شرط ضرب و شتم در تحقق عسر و حرج زوجه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/09/14
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: یک بار محکومیت زوج به جرم ایراد ضرب و شتم زوجه، محقق سوء رفتار مستمر زوج که عرفا قابل تحمل نباشد محسوب نمی شود. بنابراین دعوی طلاق به دلیل عسر و حرج ناشی از این محکومیت پذیرفته نیست.

رای خلاصه جریان پرونده

خانم ر. ن. باوکالت آقای ج. م. دادخواستی به طرفیت د. د. به خواسته تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش به علت عسروحرج به لحاظ سوء رفتار و ضرب وشتم زوجه توسط زوج بانضمام هزینه دادرسی تقدیم دادگستری شهرستان زنجان نموده است وکیل خواهان در شرح دادخواست توضیح داده است که موکله اینجانب در تاریخ 92/03/03 به استناد عقد نامه عادی به عقد دائم خوانده در آمده نظر به اینکه در خلال زندگی زناشوئی، موکله متوجه شرایط مندرج در ماده 1130 ق - م به شرح خواسته گردیده اند به نحوی که دوام زوجیت موجب عسروحرج موکله می‌باشد واین موضوع باعنایت به دادنامه --- شعبه --- جزایی زنجان محرز می‌باشد لذا تقاضای صدور رای شایسته طبق ستون خواسته را دارم رسیدگی به شعبه نهم دادگاه خانواده محول گردیده است خوانده طی لایحه ای که به شماره 2807 - 93/12/17 ثبت شده است اعلام داشته خوانده وفق دادنامه --- آن دادگاه مهریه خود را مطالبه واجراییه صادر شده وهم اکنون به صورت تقسیط در حال اجراء است واز طرفی خواهان وفق دادنامه --- آن دادگاه از بابت نفقه هر ماهه از حقوق بنده برداشت کرده وگذران می‌نماید و اینجانب هردووظیفه را به نحو احسن انجام داده و قصوری نداشته ام و این من هستم که در عسر و حرج هستم نه خواهان مضافا اینکه هنوز دادنامه کیفری مورد استناد به مرحله قطعیت نرسیده و در دادگاه تجدیدنظر مطرح است در جلسه مورخ 93/12/20 وکیل خواهان در معیت موکل خود حاضر شده خوانده حاضر نشده است وکیل خواهان اظهار داشته خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است موکله از جانب همسرش مورد ضرب و جرح قرارگرفته و امنیت جانی ندارد وحکم محکومیت، به پرداخت دیه صادر شده است دادگاه تجدیدنظر هم آن را تایید کرده است خوانده مکتوب داشته من زندگی را ترک نکردم نفقه می دهم واین خانم است که تمکین ندارد ودر نتیجه بنده در عسر وحرج هستم نه خانم ر. ن.، ضرب وشتم یاهرگونه سوءرفتار مستمر شوهر که عرفاقابل تحمل نباشد و حداقل از یکبار بیشتر باشد تامستمر به حساب آید در حالی که بین من و این خانم یک بار دعوی صورت گرفته آن هم مقصر خود خانم ر. ن. بوده پس اگر قرار باشد بایکبار دعوا زن ادعای عسروحرج کند دیگر نظام خانواده متزلزل شده وطلاق واقع می‌شود واصرار دارد که همسر اولم را طلاق دهم. دادگاه موضوع را به داوری ارجاع زوجین هریک داور خود را معرفی ودادگاه ایشان راتوجیه و تفهیم نموده و درنهایت تلاش داوران درجهت سازش فیمابین زوجین موثر واقع نشده است در جلسه مورخ 94/04/08 خواهان اظهارداشته در خصوص نفقه اجراییه صادر شده است وزوج پرداخت می کند اجرت المثل وتانصف دارایی را می خواهم در بیمارستان کار می کردم بعداز ازدواج دیگر نرفتم ونگذاشت بروم زوجه دادنامه محکومیت قطعی زوج به پرداخت دیه تازیر خمس دیه را پیوست پرونده نموده است خواهان طی لایحه ای اعلام داشته در خانه شوهرم با وجود همسروفرزند دیگر امنیت کامل ندارم اینجانبه را از منزل بیرون کرده است و... طی لایحه ای دیگر به شماره 1456 - 94/05/31 ثبت شده است اعلام داشته که اجرت المثل و نصف دارایی خودرا به زوج می بخشم وطلاق میخواهم دادگاه ختم رسیدگی رااعلام و به شرح دادنامه --- مورخ 94/06/05 ضمن احراز علقه زوجیت با توجه به اینکه تلاش دادگاه وداوران درجهت صلح وسازش فیمابین زوجین موثر واقع نشده وزوجه همچنان اصرار بر طلاق دارد واینکه در رابطه با ایراد ضرب وجرح حکم محکومیت قطعی زوج صادر شده است که در وضعیت موجود عسروحرج زوجه را غیر قابل تحمل دانسته و دعوی خواهان را وارد تشخیص و به استناد تبصره ماده 1130 و 1143 قانون مدنی وقاعده الحاکم ولی الممتنع حکم به الزام واجبار خوانده به مطلقه نمودن همسرش صادر نموده است در خصوص مهریه و نفقه در پرونده های جداگانه اتخاذ تصمیم شده است ودادگاه با تکلیفی مواجه نیست زوجه اجرت المثل وتا نصف دارایی را به زوجه بذل نموده و جهیزیه ای وجود ندارد، زوجین اولاد مشترک ندارند وزوجه حامله نمی‌باشد ونوع طلاق بائن خلعی است رای صادره در تاریخ 94/06/17 - ابلاغ قانونی شده است ودر تاریخ 94/07/13 پس از سپری شدن فرجه تجدیدنظر خواهی آقای د. د. نسبت به رای صادره فرجامخواهی نموده است وباعنوان نمودن مطالب ابرازی در مرحله رسیدگی بدوی نقض دادنامه صادره را خواستار شده است که پس از تبادل لوایح وارسال پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ( 23 ) ارجاع گردیده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای احمدی عضو ممیز و دقت در اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

دادنامه فرجامخواسته مالا مخدوش است زیرا اولا علت صدور حکم طلاق زوجه عسروحرج وی عنوان شده که بالحاظ سوء رفتار زوج (ایراد ضرب وشتم) ومحکومیت وی به پرداخت دیه درحق زوجه به استناد ماده 1130 قانون مدنی اعلام گردیده است واین درحالی است که تبصره ذیل ماده مذکور عسروحرج موضوع این ماده را عبارت از وضعیتی دانسته که ادامه زندگی رابرای زوجه با مشقت همراه ساخته وتحمل آن مشکل باشد ومحکومیت زوج به علت ضرب وشتم آن هم یکبار در زندگی زناشوئی محقق سوء رفتار مستمر زوج که عرفا به لحاظ وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد نیست ثانیا در حکم صادره نوع طلاق بائن خعلی توصیف شده که زوجه نصف دارایی زوج و اجرت المثل استحقاقی خود را در حق زوج بذل نموده است واین در حالی است که درباره استحقاق زوجه به تنصیف دارایی زوج وتعلق اجرت المثل به وی بررسی نشده است تادر صورت استحقاق بتواند آن را بذل نماید وبرفرض اثبات، میزان آنها هم مجهول است لذا بنابه مراتب فوق الاشاره رای صادره نقض ورسیدگی مجدد را به همان شعبه صادر کننده رای منقوض محول می‌گردد.

شعبه --- دیوان عالی کشور- مستشار و مستشار

موسی جعفری - ذکرالله احمدی

منبع