تاریخ دادنامه قطعی: 1394/11/04
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: صحت قسامه توسط اولیاء دم،مشروط به وجود رابطه نسبی میان قسم خورندگان با مقتول است.
حسب گزارش مرجع انتظامی منطقه... لرستان پاسگاه ف. در تاریخ 1375/02/04 و بر اساس اظهارات اهالی محل و حاضر در صحنه اهالی روستای ف. با تراکتور برای شخم زدن به گردنه ب. رفته و در همان گردنه در ملک مورد اختلاف با شخصی به نام ج.ر. درگیر وی را مورد اصابت گلوله قرار میدهند و ضاربین متواری میشوند. یک دستگاه تراکتورفر گوسن متعلق به ع. دوست ع.که مشغول شخم زدن بوده مورد اصابت گلوله قرار میگیرد چرخ عقب پنچر و راننده هم هدف تیر واقع مصدوم میشود جهت مداوا به خرم آباد اعزام میشود. محل نزاع جزء حوزه استحفاظی پاسگاه ف. از توابع شهرستان ف. میباشد در تاریخ 1375/02/04 ساعت 11 صبح و نماینده پاسگاه مرکزی... و عوامل تحت اثرش به بهداری... مراجعه و گزارش کرده اند که پیش از رسیدن مامورین یک نفر ج. نام فرزند ک. مجروح و فوت نموده است مقتول از ناحیه بالای ناف مورد اصابت گلوله قرار گرفته است در همان بیمارستان آقای خ.ح. پسرعموی مقتول اظهار داشته که مقتول توسط شخصی به نام م.ع. فرزند م. به وسیله اسلحه کشته شده است. دادرس شعبه سوم دادگاه س. دستور اعزام مقتول به پزشکی قانونی و اخذ اظهارات اولیاء دم را صادر مینماید در مرجع انتظامی ا.ر. برادر مقتول اظهار میدارد که آقای م.ع. الف. فرزند م. با یک قبضه سلاح کلاش به طرف برادرم شلیک کرد که در حدود 5 الی 6 گلوله به سمت وی شلیک نمود و برادرم به نام ج. را به قتل رسانده اند. شرح معاینه جسد به تاریخ 1375/02/04 تنظیم و پزشک قانونی ضمن تشریح وضعیت جسد اظهار داشته است دو سوراخ در دست راست که جای اصابت جسم نافذ بوده و یک سوراخ در شکم وجود داشته و علت مرگ خونریزی داخلی اعلام شده است که بر اثر جسم نافذ (گلوله) ایجاد شده در همان روز دادرس شعبه سوم دادگاه عمومی الف. به خاطر اینکه محل وقوع جرم شهرستان ن. بوده قرار عدم صلاحیت به شایستگی و اعتبار دادگاه عمومی ن.صادر نموده است که پرونده به دادگاه د. ارسال و در تاریخ 1375/02/05 دادرس شعبه اول د.نیابت به دادگستری الف. جهت دستگیری م.ع. الف. متهم به قتل و افراد دیگر به اتهام ضرب و جرح ارسال تا نسبت به تفهیم اتهام ایشان اقدام شود و در همین تاریخ به موجب قرار عدم صلاحیت ص 16 پرونده دادرس شعبه اول دادگاه د. به جهت اینکه اعتقاد داشته است محل وقوع حوزه قضایی س. (الف.) میباشد قرار عدم صلاحیت صادر و پرونده را به آن مرجع ارسال مینماید و دادرس الف. پرونده را جهت حل اختلاف به دادگاه د. ارسال تا از آن طریق ارسال شود که دادگاه تجدیدنظر استان لرستان در تاریخ 1375/04/24 با تشخیص صلاحیت دادگاه د. حل اختلاف مینماید. گ.م. مادر مقتول در تاریخ 1375/02/07 در مرجع انتظامی حاضر و ضمن توضیح شکایت خویش اظهار داشته است. م.ع. فرزندم را کشته است و از وی شاکی هستم چونکه پسرم الف. و ده نفر دیگر شاهد درگیری بوده اند. خ.ح. در تاریخ 1375/02/08 به عنوان گواه در مرجع انتظامی حاضر و در خصوص نحوه درگیری اظهار داشته است. ج. روز حادثه ساعت 7 الی 8 صبح بود گوسفندان را از روستا به سینه تپه پشت آباد می زده بود گفت صدای تراکتور و جمعیت زیادی در داخل زمین می آید به سمت تراکتورها حرکت کرد هر چه او را صدا زدیم که آنها زیادند مسلح هستند تو را می کشند گوش نکرد و به حرکت خود ادامه داد. به 50 متری تراکتورها که رسید صدای تیراندازی بلند شد ما به سمت ج. رفتیم زیر بغل او را گرفتیم که با سنگ به ما حمله کردند و ج. را جا گذاشتیم حتی خودش گفت که قاتلم که به سمت من تیراندازی کرده فقط م.ع. الف. است کس دیگری را قاتل نکنید و فقط شخص م.ع. الف. را دیدم که سلاح در دست داشت و بعدا که به سمت بیمارستان می رفتم ح.س. را دیدم که از داخل سنگر یک قبضه سلاح ژ- 3 در دست داشت و فرار کرد و در همین تاریخ فردی به نام ع.م. 21 ساله در مرجع انتظامی حاضر و به عنوان مطلع در خصوص نحوه درگیری بیان داشته است: من صبح زود رفتم تخم نخود برای خودمان کار کنم مقداری کار کردم و زمانی که رفتم سه تراکتور در زمین مورد اختلاف کار می کردند ج. را دیدم از پآیین به سمت تراکتورها می آید او را صدا زدم که ج. تو را می کشند ولی گوش نکرد صدای گلوله بلند شد و ص.ج. به زمین افتاد و موقعی که افتاده بود افراد مقابل مجدد بر سر او ریختند و دیدند که حالش خراب است مرا صدا زدند که او را ببرم که من رفتم و بعد الف.ر. و خ.ح. آمدند و مقتول را بردیم که حتی خود ج. را موقعیکه سوار تراکتور کردیم گفت م.ع. الف. مرا زده است کسی دیگر را قاتل نکنید و نیز اظهار داشته است فقط دیدم که م.ع. الف. سلاح کلاش در دست داشت که م. ر. پدر مقتول در مرجع انتظامی حاضر و اظهار داشته است فقط از دست م.ع. الف. به خاطر قتل فرزندم شاکی هستم در تاریخ 1375/02/23 فردی به نام س.ب. به عنوان یکی از افرادی که در شخم زدن زمین مورد اختلاف دخالت داشته به مرجع انتظامی احضار و اظهار میدارد در مورخه 1375/02/04 من یک دستگاه تراکتور به رانندگی ع. دوست ع. به همراه دو دستگاه تراکتور دیگر به رانندگی م.ع. الف. و ح.د. به دستور من و آقایان ع.ب. و ا.ا. جهت شخم زدن زمین موضوع اختلاف ساعت 5 بامداد وارد زمین شدیم و قبل از ورود ما آقایان م.ف. ی، ب.ک.، ع.م.، هر سه نفر مسلح به سلاح گرم که م. سلاح ژ- 3 و ب. و ع. سلاح کلاشینکف در دست داشتند که به عنوان تفنگ چی به همراه افراد دیگر در محل حضور داشتند که پس از چند ساعت کار حدود ساعت 8 صبح اهالی روستای د. از جمله مقتول و با در دست داشتن چوب و چماق و سلاح گرم به طرف ما آمدند و از هر دو طرف تیراندازی شروع شد که ج. ر. مورد اصابت گلوله قرار گفت و ندیدم توسط چه کسی مجروح شده پرونده به شعبه چهارم دادگاه عمومی خرم آباد به عنوان شعبه ویژه رسیدگی به قتل ارجاع علیرغم دستورات متعدد جهت دستگیری متهم نتیجه ای حاصل نمی شود که در تاریخ 1377/02/15 با تقاضای قاضی مامور رسیدگی به پرونده های قتل پرونده به دادگاه ن. ارسال میشود. در تاریخ 1377/09/16 همسر مقتول ب.، پدر مقتول و مادر مقتول در مرجع قضایی حاضر و اظهار می دارند از م.ع. الف. شاکی هستیم در تاریخ 1378/10/14 جلسه شعبه دوم دادگاه عمومی د. تشکیل که ح.د. در دادگاه حاضر و اظهار داشته است سه نفر راننده تراکتور بودند من، م.ع. الف.، ع.، ساعت 5 شب به سر زمین رفتم که شخم بزنیم بیست تا بیست و پنج نفر چوب به دست و تفنگچی داشتیم تا ساعت 8/35 صبح کار کردیم که حدود هفت نفر تفنگچی از طرف آنان و ده پانزده نفر چوب به دست آمدند سه نفر از طرف خودمان تفنگچی بودند ا.ا.، ع. م.، ب.ا. که نمی دانم چند تفنگچی داشتند حتی به دروغ گفته ام هر سه کلاش داشته اند هر دو طرف تیراندازی کردند ولی نمی دانم مقتول توسط چه کسی کشته شد در تاریخ 1383/03/12 به دستور رئیس دادگستری د. در اجرای دستورالعمل شماره 113/83 مورخ 1384/02/08 رئیس کل محترم دادگستری لرستان پرونده جهت صلح و سازش به شورای حل اختلاف م. جنوبی ارسال میشود که پرونده بدون حصول نتیجه در تاریخ 1384/05/10 به دادگاه عمومی ن. ارسال میشود در تاریخ 1385/09/01 رئیس شعبه دوم دادگاه عمومی دل... تقاضای احاله پرونده به حوزه قضایی ا... را مینماید که دادگاه تجدیدنظر با تقاضای احاله مخالفت مینماید در تاریخ 1386/10/23 رئیس شعبه دوم محاکم حقوقی د. گردشکار از پرونده تنظیم و مبادرت به صدور رای مینماید که در خصوص اتهام 50 نفر (به شرح دادنامه صفحه 507 - 508 ) مبنی بر شرکت در منازعه دسته جمعی منتهی به قتل مرحوم ج. ر. حکم محکومیت تعدادی ( 5 نفر) به پرداخت پنج میلیون ریال جریمه نقدی صادر مینماید (س.ب.، ح..، ع. د.، ع.ب.، م. ف. ی) در خصوص سایر متهمین حکم برائت صادر مینماید و پرونده در خصوص اتهام ع.الف.د. بر قتل عمدی مرحوم ج.ر. پرونده مفتوح به رسیدگی میباشد که پس از اعتراض نامبرده، دادگاه تجدیدنظر به جهت مشمول مرور زمان در خصوص اتهام آنان ضمن نقض حکم دادگاه بدوی قرار موقوفی تعقیب صادر مینماید (ص 109 ) گواهی حصر وراثت مقتول در ص 112 جلد دوم منعکس میباشد که اولیاء دم مقتول عبارت اند از ه.ر.، ن.ر.، د.ر.، ل.ر.، به عنوان فرزندان متوفی ب. (همسر متوفی) م. ر. (پدر متوفی) و گ.م. (مادر متوفی) در خصوص موضوع قتل و شکایت افراد دیگر پرونده ای به کلاسه --- /83 ک نیز تشکیل و در شعبه --- جزایی رسیدگی میشود که جلد دوم پرونده حاضر مربوط به این موضوع باشد که در این پرونده نیز دستورات متعدد جهت جلب متهم به قتل صادر ولی نتیجه ای حاصل نمی شود در ص 277 جلد 2 پرونده نیز طی دادنامه شماره --- /88 ک شعبه --- جزایی در خصوص شکایت تعدادی از افراد رای برائت صادر و در ذیل دادنامه قید شده است. پرونده در خصوص قتل عمد مرحوم ج. ر. مفتوح به رسیدگی میباشد پرونده مذکور در تاریخ 1389/12/21 با توجه به گزارش دفتر شعبه --- جزایی به جهت بلاتصدی بودن شعبه --- جزایی به دستور رئیس دادگستری به شعبه --- جزایی د. ارجاع میشود در شعبه مزبور پس از تشکیل چندین جلسه و صدور دستور جلب متهم متواری به نتیجه ای دست نمی یابد که مجدد با توجه به بلاتصدی بودن شعبه --- جزایی پرونده به شعبه --- جزایی ارجاع میشود. در نهایت در تاریخ 1391/12/02 شعبه --- جزایی نیابت به دادسرای الف. اعطا که در راستای اجرای نیابت در تاریخ 1392/01/16 مامورین به منزل متهم متواری م.ع. الف. وارد و متهم را در جای رختخواب یکی از اتاق خوابها رویت و دستگیر می کنند (گزارش مامورین ص 359 جلد دوم پرونده) متهم در اولین جلسه بازپرسی در شعبه بازپرسی ال... در دفاع از خود اظهار میدارد اتهام را قبول ندارم بنده در سال 1375 به روستای... با تراکتور مراجعه کردم و در آن روستا کار می کردم و در آن زمان درگیری صورت گرفت و تیراندازی می کردند و ما هم آمدیم بعد گفتند تحت عنوان قتل تحت تعقیب می باشم و از آن سال تاکنون فراری بودم و باز هم می گویم بنده جرمی مرتکب نشده ام و شکایت آنها واهی میباشد در خصوص متهم قرار بازداشت موقت صادر و متهم روانه زندان میشود. در تاریخ 1392/01/31 رئیس شعبه --- جزایی وقت رسیدگی تعیین و طرفین را دعوت مینماید جلسه دادگاه در تاریخ 1392/02/29 تشکیل که پدر مقتول و وکیل وی و متهم و وکیل وی در جلسه دادگاه حاضر میشوند وکیل اولیاء دم به وکالت از اولیاء دم ضمن ابراز اظهارات خود تقاضای صدور حکم قصاص متهم را مینماید و متهم در دفاع از خویش اظهار میدارد اتهام وارده را قبول ندارم. من با تراکتور آقایان ع. و س.ب. و ا.ا. و س.ب. جهت شخم زدن رفتم وقتی که رسیدیم سه راننده تراکتور بودیم من، ع.د.، ح.د. و یکی از رانندگان تراکتور با گلوله زخمی شد نمی دانم مرحوم ج. ر. در کجا به قتل رسید و در پاسخ سوال دادگاه در خصوص علت متواری بودن اظهار میدارد بنده تا حدود چهار ماه نمی دانستم که اتهام قتل عمدی به اینجانب زده اند بعد از 7 الی 8 ماه وکیل گرفتم تا خودم را معرفی کنم و مردم واسطه شدند که مشکل حل شود و تمام صاحبان زمین و کسانی که در نزاع بودن قرار بود دیه متوفی را بدهند و این ماجرا هر سال یک بار تکرار می شد و بنده یاغی نبودم، بنده فقط راننده تراکتور بودم و در خصوص زمینها مالکیتی نداشته ام و صاحب زمین با من نسبتی ندارد و اختلافی با خانواده مقتول نداشته ام وکیل متهم نیز دفاعیات خود را مشروحا ابراز میدارد دادگاه در ادامه جلسه اظهارات گواهان تعرفه شده از سوی اولیاء دم را استماع مینماید خ.ح. به عنوان گواه اظهار میدارد بنده در منزل ک.ر. شب قبل از حادثه مهمان بودم که صبح ساعت حدود 8 خواب بودیم که ج. ر. ر. روبروی روستا مقداری گوسفند را می چراند که داد و بیداد کرد چند تراکتور (سه عدد) دارند زمین ها را شخم می زنند و به سمت تراکتورها دویدند که مادرش به ما گفت جلوی او را بگیرید تا با هم درگیر نشده اند. ما سه نفر بودیم الف.ر.، ع. نظر که هر چه صدا زدیم به حرف ما گوش نکرد که الف. و ع. نظر سی متر با او فاصله داشتند و من به دنبال آنها بودم که مرحوم ج.ر. با سنگ به سمت تراکتور د. حمله ور شد که صدای شلیک از سمت تراکتور دولتشاه به گوش رسید و مرحوم ر. عقب عقب آمد و دست به شکم خود گرفته بود و نشست و آقایان ا. و ع. نظر چون نزدیک بودن گفتند آقای ا. او را زده است و مرحوم ج. بیان داشته که م.ع. مرا زده است. بنده با چشمان خود مشاهده نکردم فقط صدای تیر از سمت تراکتور د. الف. برادر متهم شنیدم و از ج. شنیدم که گفت م.ع. الف. مرا زده است ن.ی. عموی مقتول به عنوان گواه اظهار داشته است بنده دو متر با او فاصله داشتم که د. برادر متهم رانندگی می کرد و م.ع. الف. را با چشم خودم دیدم که با اسلحه کلاشینکف به سوی مرحوم ج. ر. تیراندازی نمود که ابتدا یک تیر به دست وی زد و بعد مقتول چرخید و یک گلوله به شکم وی زد و مقتول بیان داشت که م.ع. الف. مرا با گلوله زده است مدیون دیگری نگردید گواه ع.م. اظهار می دارد... بنده ندیدم که چه کسی مقتول را زد ولی حسب اظهارات متوفی که تا نزدیکی روستای ز. زنده بود گفت که م.ع. الف. مرا زده است ص. ر. ی. برادر مقتول اظهار می دارد...برادرم که به تراکتور نزدیک شد و سنگ به تراکتور د.پرتاب نمود که آقای م.ع. الف. از پشت سنگ درآمد و با اسلحه کلاش یک رگبار به سمت همگی ما گرفت که برادرم نزدیک بود و گلوله به او خورد مجددا رئیس شعه 101 جزایی دستور تشکیل جلسه صادر و در تاریخ 1392/07/17 جلسه تشکیل و وکیل اولیاء دم و متهم و وکلای وی نیز حاضر و ابتدا وکیل اولیاء دم اظهارات خود را بیان و متهم نیز در دفاع اظهار میدارد اتهام را قبول ندارم وکلای متهم دفاعیات خود را ابراز و تقاضای استماع گواهی گواهان تعرفه شده از سوی متهم را می نمایند که دادگاه اظهارات گواهان تعرفه شده را استماع و م. ف. ی به عنوان گواه اظهار میدارد در حدود 17 الی 18 سال قبل مرحوم ج. ر. به قتل رسید آقای م.ع. الف. راننده تراکتور بود اصلا نزدیک صحنه قتل نبوده و اسلحه با م.ع. الف. نبوده است و نمی دانم چه کسی مقتول را به قتل رسانده است. ح. د. اظهار میدارد م.ع. الف. برادر بنده میباشد اصلا مالکیتی در خصوص ملک متنازع فیه نداشته و راننده ترا کتور بوده و اقای م.ع. الف. روحش از قتل ج. ر. نمی گذرد... دو تن گواه تعرفه شده دیگر از سوی متهم نیز ضمن ابراز توضیحاتی در خصوص نحوه درگیری اظهار داشته اند که م.ع. الف. راننده تراکتور بوده و سلاحی در دست نداشته است تحقیقات مرجع انتظامی از اهالی محل در صفحه 426 جلد دوم منعکس میباشد مجدد جلسه رسیدگی تشکیل که طرفین دفاعیات خود را به شرح جلسات قبل بیان می نمایند و دادگاه دستور معاینه محل و بازسازی صحنه جرم را صادر مینماید در تاریخ 1392/12/12 با توجه به این اصل پرونده در شعبه دوم حقوقی مطرح بوده است پرونده به شعبه دوم حقوقی ارجاع میگردد. دستور بازسازی صحنه قتل صادر که صورتجلسه و کروکی صحنه قتل در ص 464 و 455 جلد دوم پرونده منعکس میباشد. دادرس شعبه دوم حقوقی قرار ارجاع امر به کارشناس سلاح و مهمات صادر تا کارشناس منتخب نظر خود را اعلام منماید آیا متهم مقتول را به قتل رسانده است یا خیر؟ (پایان جلد دوم 479 ) ن. ه کارشناس واصل (ص 483 جلد سوم) که کارشناس ضمن تشریح موضوع و بررسی احتمالات اظهار داشته است اظهار نظر قطعی در خصوص موضوع امکان پذیر نمیباشد دستور تحقیقات محلی صادر که تحقیقات محلی مامورین پلیس آگاهی از اهالی روستاهای اطراف محل قتل ضم پرونده و اهالی اظهار داشته اند در زمان درگیری حضور نداشتیم ولی شخصی به نام م.ع. الف. را به عنوان قاتل معرفی کرده اند ولی کسی شاهد درگیری نبوده و اهالی روستای مقتول نیز اظهار داشته اند که شخص م.ع. الف. را در زمان تیراندازی مشاهده کرده و با ایشان مشاجره لفظی داشته اند. در تاریخ 1393/07/28 جلسه دادگاه تشکیل ابتدا وکیل اولیاء دم اظهارات دفاعیات خود را به شرح قبل مجددا و با تفصیل بیان می دارند دادگاه مجددا از گواهان تعرفه شده اولیاء دم صفر ر. خ.ح. (ع.) م. تحقیق مینماید که گواه خ.ح. ضمن ابراز اظهارات قبلی خود در ص 544 بیان می کند در تراکتور در حال شخم زدن بودند که راننده یکی از تراکتورها د. الف. بودند که پشت فرمان نشسته بود و م.ع. الف. در کنار تراکتور سمت راست پشت سنگ بود م.ع. الف. در حالی که پشت سنگها بود تیراندازی می کرد اولین تیر به کف دست مقتول و سپس تیر به شکم وی برخورد کرد من مقتول را کول کردم و او قبل از مرگش به من گفت م.ع. الف. من را زده است کسی دیگر من را نزده است گ. (ع.).م. اظهار می دارد... برادر قاتل راننده تراکتور بود و نزدیک مقتول بودیم م.ع. الف. که سلاح کلاش بدون دسته در دست داشت در حالی که کنار دو قطعه سنگ نشسته بود به سمت ج. ر. تیراندازی کرد در حالی که سر پا بود تیر به بغل وی اصابت کرد و یک تیر به پنجه انگشت او اصابت کرد غیر از م.ع. الف. کسی دیگر اسلحه نداشت و ما ندیدیم... ج. به ما گفت که م.ع. به من تیر زده است وکلای متهم طی لایحه ای دفاعیات خود را اعلام که اختصارا بدین شرح است: 1 - برابر اظهارات گواهان و مالکیت زمین مورد اختلاف م.ع. الف. به عنوان راننده تراکتور در محل بود و فاقد هر گونه انگیزه جهت قتل و شرکت در منازعه بوده است. 2 - اولیاء دم جهت اثبات ادعای خویش گواهانی معرفی نمودهاند ا.ر.، خ.ح.، ع.م.، که اولا اظهارات گواهان نقل قول از ا.ر. است و گواهان مورد جرح موکل (متهم) میباشد و صرف نظر اینکه نسبت فامیلی نزدیک با اولیا دم دارند با متهم دارای عداوت میباشند و سه نفر به عنوان شرکت کننده در نزاع بوده است و گواه ا.ر. هم اکنون به اتهام قتل برادر قاتل متواری است و اظهارات گواه ع.م. در دادگاه استماع نشده است همچنین تناقض دیگری در اظهارات گواهان ملموس است 3 - موکل جهت اثبات بی گناهی خود گواهان متعددی که در صحنه نزاع حاضر بودند حاضر و اظهار می دارند متهم فقط راننده تراکتور بوده و حامل سلاح نبوده است و این موضوع به گواهی گواهان اولیاء دم در تعارض است 4 - یکی از رانندگان تراکتور (ع.ع.) برابر ن. ه پزشکی قانونی به وسیله سلاح مجروح که نشان دهنده مسلح بودن طرف اولیاء دم است و... (مندرج در ص 560 تا 573 ) در تاریخ 1393/09/24 جلسه دادگاه با حضور متهم و وکلای وی و وکیل اولیاء دم که طرفین دفاعیات خود را مشروحا بیان نمودهاند و متهم به گواهی گواه استناد نموده که اظهارات گواه متهم ملک ح.د. اخذ و اظهارات داشته است بنده در زمان قتل به همراه چند نفر به دعوت اهالی روستای... به محل ملک رفتم زمان درگیری آقایان ر. آمدند و سلاح داشتند بنده مرحوم ج. ر. را می شناختم و نمی دانم چه کسی مقتول را کشت و م.ع. الف. آن زمان راننده بود و اصلا سلاح در دست او نبود و برای کار آمده بود دادگاه طی صورتجلسه ص 580 پرونده موضوع را لوث تشخیص و قرار اجرای قسامه صادر مینماید. اولیاء دم طی لیستی اسامی خود 71 نفر با ارائه کارت شناسایی را به دادگاه معرفی می نمایند که در تاریخ 1393/11/06 مجدد جلسه تشکیل که اولیاء دم آمادگی خود را جهت اجرای قسامه اعلام و در راستای مقررات قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 به متهم تفهیم که دلیل جدیدی مبنی بر برائت خویش دارد یا خیر؟ که متهم اظهار میدارد بنده شهود دارم که مرتکب قتل نشده ام و وکلای متهم در دفاع از وی مطالب خود را ابراز و اعلام می نمایند که صرف حضور متهم در محل قتل موجب لوث نیست و متهم با یک سوگند تبرئه میشود ولی باز متهم گواهان خود را مبنی بر برائت خویش حاضر نموده است که دادگاه دستور تحقیق در خصوص افراد معرفی شده جهت قسامه را صادر و طرفین و گواهان متهم برای جلسه دادرسی دعوت میشوند (پایان جلد سوم ص 702 ) در تاریخ 1394/01/24 جلسه ای در شعبه دوم برای رسیدگی به دلایل متهم بر برائت خویش قبل از اجرای قسامه تشکیل که متهم و وکلای وی و اولیاء دم و وکیل ایشان در جلسه حاضر و اولیاء دم حاضر و اظهار می دارند که از متهم م.ع. الف. شاکی و تقاضای قصاص وی را دارم وکیل اولیاء دم نیز دفاعیات خود را مطرح وکلای متهم مجدد به شرح قبل دفاعیات خود را بیان و دادگاه از گواهان تعرفه شده متهم تحقیق مینماید خلاصه اظهارات گواهان بدین شرح است که متهم راننده تراکتور بوده و برخی اظهار داشته اند سلاحی در دست متهم ندیدیم و برخی نیز اظهار داشته سلاحی در دست نداشته است و گواهان در خصوص اینکه مقتول توسط چه کسی به قتل رسیده اظهار بی اطلاعی نمودهاند گواه ح.ا. در پاسخ به سوال وکیل اولیاء دم مبنی بر جمع آوری پول دیه مقتول اظهار میدارد بنده به عنوان برادر وی پول کمک کردم پولها را پدر م.ع. جمع کرد و به عموی خانم م.ع. به نام ح.ا. دادیم دادگاه در پایان جلسه دلایل ارائه شده را برای تبرئه متهم کافی ندانسته و به لوث نظر داشته و دستور تحقیقات در خصوص نسبت افراد معرفی شده با اولیاء دم را صادر مینماید نتیجه تحقیقات مرجع انتظامی واصل و مرجع انتظامی طی صورتمجلس نسبت فامیلی قسم خوردگان با اولیاء دم را تایید مینماید و دستور تعین وقت رسیدگی برای اجرای مراسم قسامه صادر میگردد که در روز جلسه اولیاء دم و وکیل ایشان و متهم و وکلای وی در جلسه دادگاه حاضر و ابتدا اولیاء دم مطالب قبل گفته اصل ارتکاب قتل توسط متهم با دلایل دیگر به اثبات رسیده است ازجمله شهادت شهود عینی و بدون اجرای قسامه 8 هم متهم مستحق قصاص است. متهم قبل از اجرای قسامه اظهار میدارد که کسانی که که می خواهند قسم بخورند قاتل برادر بنده هستند و برخی قسم خوردگان نیز زمان وقوع حادثه بچه بوده اند که وکلای متهم نیز مطالب خود را بیان و دادگاه قراراجرای قسامه صادر و همچنین به ترتیب سوگند یاد می کنند بله قسم می خوریم م.ع. الف. قاتل عموی مرحوم ج. ر. میباشد که پس از اتیان سوگند از سوی پنجاه نفر به تصمیم دادگاه سوگند 4 نفر از حالفین مورد پذیرش نبوده و اولیاء دم چهار نفر دیگر را که از قبل معرفی نموده حاضر و سوگند می خورند پس از پایان مراسم قسامه وکیل متهم اظهار میدارد که مستفاد از ماده 342 قانون مجازات اسلامی قسم خوردگان باید از نظر سنی در وضعیتی باشند که صدق گفته آنان به وضوح قابل اثبات باشد حال آنکه از 54 نفری که قسم یاد نمودند تعداد 27 نفر در زمان وقوع قتل دارای سنی بین 1 تا 9 سال بوده اند و خانواده مقتول به ایشان تلقین نمودهاند و به نظر میرسد در زمان تولد به جای اذان و اقامه در گوش این اشخاص جریان درگیری و نام قاتل و مقتول زمزمه نمودهاند از طرفی برادر موکل مرحوم ا.الف. توسط طرف مقابل به قتل رسیده و شخصی به نام ف.م. اقرار به قتل نموده و حکم قصاص وی صادر شده است و تعداد زیادی از افراد درجه یک قاتل در این جلسه به عنوان مطلع قسم یاد نموده اند. بدیهی است که حداقل انگیزه یاد شدگان جهت صدور حکم قصاص موکل در این پرونده جهت جلوگیری از قصاص طرف خودشان میباشد و حتی یکی از حالفین ا.م. از جمله متهمین متواری پرونده قتل ا. الف. است وکیل اولیاء دم نیز اظهار میدارد قسامه برابر قانون اجرا شده و در قانون اشاره ای به سن قسم خوردگان نشده و به استناد ماده 340 لازم نیست ارائه کننده سوگند شاهد ارتکاب جنایت باشند علم آنان کافی است نهایتا تقاضای صدور حکم قصاص قاتل را به وکالت از اولیاء دم مورد استدعاست در پایان جلسه اتهام قتل عمدی مرحوم ج.ر. به متهم تفهیم و در آخرین دفاع خود اظهار میدارد که فرزند ا.م. به نام ف.م. حدود چهار سال قبل برارد بنده را کشته است و الان در زندان میباشد و ف.م. خواهرزاده م. ر. پدر مقتول میباشد و اکثریت افرادی که قسم خوردند برادران، پسرعمو، پدر و عموهای قاتل برادر بنده هستند که به خاطر نجات پسرشان قسم خورده اند بنده در زمان درگیری برای چند نفر رفتم کار کشاورزی به عنوان راننده تراکتور انجام بدهم که بعد از یکساعت رفتیم درگیری شروع شد که یک نفر همراه من ع. دوست تیر خورد بنده در زمان درگیری اصلا متوجه نشدم که ج. ر. کجا و چگونه به قتل رسیده فقط زمانی که رفتیم خبر دادند یک نفر از طرف مقابل تیر خورده است و بعد از شش ماه متوجه شدم من را قاتل معرفی کرده اند که صاحبان زمین می خواستند کار را درست کنند تا دیه پرداخت شود و به همین خاطر من خودم را معرفی نمی کردم تا کار درست شود و در این زمان من همیشه در منزل خودم بوده و مثل افراد عادی زندگی می کردم و بنده شهود معرفی نموده ام که بی گناه هستم و اسلحه نداشتم (پایان جلد چهارم) بنابراین دادگاه با توجه به اوراق و محتویات پرونده ختم رسیدگی را اعلام و با استعانت از خداوند عادل، بصیر و گرانقدر به شرح ذیل مبادرت به صدور رای مینماید. در پرونده کلاسه فوق اولیاء دم مرحوم ج. ر. (م. ر. پ. فرزند ا. با وکالت م. ن.، گ.م. میرفرزند سردار، ه. ر. ی. فرزند ج.، ن.ر. ی. فرزند ج.، م. ر. ی. فرزند ج. برابر گواهی حصر وراثت پیوست پرونده (ص 112 جلد دوم پرونده) به جهت قتل عمدی مرحوم ج.ر. (مورث ایشان) از م.ع. الف. فرزند م. با وکالت م. و. و ف. ن. شاکی و تقاضای قصاص وی را نمودهاند (با این توضیح که احدی از اولیاء دم مقتول مندرج در گواهی حصر وراثت با توجه به اظهارات اولیاء دوم فوت نموده و همسر مقتول ب. نیز در جلسه دادگاه حاضر و از متهم شاکی بوده است) متهم از تاریخ 1392/01/16 به اتهام فوق با قرار بازداشت موقت و متعاقب آن قرار وثیقه به میزان سیزده میلیارد ریال بازداشت میباشد این دادگاه پس از تشکیل جلسات متعدد بررسی محتویات پرونده استماع اظهارات اولیاء دم وکیل ایشان و استماع گواهی گواهان اولیاء دم، اخذ دفاعیات متهم و وکلای ایشان که خلاصه آن در گردشکار فوق مشهود میباشد نهایتا در تاریخ 1393/09/24 موضوع را لوث تشخیص داده است که با توجه به مواد 314 - 315 - 316 قانون مجازات اسلامی مجموع قرائن و امارات که موجب ظن این دادگاه به ارتکاب جنایت از سوی متهم شده است به این شرح میباشد: الفبا توجه به اقرار متهم، گواهی گواهان تعرفه شده از سوی اولیاء دم و متهم، حضور متهم در صحنه نزاع منتهی به قتل محرز میباشد. ب- اظهارات مقتول قبل از فوت، مبنی بر اینکه قاتل من م.ع. الف. است و بر این امر سه نفر شهادت داده اند به نحوی که گواهان تعرفه شده از سوی اولیاء دم در جلسات متعدد اظهار داشته اند که مقتول در صحنه نزاع و قبل از اینکه فوت نماید گفت: قاتل بنده م.ع. الف. است. ج - اظهارات گواهان تعرفه شده از سوی اولیاء دم مبنی بر اینکه در صحنه نزاع متهم سلاح در دست داشته است به این ترتیب که گواه خ.ح. اظهار داشت... فقط شخص م.ع. الف. را دیدم که سلاح در دست داشت... و گواه ع.م. که بیان داشت... وقتی که مقتول را سوار تراکتور کردیم گفت م.ع. الف. مرا زده است کس دیگری را قاتل نکنید و فقط دیدم که م.ع. الف. سلاح کلاش در دست داشت و گواه علی (ع.) م.. بنده ندیدم که چه کسی مقتول را زده ولی حسب اظهارات متوفی که تا نزدیکی روستای... زنده بود گفت م.ع. الف. مرا زده است د- متواری بودن متهم، متهم بعد از وقوع جنایت از تاریخ 1374/02/04 تا روز دستگیری در سال 1392 فراری بوده است ه-- بر اساس محتویات پرونده از جمله اظهارات اولیاء دم و گواهان ایشان و اظهارات گواهان تعرفه شده از سوی متهم به خصوص ح.د. در جلسه 1394/01/24 که اظهار داشته است... بنده زمان جمع آوری پول دیه مقتول دویست هزار تومان دادم پولها را پدر م.ع. الف. جمع می کرد... مشخص است که بستگان قاتل و قاتل چند نوبت در صدد جمع آوری دیه مقتول و اخذ رضایت اولیاء دم برآمده اند، پس از آن اولیاء دم آمادگی خود را جهت اجرای مراسم قسامه و حضور 50 نفر از بستگان خود حاضر نمودهاند که در جلسه مورخ 1394/06/23 تعداد 50 نفر از بستگان اولیاء دم حاضر و برابر قرار دادگاه سوگند یاد نمودهاند که:...ولله، بالله، تالله قسم می خورم که م.ع. الف. فرزند م. به عمد ج. ر. فرزند م. را کشته و قاتل عمدی وی میباشد که با توجه به مواد مذکور و مواد 320 - 340 - 339 - 341 - 342 قانون مجازات اسلامی سوگند حالفین دارای شرایط قانونی بوده و معتبر میباشد لذا دادگاه با توجه به دلیلی شرعی قسامه که توسط اولیاء دم علیه متهم اجرا گردیده اتهام قتل عمدی مرحوم ج. ر. را به متهم م.ع. الف. فرزند م. منتسب میداند و به استناد مواد 160 - 201 - 202 - 203 - 204 - 290 - 301 - 312 - 313 - 314 - 315 - 316 - 317 - 320 - 339 - 340 - 341 - 342 - 351 قانون مجازات اسلامی و حکم به قصاص نفس متهم مذکور و اجرای آن برابر مقررات کیفری صادر و اعلام میدارد رای صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در شعب دیوان عالی کشور میباشد. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای علی شوشتری عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و ن. ه کتبی آقای مهرداد حبیبی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر نقض دادنامه در خصوص دادنامه شماره --- - 1394/07/15 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
نظر به محتویات پرونده در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ع.ح. با وکالت آقای م. و. و ف. ن. از رای مذکور نظر به اینکه دادگاه محترم مورد از موارد لوث تشخیص داده و اولیاء دم هم پنجاه نفر را برای ایراد قسم معرفی نمودهاند اولا تعدادی از قسم خورندگان هیچ نسبت نسبی با مقتول ندارند که این مطالب خلاف فتوی حضرت امام ره میباشد ثانیا علم اکثر قسم خورندگان با توجه به اینکه تحمل شهادت نکرده اند و در زمان قتل هم ؟؟؟چهارساله و به طور کلی کمتر از سن بلوغ بوده اند مستند قسم آنان صحبت های دیگران میباشد که آنها هم خود تحمل شهادت نکرده اند بلکه صرف نقل قول از دیگران است ثالثا با کمال تاسف در اکثر بلاد خاصه مناطق عشایر نشین بخاطر عرق قبیله گی بدون توجه بهواقعیت قسم میخورند لذا به استناد بند ب ماده 469 ق د ک رای معترض عنه نقض جهت رسیدگی به دادگاه هم عرض دادگاه صادر کننده رای ارجاع میگردد. هوالعالم و الحاکم
شعبه --- دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
ابراهیم لشکری - علی شوشتری