تکلیف مهریه بعد از کشف فساد اقرار زوجه به دریافت مهریه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

خلاصه جریان پرونده:

در تاریخ 1400/05/31 اقای ط. ع. پ. ش. م. به طرفیت همسرش خانم ل. ک. ب. ا. دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به علت ناسازگاری و عدم تمکین خوانده تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ 1400/07/20 که با حضور زوجین تشکیل گردیده خواهان اظهار داشت در مورخ 86/6/7 خوانده را به عقد دائم خود دراوردم و حاصل زندگی ما چهار فرزند به نام های م. ط. متولد 87 و ت. متولد 90 ط. متولد 95 و م. ک. متولد 99 می‌باشد. و از تاریخ 1400/02/17 همسرم ترک منزل نموده است.14 سال است.با همسرم مشکل دارم. دخالت های خانواده اش و قهر کردن های مکرر و ترک منزل و مسایل دیگر باعث شده تصمیم به طلاق بگیرم خواستار صدور گواهی عدم امکان سازش می باشم دو فرزند ص. نزد خوانده و دو فرزند بزرگتر نزد من می‌باشد. مهریه خود را سابق مطالبه نموده و در شعبه *یه خود نموده که اقرارنامه وی را ارائه میدهم. خوانده دفاعا اظهار داشت با خواسته مخالفم و طلاق نمی خواهم مهریه ای از خواهان نگرفته ام و اقرارنامه ارائه شده را قبول ندارم. امضای متعلق به من است.اما دستخط من نیست و به شرح لایحه تقدیمی خواستار پرداخت نصف دارایی شوهرم می باشم. خواهان اظهار داشت دستخط خوانده می‌باشد. و خودش نوشته و امضای نموده و انگشت زده که مهریه را گرفتم و ادعایی ندارد. من چیزی شاید به او داده ام که ارزش ان از مهریه هم بیشتر میباشد. و منزل 170 متری دارم. در *به ارزش سیصد میلیون تومان و یک پراید مدل 94 دارم. که فکر میکنم حدود شصت میلیون تومان ارزش دارد. و اپارتمان متعلق به پدرم و به نام پدرم می‌باشد. و باغی هم ندارم. یک زمین خالی است.متعلق به برادرم می‌باشد. خوانده اظهار داشت اپارتمان خرید ولی به نام پدرش می‌باشد. و زمین واقع در روستا را خودم قولنامه ان را دیدم و مال خودش می‌باشد. و تمامی این اموال را در این 14 سال زندگی به دست اورده است.دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و داوران منصوب زوجین به اتفاق نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/08/26 پس از ذکر خواسته خواهان و اعلام احراز رابطه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام اینکه مساعی دادگاه و داوران در ایجاد سازش و اصلاح ذات البین موثر واقع نشده و زوج اصرار بر طلاق دارد. لذا با لحاظ نظریه قاضی مشاور دعوی خواهان را ثابت تشخیص و به استناد مواد 1133 و 1145 قانون مدنی و 24 تا 29 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 گواهی عدم امکان سازش بین زوجین جهت اجرای صیغه طلاق ظرف سه ماه از تاریخ ابلاغ حکم قطعی یا قطعی شدن حکم و ثبت رسمی ان در یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق صادر و نوع طلاق را رجعی اعلام و در اجرای ماده 29 قانون حمایت خانواده زوج خواهان را مکلف به پرداخت مهریه ما فی القباله و پرداخت مبلغ یکصد و هشتاد میلیون تومان بابت تنصیف دارایی در حق زوجه هنگام اجرای طلاق نموده و توضیح داده که چون زوجه دلیل متقنی بر عدم تمکین و خروج خویش از منزل زوج ارائه ننموده و نفقه فرع بر تمکین است.لذا دادگاه در خصوص نفقه معوقه و ایام عده مواجه با تکلیفی نیست و حضانت محمدطاها را به پدر و حضانت ط. و م. ک. را به مادر محول نموده و نفقه فرزند ان تحت حضانت مادر را ماهیانه بمبلغ هفتصد تومان با ازدیاد به نرخ شاخص سالیانه بانک مرکزی تعیین و پرداخت ان به عهده زوج اعلام داشته است.و برای پدر و مادر به نحو مقرر در حکم حق ملاقات با فرزند ان نزد طرف مقابل تعیین نموده و در مورد فرزند مشترک دیگر به نام ت. اعلام داشته که چون مشارالیها دارای سن فراتر از 9 سالگی تمام است.و ظاهرا بالغ محسوب میگردد. لذا دادگاه در خصوص نامبرده مواجهه با تکلیفی نمی‌باشد. خواهان (زوج) در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به دادنامه صادره در قسمت مربوط به تعیین تکلیف راجع به مهریه و شرط تنصیف دارایی اعتراض و تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی شعبه *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و در جلسه دادرسی مورخ 1400/12/17 که با حضور زوجین تشکیل گردیده اظهارات زوجین را که تکرار همان مطالب بیان شده در مرحله بدوی بوده در صورتمجلس منعکس نموده است.و در این جلسه زوج اظهار داشت ایشان در سال 93 درخواست مهریه کرد و حکم صادر شد بعدا طبق نوشته عادی که ضمیمه پرونده بوده مهریه خود را دریافت کرده و حق اجرای دادنامه مهریه را از خود ساقط کرده است. دادگاه از ایشان سوال نموده که بابت این نوشته چه مال یا اموالی به ایشان داده اید؟ ج- من بابت مهریه و این نوشته عادی یک ریال هم نداده ام ایشان مشکل اخلاقی پیدا کرد برای ادامه زندگی من به طور مستقیم از ایشان نخواستم مهریه را ببخشد. س- اگر ایشان این برگه را نمی نوشت اجازه ادامه زندگی مشترک را به او میدادید؟ ج- نمیدانم که زنم را به خانه راه میدادم یا راه نمیدادم. شاید که چون پشیمان شده بود راهش دادم. خودش هم منزل را ترک کرده بود. در ضمن بنده راجع به شرط تنصیف هم اعتراض دارم. این دارایی ها را قبل از ازدواج داشته ام البته ماشین را جابجا کردم قبلا ماشین دیگری داشتم و پراید را در سال 94 خریدم. موقع ازدواج این منزل نیمه ساز بود که بعدا تکمیل کردم. زوجه اظهار داشت ادعای مشارالیه را تکذیب می کنم و من از مهریه ام هیچ چیزی دریافت نکرده ام و مهریه ام را طلبکار هستم برگه ای که ادعا می کند اول از من امضای گرفته است.و بعدا داخل انرا تکمیل کرده است.و حدودده ماه است.از یکدیگر جدا زندگی می کنیم. ایشان ماشین قبلی را پانصد هزار تومان فروخت و پراید را بیست میلیون خرید و منزل را من طلاهایم را فروختم و بقیه منزل را ساختیم. زوج اظهار داشت ماشین را بیست میلیون در سال 94 خریدم. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/12/18 با این استدلال که اعتراض تجدیدنظرخواه نسبت به بخش های مهریه و میزان معینه بابت شرط تنصیف می‌باشد. راجع به مهریه در دست نوشته عادی ابرازی قید شده زوجه مهریه خود را تمام و کمال دریافت نمودم که این نوشته با اظهارات زوج که اعلام نموده بابت مهریه و دستنوشته مذکور یک ریال هم نداده ام در تعارض است.و صرفنظر از صحت و اصالت ان بنا به مراتب برائت ذمه را احراز نمی نماید. و راجع به شرط تنصیف دارایی با عنایت به میزان دارایی زوج مبلغ معنیه بابت شرط مذکور به هشتاد میلیون تومان مورد تعدیل قرار میگیرد لذا با توجه به مراتب مرقوم اعتراض تجدیدنظرخواه را غیروارد و دادنامه تجدیدنظرخواسته را برابر مقررات قانونی و از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی فاقد اشکال تشخیص و به استناد مواد 358 و 351 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظرخواسته را با قید یاد شده تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/12/24 به زوج ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1401/01/07 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت می‌گردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه

اقای ط. ع. پ. ش. م. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/12/18 شعبه *متضمن اصلاح و تایید دادنامه شماره *مورخ 1400/08/26 اصداری از شعبه *که به موجب ان به درخواست زوج (فرجام خواه) گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق با لحاظ حقوق مالی متعلق به زوجه (فرجام خوانده) صادر گردیده است. فرجام خواهی نموده و عمده اعتراض وی راجع به مهریه زوجه و الزام خود به پرداخت ان می‌باشد. که با توجه به جامع اوراق پرونده اعتراض نامبرده در خصوص مورد وارد و موجه نیست. زیرا، هرچند به موجب دست نوشته عادی مورخ 93/12/11 استنادی فرجام خواه، زوجه فرجام خوانده اقرار نموده که مهریه ما فی القباله خود را تمام و کمال دریافت نموده و هیچگونه ادعای دیگری ندارد.ولی از انجاییکه که زوج فرجام خواه در مرحله تجدیدنظر به شرح صورتمجلس مورخ 1400/12/17 صریحا اعلام و اقرار نموده که از بابت مهریه و دست نوشته عادی حتی یک ریال هم به زوجه پرداخت ننموده است، لذا اقرار زوجه به دریافت مهریه خود به شرح مندرج در دست نوشته عادی مرقوم اقراری فاسد محسوب بوده که طبق ماده 1277 قانون مدنی اثر حقوقی و قانونی بر ان مترتب نخواهد بود. و بر این اساس دست نوشته عادی استنادی فرجام خواه نمی‌تواند دلیل قانونی قابل استناد محسوب و مالا برائت ذمه او را از بابت مهریه ما فی القباله زوجه ثابت و مدلل دارد. بنابراین زوج فرجام خواه که خود متقاضی طلاق همسرش بوده، در اجرای ماده 29 قانون حمایت خانواده مصوب سال 1391 مکلف است.که مهریه ما فی القباله زوجه را به عنوان بخشی از حقوق استحقاقی زوجه قبل از اجرا و ثبت طلاق در حق زوجه پرداخت نماید. از این رو دادنامه های بدوی و فرجام خواسته در قسمت معترض عنه موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و اعتراض فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که خلل و خدشه ای به این قسمت از دادنامه فرجام خواسته را فراهم سازد و چون نسبت به سایر قسمت دادنامه فرجام خواسته از سوی فرجام خواه هیچ ایراد و اعتراضی به عمل نیامده و از حیث رعایت اصول و تشریفات دادرسی هم ایراد موثری بر دادنامه مرقوم مترتب نمی‌باشد. لهذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه دادنامه فرجام خواسته در قسمت معترض عنه ابرام می‌گردد.

رئیس شعبه *: ح. ع.

مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م.

منبع