انصراف زوجه از حق اعمال وکالت در طلاق به دلیل عدم باروری زوج

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

خانم ا. ا. ظ. ا. به تاریخ 1399/06/26 دادخواستی با عنوان طلاق (به درخواست زوجه) بدلیل تخلف زوج از بندهای 1 و 2 و 10 سند نکاحیه به طرفیت اقای م. ر. طرح و تقدیم داشته که به شعبه *ارجاع گردیده است. زوجه خواهان در دادخواست اعلامی اظهار داشته که در تاریخ 1381/06/15 با زوج خوانده ازدواج نموده است.ولی در حال حاضر قادر به ادامه زندگی مشترک نمی باشم و با توجه به بندهای 1٫2 و 10 سند ازدواج درخواست طلاق و صدور حکم شایسته مبنی بر طلاق مورد استدعاست. خواهان (زوجه) در جلسه مورخ 1399/08/03 رسیدگی اظهار داشته که به جهت عدم پرداخت نفقه و سوی رفتار و معاشرت زوج و به علت فرزند دار نشدن و تحقق بندهای 1٫2 و 10 (از شروط) عقدنامه درخواست طلاق و اعمال وکالت را دارند. در مورد ضرب و جرح و نفقه دادخواست و شکایت مطرح کرده اند و راجع به نفقه رای صادر شده ولی شکایت کیفری پیگیری نکرده اند. در ازای طلاق یک عدد سکه تمام بهار ازادی از مهریه را با توجه به وکالت در سند نکاحیه به زوج بذل می نمایم و از طرف وی قبول بذل می کنم و در مورد حقوق مالی خود در این پرونده ادعایی ندارند و جداگانه طرح و پیگیری می کنم. فرزند مشترک نداریم. خوانده (زوج) در این جلسه اظهار داشته که با طلاق موافق نیستم. نفقه را پرداخت کرده ام. سوی رفتار و معاشرت نداشتم. فرزند دار نشدم و علت فرزند دار نشدن هم به جهت عقیم بودن من می‌باشد. و همه مراحل فرزند خ. طی شده و فرزند پسری به ما داده شده است، فرزند اول به نام م. و فرزند د. به نام م. که به نام پدر و مادرش که من و خواهان می باشیم شناسنامه اخذ شده و پیرامون فرزند شکایت رابطه نامشروع مطرح شد و موضوع رسیدگی شده، بنده نفی ولد مطرح نکردم.

قرار ارجاع بداوری صادر شده و زوجه (خواهان) داور خود را معرفی کرده ولی زوج در فرصت قانونی داور مربوطه را معرفی نکرده و از این رو دادگاه مبادرت به تعیین داور برای زوج نموده‌اند ولکن به دلیل عدم پرداخت هزینه داور مورد نظر دادگاه توسط زوجه (خواهان) قرار ابطال دادخواست مرقومه به تاریخ 1399/08/29 و به شرح دادنامه *صادر می‌شود. نسبت به دادنامه مرقوم تجدیدنظرخواهی شده است.که به موجب دادنامه شماره *مورخ 1399/10/13 اصداری از شعبه *ا و موجه بودن عذر اعلامی توسط زوجه دادنامه مذکور (تجدیدنظرخواسته) نقض می‌گردد. تا رسیدگی ماهوی صورت گیرد. با مرتفع شدن پرداخت هزینه داوری و تعیین داوران، تلاش و مساعی انها موثر واقع نشده و قاضی مشاور به شرح نظریه مورخ 1400/07/14 خود با بیان و اظهار اینکه زوجین نسبت به حقوق مالی و حضانت فرزند ان توافق کرده اند و تخلف زوج از بند 10 سند نکاحیه محرز می‌باشد. و مخالفت زوج با طلاق زوجه، به پذیرش خواسته (طلاق) خواهان و صدور حکم به الزام زوج به طلاق زوجه اعلام نظر کرده اند. متعاقب اقدامات به عمل امده دادگاه مرجوع الیه (شعبه *) به موجب دادنامه شماره *- 1400/07/14 با توجه به احراز رابطه زوجیت خواهان و خوانده بر اساس سند نکاحیه و نظریه قاضی محترم مشاور و عدم دفاع موثر زوج (خوانده) عدم موثر واقع شدن تلاش های داوران، دادگاه و مرکز مشاوره ارجاعی توسط دادگاه، احراز تخلف زوج از بند 10 عقدنامه با توجه و استناد به اعلام نظر پزشکی قانونی به لحاظ ناباروری زوج و اصرار زوجه به طلاق با استفاده از وکالت اعطایی و تفویضی زوج به وی (زوجه) و با احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق به خواهان اجازه داده تا به یکی از دفاتر رسمی طلاق مراجعه و با توجه به اختیارات حاصل از وکالت مندرج در سند نکاحیه خود را به نحو طلاق باین از نوع خلع مطلقه نماید. مدت اعتبار حکم صادره 6 ماه پس از تاریخ ابلاغ رای قطعیت یافته می‌باشد. رعایت مقررات و شرایط صحت اجرای صیغه طلاق بر عهده سردفتر مربوطه می‌باشد. حقوق مالی زوجه در این پرونده طرح نشده و زوجه ادعایی در این پرونده ندارد. و حضانت فرزند ان مشترک با زوجه (مادر) می‌باشد. و ملاقات زوج توافقی خواهد بود. زوج نسبت به رای مرقوم تجدیدنظرخواهی نموده و شعبه *حسب الارجاع رسیدگی نموده و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/09/23 با توجه به گذشت حدود نوزده سال از ازدواج زوجین و پس از ده سال از زندگی مشترک و اینکه در طول این مدت صاحب فرزند نشده اند و به اتفاق به سازمان *مراجعه و اقدام به گرفتن فرزند پسر جهت فرزند خ. کرده اند و نه سال با شرایط مرقوم زندگی مشترک داشته اند و زوجه به خواست خود و توافق زوج اقدام به فرزند خواندگی نموده‌اند و با این وصف به نظر زوجه از حق خود در خصوص اعمال شرط وکالت موضوع بند 10 از شروط قسمت ب ضمن عقد سند نکاحیه عدول کرده است.و فلذا دادگاه تجدیدنظرخواهی را موجه دانسته و به استناد مواد 356 و 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته حکم به بطلان دعوی خوا. بدوی صادر و اعلام گردیده است.

با ابلاغ رای موصوف به تاریخ 1400/09/27 به زوجه (فرجام خواه فعلی) به موجب دادخواست فرجامی مورخ 1400/10/14 نسبت به ان فرجام خواهی نموده است.که پس از تبادل لایحه و ارسال پرونده به دیوان عالی کشور به این شعبه ارجاع گردیده است.و مطرح رسیدگی می‌باشد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای م. ح. م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه مورد اعتراض (فرجامخواسته) مشاوره نموده چنین رای می دهد:

فرجام خواهی خانم ا. ا. ظ. ا. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/09/23 شعبه *که به موجب ان ضمن نقض دادنامه شماره *مورخ 1400/07/14 صادره از شعبه *متضمن تجویز اعمال وکالت در طلاق از سوی زوجه به لحاظ تحقق بند دهم از شروط ضمن عقد نکاح حکم به بطلان دعوی خوا. بدوی (فرجام خواه) صادر گردیده است. با توجه به مجموع اوراق پرونده و و مفاد دادنامه فرجام خواسته وارد و موجه نیست. زیرا هر چند در نظریه مورخ 1400/06/21 پزشکی قانونی یزد اعلام گردیده که زوج فرجام خوانده دچار اختلال در شکل و حرکت اسپرم بوده و احتمال باروری طبیعی نامبرده بسیار بعید به نظر میرسد و به این ترتیب زوج فرجام خوانده به لحاظ نظریه پزشکی قانونی فاقد قدرت باروری به روش طبیعی بوده و به همین علت نیز زوجه فرجام خواه با وصف گذشت حدود 18 سال از زندگی مشترک هنوز صاحب فرزند ی از زوج نگردیده و بدین لحاظ تحقق بند دهم از شروط مندرج در سند نکاحیه محرز و مدلل بوده و زوج فرجام خوانده هم در اظهارات خود به این مسیله اشاره و اذعان داشته است.ولی از انجاییکه از ازدواج طرفین حدود 8 سال سپری گردیده و زوجه بعد از گذشت 5 سال از زندگی مشترک با وجود اینکه از زوج صاحب فرزند ی نشده و بند دهم شرط قراردادی مندرج در سند نکاحیه محقق گردیده و موجبات اعمال وکالت در طلاق حاصل از تحقق شرط مذکور فراهم بوده نه تنها نسبت به اعمال حق خود در استفاده از وکالت در طلاق تفویضی اقدام ننموده بلکه بعد از گذشت ده سال از زندگی مشترک بهمراه زوج با تراضی و توافق همدیگر به اداره سازمان *مراجعه و فرزند پسری به نام م. ر. ب. فرزند خ. پذیرفته اند که هم اکنون نیز با همین فرزند خود زندگی مینمایند که این اقدام اخیر زوجه در قبول فرزند خواندگی از یکطرف و هم چنین عدم اعمال حق خود در استفاده از وکالت در طلاق حاصل از تحقق بند 10 شرط ضمن العقد در طول مدت بیش از دهسال از طرف دیگر در مجموع ظهور بر انصراف عملی نامبرده از بند ده شرط قراردادی مندرج در سند نکاحیه و اسقاط حق اعمال وکالت در طلاق داشته و درنتیجه به لحاظ انتفای شرط مذکور قانونا استحقاق نامبرده بر خواسته طلاق مطروحه منتفی خواهد بود از این رو دادنامه فرجام خواسته با توجه به مبانی استنباط و تشخیص دادگاه و اظهارات طرفین در جلسه دادرسی دادگاه تجدیدنظر و سایر اوراق و محتویات پرونده موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و اعتراض فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که به مبانی استنباط و تشخیص دادگاه و اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری بر دادنامه صادره مترتب نمی‌باشد. لهذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.

رئیس شعبه *: ح. ع.

مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م.

منبع