تاریخ دادنامه قطعی: ۱۳۹۳/۰۷/۲۹
شماره دادنامه قطعی: ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۷۶۰۰۲۶۷

پیام: درصورتی که دادگاه قتل را شبه عمد تشخیص دهد، لازم است در حکم صادره پرداخت دیه را منوط به مطالبه اولیای دم نماید.

رأی خلاصه جریان پرونده

به موجب کیفرخواست شماره ۲۲۳۱ بدون تاریخ صادره از دادسرای عمومی و انقلاب...، آقای م. فرزند... به اتهام قتل عمدی مرحوم ع. فرزند...، تبعه افغانستان، تحت تعقیب کیفری قرارگرفته است. شرح اجمالی ماوقع بدین گونه می‌باشد: در تاریخ ۰۲/۰۴/۹۲ از طریق مرکز پیام نیروی انتظامی وقوع یک مورد درگیری در آدرس...، به کلانتری ۱۱ مرکزی...، اعلام گردیده و عوامل پاسگاه به محل اعزام شده اند که شخصی به هویت ع. تبعه افغانستان به خودروی گشت مراجعه و اعلام داشته که نگهبان کارگاه قیرسازی می باشم که یک نفر از کارگران (...) به نام م. فرزند... با بنده درگیر شد و بنده را هل داد و به زمین خوردم، لذا از وی شاکی هستم. شاکی نامبرده جهت مداوا به بیمارستان انتقال یافته و شخص ضارب به کلانتری دلالت و مراتب صورت جلسه گردیده است.

متهم م. در تحقیقات کلانتری بیان داشته: به علت کار رفتم آن جا و به علت گازوئیل با هم درگیر شدیم اول آقای ع. مرا چنگ زد بعد من آقای ج. را هل دادم و به زمین خورد که ج. با آمبولانس به درمانگاه رفت و من توسط پلیس به کلانتری آمدم. خانم ف. فرزند... (همسر شاکی) در تحقیقات کلانتری اظهار داشته: آقای م. جهت کارکردن با غلطک به باغ ما آمده بود، از شوهرم ع. تبعه افغانستان گازوئیل خواست و شوهرم گفت شما برای کار با ماشین آمده ای و گازوئیل ندارم که در این لحظه یک دفعه م. به شوهرم حمله ور شد و شوهرم را به هوا بلند کرده و به زمین کوبید، متأسفانه الآن شوهرم در بیمارستان بستری و تحت مداوا است و دکترها گفته اند که قطع نخاع شده و احتمال مرگ وی حتمی است خواهشمندم رسیدگی و احقاق حق کنید.

مراتب به دادستان... منعکس گردیده و متهم نامبرده م.، در تحقیقات دادیار کشیک بیان نموده: من صبح برای کار کردن به آن جا رفتم، از کارگر آنجا گازوئیل خواستم گفت ما نداریم برو بیرون نمی خواهد کار کنی، من به صاحب کار آنجا زنگ زدم (آقای ر.) و داستان را گفتم، آقای ر. گفت من الآن می آیم و من آقای ع. را که کارگر آنجا بود صدا کردم که به او بگویم گوشی ات پیشت هست؟ آقای ر. می خواهد به تو زنگ بزند که گفت ما گازوئیل نداریم بیا برو بیرون و به سمت من دست انداخت و من از روی غلطک پیاده شدم و ع. را هل دادم زمین خورد که دیدم حالش خوب نیست، از ماشین آب آوردم و به دست و صورتش زدم که بعد زن و بچه اش آمدند، زمان حادثه صبح ساعت ۸:۳۰ بود و اول درگیری خودمان بودیم، بعد از این که از حال رفت خانمش آمد، من بنا به درخواست آقای ر. برای صاف کردن آنجا با غلطک رفته بودم و کارگر افغانی را نمی شناختم و اولین بار بود که همدیگر را دیدیم و..... و درنهایت اتهام ایراد ضرب وجرح عمدی به متهم تفهیم گردیده و نامبرده در مقام دفاع اظهار داشته:.... عمدی نبوده من نمی خواستم به وی آسیب برسانم ولی یک لحظه عصبانی شدم و وی را هل دادم (ص ۷ و ۸ پرونده).

متهم نامبرده در تحقیقات آقای بازپرس شعبه دوم دادسرای عمومی و انقلاب... منکر اتهام خود شده و بیان داشته: قبول ندارم به من فحاشی کرد و بی جهت به من خودش زد، رفت درب را ببندد که افتاد من رفتم آب آوردم دادم و من کسی را هل ندادم من قبلاً ترسیده بودم گفتند اگر بگویی هل دادم در مجازات شما تأثیر و تخفیف دارد، من هل ندادم و اتهام را قبول ندارم (ص ۱۳). تصاویر حاصله از دوربین مداربسته که در محل درگیری نصب شده بود اخذ و ضم پرونده شده که حکایت از اقدامات متهم و چگونگی درگیری وی با مقتول می نماید.

متهم در تحقیقات بعدی آقای بازپرس به شرح برگ ۱۹ پرونده اظهار داشته: من او را هل دادم و با هل دادن این صدمات ایجادشده؛ ایشان مریض احوال بود من فقط هل دادم ایراد ضرب وجرح را قبول ندارم و به یادم نمی آید و..... مجنی علیه به علت موثر واقع نشدن اقدامات پزشکی، درنهایت در بیمارستان فوت نموده و آقای ع. (فرزند متوفی) ۱۳ ساله در بازپرسی حضور یافته و اعلام داشته: از م. شاکی هستم و ورثه پدرم یک پسر و دختر می‌باشد ورثه دیگری ندارد (ص ۴۴). متهم م. در تحقیق مورخ ۱۶/۰۵/۹۲ بازپرسی نیز با تکرار مطالب قبلی خود چگونگی و علت حادثه را توضیح داده و اضافه نموده:... دوباره با لحن بدتر به من فحاشی کرد و من او را هل دادم و گفتم اول صبحی اعصاب ما را خرد نکن که او افتاد زمین و بلند شد با من درگیر بشود که من کمر او را گرفتم و او را به زمین زدم (کوبیدم زمین) رفتم روش که دوباره او را بزنم متوجه شدم بدنش شل شده است و من فکر کردم که دارد تمارض می کند و فیلم بازی می کند دستش را گرفتم پرت می کردم و به او می گفتم که بلند شو و بعد از دو بار که این کار را انجام دادم متوجه شدم که وضعیت او وخیم است و او را بلند کردم و آب به صورت وی زدم و مقداری آب خورد، من اصلاً قصد قتل نداشته ام.

آقای بازپرس اتهام قتل عمدی مرحوم ع. را به متهم تفهیم نموده و نامبرده دفاعاً بیان نموده: ضربه را که به او زدم قبول دارم، کمر او را گرفتم و کوبیدم زمین ولی اصلاً قصد قتل نداشتم و اتهام قتل عمد را قبول ندارم ضربه به نوعی نبود که موجب قتل شود (ص ۴۵ و ۴۶).

نظریه پزشکی قانونی طی برگ ۶۹ پرونده در خصوص متوفی ع. فرزند... به شرح آتی اعلام شده است: «اگرچه به دلیل عدم ارجاع جسد به پزشکی قانونی و عدم کالبدگشایی، تعیین دقیق علت فوت دشوار است، لیکن با توجه به مندرجات تصاویر پرونده های بیمارستانی، علت فوت شکستگی و دررفتگی مهره های گردن و عوارض ناشی از آن به دنبال اصابت جسم سخت تعیین می‌گردد.»;

متهم در تحقیقات بعدی بازپرسی و در آخرین دفاعش ضمن تکرار مطالب قبلی اتهام قتل عمدی را رد کرده و گفته است: «من قصد قتل نداشته ام و اتهام را قبول ندارم و...»;

آقای بازپرس پس از اخذ آخرین دفاع متهم و اعلام ختم تحقیقات مبادرت به اصدار قرار نهایی نموده و پرونده با صدور کیفرخواست از سوی دادسرای عمومی و انقلاب... به محاکم کیفری استان تهران ارسال شده و حسب الارجاع در شعبه... دادگاه کیفری استان تهران تحت رسیدگی قرارگرفته است. شعبه مرجوع الیه به علت نقص تحقیقاتی از قبیل این که:

۱- پرونده فاقد گزارش معاینه جسد و علت تامه مرگ می‌باشد.

۲- صحت و سلامت روحی و روانی متهم موردبررسی قرار نگرفته است.

۳- از شهود موردنظر همسر مقتول و ناظر بر صحنه تحقیق به عمل نیامده است.

۴- ظاهراً محل درگیری دارای دوربین مداربسته بوده حتی المقدور فیلم آن تهیه و ضم پرونده گردد.

۵- بازسازی صحنه جرم توسط متهم به عمل نیامده است.

پرونده را برای رفع نقایص مذکور به دادسرای... عودت داده و در راستای رفع نقایص اعلامی از سوی دادگاه، اقدامات لازم از سوی بازپرس پرونده صورت گرفته است.

نظریه پزشکی قانونی در خصوص وضعیت روانی متهم به شرح برگ ۹۳ پرونده واصل و طی آن اعلام شده: «.... نامبرده در معاینه فعلی اختلال روان پزشکی موجب فقدان اراده یا قوه تمیز ندارد و سابقه ای نیز مبنی بر آن اعلام نگردید. جهت اظهارنظر تکمیلی و مطالعه رفتار قبلی، بعد و حین صحنه جرم لازم است پرونده مطروحه قضایی اخذ و ارائه گردد.»;

از خانم ف. همسر متوفی به عنوان شاهد حادثه تحقیق شده و مشارالیها اظهار داشته: موقعی که متهم شوهرم را به زمین کوبیده بود، من در محل نبودم و خبر آن را شنیدم سریعاً آمدم به محل حادثه قتل که شوهرم بی حس بود که آب به دهانش می ریختند لمس بود و با اشاره مطالب خود را بیان می کرد قدرت تکلم خوب نداشت.... ولی مقداری با من صحبت کرد و گفت متهم سه یا چهار بار من را به زمین کوبید و از یک سمت به سمت دیگری می کشید و روی من خوابیده بود و مشت به صورتم می زد و..... که در تصویر فیلم مداربسته موجود است و یک نفر که شاهد عینی بود در حال حاضر به وی دسترسی ندارم و نمی دانم کجا زندگی می کند تبعه افغانستان بود که از ایشان شنیدم می گفت من میانجی بودم، متهم قدرت زیادی داشت هر کاری کردم نتوانستم جدا کنم و حمله کننده متهم بوده او می گفت که چند بار شوهرم را گرفته به زمین کوبید و به سمت دیگری می کشید و پرت می کرد، اسم شاهد عینی را هم نمی دانم (ص ۹۶ و ۹۷ پرونده). و درنهایت آقای بازپرس طی نامه ای خطاب به ریاست محترم شعبه... کیفری استان تهران اعلام داشته: پرونده پس از رفع نقص... به حضورتان ارسال می‌گردد ضمناً سی دی بازسازی صحنه جرم و فیلم واقعی مداربسته ضمیمه می‌باشد و علت تامه فوت به شرح برگ ۶۹ پرونده پیوست، به انضمام پرونده را به دادگاه مذکور ارسال نموده است. خانم ف. با جری تشریفات قانونی به عنوان قیم صغار اولیای دم تعیین گردیده و درنهایت دادگاه در وقت مقرر به تاریخ ۰۷/۰۴/۹۳ جلسه رسیدگی را با حضور نماینده دادستان و اولیای دم و متهم و وکلای هر دو طرف پرونده تشکیل داده و پس از استماع اظهارات نماینده دادستان و شکات و متهم و وکلای آنان به شرح منعکس در صورت جلسه دادگاه مندرج در صفحات ۱۲۰ الی ۱۲۷ پرونده و اخذ آخرین دفاع از متهم، ختم رسیدگی را اعلام و مبادرت به اصدار دادنامه شماره ۷۰۰۰۵۷ مورخ ۲۹/۰۴/۹۳ نموده و به موجب آن با استدلال مندرج در متن رأی، متهم موصوف را از اتهام قتل عمدی تبرئه نموده و عمل ارتکابی متهم را از مصادیق قتل شبه عمد دانسته و به استناد بند الف ماده ۲۹۱ قانون مجازات اسلامی وی را به پرداخت یک دیه کامل مرد مسلمان در حق اولیای دم، محکوم نموده است. حکم صادره پس از ابلاغ، در فرجه مقرر قانونی از سوی وکلای تعیینی اولیای دم (آقای... و خانم...) مورد اعتراض واقع شده و با تقدیم لایحه اعتراضی که درج پرونده گردیده و حین المشاوره قرائت خواهد شد، تقاضای تجدیدنظر در رأی صادره را نموده اند پرونده جهت رسیدگی به اعتراض تجدیدنظرخواهان به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است.

رأی شعبه دیوان عالی کشور

با عنایت به محتویات پرونده و کیفیات منعکس در آن، دادنامه معترض علیه بر اساس دلایل و مدارک موجود در پرونده و بر طبق موازین قانونی صادر گردیده و از حیث احراز مجرمیت و تطبیق موضوع با مقررات قانونی و هم چنین از جهت رعایت اصول و قواعد دادرسی و ترتیبات رسیدگی ایراد و اشکال موثری مشهود نیست، جز این که شایسته بود در اصدار حکم به محکومیت متهم مبنی بر پرداخت دیه یک مرد مسلمان در حق اولیاء قید: (در صورت مطالبه دیه از سوی اولیای دم) اضافه گردد زیرا که اولیای دم در تمام مراحل پرونده جز قصاص متهم، درخواست دیگری ننموده اند.) و از ناحیه تجدیدنظرخواه نیز اعتراض موجه و مستدلی که موجبات نقض دادنامه را فراهم نماید، ارائه نشده است؛ علی هذا ضمن رد اعتراض، دادنامه تجدیدنظرخواسته در اجرای شق الف ماده ۲۶۵ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری به شرط اضافه نمودن قید مذکور در تصحیح رأی، نتیجتاً ابرام می‌گردد.

رئیس شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور - مستشار

بابایی - فیض