خلاصه جریان پرونده:
به موجب بخشی از دادنامه شماره 5588 - 1400 مورخ 1400/07/29 شعبه *، اقای ا. ص. ق. به اتهام مشارکت در جرح عمدی با چاقو که بند اول و دوم گواهی پزشکی قانونی با مشارکت س. ص. ق. بوده و بندهای موضوع 6٫7 و8 با مشارکت دیگر متهمان و بندهای 9 و 10 گواهی پزشکی قانونی به مباشرت متهم مذکور بوده و هم چنین جنبه عمومی خردشدگی و شکستگی استخوان و اخلال در نظم عمومی موضوع شکایت اقای ج. ذ. پ. م.، به شرح و استدلال منعکس در دادنامه و مستندا به مواد 709٫559٫569٫714 و بند (ب) ماده 18 قانون مجازات اسلامی 1392 و ماده 618 و 614 و تبصره ماده 614 قانون مجازات اسلامی 1375 و بند (الف) ماده 1 و بندهای (ب) و (ث) ماده 15 قانون کاهش مجازات حبس تعزیری به پرداخت مقادیری دیه و ارش به طور مشترک و هم چنین به تنهایی در حق شاکی خصوصی و در رابطه با جنبه عمومی جرح عمدی با چاقو به تحمل یک سال حبس تعزیری و در رابطه با اخلال در نظم عمومی به تحمل یک سال حبس تعزیری و 74 ضربه شلاق تعزیری و جنبه عمومی خردشدگی زند زیرین چپ و شکستگی بند اول انگشت دوم دست چپ به تحمل دو سال حبس تعزیری با وصف اجرای مجازات اشد محکوم میگردد. و مطابق قسمتی از دادنامه شماره 2738 - 1400 مورخ 1400/11/11 شعبه *، تجدیدنظر خواهی محکوم علیه نامبرده اقای ا. ص. ق. و شاکی خصوصی اقای ج. ذ. پ. (از حیث خفیف بودن مجازات ها) به شرح و استدلال و قانونی مندرج در دادنامه مردود اعلام و دادنامه تجدیدنظرخواسته تایید و رای قطعی اعلام میگردد. محکوم علیه اقای ا. ص. ق. با تقدیم لایحه ای به دیوان عالی کشور نسبت به دادنامه قطعی دادگاه تجدیدنظر تقاضای اعاده دادرسی کرده که در هنگام شور قرائت میگردد. و به طور خلاصه اظهار داشته که بنده در درگیری حضور نداشته ام و اقای س. ص. ق. متهم دیگر اقرار به ضرب و جرح عمدی شاکی اقای ج. ذ. پ. م. نموده است.و شاکی عمدا و با سوی نیت علیه اینجانب شکایت کرده است.و حضور هر شخصی در منازعه نیز نمیتواند مبنای صدور حکم محکومیت علیه وی باشد. و تقاضای صدور قرار اتیان سوگند کرده و در نهایت تقاضای تجویز اعاده دادرسی نموده است.که پرونده در تاریخ 1400/12/17 جهت رسیدگی به این شعبه دیوان عالی کشور ارجاع شده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. ت. ن. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده، مشاوره نموده و چنین رای می دهد:
رای شعبه
در خصوص درخواست اعاده دادرسی محکوم علیه اقای ا. ص. ق. فرزند ا. نسبت به دادنامه قطعی شماره *00 مورخ 1400/11/11 شعبه *نظر به این که رفتار مجرمانه ارتکاب یافته توسط محکوم علیه دایر بر مشارکت در ایراد جرح عمدی با چاقو در مورد برخی جراحات و مباشرت در جرح عمومی نسبت به برخی دیگر از جراحات وارد شده به شاکی خصوصی اقای ج. ذ. پ. م. که موجب شکستگی گردیده است، در یک درگیری به وقوع پیوسته و صرف درگیری در محل عبور مردم بدون احراز قصد مرتکب در اخلال نظم و اسایش و ارامش عمومی موجب تحقق بزه موضوع ماده 618 قانون مجازات اسلامی - تعزیرات مصوب 1375 نمیباشد. و به علاوه محکومیت به مجازات متعدد به استناد ماده 614 همان قانون به دو سال حبس و محکومیت مجزا به استناد تبصره ذیل ماده 614 قانون یاد شده به تحمل یک سال حبس مطابق اصول و قواعد نبوده و مجموع اعمال ارتکابی وی از حیث جنبه عمومی جرم مشمول ماده 614 قانون پیش گفته میباشد. که اخلال در نظم نیز در متن همان ماده پیش بینی گردیده است.بنا به مراتب، تعیین مجازات های متعدد (سه مجازات مجزا) برای رفتار مجرمانه واحد بیش از مجازات مقرر قانونی بوده و با پذیرش تقاضا و انطباق ان با قسمت دوم بند (چ) ماده 474 قانون ایین دادرسی کیفری 1392 و با استناد به ماده 476 همان قانون، ضمن تجویز اعاده دادرسی صرفا در مورد مجازات های حبس و شلاق تعزیری تعیین شده از بابت جنبه عمومی بزه ایراد جرح عمدی با چاقو و جرح عمدی منجر به شکستگی استخوان و بزه اخلال نظم، اسایش و ارامش عمومی، رسیدگی مجدد در این قسمت به شعبه هم عرض دادگاه تجدیدنظر استان *ارجاع می دهد و دیات مورد حکم به قوت و اعتبار خود باقی است.و در اجرای تبصره ذیل ماده 478 قانون یاد شده، دستور توقف اجرای مجازات شلاق صادر میگردد. و تقاضای محکوم علیه در سایر موارد به لحاظ عدم انطباق ان با موارد مقرر در ماده 474 قانون ایین دادرسی کیفری و این که مطالب معنون دارای اوصاف ماهوی بوده که طبع دفاع محاکماتی داشته است.به استناد قسمت اخیر ماده 476 همان قانون، قرار رد درخواست اعاده دادرسی صادر می نماید. 1401/01/27
شعبه *
رئیس:م. ح. ک. ک. مستشار: ج. ت. ن.