بسم الله الرحمن الرحیم
شماره دادنامه: 346
تاریخ دادنامه: 20/4/1396
کلاسه پرونده: 94/576
مرجع رسیدگی: هیات عمومی دیوان عدالت اداری
شاکی: آقای مجید قمی مرزدشتی
موضوع شکایت و خواسته: ابطال نامه شماره 96242-9/6/1396 وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی
گردش کار: شاکی به موجب دادخواستی ابطال نامه شماره 96242-9/6/1396 وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی را خواستار شده و در جهت تبیین خواسته اعلام کرده است که:
"ریاست محترم دیوان عدالت اداری
احتراماً به استحضار می رساند اینجانب کارمند بانک پارسیان شعبه 1007 کریمخان دارای 88 ماه سابقه کار محکوم له دادنامه هیات تشخیص و حل اختلاف اداره کار شمال شرق تهران به شماره 7385/91 که از سوی کارفرما در شعبه 19 دیوان مورد رسیدگی بدوی قرارگرفته و حکم به رد آن صادر گردیده که در آن قرارداد اینجانب دائمی تشخیص داده شده است. لذا در مورخ 9/6/1392 نامه ای به شماره 96242 از طرف مدیرکل روابط کار و جبران خدمت مبنی بر اظهار نظر بدون رویت مدارک اینجانب صادر گردید که نامه فوق مدرک اصلی کارفرما در محاکم قرار گرفته است بعد از مکاتبات با وزارت کار این استدلال که از کدام ماده قانون کار جهت پذیرفتن احکام کارگزینی به جای قرارداد به عمل آمده است صرفاً اعلام نمودهاند که نظر کارشناسی میباشد، اینجانب ابطال این نامه را به دلایل ذیل خواستارم.
1- نامه فوق الذکر مغایر مواد 7، 8، 9 و 10 قانون کار که شرایط و مشخصات دقیق قرارداد کار را بیان می کند میباشد و حکم کارگزینی فاقد آن میباشد.
2- نامه فوق نقض نموده ماده 84 بند 6 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و در نظر نگرفتن اعتبار امر مختوم میباشد و رای های هیات تشخیص و حل اختلاف را زیر سئوال برده است.
3- حکم کارگزینی که مبین افزایشات دستمزد سالیانه کارگر بوده نمی تواند جای قرارداد کار به مدت 88 ماه را بگیرد و آن را قرارداد موقت ضمنی بدون امضا کارگر در نظر گرفت.
4- یکی از شرایط اصلی صحت قرارداد امضا آن میباشد. احکام کارگزینی اگر هم جای قرارداد کار را گرفته باشد آیا نیاز به امضا اینجانب نمیباشد چنین نامه ای آیا نشان دهنده مدارک سازی از طرف کارفرما و تایید آن از طرف مدیر روابط کار و جبران خدمت نمیباشد."
متن نامه شماره 96242 -9/6/1392 وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی که مور اعتراض قرار گرفته به شرح زیر است:
" باسلام و احترام
بازگشت به نامه های شماره 21315- 22/5/1392 و شماره 22394 - 28/5/92 به آگاهی می رساند:
با توجه به اینکه قرارداد کار فیمابین کارگر و کارفرما میتواند به صورت کتبی و یا شفاهی باشد و از سوی دیگر انعقاد قرارداد کار شفاهی اعم از موقت و یا دائم نیز میتواند به صورت صریح و یا ضمنی به عمل آید و با عنایت به اینکه تعیین نوع قرارداد از نظر موقت یا دائم بودن تابع اراده طرفین میباشد و اطلاق عبارت « عدم ذکر مدت » در تبصره (2) ماده (7) قانون کار که بیان مدت قرارداد به صورت ضمنی را نیز در بر میگیرد موید این امر است: لذا در جایی که کارفرما به هر صورتی قصد خود مبنی بر انعقاد قرارداد کار به صورت موقت را بیان نماید و کارگر نیز عملاً با وجود علم به این مساله به کار مشغول شود قرارداد منعقده قرارداد مدت موقت محسوب میشود.
با توجه به موارد فوق الذکر در صورتی که پس از انقضای قرارداد با مدت موقت منعقده بین آن بانک و کارگران، بدون تهیه و امضا قراردادی جدید، صرفاً در حکم کارگزینی صادره از سوی بانک به تمدید قرارداد برای مدت مشخصی اشاره شده باشد و این حکم به کارگر نیز ابلاغ شده باشد این امر تمدید ضمنی قرارداد کار به مدت مندرج در حکم کارگزینی خواهد بود و عدم وجود قرارداد کتبی با مدت موقت موجب دائمی تلقی شدن قرارداد اخیرالذکر نخواهد بود مگر آن که کارگر دلایل متقنی بر دائمی بودن قرارداد کار ارئه دهد. "
در پاسخ به شکایت مذکور، مدیرکل حقوقی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به عنوان ریاست شعبه نوزدهم دیوان عدالت اداری به موجب لایحه شماره 215233 - 6/12/1392، تصویر نامه شماره 210197 - 29/11/1392 را ارسال کرده است که متن آن به قرار زیر است:
" با سلام و احترام
بازگشت به نامه های شماره 923814 -14/10/1392 در خصوص دادخواست آقای مجید قمی مرزدشتی به شماره پرونده 9209980900087918 پاسخ این اداره کل به دادخواست مذکور به شرح ذیل میباشد:
1- از جمله وظایف این اداره کل پاسخ گوی به شکایات و استعلامات از سوی افراد و دستگاه ها میباشد و نامه شماره 96242- 9/6/92 نیز در پاسخ به استعلامات مطروحه از سوی بانک پارسیان به شماره های 21315 -22/5/1392 و شماره 22394- 28/5/92 صادر شده و در راستای نقض رای صادره از هیات حل اختلاف نبوده است. آقای مجید قمی مرزدشتی نیز طی دو نامه از این اداره کل در خصوص این موضوع استعلام نموده که موضوع بررسی و طی نامه شماره 144743-21/8/92 مستقیماً به ایشان پاسخ داده شده و همچنین در خصوص استعلام دوم طی نامه شماره 172184 - 3/10/92 پاسخ این اداره کل به اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان تهران ابلاغ گردیده تا به نحو مقتضی به آقای مجید قمی مرزدشتی منعکس گردد.
2- ماده (7) قانون کار چنین مقرر کرده است: « قرارداد کار عبارت است از قرارداد کتبی یا شفاهی که به موجب آن کارگر در قبال دریافت حق السعی، کاری را برای مدت موقت یا مدت غیر موقت برای کارفرما انجام می دهد.» با توجه به اطلاق این ماده، انعقاد قرارداد کار شفاهی اعم از موقت و یا دائم میتواند به صورت صریح و یا ضمنی به عمل آید و با عنایت به اینکه به موجب اصول کلی حقوقی تعیین نوع قرارداد از دائم و یا موقت بودن تابع اراده طرفین میباشد و اطلاق « عدم ذکر مدت » در تبصره (2) ماده (7) قانون کار که بیان مدت قرارداد به صورت ضمنی را نیز در بر میگیرد موید این امر است، لذا در جایی که کارفرما به هر صورتی قصد خود مبنی بر انعقاد قرارداد کار به صورت موقت را بیان نماید و کارگر نیز با وجود این علم به این مساله به کار مشغول شود قرارداد کار منعقده قرارداد موقت محسوب میشود. لیکن توجه به این نکته ضروری است که تعیین نوع قرارداد از حیث دائم یا موقت بودن - چه به صورت صریح و چه به صورت ضمنی - باید در لحظه انعقاد قرارداد باشد و چنانچه در هنگام انعقاد قرارداد کار مدتی در آن ذکر نشود قرارداد منعقده با توجه به تبصره (2) ماده (7) قانون کار دائمی خواهد بود و تغییر مفاد آن از جمله نوع قرارداد و تبدیل آن از دائم به موقت نیازمند توافق بعدی کارفرما و کارگر است و کارفرما به صورت یک طرفه و بدون کسب رضایت کارگر و صرفاً با صدور حکم کارگزینی نمی تواند قرارداد دائم را به قراردادی موقت تبدیل نماید.
3- با توجه به موارد فوق الذکر در صورتی که پس از انقضای قرارداد با مدت موقت منعقده بین آن بانک و کارگران، بدون تهیه و امضا قراردادی جدید، صرفاً در حکم کارگزینی صادره از سوی بانک به تمدید قرارداد برای مدت مشخصی اشاره شده باشد و این حکم به کارگر نیز ابلاغ شده باشد این امر تمدید ضمنی قرارداد کار به مدت مندرج در حکم کارگزینی خواهد بود و عدم وجود قرارداد کتبی با مدت موقت موجب دائمی تلقی شدن قرارداد اخیرالذکر نخواهد بود مگر آن که کارگر دلایل متقنی بر دائمی بودن قرارداد کار ارائه دهد.
4- تشخیص موارد فوق از امور ماهوی و موضوعی میباشد که تشخیص آن بر عهده مراجع حل اختلاف کار میباشد. نظرات کارشناسی این اداره کل در پاسخ به استعلام های افراد حقیقی و حقوقی و یا به درخواست مراجع حل اختلاف صرفاً در صورتی مورد استفاده قرار میگیرد که به تشخیص مرجع رسیدگی کننده منطبق با پرونده باشد و الزامی در تبعیت از نظر کارشناسی این اداره کل برای مراجع حل اختلاف کار با توجه به شان قضاوتی این مراجع وجود ندارد."
هیات عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 13/4/1396 با حضور رئیس و معاونین دیوان عدالت اداری و روسا و مستشاران و دادرسان شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رای مبادرت کرده است.
رای هیات عمومی
نظر به اینکه بخشنامه مورد اعتراض منطبق با تبصره 2 ماده 7 قانون کار صادر شده است و با توجه به استدلال مندرج در رای وحدت رویه شماره 372-371 مورخ 28/5/1392 هیات عمومی دیوان عدالت اداری، نامه مورد شکایت قابل ابطال تشخیص نشد.
محمدکاظم بهرامی - رئیس هیات عمومی دیوان عدالت اداری