیدنظر خواه به نحو مطلق و دایم دچار وضعیت اختلال نیست و به تبع عدم توانایی در اداره امورمالی نیز در مورد وی صدق نمیکند بنابراین ضمن رد تجدیدنظرخواهی، دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید مینماید.
دادنامه مرقوم به دلالت گزارش ابلاغ الکترونیکی مضبوط در پرونده در تاریخ 99/12/16 جهت ابلاغ از طریق درج در سامانه ابلاغ برای اقای ح. ن. (محجور) و خانم ل. ک. ک. (قیمه محجور) و وکیل انان ارسال شده و مورد مشاهده نامبردگان قرار گرفته و خانم پ. و. ط. چه به وکالت از اقای ح. ن. و خانم ل. ک. ک. به موجب دادخواستی که در تاریخ 1400/01/07 تقدیم داشته است.مبادرت به فرجام خواهی از رای مذکور نموده و دفتر دادگاه صادرکننده رای مذکور پس از انجام اقدامات قانونی پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال داشته و رسیدگی بپرونده باین شعبه ارجاع میگردد. و مندرجات دادخواست فرجام خواهی تقدیمی وکیل فرجام خواهان و لایحه جوابیه اقای س. ن. به عنوان وکیل فرجام خواندگان به هنگام شور قرائت خواهند گردید.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای
اولا- فرجام خواهی خانم پ. و. ط. به وکالت از اقای ح. ن. و خانم ل. ک. ک. به قیمومت از محجور (اقای ح. ن.) از دادنامه شماره --- - 99/12/16 صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان کرمان که متضمن تایید دادنامه شماره --- - 97/10/4 شعبه --- دادگاه خانواده کرمان (شعبه --- دادگاه خانواده سابق) مشعر بر الغای اثر از دادنامه شماره --- - 93/3/4 صادره از ان شعبه مبنی بر اعلام حجر اقای ح. ن. بوده و در مقام رسیدگی بدعوی اعتراض ثالث مطروحه فرجام خواندگان اصدار یافته است، قابل پذیرش نیست زیرا از ناحیه وکیل مذکور در قبال دادنامه معترض عنه صدرالاشعار تعرض موجه و خاصی که در خور امعان نظر باشد. صورت نپذیرفته و تعرضات معموله و مندرجات دادخواست فرجام خواهی تقدیمی مشارالیها، علاوه بر غیرمتکی بودن بدلیل معارض با استدلال مرجع تجدیدنظر مذکور و تکرار مطالبی که در مراحل سابق دادرسی نیز عنوان شده و ملحوظ نظر دادگاههای ذیربط واقع گردیده اند، با التفات به جهات موجهه مصرح در دادنامه های مارالذکر به گونه ای هم نیستند که خدشه یا خللی به اساس ارای معترض عنه یادشده و مبانی استنباط قضایی و تشخیص دادگاههای ذیربط که مبتنی بر ارزیابی دلایل ابرازی طرفین و موجود در پرونده و لحاظ اظهارات و مدافعات متداعیین و وکلای انان و استماع شهادت شهود نامبردگان و نظریات کمیسیونهای سه و 5 و 7 نفره روانپزشکی متشکله در استانهای * که با بررسی سوابق و مدارک پزشکی و بیمارستانی و استماع اظهارات اقای ح. ن. نیای و مبتنی بر ملحوظ داشتن ضوابط علمی و تخصصی و پزشکی مرتبط با مورد اعلام گردیده و حاکی از عدم احراز ناتوانی مشارالیه در اداره امور مالی خویش در زمان مورد ترافع و ادعا میباشد. و همچنین ملاحظه سوابق امر و مفادا احراز صحت ادعای معترض ثالث یادشده و مجموع محتویات پرونده امر اصدار یافته اند، وارد ساخته و مخالفت رای صدرالذکر را با موازین شرعی و مقررات قانونی مدلل نموده و یا نقض رای فرجام خواسته فوق را ایجاب نمایند. علیهذا مستندا به مادتین 370 و 396 و ملحوظ داشتن ماده 425 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، ضمن رد فرجام خواهی معموله وکیل فرجام خواهان، دادنامه فرجام خواسته موصوف با این قید و توضیح که ضمن نقض دادنامه شماره --- - 93/3/4 و با الغای اثر از ان، نتیجتا ابرام میگردد.
ثانیا- فرجام خواهی خانم پ. و. ط. چه به وکالت از فرجام خواهان از دادنامه شماره --- - 99/12/16 صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان کرمان به طرفیت خانم ر. ا. ف. ا. در وضعیت حاضر از قابلیت طرح در دیوان عالی کشور برخوردار نیست زیرا دادنامه مذکور در مقام تایید دادنامه شماره --- - 97/10/4 صادره از شعبه --- دادگاه خانواده کرمان (شعبه --- دادگاه خانواده سابق) اصدار یافته و رای اخیرالذکر منحصرا در خصوص و راجع به فرجام خوانده ردیف نخست (اقای م. ث.) بوده و به دلالت محتویات پرونده مرتبط با خانم ر. ا. ف. ا. (فرجام خوانده ردیف دوم) نبوده و نسبت به مشارالیها در دادنامه فوق اظهارنظر قضایی به عمل نیامده است.تا در این مقام (مرحله فرجامی و در دیوان عالی کشور) قابل طرح باشد. علیهذا فرجام خواهی معموله وکیل فرجام خواهان نسبت به فرجام خوانده یادشده غیرقابل طرح اعلام میگردد.
شعبه بیست ودوم دیوان عالی کشور
رییس: ج. مستشار: ح.