تاریخ دادنامه قطعی: 1392/08/27
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: چنانچه برخی از کیفرهای مورد حکم قابل تجدیدنظرخواهی باشد، مجموع کیفرها قابل تجدیدنظرخواهی خواهند بود.
در خصوص اتهام آقایان 1 - و. و ع.ع. فرزندان م.، 26 و 38 ساله، هر دو مبنی بر ایراد ضرب و جرح عمدی، موضوع شکایت آقای الف.الف. فرزند ع.، با عنایت به اینکه شاکی موصوف در جلسه دادگاه تصریح کرده است که از متهمان پرونده (موضوع کیفرخواست صادره از دادسرای ناحیه 16 تهران) هیچ شکایتی ندارد و متهمان پرونده او را مورد ضرب و جرح قرار نداده اند و با عنایت به دفاعیات بی شائبه متهمان و نظر به عدم احراز وقوع جرم و با استناد به ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری حکم بر برائت متهمان صادر و اعلام میشود. رای صادره حضوری و ظرف 20 روز پس از ابلاغ، قابل اعتراض در دادگاه محترم تجدیدنظر استان میباشد.
مستشار دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مامور به خدمت در شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران - کیخا
در خصوص اتهام آقای ع.ع. فرزند م. 34 ساله، دایر بر ایراد ضرب و جرح عمدی شاکی آقای الف.الف. فرزند ع.، 25 ساله، با عنایت به شکایت شاکی خصوصی، گزارش مرجع انتظامی (کلانتری 152 خانی آبادنو) و کیفرخواست صادره از دادسرای ناحیه 16 تهران و با عنایت به اظهارات مطلعان در مرحله تحقیقات مقدماتی و با عنایت به نظریه مرکز پزشکی قانونی جنوب تهران و با عنایت به اظهارات ناموجه متهم در مرحله تحقیقات مقدماتی و با عنایت به دفاعیات بلاوجه متهم در جلسه دادرسی، لذا بزه انتسابی محرز و مسلم و مدلل است، دادگاه با استناد به مواد 418 و 442 و 269 و 302 قانون مجازات اسلامی نامبرده را از حیث خردشدگی استخوان نازک نی ساق پای راست که به نحو مطلوب جوش خورده است، به پرداخت یک ششم دیه کامل در حق شاکی و از حیث اینکه عمل متهم سبب اخلال در نظم جامعه شده و بیم تجری می رود به تحمل چهار ماه حبس محکوم مینماید. رای صادره در قسمت اول قطعی و در قسمت بعدی ظرف 20 روز پس از ابلاغ، قابل اعتراض در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران میباشد.
مستشار دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مامور به خدمت در شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران - کیخا
تجدیدنظرخواهی محکوم علیه بدوی آقای ع.ع. فرزند م. با وکالت آقای ع.ق. از دادنامه شماره --- مورخ 1391/12/22 دادگاه عمومی جزایی شعبه محترم --- تهران که به موجب آن مشارالیه به دلیل ایراد ضرب و جرح عمدی آقای الف.الف. به پرداخت دیه و تحمل حبس محکوم شده است، مآلا وارد تشخیص داده میشود. زیرا اولا باید این مطلب یادآوری شود که تشخیص دادگاه محترم بدوی مبنی بر قطعی بودن رای بدوی در قسمت دیه صحیح نیست زیرا چنانچه یک کیفر غیرقطعی باشد، مجموع کیفرهای متهم غیرقطعی و قابل اعتراض خواهد بود، یعنی قابل اعتراض بودن به قسمت یا قسمت های دیگر تسری پیدا مینماید. ثانیا: محتویات پرونده متضمن دلیلی نیست که ثابت نماید آقای ع.ع. مرتکب ضرب و جرح شاکی محترم بدوی شده است. آقای ع.ع. همواره این اتهام را انکار کرده است و هیچ فردی هم ادعا نکرده و بیان ننموده که صحنه نزاع را دیده و مثلا دیده که آقای ع.ع. مرتکب ضرب و جرح شده است. شاکی محترم بدوی در برگ شکوائیه بیان نمودهاند متهمین را نمی شناسند (برگ 1 پرونده) و مفاد تحقیقات محلی انجام شده از سوی مامورین محترم انتظامی حاکی از این است که چهار نفر با دو دستگاه ماشین مرتکب ضرب و جرح شده و قبل از اینکه اهالی محل متوجه شوند از صحنه جرم متواری شده اند (برگ 5 پرونده). علی هذا نظر به اینکه صدور حکم محکومیت نیازمند یقین قضایی و برهان قاطع دال بر بزهکاری است و بر اساس حدس و احتمال نمی توان فردی را مجرم تلقی کرد و او را در معرض تحمل مجازات قرار داد، به استناد تبصره 1 ماده 22 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب با نقض دادنامه معترض عنه رای برائت آقای ع.ع. صادر میگردد. تجدیدنظرخواهی شاکی محترم بدوی آقای الف.الف. از دادنامه شماره --- مورخ 1391/11/03 دادگاه عمومی جزایی شعبه محترم --- تهران که به موجب آن نسبت به شکایت وی علیه آقایان و.ع. و ع.ع. مبنی بر ایراد ضرب و جرح عمدی رای برائت صادر شده است وارد نیست. زیرا همان طور که در رای معترض عنه ذکر شده است شاکی محترم بدوی در جلسه مورخ 1391/08/29 مرحله بدوی (برگ 108 پرونده) اظهار داشته است که از آقایان و. و ع.ع. شکایت ندارد. مضافا اینکه مفاد اوراق پرونده متضمن دلیلی نیست که مثبت بزهکاری تجدیدنظرخواندگان باشد. بر این اساس به استناد بند الف ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری رای بر تایید دادنامه معترض عنه صادر میگردد. این رای قطعی است.
رئیس شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه
علی زاده اشکلک - ناصری نژاد