در این پرونده خانم ا. ز. ت. با وکالت خانم ها ز. ق. و س. م. ب. علیایی دادخواست طلاق به طرفیت اقای غ. ص. تقدیم شعبه *نموده و اظهار داشته موکله در تاریخ 89/6/20 با خوانده ازدواج نموده حال به علت بوجود امده و عدم تفاهم اخلاقی همچنین به لحاظ تخلف زوج از بند دهم از شروط ضمن عقد نکاح به دلیل عقیم بودن زوج و عدم توانایی در بچه دار شدن در عسر و حرج هستم لذا قادر به ادامه زندگی مشترک با زوج نمی باشم از دادگاه تقاضای طلاق دارم. ضمنا موکل مهریه خود را از طریق اداره ثبت اسناد به اجرای گذاشته است.و دو سکه را در قبال طلاق بذل می نماید. همچنین اضافه نموده طبق بند دوم از شروط ضمن عقد نکاح به علت سوی رفتار و معاشرت زوج نسبت به موکله نیز تقاضای رسیدگی و طلاق دارم. دادگاه در تاریخ 99/5/16 تشکیل جلسه داده و طرفین را جهت رسیدگی دعوت نموده است.وکلای زوجه درخواست موکله را به شرح دادخواست و لایحه تقدیمی بازگو نمودهاند مدت شش سال است.که زوج موکله را فرستاده به منزل پدری و طی این مدت نفقه ای به موکله نداده است.ولی برای نفقه شکایت ننموده است.موکل هیچ مشکلی جهت بچه دار شدن ندارد. و گواهی متخصص پیوست پرونده است.زوج در جلسه دادگاه حاضر نشده و دفاعی ننموده است.و دادگاه قرار داوری صادر کرده و نظریه داوری را جلب کرده است.دادگاه زوج و زوجه را جهت معاینه پزشکی در خصوص صحت و سقم ادعای عدم باروری زوج به پزشکی قانونی معرفی نموده است.دادگاه قرار استماع شهادت شهود صادر نموده است.دادگاه برابر صورت جلسه مورخ 99/7/9 اظهارات شاهدان را استماع نموده است.شهود ترک زندگی توسط زوج و بلاتکلیفی زوجه و زندگی کردن زوجه در منزل خانواده خود را مورد تایید قرار داده اند نظریه پزشکی قانونی در مورد وضعیت باروری زوجه واصل گردیده بدین شرح نامبرده دارای ذخیره تخمکی پایین میباشد. لیکن قابلیت باروری دارد. و در جوابیه مورخ 96/10/17 پزشکی قانونی اعلام شده از نامبرده معاینه به عمل امد زوج توانایی باروری دارد. درنهایت دادگاه در تاریخ 99/11/11 مبادرت به صدور رای به بطلان دعوی طلاق نموده است.سپس زوجه به شرح لایحه وکلای خود دادخواست تجدیدنظرخواهی تقدیم داشته و تاکید نموده علی رغم اعتراض به نظریه بدوی پزشکی قانونی دادگاه توجه ننموده و با توجه به اینکه زوج مرا بیش از شش سال است.از خانه خود اخراج نموده و هیچ گونه نفقه ای پرداخت ننموده دادگاه در این مورد به دعوای من توجه ننموده است.و شهود هم به ان شهادت داده اند ولی دادگاه به ان توجه ننموده است.لذا از دادگاه تجدیدنظر تقاضای نقض رای صادره و صدور حکم طلاق را نموده است.که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و دادگاه مذکور زوج را به کمیسیون پزشکی قانونی معرفی کرده که در جواب مورخ 1400/06/02 اعلام گردیده زوج کم تحرکی اسپرم دارد. و برای باروری نیاز به روش های کمک باروری میباشد. سپس دادگاه تجدیدنظر در تاریخ 1400/06/21 مبادرت به صدور رای به تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته نموده است.متعاقبا زوجه به شرح لایحه وکلای خود که عمدتا تکرار مطالب گذشته در فرایند دادرسی است.از دیوان عالی کشور تقاضای فرجامخواهی کرده که پرونده جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع شده و مطرح رسیدگی میباشد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. م. ه. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
در خصوص دادخواست فرجامخواهی خانم ا. ز. ت. با وکالت خانم ز. ق. و س. م. ب. ز. ع. ی نسبت به رای شماره *مورخ 1400/06/21 شعبه *متضمن تایید دادنامه شماره *مورخ 99/11/11 شعبه *مبنی بر صدور حکم به بطلان دعوی طلاق با توجه به محتویات پرونده فرجامخواهی وارد است.زیرا اولا زوجه علت طرح دعوای طلاق را عدم توانایی در باروری و بچه دار نشدن زوج در طول مدت زندگی مشترک و تخلف زوج از بند دهم از شروط ضمن عقد نکاح و عسر و حرج به علت اخراج خود از زندگی مشترک توسط زوج و مفارقت بیش از شش ساله فیمابین و عدم پرداخت نفقه در طول مدت مذکور اعلام نموده است.ثانیا زوج در مقام دفاع ضمن تکذیب ادعای عدم توانایی در باروری و بچه دار شدن در مورد مفارقت جسمانی از یکدیگر ضمن تایید ان اظهار داشته زوجه علی رغم صدور حکم الزام زوجه به تمکین حاضر به مراجعت و زندگی مشترک نشده است.لذا از دادگاه تقاضای رد دعوی طلاق را نموده است.ثالثا با عنایت به مراتب مذکور اولا مسلم است.زوجین بیش از شش سال است.به دلیل بروز اختلاف از یکدیگر جدا زندگی می کنند و زوجه به علت مفارقت طولانی و بلاتکلیفی مدعی اخراج از منزل و عدم اقدام مفید و موثر توسط زوج در بازگرداندن وی به زندگی مشترک میباشد. دادگاههای بدوی و تجدیدنظر در مورد این قسمت از خواسته زوجه هیچ گونه تحقیقی در مورد صحت و سقم ادعاهای زوجه و اینکه چرا زوج بیش از شش سال است.زوجه را در بلاتکلیفی قرار داده ایا زوج در راستای پرونده الزام زوجه به تمکین اجراییه صادر کرده ایا منزل مستقل در تاریخ و زمان صدور رای برای زندگی مشترک تهیه نموده است.یا اینکه صدور حکم الزام به تمکین توسط دادگاه را زوج مستمسک جهت تضییع حقوق زوجه و دفاع در پرونده طلاق قرار داده است.لذا ضرورت دارد. دادگاه پرونده الزام زوجه به تمکین و پرونده اجراییه مربوطه را از دادگاه مربوطه درخواست کرده وپس از وصول در خصوص موارد گفته شده ضمن تهیه گزارش مفید از ان تحقیقات لازم معمول و رفع ابهام نماید. همچنین بررسی شود. در طول مدت مذکور ایا زوج نفقه زوجه را پرداخت کرده است.یا خیر ثانیا نظر به اینکه مستند ادعای زوجه شهادت شهود بوده و دادگاه برابر صورت جلسه مورخ 99/8/7 از سه نفر شاهدان زوجه استماع شهادت نموده ولی دادگاههای بدوی و تجدیدنظر برابر ماده 241 قانون ایین دادرسی مدنی به طور مستدل و مستند نفیا یا اثباتا در مورد اظهارات شهود هیچ گونه اظهارنظر ی ننمودند لذا ضرورت دارد. دادگاه در این خصوص در رای صادره در نفی یا اثبات و ارزش اظهارات شاهدان اظهارنظر نمایند ثالثا نظریه پزشکی قانونی در مورد توانایی باروری یا عدم توانایی باروری زوج دو پهلو اظهارنظر نموده و صریحا اعلام نظر ننموده که ایا زوج به طور طبیعی بارور میباشد. یا خیر لذا ضرورت دارد. دادگاه پیروی سوابق گذشته با جلب نظر مجدد پزشکی قانونی از این جهت رفع ابهام نماید. زیرا اگر زوج به طور طبیعی توانایی باروری و بچه دار شدن ندارد. مورد میتواند از مصادیق بند دهم از شروط ضمن عقد نکاح تلقی گردد. علی هذا رای صادره فرجامخواسته از جهات مذکور دارای نقص تحقیقاتی است.و قابلیت ابرام ندارد. مستندا به مواد 371 و 401 قانون ایین دادرسی مدنی رای فرجامخواسته را نقض کرده و پرونده را جهت رسیدگی مجدد و رفع نواقص مذکور به شعبه *ارجاع می نماید.
رئیس شعبه *: ح. ع. مستشار: ح. م. ه.