تاریخ دادنامه قطعی: 1399/12/19
خلاصه جریان پرونده:
با توجه به محتویات پرونده صورتجلسات ردیف 1 و 2 پرونده که از سوی اقای بازپرس شعبه اول دادسرای محمدیه تنظیم گردیده حاکی است.که در مورخ 98/2/9 اقای بازپرس همراه با دادستان به محل اعلام شده عزیمت جنازه مردی که لخت بوده و فقط یک شورت قهوه ای به تن داشته در *واحد شماره 2 کشف شده متعلق به مرد جوانی حدودا 35 ساله بوده که به دیوار تکیه و نشسته و اثار خالکوبی در بدنش بوده و یک زخم 2 - 3 سانتی متری زیر سینه سمت چپ به وسیله جسم برنده وارد شده هویتش ن. س. ا. ز. و خانم ش. ح. ز. که قبلا خودش به ک. مراجعه کرده و خود را معرفی نموده به ارتکاب قتل اعتراف کرده و عوامل بررسی صحنه جرم کلانتری و پزشکی قانونی در محل حضور دارند اقای بازپرس دستور بررسی و تحقیقات را داده اند از خانم ب. خ. فرزند ا. متولد 1973 اظهار داشته که من دخترخاله خانم ش. ح. ز. هستم در مورخ 98/2/9 ساعت 10/43 دقیقه من در مغازه لباس فروشی دوستم در *بودم یکدفعه دخترخاله ام خانم ش. ح. ز. بدون لباس مناسب و بدون روسری به داخل مغازه امد و به من گفت ن. از دیشب به خانه امد و من را زد و کتکاری کرد و گفت من هم او را زدم و روسری من را گرفت و سریع و با عجله از مغازه گفت به کلانتری می روم و زمانی که خانم ح. ز. پیش من امد پسرش ا. همراهش بود و مغازه را به سمت کلانتری ترک کرد به سمت منزل انها رفتم دیدم خانم ح. ز. و مامورین ک. انجا هستند اطلاع داشتم که مرحوم س. ا. ز. مرتباض خانم ح. ز. را مورد ضرب و شتم قرار می داد و همسایه ها هم اطلاع دارند کتکاری را من از خانم ح. ز. شنیده بودم و خانم ح. ز. را به صورت زخمی و اسیب دیده روییت کردم اظهارات ا. ن س. ا. ز. در کلانتری گفته زمان درگیری پدرم و مادرم داشتم تلویزیون نگاه می کردم بابام داشت مادرم را می زد من طاقت نیاوردم دیدم از صورت مادرم خون جاری است.میخواستم به پلیس زنگ بزنم از ترس کتکاری پدرم زنگ نزدم این اختلاف انها از خیلی وقت پیش برمی گردد. که هر روز او را به بهانه ای می زند ظاهرا مشکل اعصاب و روان دارد. چون مادرم را دایما می زند ان روز مادرم با سر و صورت زخمی بعد از کتک خوردن به اشپزخانه رفت و یک چاقو برداشت و رفت به سمت اتاق خواب که پدرم در انجا خوابیده بود من ندیدم چه شد و چاقو زدن مادرم را ندیدم اما مادرم بعد از خروج از اتاق با عجله به سمت حیاط رفت و من پشت سر او رفتم با هم به مدرسه خواهرم رفتیم او را برداشتیم به کلانتری امدیم در ادامه ن. گفته من در زمان درگیری مدرسه بودم که برادرم جلوی مدرسه امده و گفت بیا که من امتحانم را داده بودم بیرون امدم دیدم مادرم در تاکسی است.سوار شدم و با او به کلانتری امدم و از زمانی که یادم میاید پدرم ناراحتی اعصاب و مشکل اخلاقی دارد. بی دلیل ما را می زند و دنبال زن و دخترهای مردم بود یکبار مادرم از او جدا شده بود که من با برادرم با پدرم زندگی می کردیم و او جلوی چشم ما با زن و دختر مردم کار زشت انجام می داد و مادرم برای حفظ ما دوباره به زندگی برگشت ولی پدرمان باز رفتارش که بد بود ادامه داشت و همه ما را می زد اقای بازپرس در محل حاضر و صحنه وقوع جرم را بازسازی متهمه در بازسازی عنوان داشت ساعت 7/45 صبح شوهرم به منزل مراجعه کرد و زنگ زد خواستم باز نکنم ولی گفت اگر باز نکنی زنگ همسایه ها را می زنم و از ترس ابروریزی درب را باز کردم امد داخل دخترم رفته بود مدرسه پسرم 10 ساله در خانه بود شوهرم به محض ورود شروع کرد به توهین و مرا به باد کتک گرفت و بعد رفت اتاق خواب لباس هایش را دراورد و تنها با یک شورت روی تخت خواب بود و چون به همسرش گفته بود که اگر از خواب بیدار شوم می خواهم بچه ها را با خودم ببرم من ترسیده بودم و به خاطر بچه ها تصمیم گرفتم تا او را در حال خواب به قتل برسانم حدود ساعت 10 صبح بود که پسرم داشت تلویزیون تماشا می کرد رفتم اشپزخانه یک چاقوی بزرگ برداشتم بردم داخل اتاق رسیدم کنار تخت شوهرم خوابیده بود پتو کشیده بود روی رویش کنار پاهای او نشستم و چاقو دستم بود به او نزدیک شدم و یکباره با چاقو به سمت شکم او زدم و فکر کردم که اگر بزنم درجا می میرد و نمی تواند بلند شود. و با بچه ها فرار می کنم که به محض زدن چاقو یکباره از جایش بلند شد و من دیگر چاقو را از شکم او درنیاوردم و نمی دانم چه شد با همان لباس خانگی دویدم به سمت راه پله و درب را باز کردم و فرار کردم و در خیابان مامورین پلیس راهور را دیدم از انها خواستم من را به کلانتری برسانند و زنگ زد اژانس امد که سوار اژانس شدم و مامورین را هم پشت سر من حرکت کرد و رفتم کلانتری خودم را معرفی کردم و اعلام کردم که شوهرم را به قتل رسانده ام و تمام ماجرا به این شکل اتفاق افتاد از ش. ح. ز. در دادسرا تحقیق که اظهارات خود را به شرح فوق تکرار نموده و خلاصه ان این است.که او با متهمه بدرفتاری داشته و حتی در *جدا زندگی می کرد و اهل مشروب و قلیان بود و در روز واقعه صبح به خانه امده و بعد از فحش و کتک کاری رفت با یک شورت روی تخت خوابید و من از ترس تهدیدهای او با چاقو او را زدم و چاقو در همان جای در بدن او مانده و من هم که دیدم که بلند شد با همان لباس راحتی از منزل فرار کردم که سپس با قرار بازداشت موقت به زندان معرفی شده است.پرونده شخصیت برای وی تشکیل و اقای ح. ح. ل. نیز به عنوان وکیل متهمه تعیین و در دادسرا حاضر شده خانم د. ج. مادر مقتول در *اقای س. ب. خ. را به عنوان وکیل معرفی و اظهار داشته از قاتل شاکی میباشد. مقتول دو فرزند به نامهای ا. و ن. از مادرش ش. ح. ز. و یک فرزند به نام س. از مادر دیگر دارد. و پدرش قبلا فوت نموده معاون محترم اول قوه قضاییه طی نامه شماره 1165/3636/02/9000 مورخ 99/6/25 اعلام داشته نظر به اینکه پزشکی قانونی علت فوت را خون ریزی وسیع داخلی به دنبال پارگی عروق روده بلند در اثر اصابت جسم نوک تیز و برنده به ناحیه تحتانی سینه اعلام گردیده و در نسوج کیسه صفرا و محتویات معده بروش تاتیدی دارو یا سمی درحد قابل تشخیص یافت نگردیده پس از انجام تحقیقات تکمیلی خانم ح. ز. جهت انجام آزمایش روان پزشکی مورد معاینه پزشکی قانونی قرار گرفت که اعلام شد در حال حاضر اختلاف عمده روانپزشکی که مانع تمیز خوبی و بدی و موجب سلب اراده گردد. مشهود نیست فلذا دارای اراده بوده و مسیول عمل خویش میباشد. که مجددا و به کمیسیون پزشکی اعزام و در نهایت کمیسیون اظهار داشته او توانایی تصمیم گیری و اداره امور خود و تشخیص حسن و قبح و نفع و ضرر را در زمان وقوع جرم داشته است.گواهی حصروراثت اولیایدم نیز اخذ و ضم پرونده میباشد. پس از تکمیل تحقیقات در دادسرا اخرین دفاع اخذ که متهمه در اظهارات خود همان مطالب قبلی را تکرار کرده و مقر به اتهام قتل عمدی خویش شده و در نهایت قرار جلب به دادرسی ایشان صادر و با کیفرخواست پرونده به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان قزوین ارجاع پس از ارسال اخطاریه 387 و 388 قانون آیین دادرسی کیفری لایحه ای از ناحیه اقای ب. خ. وکیل ا. از او.ایدم وا. و تقاضای وقت رسیدگی شده و ایراد خاصی مطرح نشده در جلسه مقدمه اداری گزارش تنظیم شده از پرونده مطالعه ضمن اعلام معد بودن پرونده برای رسیدگی وقت رسیدگی تعیین و طرفین پرونده و وکلای انها و نماینده دادستان دعوت بحضور شدند جلسه رسیدگی شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان قزوین در مورخ 1399/10/14 با حضور نماینده دادستان تشکیل است.اقای س. ب. خ. و خانم د. ج. و اقای ح. س. ا. ز. قیم س. س. ا. ز. و اقای ر. ا. ح. ز. قیم ا. ن و ن. اقای ح. ح. ل. وکیل متهمه حضور دارند خانم ش. ح. ز. متهمه پرونده نیز تحت الحفظ حضور دارند کیفرخواست قرائت شد دادگاه خطاب به اولیای دم مقتول در خصوص موضوع شکایت خود چه مطلبی دارید بیان کنید؟ ج- اظهار داشتند که شکایت ما را وکیل مان مطرح و تقاضای قصاص دارم. س- دادگاه خطاب به وکیل اولیایدم در خصوص موضوع شکایت خود چه مطلبی دارید؟ ج- اظهار داشت لایحه تقدیم می نمایم و همچنین انرا قرائت می کنم وکیل اولیایدم نسبت به لایحه خود اقدام نمودند. دادگاه خطاب به نماینده دادستان موضوع پرونده چه مطلبی دارید بیان کنید؟ ج- اظهار داشت که تقاضای کیفر متهم را وفق کیفرخواست صادره دارم. دادگاه خطاب به متهم ش. ح. ز. اتهام شما به شرح محتویات پرونده و کیفرخواست صادره دایر بر ارتکاب قتل عمدی مرحوم ن. س. ا. ز. فرزند ا. در مورخ 98/2/9 برایتان قرائت و تفهیم میگردد. چه دفاعی دارید بیان کنید؟ ج- این را می دانم که در کل دنیا اگر کسی را به قتل برسانند مجازات قاتل قصاص است.و این قانون درستی است.و من هم این را قبول دارم. ولی هر قتلی دلیلی دارد. من حدود 12 الی 13 سال پیش با ایشان ازدواج سنتی داشتم و ن. اذیت و ازار می داد من سال اول باردار شدم و ایشان با اینکه باردار بودم مرا کتک می زد و ن. چند سال پیش به من تعهد داده است.و امضای کرده که دیگر تو را کتک نمی زنم و من قهر کرده بودم که برگشتم سر زندگی و مرا دوباره اورد سر زندگی و شکایت کرده بودم و انها را جمع کردم می توانید از محل تحقیق کنید وضعیت ایشان را سوال کنید در روز قتل قبل از ان من جدا شده بودم و بعد از چند سال زندگی من رفتم *و گفتم که خوب میشود. برمی گردم و من 8 سال جدا و *زندگی می کردم و بعد از 8 سال بچه ها را دادم نعمت و یک مدتی بعد گفت بیا بچه را ببین و به من خیلی اصرار کرد که بیا سر زندگیت که من قبول نکردم تا اینکه بچه ها مطالبی را گفتند از پدرشان که دنیا سر من خراب شد و ن. و ا. گفتند که به خاطر ما برگرد و من به خاطر زجر و شکنجه بچه هایم امدم و دوباره ازدواج کردم و رفتم الوند زندگی کردم به جای اینکه یک درصد بهتر شود. صددرصد بدتر شده بود و من تحمل کردم به خاطر بچه هایم و ن. چند روز می رفت ما تنها می ماندیم و بد قدری پررویی و خلاف می کرد که می گفت هر کاری می کردم تو نمی توانی انجام دهی من و بچه ها را داخل اتاق کرد و گفت دوستم می اید می رویم بالا و حق ندارید بیایید بالا بعد یک مدت دوستش امد پآیین ن. بالا با یک خانم بود که گفت من خجالت می کشم و بعد پدرم در *شهر خانه گرفت و زندگی می کردم وقتی حالش خوب بود همه چی را می گفت و می گفت خانواده اش می گویند که خرجی نده و بگذار خرجی را خودش بدهد روز قتل 7 صبح ن. را فرستادم مدرسه ایفون را دیدم ن. است.گفت باز کن در را و دیدم مست است.و مجبور شدم در را باز کردم و پرسید؟ ن. و ا. ن کجایند گفتم ا. ن خوابه ولکن به من دری وری گفت و تا می شد مرا کتک زد و افتاد روی من و مرا می زد بهش گفتم دارم. بالا می اورم به زور از دستش درآمدم و رفتم اشپزخانه و بالا اوردم و ارتین امد دید و گریه کرد و من چند تا ژلوفن خوردم ن. داشت داد و فریاد می زد و من یک لحظه نفهمیدم چی شد و از رو کابینت چیزی برداشتم نمی دانم چاقو بود یا ملاقه به ایشان زدم و با تاپ و شلوارک و بدون روسری رفتم بیرون و رفتم خیابان از پشت سرم دیدم ا. ن مرا بغل کرد و گفت که بابا مرد و تازه فهمیدم چی شده و ماشین راهنمایی رانندگی مرا با ان وضعیت دیدند تعجب کردند. و گفتم این اتفاق افتاده و رفتیم دخترم را از مدرسه برداشتم و رفتم خودم را کلانتری معرفی کردم که شوهرم را کشته ام همه اش را راست گفته ام و برایم مهم نیست که قصاص شوم و من زجرهایی کشیده ام س- چند ضربه چاقو زدید ج- من ان لحظه نمی دانستم یک چاقو زده بودم به گفته مامورین س- در تحقیقات مقدماتی مطالبی که بیان کرده اید متفاوت با این اظهارات شما میباشد.؟ ج- بنده انموقع یادم نبود چه می گفتم و در حال خودم نبودم ن. شروع به کتک کاری من می کرد ارتین جلوی تلویزیون بود در اتاق خواب تا می توانست نعمت مرا می زد و لباس هایش را دراورده و گفت باید با من هم خوابی کنی و من گفتم نمی توانم؟؟ و گفت من دوست دارم. این کار را انجام دهم و من به خاطر ناموسم اینکار را کردم و تمامی این مسایل عقده شده و یک لحظه جنون پیدا کردم و اینکار را کردم و نعمت ما را ازار می دارد. و مطلب دیگری ندارم. دادگاه با قرائت اقاریر متهم در مورخ 98/2/9 نزد بازپرس سوال کرد چرا اظهارات فعلی شما با اظهارات یوم جاری مغایرت دارد.؟ ج- من هیچ چیزی یادم نمی اید س- دادگاه خطاب به وکیل متهم از موکل خود که به اتهام قتل عمدی ن. س. ا. ز. متهم است.دفاعی دارید بیان کنید؟ ج- بنده با لایحه تقدیم می کنم و انرا قرائت و مطلبی را نیز در خصوص دفاعیات وکیل اولیایدم متذکر می گردم برخلاف ادعای وکیل محترم شاکیه هیچ دلیلی و مدرکی دایر بر م.یت و محقول الدم بودن مقتول ارایه شده و چه بسا دلایل و و سوابق متعددی وجود دارد. که مبنی بر مهدورالدم بودن مقتول تقویت مینماید. مقتول در زمان قتل کاملا مست بوده و همین امر یعنی ادعای غیرواقعی شاکی و. دم است.س- دادگاه خطاب به اقای ح. س. ا. ز. در خصوص مو. علیه خود چنانچه مطلبی دارید بیان کنید درخواست خود را ذکر کنید؟ ج- بنده قبلا پیشنهاد کردم که قیم س. ار گردم که معاون محترم قوه قضاییه تقاضای دیه نموده است.دادگاه خطاب به ر. ا. ح. ز. در خصوص مولی علیهم خود چه مطلبی دارید بیان کنید؟ ج- اظهار داشت که ن. رضایت داده اند در خصوص ا. ن معاون رییس قوه قضاییه تقاضای دیه داشته اند دادگاه خطاب به متهم اتهام شما به شرح محتویات پرونده دایر بر قتل عمدی اقای ن. س. ا. ز. مجددا برایتان قرائت و تفهیم میگردد. برای اخرین دفاع چه مطلبی دارید؟ بیان کنید؟ ج- اگر من انروز کتک نمی خوردم و حالم بد نمی شد اینکار را نمی کردم به خاطر گذشته و شکنجه ای که بچه ها را می داد و لواط کردن ایشان این اتفاق می افتاد و راضی به هر حکمی هستم که دادگاه می دهد دادگاه با اعلام ختم جلسه به شرح اتی اتخاذ تصمیم مینماید. امضای اعضای دادگاه و طرفین و نماینده دادستان با استماع اظهارات طرفین و وکلای انان و پس از شور اعضای ختم رسیدگی اعلام و با استعانت از خداوند قادر متعال به شرح برگ اتی مبادرت به انشای رای میگردد. رای دادگاه 9909972816600480 مورخ 1399/10/17 در خصوص اتهام خانم ش. ح. ز. فرزند ر. ا. 37 ساله مجرد اهل *و بازداشت با قرار بازداشت موقت و فاقد پیشینه کیفری دایر بر مباشرت در قتل عمدی مرحوم اقای ن. س. ا. ز. فرزند ا. با وکالت اقای ح. ح. ل. فرزند ح. ع. موضوع کیفرخواست شماره 9810432977001062 مورخ 1398/08/01 دادسرای بخش محمدیه و موضوع شکایت اولیایدم متوفی خانم د. ج. فرزند ا. o ,مادر متوفی) با وکالت س. ب. با عنایت به محتویات پرونده و نظر به گزارش مورخ 98/2/9 مرجع سازمان* (صفحه 3 ) و صورتجلسه مورخ 1398/02/09 تنظیمی توسط بازپرس محترم شعبه اول دادسرای عمومی و انقلاب بخش *در رابطه با نحوه اطلاع از وقوع قتل و مشاهدات خویش از نحوه قرارگیری و محل وقوع جسد و کشف الت قتاله (یک قبضه چاقو) (صفحه یکم و دوم پرونده) و اظهارات اقای ا. س. ا. ز. فرزند مشترک متوفی و متهم در مرجع سازمان* در رابطه با نحوه قتل پدرش توسط متهم و نظر به صورتجلسه مورخ 1398/02/09 تنظیمی توسط بازپرس محترم شعبه اول دادسرای عمومی بخش محمدیه در رابطه با بازسازی صحنه قتل و گزارش مورخ 1398/02/16 معاینه جسد که به موجب ان علت تامه فوت خونریزی وسیع داخلی به دنبال پارگی عروق روده بلند در اثر اصابت جسم نوک تیز و برنده در ناحیه تحتانی قفسه سینه اعلام گردیده است.و جوابیه شماره 81 - 98 ف مورخ 1398/03/21 پزشکی قانونی استان قزوین در رابطه با تطابق خون به جا مانده در روی یک قبضه چاقوی اعلامی از سوی متهم با گروه خونی متوفی و توجها به اقاریر صریح متعدد متهم در مرجع سازمان* و جلسات تحقیقات مقدماتی دادسرا و جلسات دادرسی در رابطه با نحوه قتل اقای ن. س. ا. ز. و انگیزه خویش از ارتکاب قتل و جوابیه شماره 1257 مورخ 1398/07/17 و 1399/02/22 کمیسیون پزشکی قانونی استان قزوین مبنی بر اینکه متهم توانایی تصمیم گیری در اداره امور خود و تشخیص حسن و قبح و نفع و ضرر را در زمان وقوع جرم را داشته است.مصرف پنج عدد قرص ژلوفن (صرفنظر از صحت و سقم ادعایی متهم مبنی بر مصرف ژلوفن) تاثیری در رفتار بیمار ندارد. دادگاه اتهام انتسابی را محرز و مسلم دانسته و مستندا به مواد 1 ٫ 2 ، 3 ٫ 12 ٫ 13 ٫ 14 ٫ 16 ٫ 140 ٫ 141 ٫ 160 ٫ 164 ٫ 289 و بند الف ماده 290 و مواد 301 ٫ 350 ٫ 351 ٫ 354 ٫ 381 ٫ 417 و 436 از قانون مجازات اسلامی مصوب 92 متهم را به یک فقره قصاص نفس با چوبه دار در محوطه زندان مرکزی *و استیذان از م. م. ر. پس از رعایت تشریفات قانونی و پرداخت سهم صغار از دیه محکوم مینماید. رای صادره حضوری و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجامخواهی در دیوانعالی کشور میباشد. امضای اعضای شعبه --- دادگاه کیفری یک قزوین دادنامه در تاریخ 1399/10/22 به اقای ح. ح. ل. وکیل تعیینی خانم ش. ح. ز. فرزند ر. ا. ابلاغ و لایحه فرجامخواهی وکیل متهم در مورخ 99/11/8 به شعبه دوم دادگاه کیفری یک قزوین تقدیم با پرونده به دیوان عالی کشور ارسال به شعبه چهارم دیوان عالی کشور ارجاع گزارش پرونده از سوی عضو ممیز شعبه تنظیم مطالب مندرج در لایحه فرجامخواهی وکیل تعیینی متهمه هنگام شور در جلسه هییت شعبه قرائت خواهد شد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای س. ب. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی اقای ی. ب. د.ار دادسرای دیوانعالی کشور اجمالا مبنی بر با عنایت به مجموع اوراق و محتوای پرونده، امعان نظر در لایحه فرجام خواهی نظر به اینکه اولا در فرایندهای انجام تحقیقات مقدماتی و دادرسی، رعایت ترتیبات و تشریفات قانونی انجام و لحاظ شده است.ثانیا فرجام خواه دلایل، مدارک و ی که در انطباق با یکی از شقوق مذکور در ماده 464 قانون آیین دادرسی کیفری باشد. را ارایه نداده است.و از طرف دیگر از فرجام خواهی فرجام خواه انطباق ان با یکی از شقوق مذکور در ماده قانونی فوق الاشعار احراز و استنباط نمی گردد.، لذا بنا به مراتب مذکور و مستندا به بند الف ماده 469 قانون آیین دادرسی کیفری اعتقاد به رد فرجام خواهی فرجام خواه و نتیجتا تایید و ابرام دادنامه بدوی فرجام خواسته را دارم. و به این شرح اظهار عقیده میگردد.، در خصوص دادنامه شماره --- - 1399/10/17 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
فرجام خواهی اقای ح. ح. ل. وکیل تعیینی خانم ش. ح. ز. فرزند ر. ا. ش. خ. دار نسبت به دادنامه موصوف که با توجه به محتویات پرونده و گزارش مرجع سازمان*، اولیایدم مرحوم ن. س. ا. ز. علیه متهم مذکور به قتل عمدی مورثشان از طریق ایراد جرح عمدی با چاقو به ناحیه تحتانی قفسه سینه مجنی علیه که به علت خونریزی وسیع داخلی بدنبال پارگی عروق روده بلند در اثر اصابت جسم نوک تیز و برنده منجر به فوت مصدوم گردیده، شکایت و تقاضای قصاص نفس قاتل را نموده اند، پرونده با تنظیم کیفرخواست در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان قزوین ارجاع و شعبه مرجوع الیه پس از رسیدگی با توجه به شکایت اولیایدم و اقاریر صریح و متعدد و مقرون به واقع متهمه در مرجع سازمان* و جلسه مقدماتی دادسرا و نزد اقای بازپرس و در دادگاه و گواهی های پزشکی قانونی و گزارش معاینه جسد و کالبدگشایی و کشف چاقوی الت قتاله خون الود در محل قتل که طبق نظر آزمایشگاه پزشکی قانونی گروه خونی موجود روی چاقو با گروه خونی مقتول منطبق بوده است.و نظریه پزشکی قانونی مبنی بر اینکه خانم ش. ح. ز. جهت انجام آزمایش روان پزشکی مورد معاینه پزشکی قانونی قرار گرفت که اعلام شد در حال حاضر اختلال عمده روانپزشکی که مانع تمییز خوبی و بدی و موجب سلب اراده گردد. مشهود نیست فلذا دارای اراده بوده و مسئول عمل خویش میباشد. که مجدد به کمیسیون پزشکی اعزام و در نهایت کمیسیون اظهار داشته او توانایی تصمیم گیری و اداره امور خود و تشخیص حسن و قبح و نفع و ضرر را در زمان وقوع جرم داشته است، و با توجه به سایر قراین و امارات موجود در پرونده، دادگاه اتهام انتسابی به متهمه را محرز و مسلم دانسته و مستندا به مواد قانونی و مقررات مقید در رای صادره متهم به یک فقره قصاص نفس با چوبه دار در محوطه زندان *با استیذان از م. م. ر. یا نماینده ایشان پس از رعایت تش.ات قانونی و پرداخت سهم صغار متوفیه از دیه محکوم شده است. فرجامخواهی وکیل تعیینی متهمه از حکم محکومیت موکلش با توجه به جامع اوراق و محتویات پرونده و معطوفا به گزارش عضو ممیز شعبه وارد و موجه نمیباشد.، زیرا از سوی وکیل فرجامخواه ایراد و اعتراض موجه و مدللی که با شقوق و جهات ماده 464 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 92 منطبق و موجبات نقض دادنامه را فراهم نماید. معمول نگردیده و از لحاظ رعایت اصول و قواعد دادرسی اشکالی ملحوظ نگردید.فلذا مستندا به بند الف ماده 469 همان قانون ضمن رد فرجامخواهی به عمل امده دادنامه شماره --- - 990 مورخ 1399/10/17 شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان قزوین ابرام میگردد. این رای قطعی است. غ 1399/12/25
رییس شعبه چهارم دیوانعالی کشور: ق. پ. مستشار: س. ب.