(1)- احصایی یا تمثیلی بودن موارد فسخ نکاح (2)- میزان لازم الاتباع بودن آرای دیوان عالی در پرونده های مشابه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

رای دادگاه تجدیدنظر استان

در خصوص تجدیدنظرخواهی اقای م. م. فرزند ع. به طرفیت خانم ف. خ. فرزند م. با وکالت اقای ح. ف. نسبت به دادنامه شماره *در پرونده به شماره بایگانی *صادره از شعبه *که به موجب ان خواسته تجدیدنظرخواه [خواهان بدوی] مبنی بر فسخ نکاح [تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر فسخ نکاح به جهت تدلیس]، مورد قبول و پذیرش واقع نشده و منتهی به صدور حکم بر بطلان دعوی گردیده است. نظر به اینکه حسب محتویات پرونده همانطوریکه دادگاه محترم بدوی استدلال نموده اند، دلیل و مدرکی مبنی بر وقوع ماده مورد استناد تجدیدنظرخواه [ماده 1128 از قانون مدنی] وجود ندارد. چرا که اولا کتمان مصرف نمودن قرص برای درمان و مداوا و داشتن علایم خودزنی در ساعد زوجه موجب فسخ نکاح نمی‌باشد. ثانیا صفت خاصی از ناحیه زوجه شرط نشده است.به ویژه اینکه پزشک معالج اعلام داشته که خانم ف. خ. با تشخیص اختلال اضطرابی تحت درمان اینجانب قرار گرفته و پاسخدهی به درمان مناسب بوده و بیماری نامبرده برطرف گردیده است برگ 52. ثالثا اینکه زوج بعد از طرح دادخواست فسخ نکاح، اقدام به طرح دادخواست تمکین نموده است. (1400/12/03 برگ 45). این امر برخلاف ادعای زوج مبنی بر فسخ نکاح می‌باشد. رابعا اینکه موارد فسخ در نکاح - برخلاف سایر معاملات - موارد خاص و منحصر به مواردی می‌باشد. که شرعا و قانونا بدان تصریح شده است.که در مواد 1121 تا 1127 قانون مدنی بیان شده است. و تعدی نمودن از موارد احصای شده دلیل و مدرک متقن و خاصی را می طلبد. مضافا به اینکه قید صف خاصی شرط شده در ماده 1128 از قانون مدنی ناظر بر صفاتی از قبیل باکره بودن، مجرد و عدم تاهل می‌باشد. که چنانچه بعد از عقد هر یک از زوجین فاقد این صفات بودند طرف مقابل حق فسخ دارد. بنابراین خواسته و دعوی خواهان اولیه [تجدیدنظرخواه] موجه و وارد نمی‌باشد. و دلیل و مدرک متقن و محکمه پسندی دال بر نقض دادنامه معترض عنه ملاحظه نمی شود. و تمسک نمودن به نظرات و ارای دیوان عالی کشور در موارد مشابه قابل استناد نمی‌باشد. چرا که هر پرونده ای باید محتویات ان مورد بررسی قرار بگیرد، شرایط و دلایل هر پرونده مخصوص به همان پرونده می‌باشد. که استدلال به ان شده است. علی ای حال دادنامه تجدیدنظرخواسته وفق مقررات و موازین قانونی صادر گردیده است.و عاری از ایراد ماهوی می‌باشد. و در نهایت از سوی تجدیدنظرخواه اعتراض موجه و مدللی که مستلزم نقض و بی اعتباری اساس و مبنای دادنامه تجدیدنظرخواسته گردد. به عمل نیامده است.فلذا دادگاه اعتراض را وارد ندانسته و مستندا به ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی، دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید می نماید. رای صادره در ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور می‌باشد. *

مستشار شعبه *مستشار شعبه *

ع. ر. ر. ص.

منبع