عدم درک ماهیت جرم ارتکابی یا حرمت آن و یا وجود شبهه در رشد و کمال عقل

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

رای شعبه دیوان عالی کشور

شماره دادنامه: 117 تاریخ رسیدگی: 1397/04/06

تجدیدنظرخواه: 1 - ق. ب. فرزند م. با وکالت ا. معاضدتی (فرجام خواهی) 2 - ل. ع. فرزند ک. با وکالت س. (اعاده دادرسی)

تجدیدنظرخواسته دادنامه شماره *- 96/8/24 صادره از شعبه *

تجدیدنظرخواسته دادنامه شماره *- 92/4/5 صادره از شعبه *

مرجع رسیدگی شعبه *

هییت شعبه اقایان: م. ف. (رئیس) - م. ر. ن. (عضو معاون)

خلاصه جریان پرونده:

شعبه *انقلاب اسلامی در رای خود راجع به متهم ردیف پنجم که اقای ل. ع. می‌باشد. بیان داشته نامبرده ازسارقین مسلح سابقه دار در ان منطقه می‌باشد. با جمع کردن جوانان *و روستاهای اطراف و اموزش انان، سرقت های مسلحانه متعددی را در سطح *به همراه انان مرتکب شده اند محل هایی که متهمین در ان محل ها مرتکب سرقت گردیده اند نشان دهنده حجم گسترده اقدامات مجرمانه اعضای این باند سرقت مسلحانه می‌باشد. اعضای این باند به سرقت مسلحانه در جاده ها به سنده نکرده بلکه سرقت های متعدد خودرو و موتورسیکلت در *و حومه ان انجام داده اند و در نهایت در گزارش امده در بررسی های انجام شده بر روی یکی از دو قبضه اسلحه جنگی مکشوفه از متهم ل. ع. نیز مشخص گردید.که در زمان درگیری اعضای این باند با مامورین انتظامی شعبه *سرباز وظیفه مشمان با شلیک گلوله از ان سلاح به شهادت رسیده است.و متهم ردیف 5 مزبور به استناد مواد قانونی که ذکر کرده به نفی بلد به صورت حبس در تبعید در زندانهای *بدون حق معاشرت و مراوده با دیگران به استثنای بستگان *به مدت 25 سال با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم می نماید. اقای ر. س. به وکالت از محکوم علیه اقای ل. ع. در راستای اعمال ماده 474 ق - ا - د - *1392 ناظر به بند ج این ماده تقاضای اعاده دادرسی را می نماید. و در بند دلیل سوم می گوید مالک وسیله نقلیه پژو 405 بژرنگ فردی به نام اقای ع. ن. بوده که نامبرده به دلیل عدم شناسایی موکل به عنوان سارق اصلی و مباشر یا معاون جرم، پس از توجیه های به عمل امده توسط خانواده موکل که تمامی سعی و تلاش خود را در راستای عدم احراز مجرمیت موکل به عمل اورده اند، منجر به اخذ رضایت از نامبرده مطابق سند شماره 15239 مورخ 1394/09/04 دفترخانه شماهر 170 *گردید.لیکن در دادنامه موصوف در سطور 21 تا 22 صفحه 4 دادنامه متاسفانه قبول اتهام سرقت خودرو مذکور را از ناحیه موکل، به وی منتسب نموده‌اند و در ذیل بند 2 لایحه می گوید این نکته قابل توجه و تدفق است.که زمان وقوع جرم مستند به دادنامه صادره *می باشد. و 4 نفر در تاریخ یاد شده اقدام به راهزنی و سرقت اموال شاکیان نموده‌اند این در حالی است.که موکل برابر مرقومه صادره از زندان *در تاریخ 1388/10/02 از زندان خارج نگردیده بنابراین مطابق بند ج ماده 474 ق - ا - د - *گناهی موکل از این حیث محرز و مسلم بوده و تقاضای رسیدگی و تخفیف مجازات تعیین شده برای موکل را دارم. و در بند 3 گفته در خصوص اعلام جرم شاکی اقای ا. ک. ع. که در سطر 18 صفحه دوم دادنامه صادره ثبت گردیده حسب اظهارات شاکی وی در تاریخ 1389/01/20 و در حین تیراندازی سارقین به سمت وی مورد اصابت گلوله قرار گرفته و زخمی شده با توجه به تاریخ وقوع جرم 89/1/20 می‌باشد. موکل طبق گواهی صادره از زندان از تاریخ 1388/10/02 در زندان بسر می برده و در مورد متهم ق. ب. معروف به سرحان پس از انکه این شعبه 27 دیوان با پذیرش اعاده دادرسی نسبت به دادنامه شماره *- 92/4/5 شعبه *صادر نموده لیکن شعبه *طی دادنامه شماره *- 1396/08/24 در این پرونده محاکماتی محکوم علیه اقای ق. ب. معروف به سرحان فرزند م. از جهت اتهام محاربه از طریق سرقت مسلحانه به موجب دادنامه شماره *مورخ 92/4/5 صادره از شعبه *به اعدام محکوم که در شعبه *مورد تایید واقع شده است.و با درخواست اعاده دادرسی توسط وکیل متهم در شعبه *مطرح و تقاضا در ان شعبه مردود دانسته شده است.مجددا درخواست اعاده دادرسی شده پرونده در شعبه *ارجاع که پس از رسیدگی با این استدلال که با توجه به تاریخ رای دادگاه و تاریخ وقوع جرم که در نتیجه وقوع جرم قبل از هیجده سالگی بوده است.لذا با اعاده دادرسی موافقت تا با ملاحظه ماده 91 از قانون مجازات اسلامی سال 1392 تصمیم مقتضی اتخاذ گردد. رای دیوان به شماره *مورخ 94/4/24 پرونده به شعبه صادرکننده رای اعاده گردیده است.دادگاه نیز به موجب رای شماره *مورخ 1394/06/25 با این استدلال که به لحاظ اینکه وقوع بزه قبل از 18 سالگی بوده دادگاه اطفال وفق ماده 91 قانون مجازات اسلامی مصوب سال 1392 عمل نماید. و صرف نظر از ماهیت امر و با عنایت به سن متهم که در زمان ارتکاب بزه کمتر از هیجده سال تمام شمسی بوده و لحاظ میزان مجازات قانونی بزه انتسابی با نفی صلاحیت خویش قرارعدم صلاحیت ذاتی به شایستگی دادگاه اطفال شهرستان *صادر نموده که با ارجاع پرونده به شعبه *دادگاه اخیر نیز با این استدلال که دادگاه اطفال و نوجوانان تا کنون در *تشکیل نگردیده به کلیه جرایم اطفال و نوجوانان دادگاه کیفری دو 2 رسیدگی میگردد. و با توجه به سبق ارجاع به شعبه *قرار عدم صلاحیت به شایستگی شعبه *صادر و اختلاف در صلاحیت فی مابین شعبه *پیش امده و جهت حل اختلاف به شعبه *ارجاع و با این استدلال که سن محکوم علیه در زمان ارتکاب جرم زیر 18 سال بوده که با توجه به مواد 10و 11 از قانون مجازات اسلامی که در صورت تصویب قانونی مبنی بر تخفیف و یا از جهاتی مساعدتر به حال مرتکب باشد. با شرایط بیان شده میتواند از این امتیازات بهره مند گردد. و با عنایت به ماده 315 قانون ایین دادرسی کیفری مصوب سال 1392 در جرایم مشمول صلاحیت دادگاه کیفری یک و همچنین انقلاب در مواردی که با تعدد قاضی رسیدگی میشود. اگر توسط افراد بالغ زیر هیجده سال تمام شمسی ارتکاب یابد در دادگاه کیفری یک ویژه رسیدگی به جرایم نوجوانان رسیدگی میگردد. و از طرفی وفق ماده 91 قانون مجازات اسلامی احراز درک یا عدم درک متهم نسبت به جرم ارتکابی نیز با دادگاه صالح میباشد. و چنانچه ان دادگاه درک یا عدم درک ان را احراز کند هر چند متهم طفل محسوب میگردد. وفق ماده 315 قانون فوق الذکر دادگاه‌های کیفری یک صالح به رسیدگی میباشد. بنابراین با توجه به نوع عمل ارتکابی از جمله جرایمی است.که می بایستی با تعدد قاضی مورد رسیدگی قرار گیرد قرار به صلاحیت دادگاه‌های کیفری یک ویژه رسیدگی به جرایم نوجوانان *صادره تا وفق پذیرش اعاده دادرسی در دیوان عالی کشور اقدام و بدین ترتیب حل اختلاف نموده است.پرونده به این شعبه از شعبه *ارجاع و در مورخ 1395/02/06 جلسه شعبه *یک ویژه رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان در وقت فوق العاده تشکیل و ضمن تعیین وقت رسیدگی طی شرحی به زندان و با ارسال رونوشت به قرارگاه منطقه انتظامی *مرقوم گردیده است.تا با اعزام متهم -محکوم علیه ق. ب. فرزند م. معروف به سرحان به پزشکی قانونی تحت الحفظ ویژه مامورین انتظامی مجرب و در عین حال به پزشکی قانونی مرکز استان اعلام گردیده است.تا نامبرده در کمیسیون مربوطه و با حضور پزشکان متخصص مورد معاینات پزشکی و روانپزشکی لازم قرار گرفته و صراحتا اظهار نمایند با توجه به وضعیت عقلی و روانی محکوم علیه ق. ب. ایا مشارالیه در تاریخ وقوع جرم (1389/01/11) از رشد و کمال عقلی لازم جهت درک ماهیت جرم ارتکابی و یا حرمت ان برخوردار بوده است.یا خیر؟ اقدام و نتیجه را به این دادگاه اعلام نمایند. در مورخ 95/6/21 پزشکی قانونی استان درخواست تصویر پرونده قضایی جهت مطالعه را نموده است. (برگ 74) نهایتا بدل مفیدی از پرونده تهیه و در مورخ 1395/09/09 به پزشکی قانونی ارسال گردیده است. نهایتا پاسخ لازم در خصوص موضوع در مورخ 1396/01/21 از پزشکی قانونی واصل و پس از معاینه روان شناختی توسط پزشک (کارشناس روانشناسی بالینی) مرکز اموزش درمانی بیمارستان *امده است.براساس ارزیابی و مصاحبه انجام شده - mmpi از اقای ق. ب. با توجه به مقیاس روانی در حال حاضر مشکل عمده ای مطرح نمیباشد. ولی در مقیاس های بالینی میتوان به علایم اضطرابی احساس ترس و دلهره های ناگهانی کاهش انرژی، تنش روانی و بی قراری ذهنی، رفتارهای پرخاشگرانه، عدم اعتماد به نفس، احساس نا امیدی و خلق افسرده اشاره کرد و نیز نتیجه کمیسیون پزشکی قانونی مورخ 1396/08/03 به شماره 249/274/ک 95 امده است.در تاریخ 96/8/3 جلسه صبح کمیسیون روانپزشکی در پاسخ به استدلال شماره 940305 مورخ 96/6/11 در خصوص ق. ب. فرزند م. به شماره ملی*و شماره پرونده 249/ک/95 با شرکت یک نفر متخصص اعصاب و روان یک نفر کارشناس روان پزشک قانونی و یک نفر متخصص پزشکی قانونی تشکیل شده و پس از بررسی سوابق ومدارک پزشکی و مصاحبه و بحث و تبادل نظر به شرح ذیل اظهارنظر میگردد. خلاصه موضوع و سوال بمرجع: نامبرده جهت معاینه روانی از نظر رشد و کمال عقلی در هنگام وقوع جرم کمیسون روان پزشکی ارجاع گردید. / نتیجه کمیسیون: با توجه به اینکه در زمان وقوع جرم ارزیابی روانی و هوشی صورت نگرفته است.از نظر علمی اظهار نظر در خصوص رشد و کمال عقلی نامبرده در زمان وقوع جرم مقدرو نمی‌باشد. پس از وصول نظریه وقت رسیدگی تعیین متهم در معیت وکیلشان و مشاور دادگاه حضور یافته اند اظهارات و دفاعیات وکیل محترم درباره موضوع استماع و مکتوب گردیده است.فلذا هییت دادگاه با بررسی محتویات پرونده از جمله اظهارات وکیل که بیان داشته است.در دفاع از حقوق موکل به عرض میرسانم مطابق تصویر م. شناسنامه موکل در زمان وقوع جرم زیر 18 سال بوده است.و مطابق ماده 91 قانون مجازات اسلامی و توجها به نظریه پزشکی قانونی ایشان از حرمت علم ارتکابی اگاه نبوده و در کمال عقل وی شبهه وجود دارد. و با عنایت به اظهارات موکل که امکان صحبت کردن به زبان فارسی را ندارد. و این موضوع در تمام جریان رسیدگی سابق حاکم بوده است.و متاسفانه مقررات ماده 202 قانون ایین دادرسی کیفری موضوع اخذ مترجم برای وی اعمال نگردیده است.و مطابق ماده 144 قانون مجازات اسلامی *در تحقق جرایم عمدی علاوه بر علم مرتکب به موضوع جرم باید قصد او در ارتکاب رفتار مجرمانه احراز گردد. و در جرایمی که وقوع انها براساس قانون منوط به تحقق نتیجه است.قصد نتیجه با علم به وقوع ان باید احراز و محرز گردد. و با توجه به اینکه محاربه مطابق قانون فعلی از جرایم مقید است.و می‌بایست قصد نتیجه توسط موکل که در ان زمان بالغ زیر 18سال بوده است.نیز احراز گردد. و مضافا در راستای ماده 144 و مطابق ماده 217 قانون مذکور در جرایم موجب حد مرتکب در صورتی مسئول است.که علاوه بر داشتن علم قصد و شرایط مسئولیت به حرمت شرعی رفتار ارتکابی نیز اگاه باشد. لذا با عنایت به ماهیت جرم انتسابی به موکل که از جرایم حق الهی است.و بااستناد مواد 120 و 121 قانون مجازات اسلامی موضوع اعمال قاعده درا تقاضای اتخاذ تصمیم شایسته مستدعی است.بنابراین هییت دادگاه با التفات به مطالب پیش گفته و انجام مشاوره و تبادل نظر درباره موضوع اعاده دادرسی اولا مفاد ماده 91 قانون مجازات اسلامی سال 1392 برای افراد بالغ کمتر از هیجده سال و در مقام تبین حالت و صفتی است.که برای مرتکب در حین ارتکاب جرم دارای ان صفت بوده و در دادگاه در حین رسیدگی در صورت احراز ان به مجازاتهای پیش بینی شده درمورد اطفال و نوجوانان محکوم میگردد. که با توجه به موضوعیت درک و فهم ماهیت جرم و حرمت ان درحین ارتکاب جرم مفاد ماده مشمول افرادی است.که پس از تصویب قانونی جدید مرتکب بزه شده باشند و نسبت به افرادی که در زمان حاکمیت قانونی مجازات اسلامی سابق مرتکب بزه عمدی شده باشند و به استناد ان محکوم شده اند از دو 2 جهت قابل اعمال نمی‌باشد. اولا از حیث عدم امکان تشخیص فهم و درک ماهیت جرم در زمان ارتکاب بزه و به لحاظ گذشت چند سال از تاریخ وقوع بزه درثانی از حیث اینکه قانون جدیدالتصویب فقط درمورد مجازاتهای بازدارنده و مستندا به ماده 10 قانون مجازات اسلامی عطف به ماسبق نمی گردد. مضافا بر این که گفته شد در حدود و قصاص با توجه به مفاد رای وحدت رویه شماره 45 مورخ 1365/10/25 هیات عمومی دیوان عالی کشور عطف به ماسبق نمی گردد. ضمن اینکه ماده 91 قانون مجازات اسلامی در موردی قابل اعمال است.که در جریان رسیدگی به اتهام متهم باشد. نه پس از قطعیت حکم، بنابراین و با التفات به مواد گفته شده موضوع درخواست وکیل متقاضی (وکیل محکوم علیه) به هیچکدام از مصادیق ماده 474 قانون ایین دادرسی کیفری انطباق نداشته و قابل پذیرش نبوده است.لهذا حکم به تایید دادنامه شماره *مورخ 1392/04/05 صادره از شعبه *که در شعبه *مورد تایید واقع شده است.صادر و اعلام می دارد. وحسب اظهار وکیل متهم طی لایحه فرجامی که گفته است.در مورد اقای ق. ب. معروف به سرحان که حسب اتهام محاربه از طریق سرقت مسلحانه و با عنایت به ماده 91 قانون مجازات اسلامی در شعبه *اعاده دادرسی ایشان موافقت گردید.لیکن شعبه *با استدلالات منعکس در دادنامه معترض عنه ضمن رد اعاده دادرسی حکم بر تایید دادنامه شماره *مورخ 92/4/5 شعبه *صادر و اعلام می نماید. که پس از ابلاغ دادنامه معترض عنه در مهلت قانونی مستندا به ماده 464 ق - ا - د -ک ضمن اعتراض فرجام خواهی تقاضای نقض دادنامه و اتخاذ تصمیم شایسته مستدعی است.پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و مالا به این شعبه ارجاع گردیده است.

هییت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ر. ن. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای ص. دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر قبول اعاده دادرسی در مورد دادنامه *- 92/4/5 و نقض دادنامه شماره *- 96/8/24 صادره از شعبه *در خصوص دادنامه شماره *- 96/8/24 و 3000226 - 92/4/5 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه

در خصوص فرجام خواهی اقای ا. م. به وکالت از اقای ق. ب. معروف به سرحان نسبت به دادنامه شماره *- 96/8/24 صادره از شعبه *یک ویژه اطفال و نوجوانان با توجه به محتویات پرونده و نظر به اینکه دادگاه محترم به لحاظ عدم توجه به دادنامه صادر و وحدت رویه هیات عمومی دیوان عالی کشور به شماره 737 - 93/9/11 به دادنامه شماره 45 - 95/10/25 استناد نموده است.و موضوع قیاس مع الفارق است.و علی فرض اینکه استنباط دادگاه مذکور صحیح باشد. استناد به وحدت رویه ای که به شماره 737 - 93/9/1 میباشد. در مانحن فیه صادق است.با برداشت از ماده 473 ق - ا - د - *در مورد دادنامه فرجام خواسته (با توجه به نظریه دادیار محترم دادسرای دیوان عالی کشور که به نظر صحیح می‌باشد.) با پذیرش اعاده دادرسی مستندا به ماده 476 ق - ا - د - *تجویز اعاده دادرسی رسیدگی مجدد را به دادگاه هم عرض دادگاه صادر کننده رای ارجاع می دهد و در خصوص درخواست اعاده دادرسی اقای ر. س. به وکالت از اقای ل. ع. مبنی بر اینکه حسب مستندات ارائه شده متهم در زمان وقوع جرم در زندان بوده است.لذا با پذیرش درخواست مزبور و مطالب ابرازی وکیل متهم که موضوع دارای اهمیت و بررسی است.به استناد ماده 476 قانون فوق الاشعار با تجویز اعاده دادرسی رسیدگی مجدد را به دادگاه هم عرض دادگاه صادر کننده رای ارجاع می دهد./ح

شعبه *

رئیس: م. ف. ع. معاون: م. ر. ن.

رای شعبه دیوان عالی کشور

فرجام خواه: اقای ا. م. به وکالت از ق. ب. فرزند م. معروف به سرحان متولد 1372/11/01

فرجام خوانده: شکات بنامهای ج. ب.، ج. د.، ر. ق. و غیره

فرجام خواسته: دادنامه شماره *- 1400/03/18 صادره از شعبه *

شعبه *

قضات رسیدگی کننده: م. ح. (مستشار) و ا. ع. (عضو معاون)

خلاصه جریان پرونده:

در پرونده پیش رو به حکایت دادنامه فرجام خواسته بالا در اوراق 1892 - 1898 اقای ق. ب. فرزند م. معروف به سرحان به همراه سایر متهمان که قبلا درباره انها رای صادر و ابرام شده است. متهم بوده است. به محاربه از طریق انجام سرقت های مسلحانه متعدد خودرو و موتورسیکلت و احشام و مغازه موضوع شکایت مالباختگان ج. ب. و غیره طی دادنامه شماره *- 92/4/5 شعبه *به اعدام محکوم و رای صادره برابر دادنامه شماره *- 92/12/7 در برگ 1487 پرونده ابرام شده است. از این رای درخواست اعاده دادرسی شده شعبه *برابر دادنامه شماره *- 94/4/24 اعاده دادرسی را پذیرفته و شعبه *طی دادنامه شماره *- 94/6/25 با استناد به نوجوانی متهم قرار عدم صلاحیت به شایستگی دادگاه اطفال * صادر و در نهایت رسیدگی به شعبه *ارجاع و دادرسان دادگاه یاد شده برابر دادنامه فرجام خواسته بالا در اوراق 1892 - 1898 با احراز بزهکاری متهم از طریق مستندات مذکوره در دادنامه فرجام خواسته که موجب حصول علم برای دادرسان ان دادگاه گردیده اند حکم به قطع دست راست و پای چپ مشارالیه به عنوان احد از کیفرهای محاربه صادر و در رای خود یاداور شده اند. از توجه به قبح ذاتی و فطری اعمال ارتکابی و نوع جرم که از جرایم خشن و خطرناک بوده و تعدد و دفعات ارتکاب سرقت های مسلحانه و سبق تصمیم و غیره متهم در حین ارتکاب ماهیت جرم انجام شده و حرمت انرا درک و از نظر اعضای این شعبه شبهه ای در کمال و رشد عقلی وی در حین ارتکاب وجود نداشته است. این رای عقیب صدور و ابلاغ برابر لایحه مورخ 1400/04/12 در اوراق 1913 - 1917 مورد فرجام خواهی وکیل محکوم علیه به نام ا. م. قرار گرفته و اجمالا و مضمونا یاداور شده است. که موکل متولد 72/11/1 و سرقتها همگی درسال 88 واقع و موکل در زمان ارتکاب طفل یا متصل به زمان بعد از طفولیت یا بالغ زیر هیجده سال تمام شمسی بوده است. و معلوم نیست دادگاه چگونه درباره فردی با این سن و سکونت در یکی از روستاهای دور افتاده که حتی قادر به تکلم با زبان فارسی نیست رشد و کمال عقل را احراز نموده است. در حالی که در نظریه پزشکی قانونی امده است. که در مقایسه های بالینی می توان به علایم اضطرابی، احساس ترس و دلهره های ناگهانی، کاهش انرژی تنش روانی و بی قراری ذهنی عدم اعتماد به نفس اشاره کرد و دادگاه در راستای احراز رشد و کمال موکل هیچ اقدام تحقیقی انجام نداده است. و حتی نظریه هییت عالی پزشکی را مطالبه ننموده است. به علاوه دادگاه بدون حضور موکل و تمامی شکات رای صادر نموده در حالی که موکل وثیقه گذار داشت و می توانست از طریق وثیقه گذار احضارش کند لکن برغم اینکه اتهام موکل حدی و حق اللهی بوده بدون حضور موکل رای داده است. رسیدگی فرجامی به این شعبه ارجاع و پس از تهیه گزارش از سوی عضو ممیز م. ح. و قرائت ان و اظهارنظر کتبی دادیار دادسرای دیوان عالی کشور اقای ح. خ. مبنی بر: نقض به جهت نقص تحقیقات و شبهه در درک ماهیت جرم ارتکابی در مانحن فیه و نیز شبهه در جرایم اطفال حسب مقررات قانونی و تشخیص در حرمت جرایم ارتکابی را و اقدام شایسته پس از ان را دارم. و مشاوره پیرامون موضوع ذیلا مبادرت به اصدار رای می‌گردد.:

رای شعبه

هر چند وکیل تعیینی متهم ق. ب. ه در جلسه دادرسی مورخ 99/8/17 دادگاه (ص 1863) حضور داشته و در نتیجه رای صادره حضوری محسوب و ایراد وکیل یاد شده ا. م. در لایحه فرجامی دائر به صدور رای در حق الله به نحو غیابی مندفع می‌باشد. لکن رای فرجام خواسته از حیث احراز رشد و کمال عقل متهم در حین ارتکاب سرقتهایی که عنوان محاربه به انها داده نشده است. یا ایراد جدی و اساسی روبرو است. زیرا در اینکه متهم در زمان ارتکاب سرقتها نوجوان زیر 18 سال تمام شمسی بوده تردیدی نیست کما اینکه دادرسان شعبه *طی دادنامه شماره *- 94/6/25 خود درباره اتهام او قرار عدم صلاحیت به شایستگی رسیدگی دادگاه اطفال صادر و نهایتا رسیدگی به شعبه *به عنوان دادگاه کیفری یک ویژه نوجوانان ارجاع و دادرسان دادگاه اخیر نیز به حکایت استدلالاتی که در راستای رشد و کمال عقل متهم نموده‌اند نوجوان بودن او را پذیرفته اند و از طرفی برابر ماده 91 قانون مجازات اسلامی 1392 در جرایم موجب حد یا قصاص هرگاه افراد بالغ کمتر از 18 سال ماهیت جرم انجام شده و یا حرمت ان را درک نکنند و یا در رشد و کمال عقل انان شبهه وجود داشته باشد. حسب مورد با توجه به سن انان شبهه وجود داشته باشد. حسب مورد با توجه به سن انان به مجازات های پیش بینی شده در این فصل محکوم می‌شوند این در حالی است. که کمیسیون پزشکی قانونی استان *برابر نظریه مضبوط در برگ 1671 پرونده یاداور شده است. که: با توجه به اینکه در زمان وقوع جرم ارزیابی روانی و هوشی صورت نگرفته است. از نظر علمی اظهارنظر در خصوص رشد و کمال عقلی متهم در زمان وقوع جرم مقدور نمی‌باشد. همچنین در نظریه دیگری از پزشکی قانونی امده است. که: در مقایسه های بالینی می توان به علایم اضطرابی، احساس ترس و دلهره های ناگهانی، کاهش انرژی تنش روانی و بی قراری ذهنی عدم اعتماد به نفس در مورد متهم اشاره نمود کما اینکه مشاور دادگاه اطفال و نوجوانان در نظریه مورخ 99/8/17 خود در برگ 1864 خطاب به رئیس دادگاه خاطرنشان کرده است: نظر به شرایط سنی و روحیاتی که متهم موصوف ق. ب. فرزند م. در حین ارتکاب جرم داشته یعنی احساس انی و عدم تشخیص عواقب چنین جرمی و دیگر عوامل روحی و روانی در صورت صلاح دید درخواست اعمال ماده 91 قانون مجازات اسلامی 1392 و معرفی متهم به مراجع ذی صلاح پزشکی از جمله روان درمانی و روانپزشکی را دارم. که این مستندات یعنی دو نظر پزشکی قانونی و کمیسیون پزشکی قانونی و نظریه مشاور دادگاه اطفال و نوجوانان به شرحی که در گزارش اورده شدند و فتی بودن استنباط و اعلام نظر درباره درک ماهیت جرم و حرمت ان از سوی متهم و نیز احراز رشد و کمال عقل وی، در درک ماهیت و حرمت افعال ارتکابی (سرقتها) از سوی متهم پیش گفته و رشد و کمال عقل وی تردید و شبهه جدی وجود دارد. و قهرا با لحاظ قاعده درا موضوع مواد 120 و 121 قانون مجازات اسلامی 1392 و مفاد نبوی شریف ادریوالحدود عن امتی ما استطعتم فان الامام ان یخطا فی العفو خیر من ان یخطا فی العقوبه صدور حکم بر قطع دست راست و پای چپ به عنوان حد محاربه در تغایر اشکار با قانون و شرع ارزیابی می‌گردد. بنا به مراتب مذکوره رای فرجام خواسته با استناد به بند 4 شق ب ماده 469 ق.ا.د.ک 1392 لازم الاجرا از تاریخ 94/4/1 خورشیدی نقض و رسیدگی مجدد به دادگاه هم عرض ارجاع می‌گردد./ب

شعبه *

م. ح. (مستشار) ا. ع. (عضو معاون)

منبع