تاریخ دادنامه قطعی: 1394/03/19
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: سلب صلاحیت قضایی از قاضی دادگاه صادرکننده حکم بدوی،موجب پذیرش اعاده دادرسی نیست.صرف صدور کیفرخواست علیه متهم دیگر که محکومعلیه مدعی تاثیر آن در اثبات بیگناهی وی میباشد تا زمانی که این کیفرخواست در دادگاه صالح مورد بررسی قرار نگرفته و حکم قطعی در مورد آن صادر نشده باشد،موجب تجویز اعاده دادرسی نیست.
به موجب قسمتی از دادنامه شماره --- الی 2225 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی بخش ملارد آقای ف. م. به اتهام کلاهبرداری از آقایان الف. ش. به تحمل 4 سال حبس و به رد مال درحق آقای ش. به پرداخت سیصد میلیون تومان و پرداخت جزای نقدی به همین مقدار محکوم شده است و در خصوص ردمال نسبت به شاکی آقای الف. استدلال نموده که چون اموال شاکی مذکور در رهن بانک ا. است از طریق مجرمانه این اقدام صورت پذیرفته و بانک ا. در این مورد نسبت به متهمین راجع به کلاهبردای شکایتی ننموده است خود را مواجهه با تکلیف ندانسته و در مورد جزای نقدی متهمین آقایان م. و ا. به نحو تضامن به پرداخت جزای نقدی به میزان سند رسمی در دفترخانه شماره 50 تهران به مبلغ 10/248/000/000 ریال محکوم گردیدهاند و در مورد اتهام چند فقره صدور چک بلامحل نیز به تحمل دو سال حبس محکوم گردیده است و در مورد اتهام فرار از بازداشتگاه و پرداخت رشوه به مامورین نیز به تحمل یک سال زندان و ضبط مالالارتشاء به مبلغ 99 میلیون ریال محکوم گردیده است و براساس دادنامه شماره --- - 88/3/31 شعبه بیستم دادگاه تجدیدنظر استان تجدیدنظرخواهی محکومعلیه به علت اینکه خارج از فرجه مقرر قانونی بوده است رد شده است. همچنین حسب دادنامه شماره --- و 890023 - 89/9/17 شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران آقای ف. م. به اتهام مشارکت در کلاهبرداری از بانک ا. به مبلغ هفت میلیارد ریال به تحمل سه سال حبس و پرداخت مبلغ هفت میلیارد ریال و رد مال به مبلغ هفت میلیارد ریال به بانک شاکی محکوم شده است و به موجب دادنامه اصلاحی همین شعبه مبلغ ردمال به بانک را به پرداخت مبلغ پنج میلیارد و هفتصد و پنج میلیون و هفتصد و سی و هفت هزار و هفتصد و شصت ریال اصلاح نموده است و شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران با صدور دادنامه شماره --- - 90/6/20 با اصلاح ردمال به هفت میلیارد ریال دادنامه صادره مورد تایید قرار میگیرد. ابتداء محکومعلیه با تقدیم درخواستی به دیوان عالی کشور که به شعبه --- دیوان ارجاع شده بود تقاضای اعاده دادرسی نموده که شعبه مزبور با صدور دادنامه شماره --- - 91/9/25 با پذیرش تقاضای اعاده دادرسی رسیدگی مجدد نسبت به دادنامه شعبه --- دادگاه تجدیدنظر را به شعبه همعرض محول مینماید و پرونده در شعبه --- مورد رسیدگی قرار گرفته است و این شعبه با صدور دادنامه شماره --- - 91/12/21 درخواست اعاده دادرسی را غیر وارد و دادنامه صادره را تایید نمودهاند محکومعلیه برای دومین بار تقاضای مجددی به دیوان عالی کشور تقدیم و تقاضای اعاده دادرسی نموده است که تقاضای مزبور به شعبه ششم دیوان ارجاع که این شعبه با صدور دادنامه شماره --- با پذیرش اعاده دادرسی رسیدگی مجدد به موضوع را به شعبه همعرض ارجاع داده است که پرونده در شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران مطرح شده است که شعبه --- نیز با صدور دادنامه شماره --- - 93/9/25 درخواست اعاده دادرسی را غیر وارد تشخیص و آن را رد نموده است وکیل محکومعلیه برای سومین مرتبه تقاضای اعاده دادرسی نسبت به آراء صادره نموده که پرونده به شعبه چهلم دیوان عالی کشور ارجاع شده است که این شعبه نیز با صدور دادنامه شماره --- - 93/12/6 تقاضای اعاده دادرسی را غیر وارد تشخیص و آن را مردود اعلام کرده است. محکومعلیه برای چهارمین بار تقاضای اعاده دادرسی به دیوان عالی کشور تقدیم نموده است که تقاضای مزبور به شعبه --- دیوان عالی کشور تقدیم شده است که شعبه مزبور با صدور دادنامه شماره --- - 94/1/15 با این استدلال که اصولا درخواست اعاده دادرسی محکومعلیه با توجه به ملاک قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی در ماده 44 پذیرفته نیست تقاضای مزبور را مردود اعلام نموده است محکومعلیه برای پنجمین بار تقاضای اعاده دادرسی نموده است ودرخواست جدید وی مجددا به شعبه چهلم دیوان عالی کشور ارجاع شده است. محکومعلیه در تقاضای جدید خود توضیح داده است علیرغم اینکه حکم محکومیت وی در دادنامه شعبه --- دادگاه جزای ملارد از جهات متعدد میباشد لکن موضوع اعاده دادرسی صرفا محدود به رسیدگی مجدد بزه انتسابی جعل شناسنامه و کلاهبرداری از ج. الف. از حیث عدم تطابق جزای نقدی و تعیین تکلیف ردمال در آن دادنامه میباشد و اضافه کرده که اینجانب را به عنوان جعل در شناسنامه و هویت و کلاهبرداری منتج از جعل محکوم نمودهاند در صورتی که براساس دادنامه شماره --- - 91/8/17 شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران جاعل همین موضوع آقای ف. ون ا. با هویت ح.ن. است و با ترهین وثیقه موجب بردن مالی از وی صورت نگرفته است و از طرفی بابت همین اتهام یک بار محکوم شدهام. و عمل یک عمل واحد بوده است که نباید دو مجازات تعیین میگردید. و قاضی صادرکننده رای نیز از بابت تخلفات متعدد و از جمله ارتباط با شاکی از سمت قضایی خود معلق شده است ج. الف. نیز به اتهام جرایم متعدد از حدود دو سال پیش در بازداشت بسر میبرد و با توجه به اینکه مبلغ تسهیلات ماخوذه هفت میلیارد ریال بوده است اما جزای نقدی تعیین شده بالغ بر یک میلیارد تومان است و برابری بین ردمال و جزای نقدی وجود ندارد و ج. الف. در متن شکوائیه تقدیمی اولیه و صورتجلسات دادگاه اعلام داشته که مبالغی از تسهیلات اخذ شده از بانک را از شرکت بنده وصول نموده است و تا قبل از صدور رای کل مبلغ را وصول نموده است اما دادگاه بدون توجه به مبالغ پرداخت شده به ایشان دستور فک رهن از سند نزد بانک نموده است و مرا از دو بابت محکوم کردهاند و در پایان اضافه داشته است که اقرارنامهای که در زمان بازداشت بودن من از من اخذ شده است و باعث برائت محکومعلیه شده است استناد به آن در دادگاه محل اشکال بوده است. و از این جهات درخواست اعاده دادرسی نموده است.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای م. بارانی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای فریبرز لشکری دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر صدور رای شایسته وفق موازین قانونی مورد تقاضا است در خصوص دادنامه شماره --- - 88/3/31 مشاوره نموده چنین رای میدهد:
اولا: محکومعلیه مدعی شده است که محکومعلیه دارای محکومیتهای دیگری بوده است و نباید احکام متعدد در مورد وی صادر شده است این ادعای محکومعلیه از موارد اعاده دادرسی نمیباشد و چنانچه ادعا دارد که مشمول قاعده تعدد بوده است باید از مرجع قضایی ذیربط اعمال مقررات ماده 184 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری را درخواست نماید. ثانیا: صرف صدور کیفرخواست علیه متهم دیگر که محکومعلیه مدعی است این کیفرخواست در بیگناهی وی موثر است تا زمانی که این کیفرخواست در دادگاه صالح مورد بررسی قرار نمیگرفت و حکم قطعی در مورد آن صادر نشده باشد موجبات اعاده دادرسی را مورد بررسی قرار نگرفته و حکم قطعی در مورد آن صادر نشده باشد موجبات اعاده دادرسی را فراهم نمینماید ثالثا: همانگونه که در دادنامه قبلی این شعبه متذکر شده است دفاعیات ماهیتی در مقطع اعاده دادرسی در دیوان عالی کشور قابل بررسی نمیباشد رابعا: سلب صلاحیت قضایی از قاضی دادگاه صادرکننده حکم بدوی اولیه موجبات اعاده دادرسی را فراهم نمیکند. خامسا: چون تقاضای اعاده دادرسی محکومعلیه با هیچ یک از بندهای مختلف ماده 272 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری انطباقی ندارد مورد پذیرش قرار نمیگیرد و رد میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - عضو معاون و عضو معاون
علی اکبری - محمدبارانی