تاثیر قرار ترک تعقیب در پرونده کیفری بر عسر و حرج زوجه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

براساس محتویات پرونده خانم ف. ش. در تاریخ 1399/06/27 (به طرفیت همسرش اقای ا. ب. پ. دادخواستی به خواسته طلاق بدلیل عسر و حرج و کراهت به دادگاه *تقدیم نموده است.که جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده است.خواهان در توضیح خواسته اعلام کرده است.به موجب سند رسمی مورخ 1395/04/29 با خوانده ازدواج نموده است.و بدلیل رفتارهای غیر متعارف و ترک نفقه و تهدید امنیت جانی ندارد. و نسبت به وی دچار شک توهم امیز است.در جلسه مورخ 99/7/21 دادگاه خواهان گفته است: من حدود یک سال زندگی مشترک با زوج داشتم و به علت اینکه شغل نداشت و به من تهمت می زد و و شکاک بود و می گفت نمی روم سرکار چون می خواهم مواظب شما باشم نفقه مرا نمی داد و مرا تهدید می کرد و مرا ضرب و شتم کرد که گواهی پزشکی قانونی دارم. شکایت کردم چون میخواستم سازش کنم پیگیری نکردم وکیل زوجه در ادامه توضیح گفته است.موکل قصد سازش داشت و بعد از اینکه زوج تمکین گرفت زوجه رفت سر زندگی ولی مجددا به اختلاف برخورد کردند. و امد خانه پدرش خوانده در دفاع گفته است.من ایشان را نزدم ودر پرونده کیفری کامل از خودم دفاع کردم و شاهد دارم. که این خانم داخل خیابان قرص می خورد و عمویش ا. ش. قصد داشت که قرصها را از گلویش پایین ببرد گلویش را فشار می دهد و از این ناحیه اسیب می بیند. و من اصلا به ایشان تهمت و تهدید نکردم و پدرش به من تهمت و تهدید کرده است.که حکم کیفری علیه پدرش گرفتم و حکم قطعی است. بعد از اینکه من تمکین گرفتم یک شب امد ما رفتیم مشاوره و فورا رفت خانه پدرش خواهان گفته است.من دیگر از این اقا کراهت دارم. که زندگی با او کنم و قصد جدایی دارم. شهود دارم. که در این مدت کسی را هم نفر ستاد برای برگشت. دادگاه قرار استماع شهادت شهود صادر کرده است. در جلسه مورخ 99/8/19 سه نفر گواه که از سوی طرفین جهت ادای شهادت معرفی شده اند مطالب خود را بیان کرده اند. اقای ا. ش. ع. زوجه که از سوی زوج به عنوان گواه معرفی شده است.اظهارات زوج را مبنی بر گرفتن گلوی زوجه تکذیب نموده و گفته است.من رفتم زوج و پدرش مانع شدند اطلاع دادیم امبولانس زوجه را به بیمارستان منتقل کرد من زدن را با چشم خود ندیدم اما زوجه را از منزل زوج به بیمارستان بردند. حال خواهان خیلی خراب بود. اقای م. ق. ز. گفته است.سال 97 پدر ا. ب. پ. مرا فرستاد که واسطه شوم رفتم و خانم ش. برگشت در خانه زندگی ولی ظاهرا بعدش باز هم با هم به اختلاف برخورد کردند. و رفت خانه پدرش و دیگر واسطه نشدم. اقای ب. ق. گواه دیگر گفته است.سال 1397 اقای ب. پ. مرا فرستاد او گفت با هم سازگاری نداریم. بر نمی گردم ولی بعدش حدود یک سال بعد خانم برگشت سرخانه زندگی و من دیگر خبر ندارم. دادگاه قرار ارجاع بداوری صادر کرده است. داور زوجه اعلام کرده است.طرفین هیچگونه تفاهمی برای ادامه زندگی ندارند. زوجه اصرار بر طلاق دارد. زوج حاضر به طلاق و پرداخت مهریه و سازش نمی‌باشد. داور زوج نیز اعلام کرده موفق به حل و فصل نگردیده است. در جلسه مورخ 99/11/4 دادگاه وکیل زوجه اعلام کرده موکل 190 سکه بهار ازادی و شرط تنصیف و اجرت المثل و نفقه گذشته حال و اینده را در قبال طلاق بذل می نماید. زوج گفته است.توان پرداخت 24 سکه (الباقی مهریه) را ندارم. دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 1433 مورخ 1399/11/14 پس از درج خلاصه اظهارات خواهان و خوانده واظهارات شهود طرفین دعوی و اشاره به بذل بخش عمده مهریه و سایر حقوق مالی دوام زوجیت را موجب عسر وحرج شدید و غیر قابل تحمل خواهان دانسته و براساس قاعده لاضرر و لاضرار فی الاسلام واینکه شارع مقدس تکلیف بمالایطاق نمی فرماید دعوی خواهان را وارد تشخیص و مستندا به مواد 11501151 1130 وتبصره ذیل ان از قانون مدنی و مواد *قانون ایین دادرسی مدنی و مواد 24 الی 29 قانون حمایت خانواده حکم به طلاق زوجه به دلیل عسر و حرج در حق خواهان صادر نموده است.با اعتراض زوج (خوانده) نسبت به این دادنامه و اشاره به محکومیت زوجه به تمکین و صدور اجازه ازدواج مجدد و عدم اقدام و استرداد جهیزیه واقدام زوجه نسبت به مهریه و اینکه پرونده کیفری منتهی به ترک تعقیب گردیده است.و هیچ یک از موارد ماده 1130 محقق نشده است.شعبه *متکفل رسیدگی گردیده و به موجب دادنامه شماره 1011 مورخ 1400/01/29 اعتراض زوج را وارد دانسته و ضمن نقض دادنامه بدوی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر نموده است.سپس براساس فرجامخواهی زوجه پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی باین شعبه ارجاع گردیده است.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. ق. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 1011 1400/01/29 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.

فرجامخواهی خانم ف. ش. نسبت به دادنامه صادره از شعبه *به شماره صدرالاشاره که به موجب ان پس از نقض دادنامه بدوی صادره از شعبه *در خصوص دعوی ف.خواه به خواسته طلاق به علت عسر و حرج حکم به بطلان صادر گردیده است.وارد است.زیرا 1- دادگاه علیرغم تکلیف مقرر در ماده 2 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 در رد نظریه داوران هیچگونه استدلالی تببین ننموده است.و دادنامه از این جهت واجد نقص است.2- دادگاه در خصوص ایراد ضرب و جرح به عدم صدور حکم استدلال کرده است.درصورتی که شکایت کیفری با درخواست شاکیه (زوجه) با قرار ترک تعقیب متوقف شده و این امر مانع از ان نخواهد بود که دادگاه با توجه به گواهی پزشکی قانونی ایراد ضرب و جرح را احراز نماید. اگر چه در این خصوص حکمی صادر نشده باشد. 3- اعلام کراهت زوجه از زوج که ناشی از رفتار وی می‌باشد. امری است.درونی و نیاز به اثبات با دلیل دیگری ندارد. و بذل قسمت عمده مهریه و سایر حقوق مالی از سوی زوجه نیز قرینه بر صحت این ادعا واثبات عسرو حرج زوجه می‌باشد. 4- اظهارات شهود که معرفی شده از سوی طرفین دعوی می‌باشند نیز قرینه بر صحت دعوی زوجه است. بنای علیهذا به استناد بند 5 ماده 371 و شق الف ماده 401 قانون ایین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن ضمن نقض دادنامه فرجامخواسته رسیدگی مجدد را به دادگاه محترم صادرکننده دادنامه منقوض ارجاع می نماید. /ا400/6/16

شعبه *

رئیس شعبه: ج. ق. مستشار: س. م. ت.

منبع