تاریخ دادنامه قطعی: 1393/04/01
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: رسیدگی به اتهام معاون جرم در صلاحیت دادگاه رسیدگی کننده به اتهام مباشر جرم است.
به حکایت محتویات پرونده خانم م.ک. در تاریخ 1385/12/12 اعلام مفقودی فرزندش به نام الف.ح. را به کلانتری... شهرستان... نموده است. (صفحه 1 ، 2 ) پلیس آگاهی موضوع را مورد پیگیری قرار میدهد و با توجه به پرونده کشف جسد مجهولالهویه در تاریخ 85/07 در اطراف... با خانواده مفقودی الف.ح. جهت شناسایی جسد مذکور مورد اقدام قرار میگیرد. در ضمن بررسی و تحقیقات صورت گرفته مشخص میشود که مفقودی با شخصی به نام الف.الف. اختلاف و درگیری داشته است. و با ترفندهای خاص او را به بیرون شهر برده است و احتمال قتل مفقودی توسط وی تقویت میشود. از متهم الف.الف. تحقیق و بازجویی میشود. نامبرده در اولین جلسه بازجویی منکر هرگونه دخالت در قتل میشود. (صفحه 4 ، 5 ) اما در دومین جلسه بازجویی در ارتباط با قتل متوفی نامبرده پرده از قتل مرحوم الف.ح. برمیدارد. وی در اقاریر اولیهاش گفته یکشب که الف. پیش من نشسته بود آخر شب که قصد رفتن به منزلشان را داشت به وی گفتم که مرا به منزل برساند و چون الف.د. هم پیش ما بود آن هم گفت که مرا هم به.. برسانید. به طرف جاده آسفالت... در حرکت بودیم، از شرکت سنگشکن عبور کردیم به طرف جاده خاکی رفتیم حدود دو کیلومتر خاکی رفتیم بعد ایستادیم. چون الف.د. آخر نشسته بود بلافاصله پیاده شد. من هم پیاده شدم و جلوی موتور ایستادم. الف. با چاقو از پشت به کمر الف.ح. زد و من بلافاصله رفتم جلوی الف. و گفتم چرا چنین کاری کردی(؟) قصد داشت که خودم را با چاقو بزند. مجددا از موقعیت استفاده کرد چاقوی دوم را به قلب الف.ح. وارد کرد. بعد سوار موتورسیکلت شدیم. داخل شهر آمدیم. یک ساعتی داخل شهر بودیم و مرا تهدید میکرد و میترسانید که اگر جایی صحبت کنید خودت و زن(و) بچهات را میکشم. مقتول با من اختلاف نداشت ولی با الف. اختلافی داشته بود. ابتدا به مدت 20 روز موتور در منزل الف.د. نگهداری میشد. خودش تمام قطعات آن را عوض کرده بود. بعد به مدت یک ماه زیر پای خودش بود و چون من وسیله لازم داشتم به مدت یک هفته از آن استفاده کردم و بعد از آن تا حالا موتور پیش خودش بود. (صفحه 8 ، 9 ، 10 ) الف.د. در اولین بازجویی ارتکاب قتل را به متهم الف.الف. نسبت داده است (صفحه 17 ، 16 ، 15 ) امّا در ادامه اقرار به ارتکاب قتل مرحوم نموده است. و انگیزه قتل را این دانسته که مرحوم الف.ح. دنبال دوستش الف.الف. حرفهای زشت میزد و میگفت که بچهها الف. را بیرون بردهاند و با او عمل لواط انجام دادهاند. من هم ناراحت این حرف بودم برنامهریزی کردیم با الف. وی را شب به طرف جاده آسفالت... بردیم و در همانجا به وسیله چاقو خودم از پشت به کمر الف. زدم و حتی یک ضربه چاقو دیگر هم روی قلب او زدم. بعد موتورسیکلت زیر پای خودم بود و مدتی هم زیر پای الف. بود. در حال حاضر موتورسیکلت زیر پای خودم میباشد. از قبل الف.ح. را نمیشناختم. (صفحه 18 ، 19 ) در مواجهه حضور بین دو متهم موصوف نزد پلیس آگاهی اظهارات متهمان حکایت از برنامهریزی آنان منجر به قتل مقتول توسط الف.د. را دارد. و انگیزه و علت قتل نیز ظاهرا مطالبی بوده که آن مرحوم در رابطه با عمل لواط انجام شده با الف. مطرح میکرده است. (صفحه 20 ) متهمان در دادسرا نیز اقاریر خود را تکرار کردهاند.(صفحه 22 الی 37 ). به حکایت صفحه 42 پرونده در تاریخ 1385/07/21 جسد مجهولالهویه در کوههای اطراف کارخانه آسفالت کشفشده که به علت تابش خورشید و حیوانات وحشی قابل شناسایی نبوده است(صفحه 42 ) پزشکی قانونی نیز قابل شناسایی به علت فساد نعشی ندانسته است.(صفحه 45 ) پس از اعلام مفقودی متوفی، نامبرده توسط برادرش به نام م.ح. در تاریخ 1385/12/21 مورد شناسایی قرار میگیرد. (صفحه 49 ) متهمان در حضور بازپرس شعبه اول دادسرای عمومی و انقلاب و معاونت آگاهی آن شهر در محل وقوع جنایت صحنه قتل را بازسازی کردهاند. (صفحه 61 الی 64 ) پس از صدور قرار مجرمیت (صفحه 93 الی 96 ) اخذ اظهارنظر تکمیلی پزشکی قانونی مبنی بر اینکه با توجه به فساد شدید در جسد و استحاله بافت نرم و وجود جراحتها در خلف و قدام قفسه صدری محتملترین تشخیص علت مرگ آسیب احشاء داخلی قفسه صدری ناشی از اصابت جسم برنده نامشخص به قفسه صدری میباشد. (صفحه 103 ) و تنظیم کیفرخواست(صفحه 105 ) پرونده به دادگاه کیفری ارسال میشود. شعبه اول دادگاه کیفری استان تشکیل جلسه در وقت فوقالعاده میدهد. اولیای دم به نامهای س.ح. و م.ک. تقاضای قصاص نفس متهم مرتکب به قتل را مجددا درخواست مینمایند. متهم ردیف اول دربیان شرح ماوقع، مطالب قبلی دایر بر مباشرت قتل متوفی با تبانی با متهم ردیف دوم را به طور صریح اقرار کرده و امّا متهم ردیف دوم اظهار داشته که هماهنگی و برنامهریزی برای قتل با متهم ردیف اول را نداشته است. (صفحه 131 الی 138 ) پس از ختم دادرسی دادگاه به موجب دادنامه صادره با استناد به اقاریر صریح و مقرون به واقع متهم الف.د.به ارتکاب قتل مقتوله و نظریه پزشکی قانونی و درخواست قصاص توسط اولیای دم مرحوم الف.ح. حکم بر قصاص نفس مشارٌالیه در ملا عام به جهت تامین اهداف ارعابی مجازاتها و با توجه به وضعیت خاص امنیتی شهرستان... صادر و در مورد متهم ردیف دوم از بابت اتهام معاونت در قتل به لحاظ اینکه صلاحیت دادگاه کیفری صرفا محصور و محدود به موارد مصرح قانونی میباشد، قرار عدم صلاحیت به شایستگی محاکم عمومی و جزایی صادر مینماید(صفحه 142 ، 143 ، 144 ). برابر مندرجات صفحه 181 پرونده در تاریخ 1388/11/11 اولیای دم مقتول شامل پدر و مادر مقتول در اجرای احکام حضور یافته و پدر مقتول به نام س.ح. تقاضای اجرای قصاص و مادر مقتول به نام م.ک. تقاضای دیه نموده است. در تاریخ 1391/08/10 خانم بانو ک. رضایت و گذشت قطعی خود را به موجب سند رسمی اعلام کرده است(صفحه 183 ) گواهی حصر وراث در صفحه 184 پرونده منعکس شده است. به تاریخ 1391/08/21 پدر مقتول فیش پرداخت به حساب سپرده دادگستری را که به میزان سهم الدیه مادر مقتول است ارائه داده و پرونده مهیا برای اجرای قصاص گردیده است. پرونده جهت استیذان قصاص نفس به دفتر معاونت قضایی قوه قضائیه ارسال گردیده است( 199 ، 200 ) در نامه ارسال شده از سوی معاونت قضایی قوه قضائیه خطاب به رئیسکل دادگستری استان متذکر گردیده که علیرغم اعلام قطعی شدن حکم صادره، ملاحظه میشود که متهم و وکیل ایشان به شرح صفحات 151 و 152 پرونده به دفتر دادگاه کیفری استان(مراجعه) و اعتراض خود را تقدیم داشتهاند، لذا پرونده به دادگستری استان اعاده گردیده است.(صفحه 201 ) دادرس دادگاه کیفری استان به شرح صفحه 208 پرونده با استناد به صفحه 147 پرونده که متهم در تاریخ 1387/08/23 اعلام داشته اعتراض دارم (این تاریخ زمان ابلاغ دادنامه به متهم است) و در تاریخ 1387/09/03 به شرح صفحه 151 پرونده نیز لایحه اعتراضیه خود را تقدیم کرده، دستور ارسال پرونده به دیوان عالی کشور را صادر و پرونده سپس به این شعبه ارجاع گردیده است.
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای الف.د. نسبت به دادنامه شماره --- - 87 - 31/06/87 صادره از شعبه اول دادگاه کیفری استان، نظر به محتویات پرونده و اقاریر صریح متهمان در کلیه مراحل تحقیق و دادرسی و نظریه پزشکی قانونی و صورت مجلس بازسازی صحنه وقوع جنایت و عدم دفاع موثر متهم الف.د. و وکیل تسخیری ایشان و تقاضای اجرای قصاص از سوی پدر مقتول با پرداخت سهم الدیه مادر مقتول که حسب گواهی حصر وراثت نامبردگان تنها وراث مقتول هستند و رای صادره در این خصوص وفق موازین قانونی و شرعی صادرشده و با ردّ تجدیدنظرخواهی و مستندا به بند الف ماده 265 قانون آیین دادرسی در امور کیفری پرونده در این قسمت تایید و ابرام میگردد. امّا در خصوص صدور قرار عدم صلاحیت نسبت به رسیدگی به اتهام معاونت در جرم متهم الف.الف.، با توجه به حاکمیت ماده 56 قانون آیین دادرسی در امورکیفری که مقرر داشته شرکا و معاونین جرم در دادگاهی محاکمه میشوند که صلاحیت رسیدگی به اتهام مجرم اصلی را دارد. لذا در این خصوص رای صادره نقض و جهت رسیدگی مجدّد به شعبه همعرض ارجاع میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
علی شوشتری - هادی احتشامی