نقش نظریه کارشناسی در خصوص حجر

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1401/04/18

پیام: در مورد دعوی اثبات حجر، دادگاه مکلف است تمامی تحقیقات لازم را در این باره انجام دهد و عدم انجام تحقیقات لازم موجب نقض رای صادره خواهد بود. نظریه پزشکی قانونی در خصوص حجر یا عدم آن، مانند نظریه سایر کارشناسان واهل خبره طریقیت دارد نه موضوعیت و به عنوان یک اماره قضایی تلقی می‌گردد و قطعیت ندارد.

رای خلاصه جریان پرونده

خلاصه جریان پرونده:

به دلالت محتویات پرونده محاکماتی واصله اقای ا. ح. ز. به وکالت از اقای ق. خ. ب. و خانم ک. خ. ب. دادخواستی به طرفیت اقایان و خانم ها ن. و ن. و ب. و م. نام خانوادگی همگی خ. بارنجی و ریاست دادسرای عمومی و انقلاب تبریز (*) به خواسته صدور حکم حجر مرحومه ف. س. ب. تقدیم دادگاه عمومی تبریز نموده و در شرح دادخواست توضیح میدهد که مرحومه خانم ف. س. ب. مادر خواهان‌ها مطابق با اسناد و مدارک پزشکی و نظریه پزشکی قانونی از تاریخ 96/9/19 تا زمان فوت که مورخ 99/7/6 بوده دچار زوال عقلی گشته بوده و پزشکان معالج نیز براین امر صحه گذارده بودند که ایشان قادر به تصمیم گیری نبوده (خصوصا در امور مالی) و مغز نامبرده کوچک گشته است.و بهیچ وجه قادر به تمیز و تشخیص امور خود اعم از مالی و امور مهم نبوده است.و نامبرده چندین بار در بیمارستان بستری و تحت معالجه بوده و تمامی خواندگان از این موضوع اطلاع داشتند و خواندگان در دوران زوال عقلانی ان مرحومه در امور مالی خود دخالت کرده و معاملات و اسناد مهمی را رد و بدل کرده اند با اینکه علم کامل بر وضعیت مرحومه داشته اند ولی بازهم در تاریخ 1399/04/12 قراردادی را در ارتباط با اموال مرحومه تنظیم و مرحومه را مجبور به امضای نموده‌اند در صورتی که تمامی مدارک پزشکی دلالت بر زوال عقلانی مرحومه در ان تاریخ را دارد. لذا تقاضای صدور حکم حجر مرحومه ف. س. ب. را در تاریخ ذکر شده نموده و فتوکپی های: 1 - استشهادیه محلی مبنی بر اینکه مرحومه حاجیه ف. س. چندین سال وضعیت جسمانی و اختلال حواس کاملا نامناسب داشته و فاقد تمیز امور مالی و تشخیص بوده است. 2 - گواهی حصروراثت مورخ 99/9/19 صادره از ناحیه قاضی شعبه --- شورای حل اختلاف (حصروراثت) * مشعر بر اینکه مرحومه ف. س. ب. در تاریخ 1399/07/01 فوت نموده و ورثه وی شامل 6 فرزند باسامی ن. و ق. و ن. و ک. و ب. و م. نام خانوادگی همگی خ. ب. میباشند. 3 - نامه مورخ 99/10/11 اداره پزشکی قانونی استان اذربایجان شرقی به عنوان بازپرس شعبه --- دادسرای عمومی و انقلاب تبریز اجمالا مبنی براینکه میتوان انتظار داشت که ف. س. ب. از تاریخ 93/9/29 در اداره امور مهم مالی، حداقل نیاز به مشاور مورد اعتماد داشته است. 4 - برگهای پذیرش و خلاصه ترخیص و اجازه معالجه و عمل جراحی مورخ 93/9/19 صادره از مرکز پزشکی اموزشی، درمانی رازی در مورد خانم ف. س. ب. جی. 5 - وکالتنامه تنظیمی در دفتر اسناد رسمی شماره 202 تبریز مبنی بر تفویض وکالت از ناحیه خانم ک. خ. ب. (به عنوان موکل) به اقای م. ج. ب. (به عنوان وکیل) در خصوص امور مقیده در وکالتنامه مزبور، را ضمیمه دادخواست تقدیمی مینماید.

دادخواست مذکور در تاریخ 1400/01/18 جهت رسیدگی به شعبه --- دادگاه خانواده تبریز ارجاع شده و طرفین طبق دستور دادگاه دعوت به دادرسی میگردند.

اقای ر. ج. پ. با ارایه وکالتنامه، خود را به وکالت از خواندگان تعرفه نموده و طی لایحه مفصلی که تقدیم داشته است.مطالبی را در خصوص اموال غیرمنقول مرحومه ف. س. (مورث متداعیین) و فوت ان مرحومه به لحاظ ابتلای به بیماری کرونا و رد دعوی خواهان‌ها عنوان نموده و فتوکپی استشهادیه ای را که طی ان مسجلین استشهادیه تقدیمی خواهان‌ها از شهادت خود عدول نموده‌اند را ضمیمه لایحه مزبور مینماید.

در تاریخ 1400/06/08 جلسه دادرسی شعبه --- دادگاه خانواده تبریز با حضور قاضی مشاور و وکلای طرفین و سه نفر از خواندگان باسامی اقای ن. و خانم ها ب. و م. نام خانوادگی همگی خ. ب. تشکیل شده و وکیل خواهان‌ها در توجیه دعوی مطروحه به مدافعات وکیل خواندگان خلاصتا اظهار میدارد. که مورث خواهان‌ها و خواندگان به نام مرحومه ف. س. ب. مطابق اسناد و مدارک پزشکی و نظریه پزشکی قانونی به علت کهولت سن و سکته مغزی از تاریخ 1393/09/19 تا زمان فوت به تاریخ 1399/07/06 دچار زوال عقلی گردیده بوده و بهمین جهت امکان تشخیص و تمیز در امور مالی خود را نداشته و خواندگان از این موقعیت ان مرحومه (مورث خود) سوی استفاده نموده و نسبت بانتقال املاک ان مرحومه که بیش از دهها میلیارد تومان است، اقدام نموده‌اند و مستدعی صدور حکم حجر ان مرحومه شده و نیز اظهار میدارد. که انچه در نظریه پزشکی قانونی مورد لحاظ واقع شده و دعوی در ان خصوص ارایه شده بوده است.مربوط به تحصیل مال از طریق سوی استفاده از ضعف نفس بوده که پزشکی قانونی اعلام داشته که نیاز به مشاوره مالی دارد. و از جهت قناعت وجدانی دادگاه تقاضای ارجاع مجدد موضوع بپزشکی قانونی و نیز استماع شهادت شهود را در مورد احراز این امر که ان مرحومه فاقد عقل معاش بوده است.را نموده و نیز اعلام میدارد. که 6 نفری که ادعا میکنند از شهادت خود عدول نموده‌اند به لحاظ تهدید خواندگان بوده و مستدعی استماع شهادت انان گردیده و اضافه مینماید. که اشخاصی که سکته مغزی نموده‌اند با بیماری کووید 19 فوت نمیکنند و خواهان‌ها از اقرار ان مرحومه بی اطلاع بوده اند. وکیل خواندگان نیز به طور اجمال اظهار میدارد. که در گواهی پزشکی قانونی قید شده که ملاک تقدیمی شکات مثبت محجور بودن مرحومه ف. س. نیست و خواهان‌ها بهمراه خواندگان در بانک‌های سرمایه و سپه حاضر شده و وجوه نقدی ان را دریافت داشته و متعاقبا خواهان‌ها در زمان حیات ان مرحومه اقدام به تنظیم اسناد مالکیت به نام خود از نام مرحومه ف. س. نموده‌اند که فتوکپی اسناد مزبور ارایه نموده‌اند و سایر دفاعیات خود را به شرح لایحه تقدیمی اعلام داشته و ادعای سکته مغزی ان مرحومه را ناصحیح عنوان مینماید.

دادگاه در جلسه مزبور بطرفین ابلاغ مینماید. که نسبت به ارایه مدارک مثبته خود اقدام نمایند.

وکیل خواهان‌ها به موجب لایحه ای که در تاریخ 1400/03/10 از طریق سامانه خدمات الکترونیکی قضایی تقدیم داشته است، فتوکپی های سه برگ اوراق مربوط بپذیرش و اجازه عمل و جراحی و خلاصه پرونده بالینی مربوط به مرحومه ف. س. ب. در مرکز پزشکی اموزشی رازی تبریز و نظریه مورخ 99/10/11 اداره پزشکی قانونی تبریز را که قبلا به ضمیمه دادخواست تقدیمی نموده بوده است، مجددا به دادگاه مذکور ارسال میدارد.

شعبه --- دادگاه خانواده تبریز طی نامه مورخ 1400/03/29 با ارسال مدارک ارایه شده وکیل خواهان‌ها با اداره کل پزشکی قانونی استان اذربایجان شرقی از مرجع مزبور درخواست مینماید. که بررسی و اعلام دارند که با توجه به مدرک ارسالی، مرحومه ف. س. ب. از تاریخ 1393/09/19 لغایت 1399/07/06 دچار زوال عقلی بوده و به عبارتی محجور محسوب میشده است.یا خیر؟

اداره کل پزشکی قانونی استان اذربایجان شرقی به موجب دادنامه شماره --- - 1400/04/22 در پاسخ استعلام شعبه --- دادگاه خانواده تبریز اعلام میدارد. که: (تاکنون مدارک و پزشکی جدیدی به این اداره ارایه نشده است. بازبینی مدارک موجود در پرونده و گواهی پیشین صادره از این اداره انجام شد براین اساس اظهارنظر قطعی در خصوص وضعیت روانی و شناختی نامبرده در فاصله زمانی موردنظر مقام محترم قضایی (از 1393/09/13 تا 1399/07/06 ) مقدور نیست. بالحاظ مشکلات عروقی مغز که منجر به بستری در نوزدهم اذرماه 93 شده و تغییرات ناشی از کهولت سن (گزارش شده در تصویر برداری مغزی 1393/09/19 ) صرفا میتوان ذکر نمود وی از تاریخ 1393/09/19 در اداره امور مهم مالی حداقل نیاز به امین اموال داشته است. در صورتی که سیوال دیگری مدنظر مقام محترم قضایی باشد. لطفا اعلام شود. تا مورد بررسی قرار گیرد.).

شعبه --- دادگاه خانواده تبریز مجددا طی نامه مورخ 1400/05/02 از اداره کل پزشکی قانونی استان اذربایجان شرقی استعلام مینماید. که ایا در مورخ اعلامی شخص مورد نظر محجور بوده است.یا اینکه نیاز به امین داشته است.

اداره پزشکی قانونی استان اذربایجان شرقی طبق نامه شماره 10766 - 1400/05/19 در پاسخ شعبه --- دادگاه خانواده تبریز اعلام میدارد. که: (حسب رویت تصویر پرونده های بیمارستانی ارایه شده و بازبینی مدارک موجود در پرونده به شرح بر اظهارنظر میگردد. وی از تاریخ 93/9/19 لغایت 1393/09/24 بستری و تحت درمان حادثه عروق مغزی قرار گرفته است. نامبرده در تاریخ 1399/06/31 در بیمارستان بستری و با تشخیص بیماری کرونا (کووید - 19 ) تحت درمان قرار گرفته و در 99/7/3 لوله تنفسی تعبیه شده و در 1399/07/06 فوت نموده است. حسب شرح فوق وی از 1393/09/19 تا 99/6/31 به لحاظ کهولت سن و مشکلات عروقی مغز در اداره امور مالی، حداقل نیاز به امین اموال داشته و 99/6/31 تا زمان فوت قادر به اداره امور زندگی از جمله امور مالی نبوده است.لازم به توضیح است.مدارک ارایه شده جهت اظهارنظر قطعی در خصوص وضعیت روانشناختی مکفی نبوده و مدارک و شواهد متقن دال بر ناتوانی نامبرده در اداره امور مالی از 93/9/19 لغایت 99/6/31 ارایه و احراز نگردید.).

نظریه مذکور مورد تعرض وکیل خواهان‌ها قرار گرفته و مستدعی ارجاع امر به کمیسیون پزشکی میگردد. و نیز نظریه دکتر ع. ا. ا. را در خصوص مرحومه ف. س. جهت ارسال به کمیسیون فوق تقدیم مینماید. شعبه --- دادگاه خانواده تبریز طی نامه مورخ 1400/06/09 با توجه باعتراض وکیل خواهان‌ها به نظریه پزشکی قانونی، ضمن ارسال نظریه پزشک معالج مرحومه ف. س. به نام دکتر ع. ا. ا. به اداره پزشکی قانونی استان اذربایجان شرقی، از مرجع مزبور درخواست طرح موضوع در کمیسیون پزشکی را مینماید.

اداره کل پزشکی قانونی استان اذربایجان شرقی به موجب نامه مورخ 1400/08/26 در پاسخ شعبه --- دادگاه خانواده تبریز خلاصتا اعلام میدارد. که در تاریخ 1400/08/24 جلسه کمیسیون پزشکی در محل اداره پزشکی قانونی استان اذربایجان شرقی در خصوص ف. س. ب. با شرکت دو متخصص روانپزشکی و یک پزشک قانونی تشکیل شده و پس از بررسی مدارک پزشکی و بحث و تبادل نظر باین شرح اظهارنظر گردیده است: (نتیجه کمیسیون: مدارک و موجود ارایه شده بررسی شد. نظریه پزشک معالج مغز و اعصاب مورد بازبینی قرار گرفت. ی که رد کننده گواهی شماره 10766 تاریخ 1400/05/19 باشد. ارایه و احراز نشد و گواهی مذکور مورد تایید است.).

نظریه مذکور نیز مورد تعرض وکیل خواهان‌ها قرار میگیرد.

دادگاه بدوا مبادرت به کسب نظر قاضی مشاور ان دادگاه نموده و قاضی محترم مشاور دادگاه پس از درج اجمالی دعوی مطروحه خواهان‌ها و مدافعات وکیل خواندگان و جریان پرونده خلاصتا چنین اظهارنظر مینمایند که: (…. با عنایت به موارد فوق و محتویات پرونده و اظهارت و مدارک ابرازی طرفین پرونده و از همه مهمتر نظریات پزشکی قانونی مبنی بر توان اداره امور مالی متوفی بهمراه ا. از طرف خودش و با عدم احراز حجر متوفی، عقیده بر صدور حکم بر بطلان دعوی خواهان‌ها دارم.).

بالاخره شعبه --- دادگاه خانواده تبریز در وقت فوق العاده به موجب دادنامه شماره --- - 1400/11/25 در خصوص دادخواست اقای ق. و خانم ک. نام خانوادگی هر دو خ. ب. با وکالت اقای ا. ح. ز. به طرفیت ن. و ن. و ب. و م. نام خانوادگی همگی خ. ب. با وکالت اقای ر. ج. پ. به خواسته اثبات حجر مرحومه ف. س. ب.، دادگاه پس از انعکاس ماحصل دعوی و ادعای خواهان‌ها و مدافعات خواندگان، خلاصتا، با عنایت به مدارک ابرازی طرفین و نظریات پزشکی قانونی مبنی بر توان در اداره امور مالی توسط متوفی بهمراه ا. و با قبول نظریه مشورتی قاضی مشاور و مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی، حکم به بطلان دعوی خواهان‌ها صادر مینماید.

دادنامه فوق مورد تجدیدنظر خواهی اقای ق. خ. ب. و خانم ک. خ. با وکالت اقای ا. ح. ز. قرارگرفته و رسیدگی بپرونده 1401/01/08 به شعبه --- دادگاه تجدید نظریه استان اذربایجان شرقی ابلاغ میگردد.

شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان اذربایجان شرقی در وقت فوق العاده حسب دادنامه شماره --- - 1401/02/05 در خصوص تجدیدنظر خواهی خانم ک. و اقای ق. خ. ب. با وکالت اقای ا. ح. ز. به طرفیت خانم ها و اقایان م. و ب. و ن. و ن. نام خانوادگی همگی خ. با وکالت اقای ر. ج. پ. ج و دادستان عمومی و انقلاب تبریز نسبت بدادنامه شماره --- صادره از شعبه --- دادگاه خانواده تبریز که به موجب ان راجع به حجر مرحومه ف. س. ب.، حکم بر بطلان دعوی خواهان‌های بدوی صادر شده است. نظر به اینکه ایراد و اعتراض موجه و مستدلی که موجبات نقض دادنامه بدوی را ایجاب نماید. از ناحیه تجدیدنظر خواهان‌ها به عمل نیامده و رای صادره وفق موازین قانونی و با رعایت شرایط و اصول دادرسی اصدار یافته و اعتراض با شقوق مندرج در ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی مطابقت ندارد. لذا با رد اعتراض تجدیدنظرخواهان‌ها، مبادرت بتایید دادنامه معترض عنه مینماید.

دادنامه مرقوم طبق گزارش ابلاغ الکترونیکی مضبوط در پرونده در تاریخ 1401/02/06 به منظور ابلاغ از طریق درج در سامانه ابلاغ برای اقای ق. و خانم ک. نام خانوادگی خ. ب. و وکیل انان ارسال شده و مورد مشاهده نامبردگان قرار گرفته و اقای ا. ح. ز. به وکالت از اقای ق. و خانم ک. نام خانوادگی هر دو خ. ب. به موجب دادخواستی که در تاریخ 140/2/24 تقدیم داشته است.مبادرت به فرجام خواهی از رای مذکور نموده و دفتر دادگاه صادرکننده ان پس از انجام اقدامات قانونی، پرونده را به دیوانعالی کشور ارسال داشته و رسیدگی بپرونده باین شعبه دیوان عالی کشور ارجاع میگردد. و مندرجات دادخواست فرجام خواهی تقدیمی و لایحه وکیل فرجام خواهان به هنگام شور قرائت خواهد گردید.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

رای

فرجام خواهی اقای ا. ح. ز. به وکالت از خانم ک. خ. ب. و اقای ق. خ. ب. از دادنامه شماره --- - 1401/02/05 صادره از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان اذربایجان شرقی که مشعر بر تایید دادنامه شماره --- - 1400/11/25 اصداری از شعبه --- دادگاه خانواده تبریز دایر بر اعلام بطلان دعوی مطروحه فرجام خواهان به طرفیت فرجام خواندگان به خواسته صدور حکم بر حجر مرحومه ف. س. ب. به نحو منعکس در دادنامه صدرالذکر و پرونده امر میباشد.، قابل پذیرش نیست زیرا از ناحیه وکیل مذکور در قبال دادنامه های فوق الذکر تعرض موجه و خاصی که در خور امعان نظر باشد. صورت نپذیرفته و تعرضات معموله و مندرجات دادخواست فرجام خواهی تقدیمی وکیل فرجام خواهان، علاوه بر عدم اتکای بدلیل معارض با استدلال دادگاه‌های مارالذکر و تکرار مطالبی که در مراحل سابق دادرسی نیز عنوان شده و ملحوظ نظر دادگاه‌های ذیربط واقع گردیده اند، با التفات به جهات موجهه مصرح در دادنامه های فوق به گونه ای هم نیستند که خدشه یا خللی به اساس ارای یادشده و مبانی استنباط قضایی و تشخیص دادگاه‌های مرقوم که مبتنی بر ارزیابی دلایل ابرازی طرفین و موجود در پرونده و اظهارات وکیل فرجام خواهان (خواهان‌های بدوی) و مدافعات وکیل فرجام خواندگان (خواندگان بدوی) و ملحوظ داشتن نظریات متعدد اداره کل پزشکی قانونی استان اذربایجان شرقی و همچنین اظهارنظر مورخ 1400/08/24 کمیسیون روانپزشکی متشکله در اداره مزبور که پس از بررسی مدارک پزشکی مربوط به مرحومه ف. س. ب. (مورث متداعیین) و بحث و تبادل نظر به عمل امده و اجمالا حاکی از تایید گواهی و نظریه شماره 10766 - 1400/05/19 اداره مذکور مبنی بر عدم ارایه مدارک و شواهد متقن دال بر ناتوانی ان مرحومه در اداره امور مالی خود از تاریخ 1393/03/19 لغایت 1399/06/31 و عدم احراز حجر وی میباشد. و لحاظ اظهارنظر قاضی محترم مشاور دادگاه بدوی و مجموع محتویات پرونده امر و مفادا غیرمدلل بودن دعوی اصدار یافته اند، وارد ساخته و مخالفت انها را با موازین شرعی و مقررات قانونی مدلل نموده و یا نقض رای معترض عنه را ایجاب نمایند و استناد وکیل فرجام خواهان به شهادت شهود و یا تحقیقات محلی به گونه ای که در دادخواست فرجام خواهی معموله انعکاس دارد. توان معارضه با نظریات پزشکی صدرالاشعار را که بر اساس موازین علمی و پزشکی و لحاظ مدارک و سوابق مربوطه صورت پذیرفته اند، دارا نبوده و واجد تاثیر در مقام نمیباشند علیهذا مستندا به مادتین 370 و 396 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی، ضمن رد فرجام خواهی معموله وکیل فرجام خواهان، دادنامه فرجام خواسته موصوف نتیجتا ابرام میگردد.

شعبه بیست ودوم دیوان عالی کشور

رییس: ج. مستشار: ح.

منبع