تاریخ دادنامه قطعی: 1395/02/27
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در بزه قتل عمدی،شناخت تفصیلی حالفین نسبت به محکوم علیه، شرط قانونی و شرعی قسامه نبوده و صرفا تعیین حالف بر وقوع جرم از ناحیه متهم، کافی است.
الف- خلاصه سابقه پرونده به کلاسه بایگانی --- : گزارش نیروی انتظامی به شرح برگ 1 پرونده حاکی است که در مورخه 91/8/5 حسب اعلام اطاق پیام از بخش احمد اباد رضویه تصادفی در جاده آسفالته در روستای نریمانی اتفاق افتاده که بلافلاصله اکیپ گشت به محل اعزام و مشخص میگردد که یک دستگاه موتور سیکلت و یک جسد در سمت راست جاده افتاده که جسد متوفی به نام ع. ص. شناسایی میشود که مامورین محترم اطلاعات اولیه را از شاهدان صحنه جمع آوری که اظهارات آنها (شاهدان) حاکی است که راکب موتور سیکلت (متوفی) با موتور هندا قرمز رنگ از مسیر روستای سلیمانی به سمت روستای نریمانی در حرکت بوده که یک دستگاه خودرو نیسان ابی رنگ با نامبرده برخورد که قبل از رسیدن مامورین و اکیپ گشت راکب موتور سیکلت در دم فوت و خودرو نیسان از صحنه متواری میگردد و لیکن راننده نیسان از سوی اهالی (شاهدان صحنه) شناسایی میگردد که وی فردی است به نام ع. ر. و تحقیقات اولیه حکایت از آن دارد که قبل از تصادف چند ساعت قبل راکب موتور سیکلت و راننده نیسان با هم درگیری داشته اند که با وساطت افرادی از هم جدا میشوند و در این شرایط موجود با وساطت ریش سفیدان و شورای اسلامی روستا راننده خودرو نیسان به پاسگاه انتقال و جسد نیز تحویل آمبولانس و به پزشکی قانونی تحویل و موتور متوفی نیز به پاسگاه انتقال میشود. و تحقیاقت اولیه از شهود صحنه و نیز افراد دستگیر شده آغاز که از آقای محمد سلجوقی فرزند ابراهیم به عنوان شاهد تحقیق که به شرح برگ 10 اظهار می دارد... در داخل جاده متوجه شدم که دو نفر سر و کله آنها خونی میباشد که پس از جدا کردن آنها توسط اهالی محل راکب موتور آقای ع. ص. با یکدستگاه موتور سیکلت از محل دعوی خارج شد که راننده خودرو نیسان داد می زد که راکب موتور سیکلت سر اینجانب را شکسته و من هم باید سر وی را بشکنم که راننده خودرو دنبال موتور سوار از محل خراج شد که بعد از حدود پانزده دقیقه متوجه شدم که تصادف شده که همین دو نفر بوده اند. شاهد دیگر به نام ح. الف. به شرح برگ 11 پرونده اظهار میدارد که با خودرو مزدا خود به سمت مشهد در حرکت بودم که دیدم موتور سوار آقای ع. ص. و راننده نیسان اقای ع. ر. با هم درگیرند که من واسطه بین دو نفر بودم و آنها را جدا کردم و آقای ص. (متوفی) با موتور سیکلت خودش محل را ترک نمود و بعد از حدود پنج دقیقه راننده نیسان محل را ترک نمود. شاهد دیگر به نام آقای رضا ر. ی به شرح برگ 9 پرونده اظهار داشته که اینجانب با خودرو وانت پیکان به همراه خانواده از طرف مشهد به سرخس در حرکت بود و یک دستگاه خودرو نیسان که پشت سر او در حرکت بود با توجه به اینکه این سمت سبقت خالی بود راننده خودرو نیسان از سمت شاگرد با وی برخورد که به محض برخورد از محل متواری که من فقط تنها کاری که کردم شماره خودرو را برداشتم و با عوامل 115 و 110 تماس گرفتم. شاهد دیگر به شرح برگ 8 پرونده به نام الف.گ. اظهار میدارد که اینجانب مقابل درمانگاه روستائی نریمانی ایستاده بودم که یک دستگاه موتور سیکلت به راکبی ع. ص. در حرکت بود که یک دستگاه خودرو نیسان از پشت سر موتوری در حرکت بود از طرف سمت چپ موتور با وی برخورد کرد که به محض افتادن راکب موتور راننده خودرو هیچ گونه توجهی نکرد و از محل متواری شد. و شاهد دیگر به نام الف..الف. به شرح برگ 7 پرونده اظهار میدارد که این جانب از روستا به طرف زمینهای کشاورزی در حرکت بودم که متوجه شدم یک دستگاه موتور سیکلت در حرکت میباشد و یک دستگاه خودرو نیسان نیز پشت سر وی با سرعت بالا در حرکت بود که از طرف چپ با وی برخورد که راننده خودرو از محل متواری شد و در ادامه تحقیقات اولیه با توجه به دستگیری راننده خودرو نیسان به نام ع.ر. و فرزند وی به نام م. ر. این دو نفر مورد بازجویی قرار می گیرند که آقای ع. ر. به شرح برگ 6 پرونده اظهار میدارد این جانب با یک دستگاه خودرو نیسان که با سیمان از روستای نریمان داشتم به طرف مقصدی در حرکت بودم پس از خالی کردن آنها به طرف منزل در حرکت بودم که در بین روستای نریمانی و سلیمانی آقایان ح. ص. و ع. ص. جلوی اینجانب را گرفتند و با سنگ به طرف خودروم پرتاب کردند و هر کدام از آنها با یک دستگاه موتور سیکلت درتعقیب اینجانب بودند که به محض پرتاب سنگ از طرف شاگرد به داخل خودرو یک سنگ به سرم برخورد نمود که من گیج شدم و با توجه به اینکه سر و کله ام در داخل خودرو خونی بود متوجه تصادف و برخورد با موتور سیکلت نشدم و چون من تنها بودم وترسیدم به طرف منزلم رفتم و با عوامل 110 تماس گرفتم که به منزل من آمدند و من را دستگیر کردند و من هیچ گونه درگیری قبل از تصادف نداشتم و در پاسخ به این سوال که آیا شما نظریه افسر کارشناس را قبول دارید می گوید بله قبول دارم. و در ادامه اقدامات اولیه از اولیاء دم نیز تحقیق که هر کدام به نامان ح. ص. و مرتضی ص. نسبت به قتل پدرشان اعلام شکایت و این اقدامات حسب گزارش مامورین محترم به شرح اوراق 17 - 18 - 19 پرونده حسب دستور قاضی محترم کشیک صورت گرفته است و در ادامه امر پس از انجام اقدامات اولیه پرونده امر به همراه متهم دستگیر شده آقای ع. ر. به دادسرای محترم ارسال و اعزام می دارند که در تاریخ 91/8/6 پرونده امر به بازپرس محترم ویژه قتل ارجاع که د رهمان تاریخ متهم از سوی بازپرس محترم به شرح اوراق 20 و 21 مورد استنطاق قرار میگیرد که متهم ع. ر. پس از تفهیم اتهام ارتکاب یک فقره قتل عمدی مرد مسلمان به نام مرحوم ع. ص. در ماه حرام از طریق تصادف عمدی اظهار میدارد که مرحوم، پدر زن پسرم است و پسرم با برادر خانم خودش به نام ح. اختلافی بودند شکایت شده است رئیس پاسگاه آبروان گفت بروید چهارشنبه بیائید تا آشتی کنید روز چهارشنبه بحث اینها بالا گرفت ما رفتیم تا دیروز که عید قربان قرار شد زمینی که مال عروسمان است و ما آن را ساخته ایم قرار شد یا زمین را بخریم یا آنها ساختمان را بخرند و پسرم جای دیگر خانه بگیرد قرار بود کسی بیاید کارشناسی کند دیروز ع.م. گفت 26 سیمان ببر روستای آب مال که از نریمان بردم و تحویل دادم بر می گشتم وسط راه بین روستای س. و ن. پدر و پسر (مرحوم ب.ح.) با دو موتور در تعقیب من بودند من از همه جا بی خبر سنگ پرتاب کردند به سر من از سمت شاگرد که به سمت راست صورتم خورد هر دو شیشه ماشین پآیین بود خون ریخت به ریو صورت و چشمهایم از حال خارج شدم چشمهایم کور شد جلویم را ندیدم خدا وکیلی نفهمیدم که به کسی خورد یا نخورد آمدم منزل خودمان دیدم دو هزار نفر ریخته اند درب منزل ما که من زنگ زدم پاسگاه آبروان مامور آمد مرا بردند پاسگاه و متهم در پاسخ به این سوال که اظهارات شهود مبنی بر اینکه شما پشت سر موتور در حرکت و ایشان را تعقیب می کردید چه می گوئید جواب داده که کذب است قبول ندارم و متعاقبا بازپرس محترم پس از اتمام بازجویی مبادرت به صدور قرار بازداشت موقت به شرح برگ 23 پرونده مینماید که مورد موافقت معاون محترم دادسرا قرار میگیرد و متعاقبا بازپرس محترم دستورات قضایی به شرح برگ 24 پرونده در ده بند صادر مینماید که نتیجه اقدامات خواسته شده به شرح مندرج در گزارش برگهای 53 و 54 حکایت از آن دارد که نظریه کارشناس تصادفات به شرح برگ 51 در شش بند اعلام و سپس اقدام به تجزیه و تحلیل و استنباط کارشناس و متعاقبا علت تامه تصادف را نمودهاند که در مستندات احرازی اعلام نموده اند. 1 - وانت نیسان به شماره در اثر برخورد دسته موتور سیکلت در روی گلگیر و درب بغل سمت راست به نحویکه از روی گلگیر (بالای قسمت عقب چرخ) شروع و با زاویه 45 درجه در راستای سقوط به صورت کشیدگی مشهود که تکه های پلاستیک دسته هنوز روی قسمت های گلگیر و درب و روی چرخ جلو مشهود میباشد و در قسمت دور لاستیک نیز اثر برخورد مشهود است. 2 - اثر برخورد و کشیدگی در قسمت زیرین دسته چپ موتور سیکلت مطابق با محل برخورد روی وانت نیسان مشهود و در اثر سقوط روی پهلوی چپ از قسمت دسته رکاب راهنمایی عقب و جلو چپ خسارت دیده است. 3 - دو وسیله با هم هم مسیر بوده اند. 4 - برخورد به صورت پهلو به پهلو شامل بغل چپ موتور سیکلت را بغل راست وانت حادث شده است. 5 - وضعیت برخورد به نحوی بوده که پس از برخورد و سقوط موتور سیکلت سر راکب موتور سیکلت با چرخ عقب وانت نیسان برخورد (احتمالا زیر چرخ رفته است) که گزارش پزشکی قانونی نیز نوع و شدت جراحات و صدمات وارده به سر موید این نظریه میباشد 6 - با توجه به وضعیت غبار، خاک و گل موجود روی خودرو و گل و لای روی لاستیک های جلو راست و چپ و عقب، لاستیک عقب راست کاملا تمیز بوده و به نظر میرسد با توجه به وجود اثار خون روی چرخ و بین آجرهای آن توسط راننده در فاصله زمانی ترک محل تصادف تا مراجعه به پاسگاه انتظامی شسته شده است اما تجزیه و تحلیل و استنباط کارشناسی، با توجه به محتویات پرونده و مستندات کارشناسی فوق چنین به نظر میرسد که پس از درگیری دو راننده قبل از تصادف راکب موتور سیکلت جلوتر از وانت نیسان در مسیر روستایی در حرکت بوده است که راننده وانت نیسان حین سبقت فرمان را به سمت راست گرفته به نحوی که آثار برخورد لاستیک زمانی که از گلگیر بیرون آمده با گارد چپ موتور سیکلت روی دور لاستیک وانت مشهود است و در ادامه راننده موتور سیکلت کنترل وسیله نقلیه را از دست داده و روی پهلو چپ کج شده و در حالت سقوط از قسمت دسته با گلگیر و درب وانت نیسان به صورت کشیدگی حین سقوط برخورد که بلافاصله پس از سقوط سر راکب موتور سیکلت با چرخ عقب راست برخورد مینماید همانطور که در بند 6 مستندات ذکر شد قریب به یقین راننده وانت اقدام به شستن دور چرخ و لاستیک عقب راست که احتمالا آثار خون روی آن وجود داشته مینماید با توجه به موارد فوق وقوع برخورد و تصادف بین دو وسیله به علت نقض ماده 119 آییننامه راهور از سوی راننده وانت نیسان محرز و علت تامه تصادف بی احتیاطی راننده وانت به علت تغییر ناگ ه. اعلام میشود و تحقیقات از شهود صحنه و گواهان و نیز بازجوئیهای مفصل مورد خواسته بازپرس محترم به شرح اوراق 35 و 36 و 37 و 38 و 39 و 40 و 41 و 42 و 43 و 44 و 45 و 46 و 47 و 48 و 49 و 50 پرونده انجام که تماما حکایت از ایجاد تصادف عمدی دارد. و در ادامه پس از اعلام نتایج اقدامات به شرح فوق بازپرس محترم در تاریخ 91/8/25 مجددا تشکیل جلسه داده و متهم ع. ر. را مورد استنطاق قرار می دهد که وی کما فی السابق شرح ماوقع را بیان که در بخشی از اظهاراتش عنوان می دارد... مرحوم آمد به سرعت از کنار من رد شد بعد که مرا دید دور زد آمد سر جاده جلو من ایستاد فکر کردم آمده گلایه گذاری و صحبت کند من پیاده شدم سلام کردم و حال وی را پرسیدم بعد گفت چرا بحث کردی با پسرم یک سیلی به صورتم زد بعد سنگی به صورتم زد و من هم چند سنگ به او پرتاب کردم تا اینکه 2 یا 3 نفر جمع شدند بعد دیدم کسی نیست مرا برساند من سوار ماشین شدم او هم با موتور رفت. می آمدم سمت خانه اصلا تصادف را نفهمیدم بعد یک ساعت دیدم مردم درب منزل من جمع شدند و می گویند مرده است ماشین بیمه دارد اگر می فهمیدم صبر می کردم ولی من متوجه تصادف نشدم خدا شاهد است از دستی نزدم خدا شاهد است متوجه تصادف نشدم. و بازپرس مترم در ادامه همین جلسه شکایت اولیاء دم به شرح اوراق 59 و 60 و 61 و 62 و 63 و 64 و 65 اخذ و متعاقبا بازپرس محترم پس از احضار شهود در تاریخ 91/9/11 تشکیل جلسه داده که به شرح اوراق 74 و 75 و 76 و 77 و 78 و 79 و 80 و 81 و 82 و 83 و 84 اظهارات آنها صورتجلسه میشود و مالا بازپرس محترم دستور بازسازی صحنه قتل را صادر که نتیجه امر به شرح اوراق 103 و 104 و 105 اعلام که حکایت از آن دارد که مقارن ساعت 9 مورخ 91/10/4 در تداوم رسیدگی به پرونده قتل مرحوم ع. ص. و در پی دستگیری و اقرار متهم ع. ر. و به جهت روشن شدن قضیه و تطابق اعمال فیزیکی متهم با صحنه جنایت لذا بازپرس محترم آقای م. به همراه افسر قتل سرگرد م. و سروان ح. نژاد و اکیپ بررسی صحنه جرم و متهم به محل حادثه روستای نریمانی مراجعه متهم بیان داشت که من از طرف روستای سلیمانی می آمدم که مرحوم جلو مرا گرفت و موتورش را وسط جاده پارک کرد که با یکدیگر درگیر شدیم و به طرف هم سنگ پرتاب کردیم که سر و صورت هر دو نفر خونی شد که مردم ما را جدا کردند و به طرف روستا راه افتادیم مرحوم جلوتر با موتور رفت و من پشت سر او که در روبروی مرکز بهداشت متوجه نشدم که چگونه ماشین به وی اصابت کردو منحرف شد من به راه خودم ادامه دادم که از وی سوال شد شما پشت سر مرحوم حرکت کردید بیان داشت مقدار زمانی فاصله بود که او جلوتر می رفت و اظهارات شهود جهت وی (متهم) قرائت که شما در زمانی که پشت سر وی حرکت می کردید نزدیک مرکز بهداشت ماشین را به سمت راست جاده که مرحوم با موتور در حرکت بوده هدایت کردید و ماشین پس از برخورد لاستیک از کنار صورت وی عبور کرده بیان میدارد اظهارات شهود را قبول دارم صحنه درگیری اول قبل از روستا بود که به یکدیگر سنگ پرتاب کردیم و صحنه دوم اول روستا بود که پس از بیان دفاعیات متهم در صحنه و بیان موضوع بازسازی پایان پذیرفت مراتب عینا صورتجلسه و به امضا رسید. و در ادامه نتیجه معرفی متهم به پزشکی قانونی جهت معاینات روانشناختی به شرح برگهای 119 و 226 و 227 اعلام که حکایت از سلامت روانی وی اعلام شده که در قبال بزه انتسابی مسئول اعمال و رفتار خود میباشد.و متعاقبا بازپرس محترم در تاریخ 91/11/11 در وقت فوق العاده و با حضور متهم تشکیل جلسه داده که به شرح برگ 129 پرونده اقدام به اخذ آخرین دفاع مینماید که نامبرده پس از تفهیم اتهام در مقام دفاع می گوید من قصد کشتن وی را نداشتم و حتی قصد تصادف با وی را نداشتم و اتفاقا به وقوع پیوسته من تا به حال هیچ سابقه دعوی و شرارتی ندشتم و این اتفاقی بوده که پیش آمده و من هیچ قصدی نداشتم. و در ادامه بازپرس محترم به شرح اوراق 130 و 131 پرونده مبادرت به صدور قرار مجرمیت صادر که مورد موافقت قرار گرفته و مالا دادسرای محترم به شرح برگ 154 مبادرت به صدور کیفرخواست مینماید و پس از ارجاع پرونده امر به دادگاه کیفری استان حسب دستور به شعبه سوم دادگاه کیفری استان ارجاع که دادگاه به تاریخ 90/2/24 با حضور اعضاء در وقت فوق العاه تشکیل و دسترو تعیین وقت رسیدگی ضمن احضا راولیاء دم و وکلای آنان و نیز احضار متهم از زندان و احضار وکیل محترم متهم داده میشود و مالا جلسه رسیدگی با حضور اعضاء و اصحاب دعوی و وکلای آنان در تاریخ 92/8/7 پس از طی تشریفات قانونی تشکیل که به شرح اوراق 184 - 185 - 186 - 187 - 188 - 189 - 190 صورتجلسه میشود. که بدوا اظهارات نماینده محترم دادسرا صورتجلسه که بالصراحه اعلام مینماید طبق مفاد کیفرخواست و موازین قانونی تقاضای رسیدگی و مجازات متهم ع. ر. را مینماید و اولیاء دم نیز در همان جلسه ضمن اعلام شکایت مجدد تقاضای قصاص مینماید و حاضر به سازش و اشتی نیز نمیباشد و وکیل محترم اولیاء دم همان خواسته را از طرف اولیاء دم ابراز می دارد. و سپس دادگاه اتهامات متهم را تفهیم که متهم اقای ع. ر. پس از تفهیم اتهام در مقام پاسخ همان حرفها و دفاعیات سابق را تکرار مینماید که در بخشی از دفاعیاتش به شرح برگ 186 پرونده ابراز میدارد چون نمی توانستم رانندگی کنم چون سنگ به سر من زده بود که همانطوریکه می رفتم تصادف شد من متوجه نشدم که چگونه تصادف گردید چون لخته های خون جلو چشمم را گرفته بود و در ادامه در پاسخ این سوال دادگاه که شما متوجه نبودید و نمی توانستید رانندگی کنی چرا پشت فرمان نشستی و رانندگی کردی می گوید چون کسی نبود که ماشین را بیاورد ناچارا رانندگی کردم و پشت فرمان نشستم و بعد تصادف شد و من متوجه نشدم و در پاسخ به این سوال که تصادف را قبول داری می گوید بلی تصادف را قبول دارم ماشین کسی دیگری نبوده است ماشین من تصادف کرده است و در پاسخ به این سوال که چرا لاستیک ماشین خود را شسته بودی می گوید من نشسته بودم ماشین چند روز آگاهی بوده است و بعد از چند روز پلیس آمده و دیده است من قصد زدن را نداشته و قصد کشتن را نداشته ام... اگر قصد کشتن داشتم از طریق دیگر انجام می دادم آنها مرتب دعوا ایجاد می کردند و چندین مرتبه ریخته اند سر بچه ام که داماد آنها بوده است دختر آن مرحوم عروس من بوده است... و در ادامه رسیدگی دفاعیات وکیل محترم وی اقای ع.الف. ج. به شرح اوراق 187 - 188 - 189 اخذ و صورتجلسه که وکیل محترم تقاضای ارجاع امر به هیات کارشناسی مینماید که مورد پذیرش دادگاه قرار میگیرد و مالا با صدور قرار ارجاع امر به هیات سه نفره کارشناسی دستور تجدید وقت رسیدگی صادر که حسب صورتجلسه مورخه 90/8/12 به لحاظ پرداخت هزینه هیات کارشناسی به شرح برگ 190 پرونده دستورات مقتضی از سوی دادگاه صادر میشود که نتیجتا دادگاه به تاریخ 92/10/7 در وقت مقرر تشکیل جلسه داده که در این جلسه اولیاء دم و وکیل آنها و وکیل متهم و دو نفر از کارشناسان به نامبردگان تفهیم و ابلاغ میگردد که اظهار میدارد از مفاد قرار مطلع گردیدیم و اعلام می دارند ظرف سه هفته اظهار نظر و مراتب را به دادگاه اعلام می نمائیم که به شرح برگ 208 پرونده صورتجلسه میشود و نهایتا نظریه هیات محترم کارشناسی با رعایت تشریافت کامل به شرح اوراق 220 - 221 - 222 پرونده اعلام که در ذیل برگ 220 پرونده ابراز گردیده که علیهذا با عنایت به نکات فوق به نظر میرسد عامل برخورد میان وسایل نقلیه تغییر مسیر ناگ ه. وانت نیسان به سمت راست بوده است و هر چند بر اساس شواهد فنی و گواهی شهود عامدانه بودن این عمل محتمل تر به نظر میرسد و لیکن هیات در این باب معذور از اظهار نظر صریح بوده و درک این مهم را منوط به نظر و علم مقام محترم قضایی می داند و پس از وصول این پاسخ هیات کارشناسی دادگاه دستور وقت رسیدگی و احضار اصحاب دعوی به همراه وکلای محترمشان را صادر که در وقت مقرر مورخه 93/5/15 دادگاه با حضور اعضاء و اولیاء دم متهم و وکلای محترم آنان تشکیل جلسه داده و نماینده محترم دادسرا نیز حضور داشته اولیاء دم کمافی السابق تقاضای قصاص و نماینده محترم دادسرا نیز تقاضای مجازات متهم را طبق کیفرخواست صادره دارد و سپس در مقام تفهیم اتهام به متهم ع. ر. برآمده که پس از تفهیم اتهام به شرح برگ 242 پرونده مبنی بر اینکه شما متهم هستی به قتل عمدی مرحوم ع. ص. در اثر ایجاد تصادف عمدی چه دفاعی داری نامبرده در مقام دفاع می گوید من قصد زدن نداشته...سیمان برده بودم به روستای آبمال برای حاج م.ج. و سیمان را پیاده کردم برگشتم می آمدم خانه روستای نریمانی که اینها جلو مرا گرفتند یعنی ح. و ع. ص. دو نفر آمدند که ح. در رفت و پدرش ع. سنگ به سر من زد که سرم شکست و دو نفر موتوری آمدند و ما را جدا کردند که آن مرحوم جلو با موتور رفت منهم با ماشین خودم به طرف روستای خودم رفتم که در بین راه که می رفتم چون سرم خونی بود و سرم گیج بود متوجه نشدم چون خون جلو چشمم را گرفته بود متوجه نشدم شاید ماشین من خورده و من عمدا نزده ام و در پاسخ به این سوال دادگاه که چطور متوجه نشدی با وجودی که دسته موتور او به ماشین شما گیر کرده و چند متر هم کشیده شده است می گوید متوجه نشدم چون سرم گیج بوده است اگر می خواستم بزنم از عقب می زدم و در پاسخ به این سوال که اگر جلو چشم شما را خون گرفته بود چطور توانستی رانندگی کنی می گوید من قصد غرضی نداشتم شانس من بوده که ماشین دیگری نبوده است و در پاسخ به این سوال چرا وقتی که با موتور برخورد کردی رفتی و نایستادی که ببینی چطور شده می گوید نفهمیدم و رفتم و در ادامه رسیدگی دفاعیات وکیل مشارالیه اخذ که به شرح اوراق 243 - 244 - 245 صورت جلسه شده است و نهایتا به شرح برگ 246 از متهم آخرین دفاع اخذ میگردد که همان دفاعیات قبل را بیان مینماید. بهر حال سه نفر از قضات محترم شعبه سوم دادگاه کیفری استان خراسان رضوی با عنایت به تقاضای قصاص از ناحیه اولیاء دم و گزارش مرجع انتظامی و گزارش معاینه جسد و نظریه پزشکی قانونی و اظهارات شهود و مطلعین و مواجهه حضوری متهم با آنان و صورتجلسه مواجهه حضوری بین متهم و شهود قرائن کافی بر حصول علم به وقوع قتل عمدی با استناد به بند ب ماده 290 نظر داشته و طی دادنامه شماره --- متهم را بر قصاص نفس محکوم مینماید لکن دو نفر از قضات شعبه مزبور (اقلیت) اعلام می دارند که هر چند متهم عمدا با اتومبیل خود به موتور سیکلت شاکی زده ولی چون قصد قتل نداشته و سر مقتول زیر لاستیک رفته و منجر به قتل شده است مورد از مصادیق قتل غیر عمد است که باید مرتکب به دیه و حبس محکوم شود. در هر صورت رای پس از صدور در تاریخ 93/6/2 به محکوم علیه ابلاغ شده و در تاریخ 6/7 و 93/6/15 مورد تجدیدنظرخواهی وکلای محکوم علیه قرار گرفته که لوایح ارسالی آنان به هنگام شور قرائت شد. و متعاقبا پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. شعبه در تاریخ 93/9/2 پس از ملاحظه محتویات پرونده و مشاوره طی دادنامه شماره --- چنین رای میدهد؛ بر طبق موازین شرعی و قانونی از جمله ماده 290 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 جنایت عمدی در صور مختلف قابل فرض میباشد. یکی اینکه مرتکب با انجام فعل قصد ایراد جنایت بر فرد یا افراد داشته باشد. مثلا در مانحن فیه ثابت شود که متهم از پیش قصد کشتن مقتول را داشته و باین منظور با وی تصادف نموده است که در بند الف ماده فوق تصویر شده است که از متن رای و استدلال اکثریت قضات شعبه روشن است منظور آنان این شق از قتل عمد نیست صورت دیگر این است که محرز شود مرتکب قصد نتیجه جنایت مثلا قتل را نداشته است ولی قصد فعلی را داشته که آن فعل عادتا و نوعا کشنده است مثلا اقرار فرد به تیراندازی به قلب یا مغز فرد مقتول یا اقرار به ضربه زدن با چماق به سر وی که این فرض در بند ب ماده 290 ذکر شده است و قضات محترم اکثریت نیز به بند ب استناد نموده اند. حال باید دید آن فعل و عملی که نوعا و عادتا کشنده است و متهم به قتل عمدا مرتکب آن شده است چیست. آنچه مسلم است و قضات اکثریت و اقلیت شعبه کیفری استان بر آن توافق دارند این است که متهم با مقتول موتور سوار تصادف عمدی نموده است یعنی عمدا ماشین را به طرف موتور سوار رانده و با او برخورد نموده است این مقدار از فعل عمدی بوده و ارتکاب آن توسط متهم مورد علم و یقین هر پنج نفر قاضی صادر کننده حکم است لکن صرف راندن اتومبیل و برخورد با موتور سیکلت عملی نیست که عادتا قاتل موتور سوار باشد. لکن اگر معلوم شود که متهم قصد زیر گرفتن موتور سوار با این تصادف را داشته یعنی قصد داشته با این تصادف موتور سیکلت را واژگون نموده و از روی راکب آن عبور نماید این عمل میتواند نوعا موجب قتل و کشتن راکب موتور سوار باشد. در صورتی که دلائل و قرائن که قضات محترم اکثریت در پرونده به آن استناد کرده اند گویای علم به قصد ارتکاب این عمل یعنی (تصادف+واژگون نمودن موتو رسیکلت + راندن بر روی راکب موتور سیکلت) نیست هر چند قرائن در حدی است که ظن قوی بر قصد چنین فعلی از ناحیه مرتکب حاصل میشود. و حتی با توجه به موارد مربوط به سابقه درگیری بین آنان و تهدید راکب موتور سوار توسط متهم طبق شهادت برخی از شهود که او سر مرا شکسته من نیز سر او را خواهم شکست و سایر قرائن ممکن است قاضی محترم رسیدگی کننده نسبت به شق الف ماده 190 نیز ظن قوی پیدا کند یعنی قرائن نسبت به اینکه متهم قصد قتل متوفی را داشته نیز در پرونده موجود است علیهذا به نظر شعبه دیوان نسبت به اتهام قتل عمدی در حال حاضر ادله کافی بر اثبات عمد نیست و بدلیل قرائن متعدد و وجود ظن قوی تبرئه وی از قتل عمد نیز مشروعیت ندارد بلکه مورد از موارد لوث موضوع مواد 312 به بعد قانون مجازات اسلامی است و دادگاه موظف به اجرای قسامه در صورت تقاضای اولیاء دم بوده است. بنابر هر چند استنباط قضات محترم اکثریت بر عمدی بودن قتل با توجه به محتویات پرونده و گزارش کارشناسی و شهادت شهود بیوجه نیست لکن صدور حکم بر قصاص از طریق قسامه انطباق بیشتری با قوانین و موازین شرعی داشته و به احتیاط نزدیکتر است علیهذا به استناد صدر بند ب ماده 265 قانون آیین دادرسی کیفری رای معترض عنه نقض گردیده و پرونده جهت رسیدگی مجدد از طریق مقررات لوث و اجرای قسامه به شعبه رسیدگی کننده اعاده میشود. ب- پرونده اختلاف در صلاحیت به کلاسه بایگانی --- شعبه --- دیوانعالی کشور: با صدور رای شعبه --- پرونده به دادگستری خراسان اعاده و به شعبه سوم دادگاه کیفری استان اعاده میشود و شعبه در تاریخ 93/10/9 با تشکیل جلسه و ملاحظه پرونده قرار اجرای قسامه صادر و دستور ثبت وقت و دعوت از اطراف قضیه را صادر می کند (صفحه 302 پرونده) و برای 94/4/21 تعیین وقت میشود. لکن قضات رسیدگی کننده به پرونده که د رحال حاضر بدلیل تشکیلات جدید به عنوان شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر انجام وظیفه می نمایند پرونده را بررسی نموده به شرح زیر مبادرت به صدور قرار عدم صلاحیت مینمایند. نظر به اینکه در تاریخ 94/4/1 قانون آیین دادرسی کیفری اجرا گردیده است و طبق ماده 570 آن کلیه قوانین و مقررات با آن من جمله قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب نسخ شده است و به موجب تبصره 3 قانون فوق دادگاههای کیفری استان و دادگاههای عمومی جزایی به ترتیب به کیفری یک و کیفری دو تبدیل گردیده اند و صلاحیت رسیدگی به جرائم هر یک مشخص شده و صلاحیت هر یک از آنان نسبت به صلاحیت قبلی تغییر یافته و صلاحیت کیفری یک نسبت به صلاحیت کیفری استان افزایش پیدا کرده (بندهای پ و ت ماده 302 ) و از طرفی چون پرونده هائی قبلا به محاکم عمومی جزایی که به کیفری دو ارجاع گردیده ثبت شده است و مطرح رسیدگی بوده و بر اساس قانون جدید رسیدگی به آن جرائم در صلاحیت دادگاههای کیفری یک قرار گرفته (تبصره 3 ماده 296 ق ا د ک) تکلیف رسیدگی به آن پرونده ها را مشخص و مقرر داشته جرائمی که تا تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون در دادگاه ثبت شده است از نظر صلاحیت رسیدگی تابع مقررات زمان ثبت است و کماکان در همان دادگاههای عمومی جزایی و کیفری استان که تبدیل به کیفری 2 و کیفری یک گردیده است رسیدگی میگردد. که قسمت اخیر تبصره مذکور که بیان کرده این تبصره در مورد دادگاههای انقلاب و دادگاههای نظامی نیز جاری است موید این نظریه است و از طرفی از تاریخ لازم الاجرا شدن قانون جدید صلاحیت دادگاههای تجدیدنظر نسبت به جرائمی که در صلاحیت کیفری استان بوده کلا سلب گردیده مضافا اینکه طبق موازین قانونی و رویه عملی قضایی پرونده های کیفری استان به عنوان دادگاه تجدیدنظر ارجاع و ثبت نشده بلکه از ابتداء تحت عنوان کیفری استان ارجاع و ثبت گردیده لذا بنا بمراتب فوق دادگاههای کیفری یک صلاحیت رسیدگی به کلیه جرائم که قبل و بعد از لازم الاجراء شدن قانون آیین دادرسی کیفری جدید بوقوع پیوسته را دارد و این دادگاه خود را صالح به رسیدگی ندانسته و قرار عدم صلاحیت خود و شایستگی دادگاههای کیفری یک مستقر درمرکز استان (مشهد مقدس) صادر و اعلام میدارد دفتر مقرر است از آمار کسر و به مرجع ذی صلاح ارسال میگردد. شعبه اول دادگاه کیفری یک خراسان این استدلال را قبول نداشته و در تاریخ 94/4/14 قرار عدم صلاحیت متقابل به شرح زیر صادر می کند: به تاریخ 94/4/14 پرونده کلاسه --- ک اتهامی آقای ع. ر. تحت نظر است با توجه به صدر تبصره 3 ماده 296 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392/12/04 که مقرر داشته ((جرائمی که تا تاریخ لازم الاجرا شدن این قانون در دادگاه ثابت شده است از نظر صلاحیت رسیدگی تابع زمان ثبت است)) و چون پرونده مذکور در تاریخ 92/2/24 به شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر ارجاع گردیده وجهی برای صدور قرار عدم صلاحیت نمیباشد و بر فرض صدور قرار عدم صلاحیت با توجه به ذیل تبصره 3 ماده 296 قانون مذکور که مقرر داشته ((سایر مقررات رسیدگی طبق این قانون در همان شعب مرتبط انجام میشود)) به استناد ماده 390 قانون مذکور باید قرار عدم صلاحیت به دادستان ابلاغ شود و چون به این تکلیف قانونی عمل نگردیده پرونده غیر قابل طرح در مرجع دیگر است لذا پرونده جهت اقدام قانونی به شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی اعاده میگردد. دادیار دادسرای دیوان نیز به نیابت از دادستان کل قرار عدم صلاحیت سابق الصدور را مطابق قانون ندانسته و به شرح ذیل اقدام به فرجامخواهی نسبت به آن مینماید: احتراما طبق دادنامه شماره --- شعبه سوم دادگاه محترم تجدیدنظر استان خراسان رضوی در خصوص رسیدگی به اتهام ع. ر. قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگاه کیفری یک صادر نموده است با توجه به مفاد تبصره 3 ماده 296 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 که مقرر داشته است پرونده های محاکم کیفری استان تابع زمان ثبت پرونده ها در همان دادگاه رسیدگی گردد و با توجه به اینکه شعبه مذکور با ابلاغ ریاست محترم قوه قضائیه به عنوان کیفری استان فعال بوده است لذا میبایست تا صدور حکم مقتضی به رسیدگی ادامه دهد بدین لحاظ با استند به بند پ ماده 433 قانون مزبور به جهت عدم انطباق رای صادره با قانون و با توجه به اختیارات تفویضی از جانب دادستان محترم به قرار صادره اعتراض داشته و تقاضای رسیدگی و صدور رای مقتضی را دارم. در نتیجه پرونده به دیوانعالی کشور ارسال میشود و شعبه --- دیوان عالی کشور در تاریخ 94/5/24 طی دادنامه شماره --- به شرح زیر اتخاذ تصمیم مینماید. آقای ع. ر. فرزند گ. به اتهام ارتکاب قتل عمدی تحت تعقیب قرار گرفته رسیدگی به موضوع در تاریخ 92/2/10 به شعبه سوم دادگاه کیفری استان خراسان رضوی ارجاع شده است. در مورخه 94/4/8 هیات دادگاه با این استدلال که از تاریخ لازم الاجرا شدن قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 92/12/4 اختیار رسیدگی به جرائم در صلاحیت دادگاه کیفری استان از دادگاه تجدیدنظر استان سلب گردیده به موجب دادنامه شماره --- - 94/4/8 قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگاه کیفری استان صادر نموده اند. دادستان عمومی و انقلاب شهرستان مشهد قرار صادره را منطبق با قانون ندانسته به استناد اختیار حاصل از بند پ ماده 433 ق آ د ک یاد شده فرجام خواهی نموده پرونده به دیوان عالی کشور ارسال جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. و شعبه پس از مشاوره چنین اتخاذ تصمیم مینماید: با توجه به مندرجات پرونده و نظریه دادیار دادسرای دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر (نقض رای فرجام خواسته) نظر به اینکه در اجرای تبصره 2 ماده 20 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب الحاقی 81/7/28 شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی به تشخیص و تصویب رئیس قوه قضائیه به عنوان دادگاه کیفری استان برای رسیدگی به جرائم مربوط اختصاص یافته و پرونده اتهامی آقای ع. ر. فرزند گ. دایر به ارتکاب قتل عمدی قبل از تاریخ لازم الاجرا شدن قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 92/12/4 به آن دادگاه ارجاع و ثبت شده است مطابق تبصره 3 ماده 296 قانون اخیرالذکر آن شعبه مکلف به رسیدگی میباشد. فرجام خواهی دادستان عمومی و انقلاب شهرستان مشهد نسبت به دادنامه شماره بالا صادره از آن شعبه مبنی بر عدم صلاحیت رسیدگی وارد تشخیص دادنامه فرجام خواسته مستندا به شق دوم بند ب ماده 469 قانون آ د ک مصوب 92/12/4 نقض و پرونده جهت رسیدگی به دادگاه صادر کننده رای منقوض ارجاع میگردد. ج- خلاصه پرونده جاری به کلاسه بایگانی --- : دادگاه برای محاکمه متهم با اجرای قسامه برای تاریخ 94/11/14 تعیین وقت می کند. در وقت مقرر دادگاه با حضور نماینده دادستان اولیاء دم اقایان و خانمها م. ح.، ر.، س.، الف. همگی ح. فرزندان مقتول و ش.ن.ت. همسر وی و وکیل آنان و متهم ع. ر. و وکلای وی تشکیل میشود. سپس به اولیاء دم اعلام میشود آیا بر شکایت خود مبنی بر عمدی بودن تصادف و قتل باقی هستید که به اتفاق آراء اعلام می دارند باقی هستیم و تقاضای قصاص داریم و بستگان و اقوام خود را برای اجرای مراسم قسامه حاضر نموده ایم و در سالن حضور دارند. سپس مواد مربوط به لوث و قسامه برای طرفین دعوی تفهیم میشود. و به متهم فرصت داده میشود که دلیلی بر برائت خود دارد اعلام نماید. پاسخ می دهد من قصد کشتن نداشتم و دفاعیات من همان مطالب قبلی است و تصادف اتفاقی بوده است. سپس مراسم قسامه شروع میشود و ابتدا 5 نفر فرزندان مقتول با لفظ جلاله سوگند بر عمدی بودن تصادف و قتل خورده و تقاضای قصاص می نمایند. سپس بیش از پنجاه نفر ازبستگان مقتول دعوت میشوند و به تعبیر دادگاه چون در خصوص حق خویشاوندی برخی از آنان نسبت به متوفی ایراد شده بود افراد بیشتر از نصاب دعوت شده اند و تک تک آنان که (شاکی آنان در صورتجلسه درج است با معرفی خود و اعلام نوع خویشاوندی خود با متوفی با علم و یقین به لفظ جلاله سوگند یاد می کنند که ع. ر. عمدا و منفردا ع. حدی را به قتل رسانده است به جز اولیاء دم 59 نفر ادای سوگند نمودهاند در نتیجه دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و د رتاریخ 94/11/18 و طی دادنامه شماره --- به شرح ذیل رای صادر می کند. در پرونده پیوست اقای ع. ر. فرزند گ. با وکالت آقایان ع.الف. ج. و ه. ج. و س. حسین زاده به موجب شرح مفصل دادنامه شماره --- - 93/5/23 به اتهام قتل عمدی مرحوم ع. ص. در ماه حرام از طریق تصادف عمدی که با حصول علم اکثریت اعضاء دادگاه قصاص نفس صادر گردیده است که از آن توسط دو نفر از وکلای وی فرجام خواهی گردیده است و در شعبه چهل و یکم دیوان محترم عالی کشور رسیدگی و آن دیوان محترم ضمن اینکه اعلام فرموده اند قرائن قوی بر عمدی بودن در پرونده وجود دارد و نظر اکثریت اعضاء دادگاه بیوجه نمیباشد و موضوع را از موارد لوث تشخیص و صدور حکم بر قصاص را از طریق اجرای قسامه منطبق با قوانین و موازین شرعی و نزدیکتر به احتیاط دانسته اند لذا دادگاه در اجرای خواسته شعبه چهل و یکم دیوان محترم عالی کشور و تامین نظر آن دیوان اجرای قسامه و از اولیاء دم پنج نفر و چهل و پنج نفر دیگر از بستگان و خویشان آنان (بلکه با تجویز به ایراد متهم نسبت به خویشاوندی تعدادی از سوگند خوردند از پانزده نفر دیگر از اقوام مقتول که حتی افراد زیادتری معرفی کرده بودند جهت احراز و اطمینان) اتیان سوگند به عمل آمد که همگی در پیشگاه قرآن و سوگند به اسم جلاله خداوند به الله والله و تاله سوگند یاد کردند که متهم به عمد مقتول را زیر گرفته و تصادف را به صورت عمد انجام داده است لذا با توجه به مراتب فوق و اینکه و هر چند که همانطور که دیوان محترم عالی کشور در رای خود نیز ذکر فرموده اند که قرائن زیادی بر قصد قتل توسط متهم در پرونده موجود است ولی با توجه به اینکه متهم مرتکب کاری عمدا گردیده است که نوعا موجب جنایت واقع شده است آگاه بوده که آن کار نوعا موجب جنایت یا نظیر آن میشود و منطبق با بند ب ماده 290 قانون آیین دادرسی کیفری و با توجه به تقاضای قصاص از ناحیه اولیاء دم آقایان و خانمها مرتضی ص.، ح. ص.، ر. ص. و س. و افسانه ص. فرزندان مقتول با وکالت آقای ض. و خانم ز. به استناد مواد 312 و 336 و 301 و 381 و 417 قانون مجازات اسلامی حکم به قصاص نفس صادر میگردد که پس از قطعیت حکم توسط اولیاء دم در محوطه زندان و پس از اذن ولی امر مسلمین اجراء گردد این رای حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ در دیوان محترم عالی کشور قابل فرجام خواهی میباشد. دادنامه در تاریخ 94/11/25 به وکیل محکوم علیه ابلاغ میشود در تاریخ 12/11 از ناحیه خود محکوم علیه و در تاریخ 12/12 از ناحیه وکیل وی لوایح اعتراضی فرجامخواهی واصل و پرونده به دیوانعالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع میشود.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای علی رازینی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد حسین ارجمند دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر اینکه با توجه به محتویات پرونده و ملاحظه مفاد لایحه فرجام خواهی محکوم علیه نتیجتا چون مستند به دلیل موجه نمیباشد و دادنامه فرجام خواسته از حیث اساس و مستندات مطابق با موازین قانونی اصدار یافته مستند به بند الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری در خصوص دادنامه شماره --- فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجام خواهی محکوم علیه ع. ر. و وکیل وی س.ح. نسبت به دادنامه صادره از شعبه سوم دادگاه کیفری یک استان خراسان رضوی حاوی نکته و دلیل موجهی که موجب ایراد بر دادنامه یا صحت اجرای قسامه باشد نیست. مثلا اینکه محکوم علیه می گوید برخی از حالفین وی را نمی شناسند یا ابراز تردید وکیل در خصوص نسبت داشتن برخی از حالفین با محکوم علیه بدون مشخص کردن فرد مورد ایراد با اینکه اولا شناخت تفصیلی حالفین نسبت به محکوم علیه شرط قانونی و شرعی قسامه نیست و در حلف تعیین حالف بر وقوع جرم از ناحیه متهم کافی است و اینکه حالفین با ارائه کارت شناسایی معتبر و مشخص نمودن هویت واقعی خود نسبت خود را با متوفی ذکر کرده اند و اگر آنان دارای رابطه خویشاوندی با متوفی نباشند وکیل میتواند مورد را مشخصا ذکر نماید تا بررسی شود لکن با توجه به اینکه تعداد حالفین 14 نفر بیشتر از حد نصاب میباشند بر فرض اشتباه دریکی دو نفر لطمه به صحت قسامه وارد نمی شود بهر حال به استناد بند الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری فرجامخواهی رد و دادنامه فرجامخواسته تایید و استوار میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور; رئیس: علی رازینی عضو معاون: عبدالعلی خان بیگی عضو معاون: امیر صفیری