رای وحدت رویه شماره 35 مورخ 1360/09/10 هیات‌ عمومی دیوان ‌عالی ‌کشور | تعیین مجازات متعدد برای جرائم اطفال بدون تشدید کیفر بر اساس بند 1 ماده 32 قانون مجازات عمومی

خلاصه متن:
نظر به اینکه بند 1 ماده 32 قانون مجازات عمومی صرفاً اعمال مقررات مربوط به تکرار و تعدد جرم را از لحاظ تشدید کیفر در باره اطفال بزهکار منع کرده و تسری به تعیین کیفر متعدد برای جرائم مختلف ندارد لذا تعیین مجازات قانونی برای هریک از جرائم متعدد اطفال بدون رعایت تشدید کیفر و به موقع اجرا گذاردن مجازات قطعی شده باشد موافق موازین قانون تشخیص می­ گردد.

ردیف 60/21 هیات عمومی

هیات عمومی محترم دیوان عالی کشور

طبق احکامی که رونوشت آن­ ها پیوست است بین شعب چهارم و هشتم دیوان عالی کشور در خصوص اعمال ماده 32 قانون مجازات عمومی در باره اطفال بزهکار به شرح زیر اختلاف­ نظر حاصل گردیده است:

1-در پرونده مربوط به رای شماره 3943-4-7/6/60 شعبه چهارم دیوان عالی کشور رضا نباتی 16 ساله به اتهام یک فقره سرقت مقرون به آزار و تهدید و 4 فقره سرقت عادی تعقیب شده و برابر دادنامه شماره 153-20/4/60 دادگاه عمومی جزایی قزوین از نظر سرقت مقرون به آزار به استناد بند «د» شق 2 ماده 33 قانون مجازات عمومی به یک سال حبس در دارالتادیب و از جهت سرقت های دیگر طبق بند ج ماده فوق الذکر به 4 فقره شش ماه حبس در دارالتادیب با قید اجرای کیفر اشد محکوم شده است. بر اثر فرجام­ خواهی ولی قهری محکوم ­علیه شعبه چهارم دیوان عالی کشور چنین رای داده است:

گرچه از طرف فرجام­ خواه اعتراض موثری نشده است ولی برحکم فرجام­ خواسته این اشکال متوجه است که دادگاه با رعایت به این نکته که ارتکاب جرم ­های متعدد به متهم نسبت داده شده او را به مجازات­ های متعدد محکوم نموده و حال اینکه با توجه به بند ط ماده 32 قانون کیفر عمومی تعیین کیفرهای متعدد موردی نداشته است، بنابراین رای فرجام­ خواسته به تجویز ماده 456 قانون آیین دادرسی کیفری نقض می­ شود و رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه عمومی قزوین (جانشین دادگاه اطفال) محول می­ گردد.

2- در پرونده راجع به دادگاه شماره 274-8-23/6/59 شعبه هشتم دیوان عالی کشور دوستعلی باقری فرزند قربان 5/17 ساله به اتهام هتک ناموس به عنف و قتل عمدی تحت تعقیب قرار گرفته و برابر رای شماره 16-11/5/59 صادر از دادگاه عمومی قزوین به استناد ماده 170 و شق 4 ماده 207 قانون مجازات عمومی و با رعایت شق د ماده 33 قانون مزبور به هفت سال حبس محکوم گردیده است. بر اثر فرجام­ خواهی سرپرست قانونی متهم شعبه هشتم دیوان عالی کشور چنین رای صادر کرده است: از طرف محکوم ­علیه فرجام­ خواه و قیمه او اعتراض موجهی به عمل نیامده تا مورد نظر قرار گیرد ولی اشکال که بر دادنامه فرجام­ خواسته وارد است اینکه محکوم علیه دارای دو اتهام هتک ناموس به عنف و قتل عمد بوده و دادگاه با احراز هر دو فقره اتهام انتسابی او را فقط به یک فقره مجازات حبس (بدون تعیین نوع حبس) محکوم کرده است و حال آن که وظیفه داشته با توجه به سن محکوم علیه بدون رعایت مقررات مربوط به تعدد جرم برای هریک از اتهامات انتسابی مجازات علیحده تعیین کند و مجازات اشد قابل اجراء باشد و چون دادنامه مزبور بدون توجه به مراتب فوق صدور یافته مخدوش بوده و نقض می­ شود و به تجویز ماده 430 قانون آیین دادرسی کیفری رسیدگی مجدد به شعبه دیگر دادگاه عمومی قزوین ارجاع می­ گردد.

با توجه به مراتب فوق چون در موضوع مشابه از دو شعبه دیوان عالی کشور دو رای مخالف و متهافت صادر شده است، به استناد ماده واحده قانون وحدت رویه قضایی مصوب 1328 طرح آن در هیات عمومی دیوان عالی کشور به منظور اتخاذ رویه واحد قضایی تقاضا می­ شود.

معاون اول دادستان کل کشور – حسین میرمعصومی

به تاریخ روز سه شنبه 1360/9/10 جلسه هیات عمومی دیوان عالی کشور به ریاست آقای غلامرضا شریفی اقدس قائم مقام ریاست کل دیوان عالی کشور و با حضور آقای حسین میرمعصومی معاون اول دادستان کل کشور با حضور جنابان آقایان روسا و مستشاران شعب حقوقی و کیفری دیوان مزبور به شرح ذیل تشکیل، پس از طرح موضوع و قرائت گزارش و بررسی اوراق پرونده و استماع عقیده جناب آقای حسین میرمعصومی معاون اول دادستان کل کشور مبنی بر تایید رای شعبه هشتم دیوان عالی کشور، مشاوره نموده و بدین شرح رای داده ­اند:

رای شماره 35 - 1360/9/10

رای وحدت رویه هیات عمومی دیوان عالی کشور

نظر به اینکه بند 1 ماده 32 قانون مجازات عمومی صرفاً اعمال مقررات مربوط به تکرار و تعدد جرم را از لحاظ تشدید کیفر در باره اطفال بزهکار منع کرده و تسری به تعیین کیفر متعدد برای جرائم مختلف ندارد لذا تعیین مجازات قانونی برای هریک از جرائم متعدد اطفال بدون رعایت تشدید کیفر و به موقع اجرا گذاردن مجازات قطعی شده باشد موافق موازین قانون تشخیص می­ گردد و رای شعبه هشتم دیوان عالی کشور که براین اساس صدور یافته صحیح است.

این رای به موجب ماده واحده قانون وحدت رویه قضایی مصوب 1328 در موارد مشابه لازم ­الاتباع است.