جزای نقدی در کلاهبرداری های متعدد

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1394/08/23
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: ملاک تعیین میزان جزای نقدی در ارتکاب کلاهبرداری های متعدد،مجموع مبالغ اخذ شده توسط کلاهبردار است.

رای دادگاه بدوی

در خصوص اتهام آقای ن.الف.ب.، 49 ساله، شغل آزاد و فعلا آزاد با تودیع وثیقه، دائر به کلاهبرداری و تحصیل متقلبانه وجه از شکات از طریق فروش اراضی موهوم (غیر قابل انتفاع و واگذاری قانونی) در منطقه ک. موضوع شکایت خانم ها و و آقایان 1 ) م.د. پنجاه و سه میلیون ریال 2 ) س.ر.الف. چهل میلیون ریال 3 ) ز.ع.م. هجده میلیون ریال 4 ) الف.خ. چهل و هفت میلیون ریال 5 ) الف.ه.ک. پنجاه میلیون ریال 6 ) ک.د. شصت و هشت میلیون ریال 7 ) الف.ب.الف. هفتاد و پنج میلیون ریال 8 )ع.ی پنجاه و شش میلیون و دویست و پنجاه هزار ریال 9 ) ص.م. چهل و هشت میلیون ریال 10 ) م.ر.ر. پنجاه و دو میلیون ریال 11 ) الف.ن. شصت میلیون ریال 12 ) ن.ر. هشت میلیون و پانصد هزار ریال 13 ) ن.ن. شصت میلیون ریال 14 ) الف.ق.ر. سی و چهار میلیون و هشتصد هزار ریال 15 ) م. م. چهل و پنج میلیون ریال 16 ) ل. م. چهل و چهار میلیون ریال 17 ) ع.چ. چهل و دو میلیون ریال 18 ) ح. م. پنجاه میلیون ریال 19 ) و. ع. چهل و سه میلیون ریال 20 ) ر. ر. پنجاه و شش میلیون ریال 21 )م.ر.خ. یکصد و بیست و چهار میلیون ریال 22 ) س.س. چهل و هفت میلیون و هشتصد هزار ریال 23 ) ر. م. سی و پنج میلیون ریال 24 ) ز. و ش. سی و شش میلیون ریال 25 ) ش.ج.ف. هفتاد و پنج میلیون ریال 26 ) س.م.ط. سی و هشت میلیون ریال 27 ) م.ح. هفتاد و پنج میلیون ریال 28 ) ص.ر. چهل و پنج میلیون ریال 29 ) م.ص. دویست و پنجاه میلیون ریال 30 ) ف.ذ. هفتاد و دو میلیون ریال 31 ) م.د. چهل و پنج میلیون ریال 32 ) ج.م. دویست و بیست میلیون ریال 33 ) ع.م. هفتاد میلیون ریال 34 ) م. م.ز. چهل میلیون ریال 35 ) ب. ج. بیست و پنج میلیون ریال 36 ) ک. ر. پنجاه و یک میلیون و سیصد هزار ریال 37 ) ه. م. سی و پنج میلیون ریال 38 ) ح. و الف. ز.ب. سی و نه میلیون ریال 39 ) س. ج. پنجاه میلیون ریال 40 ) پ. س.ج. چهل و پنج میلیون ریال 41 ) ن. س.ج. چهل میلیون ریال 42 ) الف.م. با وکالت آقای ر.ع. وکیل دادگستری یکصد و هفت میلیون و هشتصد هزار ریال 43 ) م.ص. چهل و نه میلیون ریال 44 ) ر.س. دویست و هفتاد و سه میلیون ریال 45 ) م.ب. یازده میلیون ریال 46 ) ه.ق. بیست میلیون ریال 47 ) ز.الف.پ. سی میلیون ریال 48 ) خ. الف. هشتاد و پنج میلیون و هشتصد هزار ریال 49 ) الف.الف. سی و پنج میلیون ریال 50 ) الف.الف. ن. دوازده میلیون و دویست و نود هزار ریال 51 ) م. ح. پنجاه و دو میلیون و پانصد هزار ریال 52 ) ع. الف. سی میلیون ریال 53 ) س. ب. چهل میلیون ریال 54 ) م. ب. پنجاه میلیون ریال 55 ) س. ط.ع. هفتاد و پنج میلیون ریال 56 ) م. ب.ب. با وکالت خانم ن. م.الف. وکیل دادگستری سی میلیون ریال 57 ) م. ه. با وکالت خانم ن. م.الف. سی میلیون ریال 58 ) ر. ش.ق. با وکالت خانم ن. م.الف. هفتاد و سه میلیون و نهصد و بیست هزار ریال 59 ) ن. ر.ک. شصت و سه میلیون ریال 60 ) ن.الف. ف. بیست و هشت میلیون ریال 61 ) ل. ک.خ. یکصد و نود و پنج میلیون ریال 62 ) ع. م. زاده پنجاه و هشت میلیون ریال 63 ) ر. ح. یکصد و پنجاه میلیون ریال 64 ) گ. ع. با وکالت آقای ف. ز. وکیل دادگستری یکصد و سی میلیون ریال 65 ) م. م.ح. دویست و چهل میلیون ریال 66 )ع.ک. یکصد و شصت و هفت میلیون ریال 67 ) ف.ب. هفده میلیون ریال 68 )ع.الف. سی و شش میلیون ریال 69 ) ع.س.ف. یکصد و پنجاه و هشت میلیون ریال 70 ) م. پ. دویست و چهل میلیون ریال 71 ) م. ح.ط. چهل و نه میلیون ریال 72 ) م. ز.الف. هفتاد و سه میلیون ریال 73 ) ج. ع.ش. هفتاد سه میلیون و پانصد هزار ریال 74 ) ع. ر.ر. دویست و هفتاد میلیون ریال 75 ) ی. ج.ف. یکصد و هشتاد و هفت میلیون و پانصد هزار ریال 76 ) ش. ق. نود و پنج میلیون ریال 77 ) ش. و. هفتاد میلیون ریال 78 ) س. ز.ح. پنجاه و هفت میلیون ریال 79 ) ح. الف. شصت میلیون ریال 80 ) س. ح. با وکالت آقای ب. ب.ح. وکیل دادگستری سیصد و هشتاد میلیون ریال 81 ) س. ض.الف. سی و سه میلیون ریال 82 ) م. ت.م. یکصد و دوازده میلیون ریال 83 ) س. ب.ز. هفتاد میلیون ریال 84 ) م.ب. سی و نه میلیون ریال 85 ) و.الف. یکصد و شصت و سه میلیون و دویست هزار ریال 86 ) ح.ک. هشتاد میلیون ریال 87 ) ق. ه.د.الف. ی بیست میلیون ریال 88 ) س. م.ن. چهل و هشت میلیون و سیصد هزار ریال 89 ) ح. پ. یکصد و پنجاه و پنج میلیون ریال 90 ) ح. س.ف. پنجاه و پنج میلیون و دویست هزار ریال 91 ) پ.ن. هشتاد میلیون ریال 92 ) ض. الف. یکصد و یک میلیون ریال 93 ) الف. و.ج.گ. یکصد میلیون ریال 94 ) ف.ه. شصت میلیون ریال 95 ) ن. ن. پنجاه و هفت میلیون ریال 96 )م.د.پ. هشتاد و یک میلیون ریال 97 ) م.م.الف. هفتاد شش میلیون ریال 98 ) م.م. نوزده میلیون ریال 99 ) ص.ج. یکصد و شانزده میلیون ریال و پانصد هزار ریال 100 ) ح. م. هشتاد و نه میلیون ریال 101 ) م.ز.و. یکصد و شش میلیون و پانصد هزار ریال 102 )ع.م. یکصد و هجده میلیون ریال 103 ) م.ر.ع. هفتاد و سه میلیون ریال 104 ) م. ه.الف. پنجاه و یک میلیون ریال 105 ) س.م. چهل و دو میلیون ریال 106 ) م.ر.ج. پانصد میلیون ریال 107 ) م.ر.ص. هشتاد میلیون ریال 108 ) ح. ع. پنجاه میلیون ریال 109 ) ح. الف.ن.ف. چهل و سه میلیون و ششصد و چهل هزار ریال 110 ) ح. م. پنجاه میلیون ریال 111 ) م. ن. شصت و شش میلیون ریال 112 ) ص. غ. شصت میلیون ریال 113 ) ب. ق. شصت میلیون و هشتصد و بیست هزار ریال 114 ) م. ح.ن. هفتاد میلیون ریال 115 ) م. س. بیست و هفت میلیون و یکصد و نود هزار ریال 116 ) ع. الف. بیست و پنج میلیون و پانصد هزار ریال 117 ) ر. پ. بیست و شش میلیون و نهصد هزار ریال 118 ) ف. ه. و م. ص.ر. یکصد میلیون ریال 119 ) پ. ح.ر.ت. شصت و پنج میلیون ریال 120 ) س.ر.ی. چهل و پنج میلیون ریال 121 ) پ. الف. پنجاه میلیون ریال 122 )الف.الف. بیست و شش میلیون و چهارصد هزار ریال 123 ) ن.الف. پنجاه میلیون ریال 124 ) س.ش. شصت و دو میلیون ریال 125 ) م.چ. پنجاه و چهار میلیون نهصد و بیست هزار ریال 126 ) م. ر. بیست میلیون ریال 127 ) ع. الف. سیصد و سیزده میلیون ریال 128 ) ح. ر. سی میلیون ریال 129 ) ر. غ. هفتاد و هشت میلیون و هشتصد و سی هزار ریال 130 ) ر. ع. چهل میلیون ریال 131 ) م.ر. و ف. ق.گ. یکصد میلیون ریال 132 ) ذ. خ. چهل و سه میلیون و هفتصد هزار ریال 133 ) ح. خ.ب. یکصد و شصت میلیون ریال 134 ) ح.ط. سی و شش میلیون و سیصد و شصت هزار ریال 135 ) س. ر. سی و پنج میلیون و هفتصد و بیست هزار ریال 136 ) ش.الف.ت. چهل و سه میلیون و هفتصد و پنجاه هزار ریال 137 ) ص.ر. ده میلیون ریال 138 ) م.ر. ز.م.الف. با وکالت خانم ر.خ. وکیل دادگستری ده میلیون و سیصد و بیست هزار ریال 139 ) م. ف. یکصد و هفت میلیون ریال 140 ) م. ر.الف. چهل میلیون ریال 141 ) م. ج. شصت و دو میلیون ریال 142 ) الف.الف. شصت و دو میلیون ریال 143 ) م.م. یکصد و یک میلیون و نهصد هزار ریال 144 ) ص.ع. پنجاه و یک میلیون و ششصد هزار ریال 145 ) ح. ف. دویست میلیون ریال 146 ) ع. م. هشتاد و پنج میلیون ریال 147 ) م. ه. پنجاه و یک میلیون ریال 148 ) ف. الف. هشتاد و هفت میلیون ریال 149 ) م. ج. یکصد و ده میلیون ریال 150 ) ج. الف. شصت میلیون ریال 151 ) ن. م. یکصد و هفتاد میلیون ریال 152 ) س. ش. چهل و هفت میلیون و هشتصد هزار ریال 153 ) غ. ج. شصت میلیون ریال 154 ) م. س. و الف. ن.ک. چهل و پنج میلیون ریال 155 ) ق. ش.د. نود و چهار میلیون ریال 156 ) خ. الف. سی و شش میلیون و هفتصد هزار ریال 157 ) م. ب. چهل و هفت میلیون ریال 158 ) ف. م.پ. سی و شش میلیون ریال 159 ) ف. ز. هشتادو هفت میلیون و دویست و چهل هزار ریال 160 ) الف. ن. نود و شش میلیون و یکصد هزار ریال 161 ) الف. ر. دویست و نود و هشت میلیون ریال 162 ) ح. ز. سیصد و نود و چهارمیلیون و هشتاد هزار ریال 163 ) الف. م. شصت و هفت میلیون ریال -*) ش. ث. هفتاد و پنج میلیون ریال و 165 ) ر. ن. الف. هجده میلیون ریال، اجمالا با این توضیح که متهم نامبرده با تاٌسیس شرکتی تحت عنوان خ.گ.ج. با مسئولیت محدود با دایر کردن دفاتر متعدد در نقاط مختلف تهران از سالهای 83 - 82 ، اقدام به انتشار آگهی در روزنامه های کثیر الانتشار و توزیع بروشورهای تبلیغاتی مبنی بر فروش و واگذاری اراضی منطقه ک. با امکان ساخت و بهره برداری ویلایی نموده است. وی با جلب اعتماد متقاضیان در دفاتر شرکت، ضمن پخش فیلمهای ویدیوئی از نقاط خوش منظر آن منطقه و نیز ارائه نقشه های قطعه بندی و تفکیکی خود ساخته و فاقد اعتبار قانونی از اراضی مذکور، آنان را به خرید اراضی مزبور ترغیب نموده و در قبال فروش هر قطعه، مبالغ قابل توجهی دریافت و تحصیل کرده است. اما علیرغم سپری شدن سالهای متعدد، اقدامی از جانب شرکت متهم جهت تحویل و تسلیم اراضی مذکور به خریداران به عمل نیامده است. و متعاقبا معلوم شده است که اساسا چنین مکانی وجود نداشته و ندارد زیرا علاوه براینکه حدود اربعه اراضی ادعایی معلوم و مشخص نبوده و تطبیق آنها با چند برگ نوشته عادی موجود نزد متهم ممکن نبوده و مواردی هم مورد ادعای معارضین و اشخاص ثالث بوده است، اصولا هرگونه ساخت وساز در اراضی مذکور و بهره برداری ویلائی و مانند آن غیر ممکن بوده و به همین دلیل متهم نامبرده و شرکت متبوعش بارها مورد شکایت از سوی سازمان جهاد کشاورزی شهرستانهای چ. و ن. قرار گرفته اند اما متهم با وجود این اوصاف، اقدام به فروش اراضی مزبور به شکات(خریداران)نموده است. همچنین متهم برای جلب اعتماد بیشتر خریداران،اقدام به نامگذاری هر چند قطعه از اراضی ادعائی به اسامی مختلفی مانند گلبرگ،صدف،نگین،زمرد،آفتاب و مانند آن نموده است و برای هر کدام امتیازاتی معرفی کرده و خریداران را برای روٌیت محل وقوع ملک به صورت دسته جمعی و گروهی از تهران به شهرستان ک. اعزام نموده است. اما هنگام نشان محل وقوع زمین مورد معامله، منطقه وسیعی را بر روی کوه و تپه های دارای چشم انداز ز.و. بدون تعیین حدود و ابعاد مشخص نشان داده و در ه.ن. وعده تسطیح و راهسازی و فراهم ساختن امکانات و آب و برق جهت احداث ساختمان و سکونت خریداران را داده است. در حالی که بعدا معلوم شده که چنین اقداماتی در اراضی مزبور که غالباٌ زمین های کشاورزی و بعضا جزء منابع طبیعی بوده اند امکانپذیر نبوده است و وقتی خریداران با مراجعات بعدی به محل متوجه موضوع میشوند و مراتب اعتراض خود را در این خصوص و عدم تحویل زمین علیرغم گذشت مدت طولانی به شرکت مطرح می کنند، شرکت(متهم)از شگرد ارائه زمین جایگزین استفاده می کند و به هر چند نفر از خریداران با اعلام آماده نبودن اسناد مربوطه به زمین های قبلی، پیشنهاد جایگزینی اراضی دیگر به جای اراضی موضوع مبایعه نامه را مطرح می کند به نحویکه در مورد بعضی از خریداران، چندین نوبت اراضی جایگزین از سوی شرکت معرفی شده اما سرانجام هیچگونه حاصلی نداشته است. علاوه بر اینکه با استعلام وضعیت ثبتی اراضی آن منطقه، بدلیل فقدان سابقه ثبتی زمین های مورد معامله، پاسخ موًثری از ثبت اسناد و املاک محل به دست نیامده است و به هر حال این وضع موجب شده تا خریداران با علم به اینکه وجوه پرداختی آنان به متهم با وجود سپری شدن چندین سال از زمان پرداخت، ارزش معاملاتی خود را تا حدود زیادی از دست داده است. بدلیل اعمال فریب آمیز متهم و رهائی از بلاتکلیفی، اقدام بطرح شکایت جهت مجازات متهم و استرداد وجوه خود نمایند دادگاه بنا به مراتب و با توجه به مفاد کی ف. واست شماره 4966 مورخ 1390/10/17 صادره از سوی دادسرای ناحیه... تهران و شکایت شکات نامبرده، و ملاحظه تصویر قراردادهای تنظیمی میان شکات و شرکت متهم که حدود پنج نمونه قرارداد با مضامین و عناوین مختلف از قبیل قرارداد فروش، سند قطعی، سند عادی بیع قطعی و مانند آن بوده و تعدادی از آنها در صفحات 3351 ، 5 - 3354 ، 3524 ، 3538 ، 3550 ، 3641 جلد 19 پرونده مضبوط است، و ملاحظه نمونه آگهی ها و برو شورهای تبلیغاتی منتشره با این مضمون که(بلافاصله پس از خرید میتوانید احداث بنا نمائید)(صفحات 3348 ، 3515 ، 3642 جلد نوزده پرونده) و اظهارات مطلعین محلی و معرفی شدن متهم در زمان دستگیری به عنوان فردی که کوه را به مردم فروخته (صفحه 2123 جلد 14 پرونده)،وپاسخ استعلام وضعیت ثبتی اراضی مورد معامله (صفحه 1714 جلد 12 و 2241 جلد 14 پرونده) و پاسخ استعلام از سازمان جهاد کشاورزی شهرستان چ. (صفحات 1629 و 1632 جلد 11 و 1774 جلد 12 پرونده)، و سابقه شکایت جهاد کشاورزی شهرستان های چ. و ن. علیه متهم شرکت متبوعش (صفحات 1625 تا 1628 جلد 11 و صفحات 3600 تا 3602 جلد 19 پرونده) و نظریه کارشناس رسمی قوه قضائیه در امور اراضی (صفحه 1884 جلد 13 و صفحه 2430 جلد 16 پرونده)و با توجه به غیر مستند و حسب الاٌظهار بودن تامین دلیل انجام شده توسط متهم در مورد مجموعه های موسوم به نگین و صدف (صفحه 1734 جلد 12 )و ملاحظه دادنامه شماره --- مورخ 1387/06/31 دادگاه عمومی بخش ک. مبنی بر ابطال مبایعه نامه استنادی متهم برای اثبات استحقاق در قسمتی از اراضی موضوع شکایت (صفحه 1721 جلد 12 )و دادنامه شماره --- مورخ 1388/05/21 دادگاه مذکور مبنی بر محکومیت متهم ن.الف.ب. به اتهام تغییر غیر مجاز کاربری (صفحه 2112 جلد 14 و 3598 جلد 19 )و پاسخ استعلام از تعاونی مسکن پ. در مورد معامله با متهم (صفحه 1959 جلد 13 )و صورتجلسه نحوه دستگیری متهم در شهرستان ک. در حالی که در پشت بام یکی ازساختمان های همجوار منزلش مخفی شده بوده(صفحه 1916 جلد 13 ) است. همچنین اظهارات خود متهم در جریان تحقیقات مقدماتی مبنی بر اینکه قسمتی از اراضی مذکور منابع طبیعی تشخیص داده شده است (صفحه 2129 جلد 14 )و صورتجلسات جایگزینی های متعدد و بی حاصل اراضی مورد معامله توسط متهم (صفحات 648 جلد 5 و صفحه 3 - 3354 جلد 19 )با عنایت به دفاعیات غیر موجه متهم و وکیل مدافعش و سایر قراین و امارات موجود در پرونده لذا بزهکاریش محرز است. و مستندا به ماده یک قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء اختلاس و کلاهبرداری مصوب 1367 مجمع تشخیص مصلحت نظام، متهم نامبرده علاوه بر رد وجوه تحصیل نموده به شکات به شرح فوق و پرداخت مبلغی معادل مجموع آنها (چهارده میلیارد و ششصد و شصت و یک میلیون و ششصد و هفتاد هزار ریال)به عنوان جزای نقدی در حق دولت به تحمل چهار سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم می‌نماید. اما در خصوص اتهام نامبرده دائر بر کلاهبرداری از آقایان و خانمها 1 ) م. و م. ن. 2 ) ل.س. 3 ) ن. م. 4 ) ه. ک.م. 5 ) الف. سند گل 6 ) ن. ق.د. 7 ) م. ج. 8 ) ف. ش.د. 9 ) الف. ر.ف. 10 ) ح. ف. 11 ) ع.الف. الف. 12 ) س. م. 13 ) الف. س.، دادگاه با بررسی اوراق پرونده، صرف نظر از اینکه شکات نامبرده متعاقب صدور کیفرخواست از سوی دادسرا، اعلام رضایت نموده اند. از آنجا که دلایل اثباتی کافی بر بزهکاری متهم نسبت به شکات موصوف وجود ندارد، لذا مستندا به اصاله البرائه و بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی کیفری دادگاه‌های عمومی و انقلاب راٌی بر برائت متهم از این حیث صادر و اعلام می‌نماید. ضمنا اضافه می‌نماید که کلیه چکهایی که متهم نامبرده به عنوان ثمن معامله از شکات ردیف یک تا یکصد و شصت و پنج دریافت کرده است و تاکنون وجه آنها را وصول ننموده و قبلا توسط بازپرس محترم دادسرا گواهی خطاب به بانک‌های محال علیه صادر گردیده است، به لحاظ تحصیل آنها از طریق کلاهبرداری، فاقد اعتبار قانونی بوده است و طبق سوابق موجود باید به شکات مسترد گردد. راٌی صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم تجدیدنظر استان تهران است.

رئیس شعبه --- دادگاه عمومی تهران

رای دادگاه تجدیدنظر استان

در خصوص تجدیدنظرخواهی 1 - آقای ن.الف. ب. با وکالت م.ر. ز. نسبت به اصل محکومیت 2 - ر.ن. 3 - خانم م. د. که دو نفر اخیر به میزان رد مال اعتراض نموده‌اند 4 - آقای م. ت.م. که به عدم جبران خسارتدر مورد مخدوش شدن اعتبار مشارُ الیه ناشی از برگشتخوردن چک اعتراض نموده است 5 - خانم ش. ج.ف. 6 - خانم م. ح.ن. که ردیفهای پنجم و ششم بهرد مال وجه نقد اعتراض نموده‌اند نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1392/01/20 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن تجدیدنظرخواه ردیف اول بهاتهام کلاهبرداری علاوه بر رد وجوه تحصیل نموده به شکات ( 165 نفر)و پرداخت جزای نقدی معادل کل وجوه دریافتی (به مبلغ چهارده میلیارد وششصدو شصت ویک میلیون و ششصدو هفتاد هزار ریال)و چهار سال حبس تعزیری محکوم گردیده است با بررسی اوراق و محتویات پرونده و مشاوره و با در نظر گرفتن لوایح تجدیدنظرخواهی اعتراض موجه و موثری که موجب نقض و بی اعتباری دادنامه تجدیدنظرخواسته گردد و اساس آن را مخدوش سازد و منطبق با شقوق مختلف ماده 240 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور کیفری باشد به عمل نیامده است و از حیث رعایت تشریفات دادرسی نیز دادنامه مذکور اشکال موثری ندارد و ایراد وکیل تجدیدنظرخواه ردیف اول به صلاحیت دادگاه وارد نمی‌باشد چرا که غیر از آگهی های سراسری منتشره در تهران طبق آگهی اداره ثبت شرکته ،مرکز اصلی شرکت ساختمانی خ.گ.س. تهران بوده و مدیر عامل و رئیس هیات مدیره شرکت مزبور تجدیدنظرخواه ردیف اول بوده است. از طرفی اعتراض تجدیدنظرخواهان ردیف دوم و سوم نیز با ملاحظه متن قراردادشان و اظهارات آنها در مرحله بدوی وارد نمی‌باشد لذا دادگاه با رددرخواست تجدیدنظرخواهی به استناد بند الف ماده 257 قانون مذکور دادنامه تجدیدنظرخواسته را در محدوده تجدیدنظرخواهی تایید می‌نماید این رای قطعی است.

شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار و مستشار

سیدصادق نبوی لاریمی - محمد کریم ایرانی

رای دادگاه تجدیدنظر استان

در این پرونده آقای م.ر. ز. به وکالت از آقای ن.الف. ب.خ. از شعبه چهلم دیوان عالی کشور درخواست تجویز اعاده دادرسی را نموده‌اند و بر اساس محتویات این پرونده متقاضی اعاده دادرسی به موجب دادنامه شماره --- - 1392/01/20 شعبه --- دادگاه عمومی جزایی تهران به اتهام کلاهبرداری و تحصیل متقلبانه وجه از شکات از طریق فروش اراضی موهوم علاوه بر رد وجوه شکات به پرداخت مبلغ چهارده میلیارد و ششصد و شصت و یک میلیون و ششصد و هفتاد هزار ریال جزای نقدی و تحمل چهار سال حبس تعزیری محکوم شده است که این دادنامه در شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران عینا تایید گردیده است طی دادنامه شماره --- - 1392/04/11 و سپس وکیل محکوم علیه با تقدیم درخواستی به دیوانعالی کشور که به شعبه چهلم ارجاع گردیده تقاضای خود را مبنی بر اعاده دادرسی را مطرح نموده و پس از رسیدگی طی دادنامه شماره --- - 1393/09/23 ضمن رد دفاعیات ماهوی وکیل محکوم علیه صرفا در خصوص میزان رد مال و مبلغ جزای نقدی و تعیین دقیق تر این مبالغ با رسیدگی مجدد موافقت شده است. با استناد به بند 6 ماده 272 قانون آیین دادرسی کیفری سابق تجویز اعاده دادرسی نسبت به آراء صادره صرفا در همین موضوع را پذیرفته و پس از ارجاع به این دادگاه به عنوان شعبه همعرض صادرکننده حکم قطعی و با تعیین اوقات دادرسی و دعوت طرفین و وکلا و با حضور وکیل متقاضی اعاده دادرسی و درخواست این دادگاه از ایشان جهت تعیین موارد مورد ایراد و اعتراض و تقدیم لوایح از سوی ایشان که اسامی شکات را که مدعی مستقیم بوده یا زمین خود را دریافت کرده اند ولی اسامی آنان مجددا به عنوان مالباخته در جهت رد مال قید شده و همچنین شکاتی که ثمن معامله را به طور کامل نپرداخته اند و یا چک داده اند ولی چکهای آنان وصول نشده است. در دادنامه این موارد به عنوان رد مال و جزای نقدی محاسبه و موکلتان به پرداخت محکوم شده است را اعلام نمایید که در لوایح تقدیمی اسامی را اعلام کرده و ادعاهای خود رانیز بر علیه هریک از آنان مطرح که با حضور تعدادی از شکات و مالباختگان به پاسخگویی در مقابل ادعا پرداخته اند و طبق مفاد صورتجلسه مورخ 1394/08/05 وکیل محکوم علیه نسبت به آقایان 1 - ی.ج.ف. که احد از شکات بوده و ادعا شده که کل ثمن معامله وی 18 میلیون و 700 هزار تومان بوده و 8 میلیون تومان را نپرداخته است. شاکی مذکور با حضور در جلسه دادرسی در پاسخ اظهار داشته که ثمن کل قرارداد 27 میلیون تومان بوده که 18 میلیون و 750 هزار تومان به متهم (محکوم علیه)پرداخت شده است و مابقی ثمن معامله به صورت چک بوده که تعدادی از آنها مسترد شده و مابقی چکها در نزد متهم باقی مانده است و 2 - نسبت به آقای ع.الف.ح. که احد دیگر از شکات است و وکیل محکوم علیه مدعی شده که مبلغ کل ثمن معامله ایشان 31 میلیون و 300 هزار تومان بوده است و از این مبلغ میزان ده میلیون تومان آن به صورت چک بوده که وصول نشده است و حاضریم عین چکها را که چهار فقره است و در ید موکل می‌باشد مسترد کنیم که شاکی مذکور در جلسه دادرسی حضور نیافته و پاسخی به ادعای وکیل محکوم علیه نداده است. 3 - نسبت به آقایان ح.ز. و الف.ر. نیز وکیل محکوم علیه مدعی شده است که هر دو نفر یک قطعه زمین بمبلغ 29 میلیون و 800 هزار تومان و به صورت مشترک و مشاع خریداری کرده اند ولی هرکدام به صورت جداگانه شکایت و موکل به طور جداگانه به پرداخت رد مال یکی بمبلغ سی و نه میلیون چهارصد هزار تومان و دیگری بیست و نه میلیون تومان محکوم شده است که شکات مذکور با حضور در جلسه دادرسی اظهار داشتند که ما دو نفر به صورت مشترک و مشاعی 7 قطعه زمین از محکوم علیه خریداری کردیم که مبلغ ثمن این هفت قطعه جمعا سی و نه میلیون و چهارصد هزار تومان بوده که پرداخت به صورت نقدی صورت گرفته است و تابحال ریالی به ما برگشت نشده است. 4 - و نسبت به شکات به اسامی آقای ص.ر.ی. و خانمها پ.الف. و ن.الف. و س.الف. و الف.الف. و س.ش. و آقای م.چ. که کلا یک خانواده بوده و مجموعا در قبال معامله و خریدی که انجام داده اند. ده میلیون و دویست هزار تومان از ثمن معامله را پرداخت کرده اند ولی در دادنامه موکل به پرداخت 28 میلیون و دویست هزار تومان (کل ثمن معامله)محکوم شده و شکات مذکور در جلسه دادرسی حضور نیافته اند و وکیل محکوم علیه نیز مدعی است دلیل با مبایعه نامه ابرازی از سوی شکات است که در پرونده موجود است و از حیث رد مال و جزای نقدی محکوم علیه به رد کل این مبلغ و جزای نقدی محکوم شده است. 5 - نسبت به آقای م.پ. نیز وکیل محکوم علیه مدعی است که ایشان 16 میلیون از کل ثمن معامله را پرداخته ولی در دادنامه محکوم علیه به پرداخت 24 میلیون تومان رد مال معین کل ثمن محکوم شده است. 6 - و نسبت به آقای م.م.ح. که احد دیگر از شکات است و وکیل محکوم علیه مدعی است که ایشان مجموعا پنج قطعه زمین خریداری کرده که بعدا هر پنج قطعه را اقاله کرده است و اسناد در ید موکل بوده که به دادگاه ارائه می‌گردد. ولی اسم وی در رای آمده و محکوم علیه را به پرداخت ثمن در حق وی و جزای نقدی محکوم کرده است. 7 - نسبت به آقای ح.س.ف. نیز ایشان در دادسرا و مرحله تحقیقات مقدماتی ملک خود را تحویل گرفته است و شاکی مذکور نیز در جلسه حضور نیافته و وکیل محکوم علیه مدعی است که صورتجلسه مربوطه در پرونده است واین بنا به اظهار موکل می‌باشد. 8 - نسبت به آقای الف.ر.ج. که در جلسه نیز حضور نداشته اظهار می‌دارد که موکلش با ایشان معامله ای نداشته و مبایعه نامه ای هم ندارد و وجهی هم از سوی ایشان به محکوم علیه پرداخت نشده است. 9 - نسبت به خانم ن.م. و ن.ن. هم همانند آقای ج.، وکیل محکوم علیه مدعی گردیده که این دو نفر نیز با موکل هیچگونه معامله و مبایعه نامه ای ندارند و وجهی هم رد و بدل نشده است تا موکل به رد آن محکوم گردد. 10 - و نسبت به آقای س.ب. نیز وکیل محکوم علیه مدعی است که ایشان کل ثمن معامله را دریافت کرده است ولی چون مدعی خسارت است و می خواهد خسارت خود را بگیرد و رضایت نمی دهد که در این رابطه از سوی وکیل رسید و سند عادی ارائه که در آن طی دو مرحله جمعا مبلغ هفت میلیون تومان از سوی محکوم علیه و در حق محکوم له مذکور پرداخت گردیده و این سند دلالتی بر تسویه حساب کامل ندارد. 11 - نسبت به آقایان ع.م. و ح.پ. مدعی گردیده که این دو نفر در مرحله تحقیقات مقدماتی در دادسرا اعلام رضایت و گذشت کرده اند و رضایت آنان در پرونده درج است. 12 - و نسبت به آقایان ح. و الف. شهرتین ز. نیز وکیل محکوم علیه اظهار می‌دارد که بنا به گفته موکلش این شکات نیز زمین خود را تحویل گرفته و به دور آن دیوار هم کشیده اند که با حضور شکات در جلسه دادرسی و در پاسخ به ادعای وکیل و موکلش اعلام می دارند ما باهم یک قطعه زمین خریداری کردیم و کل ثمن معامله را نیز پرداخت کرده ولی نه زمین را تحویل گرفته ایم و نه پولی به ما پرداخت شده است و ادعای محکوم علیه و وکیلش را رد می‌نماید. وکیل محکوم علیه اظهار داشته که این مطالب به صرف ادعا و اظهار موکل است ودلیل و مدرکی جهت اثبات ندارم. 13 - و در مورد آقای م.ص. و خانم پ.س. و خانم ن.س. وکیل محکوم علیه اظهار میدارد که بنا به گفته موکل هر سه نفر زمین خود را تحویل گرفته اند که با حضور یاد شدگان در جلسه دادرسی اعلام می دارند که مار هرکدام یک قطعه زمین از محکوم علیه خریداری و ثمن را نیز پرداخت کرده و هیچگونه زمینی دریافت نکرده ایم و دادگاه از وکیل خواستار ارائه دلیل شده که وکیل اظهار داشته دلیلی ندارم و صرفا اظهار موکل می‌باشد. 14 - و در مورد آقای ع.س.ف. نیز آقای م.ر.ق. و خانم ف.ق.ک. که در جلسه حضور نداشته اند و وکیل محکوم علیه اظهار داشته بنا به اظهار موکل این افراد هم ثمن معامله را دریافت کرده اند ولی دلیلی برای اثبات و ارائه به دادگاه ندارم و صرفا ادعای موکل است. 15 - و در مورد آقایان ب.س. و ع.ک.ق. و الف.ب. و خانمها ع.ر.ر. و م.ح.ن. و ش.ج.ف. که در جلسه دادرسی حضور نیافته اند و بر اساس ادعای وکیل محکوم علیه این افراد نیز ثمن معامله را دریافت کرده اند ولی دلیل و مدرک و سندی نداریم و صرفا بر اساس اظهار موکل می‌باشد. 16 - و در مورد آقایان م.ر.ج. و س.س.م. که در جلسه دادرسی حضور نیافته اند. بنا به ادعای وکیل محکوم علیه شکایت این دو نفر تحت عنوان صدور چک بلامحل بوده و در دادسرا هم تحت این عنوان رسیدگی شده و با انجام مصالحه چکها را به محکوم علیه مسترد کرده اند ولی در جلسه دادرسی از ارائه لاشه چکها خودداری و اظهار می‌دارد چکها را همراه ندارم ولی قرار شده شکات مذکور در دفتر اسناد رسمی حاضر و اعلام گذشت نمایند و متعاقبا آن را ارائه می دهم. 17 - و نسبت به آقایان ر.س. و م.م.خ. و ح.خ.ب. و خانم الف.س.ن. نیز ادعای وکیل محکوم علیه این است که این افراد نیز ثمن معامله را دریافت کرده اند و این ادعا هم صرفا بر اساس اظهار موکل می‌باشد که از این افراد آقای ح.خ.ب. با حضور در جلسه دادرسی و در پاسخ اظهار می‌دارد که در سال 1382 هشتصد متر زمین را خریداری کرده است و سیزده میلیون و پانصد هزار تومان به صورت نقد پرداخت کرده و سه فقره چک بمبلغ دو میلیون و پانصد هزار تومان در ید محکوم علیه بوده و تاکنون وصول نشده اند و تاکنون هیچ مبلغی را دریافت نکرده ام. آقای م.م.خ. نیز با حضور و ضمن اصلاح نام خود اعلام می‌دارد که یک قطعه زمین را به مبلغ چهار میلیون تومان خریداری که از این مبلغ یک میلیون و نهصد هزار تومان آن را پرداخت کرده ام و مابقی ثمن را سه فقره چک هر کدام بمبلغ هفتصد هزار تومان داده ام که تاکنون این سه فقره چک وصول نشده اند و چکها کماکان در ید محکوم علیه است و مسترد نشده اند و ادعای وکیل محکوم علیه را قبول ندارم که در ادامه رسیدگی وکیل محکوم علیه اعلام میدارد که این افراد کل ثمن معامله را نداده اند. ولی در رای موکل به پرداخت کل ثمن به عنوان رد مال و جزای نقدی محکوم شده است که از این حیث تقاضای بررسی و اصلاح مبالغ رد مال و جزای نقدی را دارند که در ادامه این دادگاه با بررسی اوراق ومحتویات به ترتیب فوق ابتدا نسبت به آقای ی.ج.ف. طبق محتوای دادنامه قطعیت یافته و در ردیف 75 دادنامه بدوی مبلغ مورد رد بدرستی قید شده است یعنی یکصد و هشتاد و هفت میلیون پانصد هزار ریال و در مورد آقایان ح.ز. و الف.ر. که به ترتیب در ردیف های 161 و 162 دادنامه قید شده اند و محکوم علیه به 9 رد مال بمبلغ دویست و نود میلیون ریال در حق آقای الف.ر. و به رد مبلغ سیصد و نود و چهار میلیون و هشتاد هزار ریال در حق آقای ح.ز. محکوم گردیده و با توجه به اظهارات مالباختگان مذکور و تایید اظهارات و ادعای وکیل محکوم علیه به نظر می‌رسد که ایراد و اعتراض از این حیث وارد است. در مورد آقایان و خانمها ص.ر.ی. و م.چ. و پ. و ن. و الف. شهرت هر سه الف. و س.ر.ی. (که وکیل محکوم علیه به اشتباه ایشان را آموزنده معرفی کرده اند)و وکیل مدعی شده است که این افراد اعضای یک خانواده بوده که مجموعا همگی آنان ده میلیون و دویست هزار تومان پرداخت کرده اند. ولی در دادنامه محکوم علیه به پرداخت بیست و هشت میلیون و دویست هزار تومان در حق شکات محکوم شده است که با بررسی اوراق پرونده و بر خلاف اداعی وکیل محکوم علیه این افراد دارای مبایعه نامه های مستقل و با شماره های جداگانه می‌باشند و هرکدام به طور جداگانه مبالغی را طبق قرارداد پرداخت کرده اند و از این جهت ادعای وکیل محکوم علیه در مورد این اقرار رد می‌شود. همچنین نسبت به آقای ع.الف.ح. با توجه به اظهارات وکیل و محتویات پرونده و قراردادها و اذعان به دریافت مبلغ یکصد میلیون ریال و وجود چهار فقره چک در ید محکوم له طی دو فقره قرارداد شماره و مشخصات چکها قید شده و از این بابت محکوم علیه وجه این چکها را دریافت نکرده است و می‌بایست به میزان مالی که دریافت کرده است و استرداد لاشه چکها محکوم می شد که در دادنامه محکوم علیه بپرداخت کل ثمن هردو مبایعه نامه محکوم شده است که از این حیث نیز ایراد وکیل وارد می‌باشد. نسبت به ادعای وکیل محکوم علیه نسبت به آقای م.پ.ر. که به لحاظ عدم ارائه دلیل از سوی وکیل محکوم علیه ادعایش رد می‌گردد. در مورد آقای محمد م.م.م.ح. که وکیل محترم نام وی را به اشتباه م.م.ح. اعلام کرده است نیز با توجه به ارائه اصول و اسناد از سوی وکیل محکوم علیه و با احراز مراتب اقاله بر اساس ارائه اصول اسناد مبایعه نامه اعتراض در این قسمت نیز وارد می‌باشد. همچنین در مورد ادعای وکیل محکوم علیه نسبت به آقایان ح.س. و الف.و.ج.(که وکیل اسم ایشان را به اشتباه الف.و.ج. بیان کرده است)و خانمها ن.م.م. و ن.ن. و پ.س. و ن.س.ج. و آقایان ح. و الف. شهرتین ز. و ع.س. و م.ر.ق. و ف.ق. و ب.س. و ع.ک.ق. و الف.ب. و خانم ع.ر.ر. و م.ح.ن. و ش.ج.ف. و الف.ن. و ر.س. و م.م.خ. و ح.خ.ب. و ع.م. از آنجا که دلیل و بینه ای از سوی وکیل ارائه نشده است و ادعا را صرفا بر اساس اظهار موکلش بیان می‌نماید. بنابراین ادعا در خصوص این افراد نیز رد می‌شود و نسبت به آقایان م.ر.ج. و س.س.م. که در دادنامه جزو شکات ردیف های 105 و 106 بوده و محکوم علیه به رد مال در حق این افراد نیز محکوم گردیده که با بررسی اوراق پرونده شکایت این دو نفر تحت عنوان صدور چک بلامحل بوده است و بنا به اظهاراتشان در دادسرا که در پرونده منعکس است و از شکایت خود اعلام انصراف و گذشت نموده و اعلام کرده اند به لحاظ اینکه در شعبه دیگری قبلا اعلام شکایت نموده‌اند و رسیدگی شده است و با دستگیری متهم مجددا اقدام کرده اند که پس از ارشاد آنان از شکات خود در این پرونده اعلام گذشت نموده اند. بنابراین ایراد و اعتراض محکوم علیه و وکیل وی در این قسمت وارد می‌باشد و همچنین در مورد ادعای وکیل محکوم علیه بر علیه آقای س.ب. که طبق دادنامه محکوم علیه به رد مبلغ هفتاد میلیون ریال در حق وی محکوم شده است و طبق سند و رسید ابرازی از سوی وکیل محکوم علیه که مورد انکار و تکذیب محکوم له نیز واقع شده و براسای مفاد این سند ابرازی در سال 1389 یعنی قبل از صدور قرار نهایی و دادنامه های بدوی و تجدیدنظر اصل این مبلغ به شاکی مسترد شده است. هرچند که نسبت به ضرر و زیان مورد ادعا اقدام نشده که البته دادخواستی داده نشده است و محکومیتی هم بر این اساس صادر نشده است و نهایتا در مورد ادعای وکیل محکوم علیه نسبت به آقای ح.پ. مبنی بر رضایت و اصل سند رضایت نیز در بدل شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران ثبت و ضبط می‌باشد. که با احراز صحت ادعا در این قسمت و از آنجا که قبل از صدور دادنامه این گذشت اعلام شده ولی در دادنامه های بدوی و تجدیدنظر لحاظ نشده و محکوم علیه را به پرداخت و رد مال محکوم نموده است. علیهذا با توجه به مشروح فوق صرفا مبلغ رد مال مربوط به آقایان 1 - ح.پ. (شاکی ردیف 89 دادنامه) مبلغ یکصد و پنجاه و پنج میلیون ریال و 2 - آقای س.چ. (شاکی ردیف 83 دادنامه)بمبلغ هفتاد میلیون ریال 3 - آقای م.ر.ج.(شاکی ردیف 106 دادنامه) بمبلغ پانصد میلیون ریال 4 - آقای س.س.م.(شاکی ردیف 105 دادنامه) بمبلغ چهل و دو میلیون ریال 5 - آقای م.م.م.ح. (شاکی ردیف 65 دادنامه)بمبلغ دویست و چهل میلیون ریال 6 - آقای ع.الف.ح. (شاکی ردیف 127 دادنامه) که در دادنامه به پرداخت سیصد و سیزده میلیون ریال از سوی محکوم علیه در حق وی محکوم شده است و مبلغ صحیح قابل رد از سوی محکوم علیه در حق مالباخته مذکور و یکصد میلیون ریال بهمراه چهار فقره چک می‌باشد. 7 - آقایان ح.ز. و الف.پ. نیز که در دادنامه جزء شکات ردیف های 161 و 162 دادنامه می‌باشند و محکوم علیه به رد مال به صورت جداگانه در حق آنان محکوم گردیده در حالی که هردو شاکی دارای مالکیت مشاع بوده و مجموع مبلغ پرداختی از سوی آنان سیصدو نود و چهار میلیون و هشتاد هزار ریال بوده که مازاد بر این مبلغ ها مردود بوده و می‌بایست مبالغ فوق از مجموع مالی که می‌بایست رد بشود کسر و اصلاح گردد و همچنین از مبلغ جزای نقدی می‌بایست مبلغ پانصد و چهل و دو میلیون ریال کسر گردد و این دادگاه با پذیرش درخواست اعاده دادرسی در حد فوق و با اصلاح اعداد و ارقام به ترتیب فوق و با رد مازاد بر آن دادنامه های قطعیت یافته را اصلاح و اعلام می‌نماید. رای صادره قطعی است.

شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار

هدایت اله جوادی - بهزادسعادت زاده

منبع