تاریخ دادنامه قطعی: 1394/07/18
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: چنانچه متهم بلافاصله بعد از فراش مقتول با زوجه اش،آن ها را ببیند و با این تصور که به زوجهاش تجاوز شده و متجاوز مهدورالدم میباشد،وی را به قتل برساند،عمل ارتکابی وی مصداق قتل شبه عمد است.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- تاریخ: 1394/07/18
خلاصه جریان پرونده
حسب کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب ر. به شماره 9310433427000541 مورخ 1393/03/04 آقای م. متولد 1356 اهل ر. به اتهام قتل مرحوم م.س. با شکایت اولیاءدم مرحوم تحت پیگرد واقع شده است شرح حادثه چنین است که مورخ 1392/07/16 مامورین انتظامی به... مراجعه میکنند اهالی اظهار میدارند فردی به هویت س. در حالی که عریان بود و فقط شورت پایش بود داد میزد کمک و مسافتی راه رفت و افتاد مامورین در بررسی اولیه صحنه جرم مشاهده میکنند که داخل حیاطی که متعلق به قاتل بوده به تازگی با آب شسته شده و آب به داخل کوچه آمده و دو قطره خون روی دیوار حیاط داخل خانه و یک قطره خون روی درب حیاط باقیمانده است همسر صاحب منزل به نام خانم الف. خ. به پلیس آگاهی دلالت داده میشود و مصدوم به بیمارستان منتقل میشود و فوت مینماید. ابتداء از خانم الف. خ. بازجوئی به عمل میآید مشارالیها اظهار میدارد صبح ساعت 7/45 دقیقه آقای س با من تماس گرفت که بیاید پیش من گفتم مهمان دارم بعد به زور وارد خانه شد گفتم برو الان مادرم میآید سریع لباسهایش را درآورد بعد با تماس خود را ا ر. ء کرد وقتی شوهرم وارد خانه شد دید من حالت پریشان دارم فهمید کسی داخل خانه است داخل دستشویی داخل حیاط بود شوهرم کارد را برداشت و چند ضربه به او زد... ص 5 آقای ر. ع به عنوان متهم در اولین بازجوئی میگوید مورخ 1392/07/16 ساعت 8 صبح رفتم برای مادرم سرامیک بگیرم وقتی برگشتم از کنار خانهام رد شدم دیدم ماشین پراید سفید درب خانه است زنگ زدم بعد از دو دقیقه خانمم درب را باز کرد دیدیم نگران است یک لحظه شک کردم گفتم چه کسی در خانه است؟ گفت کسی نیست بیشتر شک کردم رفتم آشپزخانه چاقو را از کشو برداشتم و رفتم طرف انباری دیدم یک فردی لخت داخل انباری بود من دیگر فهمیدم او را با چاقو زدم بعد شروع کردم تمیز کردن خونها و بعد رفتم در کوچه ماشین را جابجا کردم و بعد خودم را معرفی کردم. ص 8 خانم الف. خ. نزد بازپرس اظهار داشته م. س. زنگ زد و بعد زنگ خانه را بعد از چند دقیقه زد درب را باز کردم آمد داخل حیاط ایستاد گفتم چرا آمدی داخل الان مادرم میآید گفت فقط یک لحظه آمدم تو را ببینم و یک لحظه بیایم پهلویت من جیغ زدم و گفتم برو بیرون من فرزند و شوهر دارم گفت یک لحظه تمامش میکنم لباسهایش درآورد و انداخت روی سرامیکها و فقط شورتش پایش بود آمد به طرف من زد به سینه من مرا انداخت روی زمین و خوابید روی من حدود 2 سانت داخل کرد وقتی خواست ا ر. شود و آبش را روی دستمال بریزد یک مرتبه دیدم ر. به طرف درب ورودی میآید (ر. -- ر. عباسی همسرش میباشد.عضو ممیز) و دقیقا هنوز مقتول ا ر. نشده بود درحال ریختن آبش روی دستمال بود من هم دراز کشیده بودم که متوجه شوهرم شدم مقتول شورت خود را برداشت رفت به طرف انباری و شوهرم جیغ میزد و میگفت کی توی خانه است؟ تو کی هستی؟ کجا بودی؟ و آمد به طرف آشپزخانه من هم تاپم کشیدم پآیین و شلوارم را بالا آوردم در آشپزخانه شوهرم را دیدم که کارد در دست داشت رفت به طرف انباری و بعد دیدم مقتول (س.) فرار کرد به طرف حیاط و شوهرم هم پشت سرش بود تا داخل کوچه رفتیم شوهرم مرا هل داد داخل خانه من مشت توی سرم میزدم و با شوهرم داخل حیاط خونها را پاک کردیم بعد از چند لحظه مامورین آمدند پرسیدند که این خونهائی که پشت درب شما است چیست؟ گفتم در جریان نیستم و مرا به آگاهی بردند آقای ر. ع. در صحنه قتل داخل ساختمان از وی سئوال شده دقیقا جریان قتل را توضیح دهید اظهار داشته (متفاوت با اظهارات قبلی)... کلید انداختم روی درب باز کردم آهسته آمدم داخل و آمدم به طرف درب حال درب باز بود فقط توری بسته بود یک مرتبه وقتی وسط درب رسیدم روی چهارچوب دیدیم خانمم لخت خوابیده و فقط لباس زیر داشت شلوار نداشت و مقتول آبش را روی دستمال میریخت و خودش را با دستمال پاک میکرد شروع کردم به داد و فریاد البته خانم هم جیغ میزد مقتول فرار کرد در حالی که لخت لخت بود رفت به طرف انباری با همسرم هم رفت به طرف اطاق دخترم، من آمدم داخل آشپزخانه از داخل کمد کارد برداشتم رفتم به طرف انباری کنار دیوار انباری ایستاده بود و آن زمان شورت خود را پوشیده بود من او را گرفتم چند ضربه به سینه او زدم و او کاری نمیکرد و یادم نیست چند ضربه زدم مغزم کار نمیکرد او مرا هل داد عقب و فرار کرد در این حین ضربهای به پشت او زدم یادم نیست یک یا چند ضربه زدم فرار کرد به طرف حیاط من هم پشت سر او رفتم و برگشتم داخل منزل... ص 61 اولیاءدم به شرح برگ 64 و 65 و 66 و 67 ضمن طرح شکایت تقاضای قصاص قاتل کردهاند. بازپرس محترم دادسرای عمومی و انقلاب ر. در قرار نهایی خود به شماره 00117 - 1393/02/28 در خصوص اتهام قتل منتسب به آقای ر. م ع به مجرمیت اظهارنظر کرده و در خصوص اتهام خانم الف. خ. دائر بر زنای محصنه به استناد تبصره 4 ماده 3 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب اصلاحی 1381 به صلاحیت رسیدگی مستقیم دادگاه کیفری استان اظهارنظر کرده با صدور کیفرخواست در مورد اتهام قتل و فرار رسیدگی مستقیم پرونده به شعبه اول دادگاه کیفری استان کرمان ارجاع شده است. آقای ح. ق. ی از سوی آقای ر. ع و آقای ح. ص از سوی خانم الف. خ. و آقای ق.ن به عنوان وکیل اولیاءدم اعلام وکالت نمودهاند مورخ 1393/11/18 دادگاه کیفری استان به حضور نماینده دادستان و اولیاءدم پدر و مادر مقتول و همسر وی و وکیل اولیاءدم و متهمان و وکلای آنان تشکیل شده است اولیاءدم در دادگاه تقاضای قصاص نمودهاند وکیل آنان نیز ضمن تقاضای قصاص برای ر. م. تقاضای رسیدگی به اتهام خانم الف. خ. تحت عنوان تبانی در قتل مرحوم م.س را نموده است. خانم الف. خ. اتهام زنای محصنه را انکار نموده است و با توضیح چگونگی ورود مقتول به منزلشان تجاوز را به عنف اعلام داشته است و توضیحات قبلی خود را تکرار نموده است وکیل مشارالیها نیز به دفاع از موکل خود پرداخته است دادگاه اتهام قتل عمدی مرحوم س را به آقای ر. م. متهم کرده نامبرده اظهار داشته... روز حادثه درب را باز کردم دیدم یک جفت کفش مردانه درب هال است نزدیک ساکن شدم صدای گریه را شنیدم درب هال باز بود فقط توری بسته بود دیدم دارد خودش را با دستمال کاغذی پاک میکند او فرار کرد رفت داخل انباری من رفتم به طرف آشپزخانه کارد برداشتم رفتم به طرف انباری داخل انباری شدم کنار دیوار ایستاده بود شروع کردم به او کارد زدن فکر کنم ضربه اولی به سینهاش خورد یادم نیست چند ضربه زدم... وکیل متهم نیز اظهار داشته دفاعم را طی لایحهای که تقدیم میکنم خواهد بود. وکیل موصوف در جلسه مورخ 1394/02/06 دادگاه باز در دفاع از موکل خود میگوید اتهام وارده به موکل مردود و بلاوجه است اعمال صورت گرفته از ناحیه موکل به دلالت ماده 630 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 از مصادیق بارز و مسلم قتل در فراش است زیرا پر واضح است اگر عمل مانحنفیه و وضعیت پرونده را نتوان از مصادیق ماده 630 دانست قطعا این مقرره را باید مهمل گذارد و تفسیر همکار ارجمند از عبارت (... درحال زنا...) شرح مفصل مدافعات ارائه شده صحیح نیست و به صراحت و دلالت ماده 140 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 اختیار از ارکان مسئولیت و به عنوان رکن محسوب و بدون آن اصل مسئولیت محل اشکال است و این مهم از وضعیت موکل و اینکه در لحظه ورود در منزل در زمین و هوا بود به راحتی قابل استنباط است و بالاخره اعتقاد موکل به مهدورالدم بودن مقتول در جامعه دینی امری مسلم است و از طرفی اصل مهدورالدم بودن مرحوم به دلالت محتویات پرونده نحوه اظهارات همسر موکل، مایع انزالی در آلت تناسلی به شرح معاینه جسد اسپرم مکشوفه در دستمال کاغذی در صحنه واقعه خروج مقتول با شورت از درب منزل روشن و مسلم است که به دلالت نص ماده 302 از قانون مجازات اسلامی هیچ مسئولیتی را متوجه موکل نمیکند وکیل متهم موصوف لایحهای نیز تقدیم داشته که به شماره 000334 - 1394/02/08 به ثبت رسیده شده است وکیل اولیاءدم با تقدیم لایحهای در پاسخ به وکلای متهمان مطالبی عنوان نموده و مرقوم دانسته و در پایان تقاضای قصاص متهم را نموده است دادگاه به موجب دادنامه شماره --- - 1394/02/29 پس از بیان مشروح حادثه این چنین انشاء رای نموده است:... اگرچه از قرائن و امارات حاصل در مییابیم که کلیّت دفاعیات متهم مبنی بر ورود مقتول به خانهاش و برقراری ارتباط با همسرش و اقدام به قتل وی به همین علت، کاملا با حقایق موجود و مستندات پرونده منطبق میباشد ولیکن به نظر میرسد که ادعاهای بعدی وی مبنی بر این که وقتی وارد منزل مرحوم هنوز داخل اتاق و درحال تمیز کردن آلتش بوده است دفاعی القائی است که بتواند اوضاع و احوال را با معافیت حاصله از قتل در فراش به شرح مذکور در ماده 630 قانون مجازات اسلامی منطبق سازد کمااینکه وکیل محترم متهم نیز ابتدائا عمده دفاعیات خود را به همین موضوع اختصاص داده و به استناد ماده قانونی مذکور، موکلش را معاف از قصاص نفس دانسته است ولیکن به فرض هم که بپذیریم آقای م. وقتی وارد منزل شده که مقتول کارش تمام شده و در حال تمیز کردن نجاسات از خودش بوده است، باز هم نمیتوان قضیه را با مصادیق قتل در فراش منطبق نمود زیرا در حکم مذکور، مشاهده اصل زنا توسط شوهر و با قطع نظر از این همسرش مکرهه بوده یا مختار، شرط است و موضوعیت دارد و بدیهی است که دیدن متجاوز در حال تمیز کردن آلت ولو که تحقق زنا هم قبل از آن محرز باشد، مفید معنا و مصداق «در حال زنا»... نمیباشد و اصرار آقای وکیل در انطباق موضوع با ماده 630 قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 عبث و بیهوده میباشد هر چند سایر دفاعیات وی مبنی بر این که موکلش با دیدن اوضاع و احوال در آن وضعیت اراده و اختیارش زایل شده و یا این که موکلش به اعتبار اعتقاد به مهدروالدم بودن مرحوم اقدام به قتل او نموده است، قابل توجه و درخور میباشد. فیالحال و بنا به مراتب مذکور و با قطع نظر از آن که متهم ر. ع. در خصوص این که به محض ورودش مرحوم را در کجا دیده است [داخل انباری و یا داخل هال و درحال تمیز کردن نجاست] دچار تناقضگویی شده است ولیکن آنچه از مجموع محتویات پرونده و جهات مسلم و مستندات علمی و حسی برای محکمه ثابت است، این موارد میباشند که: 1 - ارتباط خانم الف. خ. با مقتول از مدتها قبل و خصوصا از طریق مکالمات تلفنی برقرار بوده است و خانم الف. نیز به هیچ وجه تحت شرایط اکراه و اجبار نبوده و طوعا و با تمایل خودش به این روابط مکالماتی ادامه میداده است و از طرفی دیگر نیز ثابت است که آمدن مرحوم م. س. در روز وقوع حادثه به منزل آقای ر. م. با هماهنگی و تمایل خانم الف. و مشخصا جهت برقراری رابطه جنسی بوده است و مشارالیها در این مرحله نیز مکرهه و مجبور نبوده است 2 - در خصوص اصل تحقق زنا، یعنی داخل شدن به قدرالحشفه و در غیر موارد وطی به شبهه که حسب مورد موجب استقرار مجازات و حد شرعی میگردد شدیدا تردید وجود دارد. متهمه در مرحلهای گفته است که آلتش را بیرون آورد و منی را روی دستمال کاغذی ریخت... در جای دیگری میگوید که 2 یا 3 سانتی آلتش داخل شد... در موقعی دیگر گفته است که متوجه دخول نشده فقط احساس کرده که مقتول آلتش را به آلت تناسلی او چسبانده است و در مرحله دادرسی هم که کلا منکر دخول شده است، با توجه به نوع انتسابی به وی که زنای محصنه میباشد و مجازات اولیه شرعی که برای چنین معصیت و جرمی در نظر گرفته شده است [رجم] دادگاه را وادار میسازد که احتیاط لازمه را در ارزیابی و کنترل مستندات موجود در احراز اصل دخول بنماید ولیکن تناقضات مکرر و موجود در اظهارات خانم الف. و توجه به این مطلب که چنانچه برای اولین مرتبه باشد که این دو نفر اقدام به برقراری رابطه جنسی نموده باشند [که ظاهرا هم همین گونه میباشد] قاعدتا این احتمال هم اضافه میشود که مقتول و قبل از تحقق دخول ا ر. ء شده باشد، شبهه حاصله که نزد دادگاه وجود دارد، قوت بیشتری پیدا میکند. قطع نظر از تردید حاصله در خصوص تحقق دخول؛ راجع به استقرار و اثبات شرایط احصان نسبت به مشارالیها نیز امر مشتبه میباشد. هر دو نفر گفتهاند که به علت موضوع کار خانم الف.، مدتی بوده که با یکدیگر اختلاف شدیدی داشتهاند و همبستر نمیشدهاند و خلاف این ادعا نیز به روشنی در حد محتویات فعلی پرونده محرز و ثابت نمیباشد. بنا به موارد مذکور و توجها به سایر قرائن و امارات موجود و با منتفی بودن عنف و اکراه به لحاظ شبهات موجود معتقدیم که دخول به قدرالحشفه صورت نگرفته و این برداشت با موازین و مقررات مربوط به حدود الهی نیز انطباق و مقبولیت بیشتری دارد. 3 - همان گونه که گفته شد آن قسمت از دفاعیات وکیل محترم متهم ر. م. که به اعتبار حکم مقرر در ماده 630 قانون مجازات اسلامی یعنی معافیت مقرر برای قاتلین درفراش ابراز شده است به جهت عدم انطباق وضعیت با شرایط مقرر در ماده قانونی مذکور و خصوصا موضوعیت داشتن مشاهده اصل زنا با همان تعریف خاصی که دارد قابل پذیرش نمیباشد ولیکن دفاع اولیه متهم مبنی بر این که اختیار و ارداهاش زایل شده و با این که تلوحیا و متعاقبا به صراحت به مهدورالدم بودن مقتول اشاره کرده است، قابل توجه و اعتنا میباشد. از عنایت به این که اصل زنا ثابت نگردید فلذا نتیجه این خواهد شد که مرحوم م.س علیرغم اعتقادی که متهم ر. م. درباره وی داشته است، واجب القتل و مهدورالدم نبوده است و عقوبت وی در حد برقراری رابطه نامشروع در حد مضاجعه، تقبیل و مثل آنها بوده است و برداشت و قضاوت و اعتقاد متهم درباره وی درست بوده است. چنانچه از موضوع اعتقاد متهم به مهدورالدم بودن مقتول هم بگذریم و به فرض که آن را بیمورد و دفاعی القائی بدانیم، قدر متیقن غیرقابل انکار از ماجرای حاصله این خواهد بود که آقای ر. م. و در زمان ایراد ضربات چاقو و نتیجتا در خصوص قتل مقتول مسلوبالاراده بوده و اختیار افعال و اعمالش را نداشته است و این قسمت از دفاعیات وکیل محترم وی، کاملا مقبول و تلوحیا مورد پذیرش کلیه اطراف پرونده قرار گرفته است. آنچه وکیل محترم اولیاءدم در خصوص این قضیه گفتهاند به هیچ وجه انطباقی با جهات مسلم ندارد و دفاعیاتی غیرمعتبر و غیرمستند میباشد. متهم ر. م. چه مقتول را داخل هال و در آن وضعیت دیده باشد و چه داخل انباری و در آن وضعیت، نوعا اختیارش زایل و ارادهش در ایراد ضربات مسلوب و قادر به کنترل رفتارش نبوده است و عمد و عدوانش در قتل ارتکابی ثابت نمیباشد و عمدیت این جنایت برای محکمه محرز و ثابت نمیباشد. به عبارتی دیگر؛ چه قائل شویم که متهم به اعتقاد مهدورالدم بودن مقتول اقدام به قتل وی کرده است ولو که ثابت گردید، مهدورالدم نبوده است و چه قائل شویم که وضعیت و اوضاع و احوال و مشاهدات آن صحنه موجب سلب اراده و اختیار متهم شده است که این برداشت با جهات مسلم انطباق بیشتری دارد و مورد تاکید وکیل وی نیز قرار گرفته است نتیجه قضایی این خواهد شد که قتل ارتکابی به لحاظ فقدان عنصر عمد و عدوان موجب قصاص نخواهد بود و از مصادیق شبه عمد محسوب خواهد شد که بند ب ماده 291 ناظر به قسمت اخیر ماده 302 قانون مجازات اسلامی مصوب 92/2/1 به خوبی و صراحتا به این موضوع پرداخته و حکم آن را مشخص و معین نموده است و اولیاءدم هم در نزد دادگاه هستیم و کماکان بر شکایت خود باقی هستیم و اگر نتیجه این باشد که دیه پرداخت شود، بیان نمودهاند... تابع حکم دادگاه هستیم و کماکان بر شکایت خود باقی هستیم و اگر نتیجه این باشد که دیه پرداخت شود، مطالبه دیه مینماییم...،، - جلسه دادرسی مورخ 94/2/6 - فیالحال و با توجه به صورتجلسه اولیه مامورین که حاکی است عدهای مرحوم را دیدهاند که با شورت و البته در حالت مصدومیت از طرف منزل متهم ردیف اول درحال فرار بوده است و از عنایت به کشف سایر البسه مقتول و تعدادی دیگر از اثاث وی در منزل متهم و توجها به مواردی گزارش معاینه جسد مبنی بر مشاهده مایع انزالی منی در سرآلت تناسلی مقتول و با التفات به نتیجه حاصله از آزمایشهای پلیس تشخیص هویت و خصوصا آن مورد که حاکی است ژنوتایپ لکههای منی موجود در دستمال کاغذی با ژنوتایپ خون مقتول انطباق داشته است و توجها به سوابق مکالمات و ارتباطات تلفنی میان متهمه الف. و مرحوم م.س و از توجه به نحوه اظهارات و مدافعات متهمان که در بیان کلیت قضیه با یکدیگر همسخن و موافق بودهاند و جهات مسلم و امور اثبات شده نیز آن قسمت از دفاعیات ایشان را مورد تایید قرار میدهد و از عنایت به شبهه مستقره در خصوص تحقق دخول به قدرالحشفه و تردید در اجتماع بلانقص شرایط احصان نسبت به خانم الف. و توجها به این که با عدم ثبوت و اثبات عمل دخول، مهدورالدم بودن مرحوم م.س ولو به این که ثابت است متهم چنین اعتقادی داشته است، غیرثابت میباشد و دفاع سلب اختیار و اراده از متهم در زمان ارتکاب جنایت نیز ثابتترین قضیه میباشد و با در نظر گرفتن دفاعیات وکلای محترم و سایر محتویات پرونده، انتساب جرم قتل عمد مرحوم م.س به متهم ر. م. و بزه زنای محصنه به خانم الف. خ. متکی به ادله شرعی و قانونی نبوده و مستندا به اصل سی و هفتم از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی کیفری حکم بر برائت نامبردگان از اتهامات مذکور صادر میگردد و اما مجرمیت متهم ردیف اول در حد ارتکاب قتل شبه عمد مرحوم م.س مبتنی بر اعتقاد مرتکب به مهدروالدم بودن مقتول که اعتقادی نادرست و اشتباه بوده است و همراه با فقدان قصد و اختیار و اراده در هنگام ارتکاب جنایت و مجرمیت خانم الف. خ. در حد برقراری رابطه نامشروع غیر از زنا با مرحوم م.س که فاقد وصف اکراه و عنف میباشد، به اتکای دلایل و شواهد موجود در پرونده که مورد ارزیابی قرار گرفت محرز ثابت میباشد، فلذا مستندا به بند ب ماده 291 ناظر به قسمت اخیر ماده 302 و رعایت و توجه به ماده 120 و ماده 121 و ماده 450 و ماده 462 از قانون مجازات اسلامی مصوب 92/2/1 و مواد 637 و 612 از قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 ، آقای ر. م. فرزند ح. به تحمل یک سال حبس تعزیری درجه 4 با احتساب ایام بازداشت قبلی و پرداخت یک فقره دیه کامل مرد درحق ورثه حینالفوت مرحوم محمد سلطانینژاد که درظرف دو سال از تاریخ وقوع جنایت پرداخت خواهد شد و خانم الف. خ. دره در فرزند ح. به تحمل نود و نه ضربه شلاق تعزیری درجه 6 که به ازا هر روز بازداشت قبلی تعداد سه ضربه کسر خواهد شد و از باب مجازات تکمیلی به استناد بند پ ماده 23 از قانون صدرالذکر، خانم مذکور به ممنوع شدن از اشتغال به هر نوع شغل غیردولتی به مدت دو سال محکوم میشوند. این حکم حضوری محسوب و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ تجدیدنظرخواهی در دیوان عالی کشور است پس از ابلاغ رای صادره به وکلای محکومعلیه و اولیاءدم وکیل اولیاءدم با تقدیم لایحهای نسبت به رای صادره فرجامخواهی کرده و در لایحه خود دلائل را برای عمدی بودن قتل کافی دانسته و قتل درفراش موضوع ماده 630 قانون مجازات اسلامی --- را مردود دانسته و تقاضای نقض نموده است همچنین وکیل محکومعلیه با تقدیم لایحهای ضمن فرجامخواهی از جهاتی موکل خود را فاقد مسئولیت دانسته و در پایان تقاضای نقض دادنامه تبرئه موکل دارد پرونده طی مراحلی و حسبالارجاع پس از واصل شدن به دفتر دیوان عالی کشور به این شعبه تحت نظر قرار گرفت.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سیداحمد طباطبائی عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای فریبرز لشکری دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر اینکه:« عقیده به رد فرجامخواهی فرجامخواهان و تائید و ابرام آن دارم»در خصوص دادنامه شماره --- - 94/2/29 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد:
فرجامخواهی وکیل محکومعلیه و وکیل اولیاءدم نسبت به دادنامه صادره از شعبه اول دادگاه کیفری استان کرمان که به موجب آن آقای ر. م. فرزند ح. به اتهام ارتکاب قتل مرحوم م.س به پرداخت یک فقره دیه کامل مرد مسلمان درحق ورثه حینالفوت مقتول و تحمل سه سال حبس محکوم شده است و از جهت وصف عمدی قتل برائت حاصل نموده وارد نیست زیرا اینکه وکیل محکومعلیه قتل ارتکابی را با تفسیر موسع از مفاد ماده 630 قانون مجازات اسلامی قتل درفراش دانسته برخلاف اصول و قواعد حاکم و مبانی حقوقی و فقهی و نظریه فقهاء است. از جمله مرحوم صاحب جواهر میفرماید: اذا وجد مع زوجته رجلا یزنی بها و علم بمطاوعتها له فله قتلهما و ان لم یکن له استیفاء الحد و لااثم علیه... (مجلد 41 ص 368 ) در حالی که اظهارات ر. م. حکایتی از اینکه مقتول را در حال مقاربت با زوجهاش دیده باشد ندارد بنابراین موضوع انطباقی با مفاد ماده 630 قانون مجازات اسلامی ندارد لکن قرائن و شواهد حکایت از این دارد که متهم با تصور اینکه چون به زوجهاش تجاوز شده متجاوز مهدورالدم است مبادرت به ارتکاب قتل وی نموده و موضوع را دادگاه منطبق با قسمت اخیر ماده 303 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 دانسته و متهم را به پرداخت دیه محکوم نموده است لذا مبانی استدلال دادگاه صحیح دانسته و اعتراض وکیل اولیاءدم نیز موجه نمیباشد و محتویات پرونده و دلائل ادعائی وکیل موجب اثبات قصاص نمیگردد مفاد دادنامه بلااشکال تشخیص میشود و مستندا به بند الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری با رد فرجامخواهی فرجامخواهان عینا دادنامه فرجامخواسته ابرام میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
سیداحمد طباطبائی - اکبر فیض