تاریخ دادنامه قطعی: 1401/03/30
پیام: دعوی به خواسته اعلام بطلان معامله توسط دادگاه قابلیت استماع ندارد؛ زیراذوالخیار، باید خیار خود را راسا" اعمال کند و با اراده وانشای خود آن را تحقق عینی وخارجی بخشد ودادگاه حق ورود ودخالت در اراده اشخاص را نداشته و در صورت استنکاف طرف مقابل، دادگاه صرفا" تایید و تنفیذ آن را به عهده میگیرد.-تایید شده
خلاصه جریان پرونده:
به دلالت محتویات پرونده محاکماتی واصله، اقای م. م. ب. لت از اقای س. ح. ه. دادخواستی به طرفیت خانم م. م. به خواسته صدور حکم مبنی بر تایید بطلان صلحنامه عادی شماره 7/58/30 /ک - 98/5/8 تنظیمی نسبت به ششدانگ یکدستگاه اپارتمان به مساحت تقریبی 160 مترمربع واقع در * نهم - شماره 328 با پارکینگ شماره 353 و انباری شماره 107 بانضمام خسارات دادرسی مقوم به 201 میلیون ریال تقدیم دادگاه عمومی حقوقی تهران نموده و در شرح دادخواست با استناد به مواد 752 و 758 و 190 و 233 و 215 و 216 و 757 قانون مدنی مطالبی را در خصوص عقد و صلح و توجیهاتی را در باب منابع قانونی و فقهی و عرفی عقد مذکور عنوان نموده و خلاصتا توضیح میدهد که صلحنامه عادی شماره 7/5/30 /ک - 98/5/8 نسبت به ششدانگ یکدستگاه اپارتمان قابل بهره برداری به مساحت تقریبی 160 مترمربع واقع درتهران به نشانی منعکس در ستون خواسته فیمابین خواهان به عنوان مصالح و خوانده به عنوان متصالح تنظیم و امضای گردیده است.و با امعان نظر در مندرجات صلحنامه فوق الذکر اشکار میسازد که صلح بلاعوض نیز نبوده است.زیرا هیچ عبارتی که مفید این معنا باشد. در ان استعمال نگردیده واصل برمعوض بودن صلح میباشد. و بلاعوض بودن به عنوان یک استثنای، محتاج و نیازمند تصریح بوده است.و بنابراین معامله موضوع صلحنامه مذکور غرری محسوب و بواسطه مجهول بودن عوض به حکم ملاک بند 3 ماده 190 و بند 2 ماده 233 قانون مدنی باطل میباشد. و با توجه به عرف حاکم بر جامعه نیز قید بلاعوض بودن عقد صلح را در صلحنامه ضروری اعلام داشته و منعقد شدن عقد صلحی با عوض نامعلوم را عرفا باطل دانسته و به شرح ستون خواسته تقاضای رسیدگی و صدور حکم نموه و فتوکپی های: 1 - قرارداد واگذاری واحد مسکونی تنظیمی فیمابین شرکت تعاونی مسکن شهید سرلشگر فلاحی نزاجا (به عنوان تعاونی) و اقای غ. ک. پ. (به عنوان عضو) در خصوص تحویل یک واحد اپارتمان از * (به عنوان موضوع قرارداد) که طی مبایعه نامه مورخ 91/1/22 از طرف اقای غ. ک. پ. تمامی ششدانگ اپارتمان * ( 158 متری) را به اقای ح. ه. فروخته شده است.و نهایتا به موجب توضیح چهارم مندرج در سند مزبور، طی صلحنامه شماره 30/58/7 /ک - 98/5/8 از ناحیه اقای س. ح. ه. ششدانگ اپارتمان فوق الذکر را به خانم م. م. صلح و واگذار نموده است.و ممضی به امضای مدیر تصفیه تعاونی فوق میباشد. 2 - صلحنامه عادی شماره 30/58/7 /ک - 98/5/8 تنظیمی فیمابین اقای س. ح. ه. (به عنوان مصالح) عضو تعاونی مسکن شهید * سازمان تامین مسکن نزاجا و خانم م. م. (به عنوان متصالح) در خصوص ششدانگ یک واحد اپارتمان قابل بهره برداری به مساحت تقریبی 160 مترمربع به نشانی مندرج در صلحنامه مزبور پ ثبتی 52/533 واقع در بخش --- * با پارکینگ و انباری به مشخصات و با شرایط مندرجات مذکور در صلحنامه مزبور با این توضیح که اپارتمان مذکور دارای پ ثبتی مشاعی تعاونی 1605 * 52 اصلی میباشد. و در اختیار متصالح قرار گرفت و کافه خیارات نیز از ناحیه طرفین اسقاط گردیده است، را ضمیمه دادخواست تقدیمی مینماید.
دادخواست مذکور در تاریخ 1400/06/16 به منظور رسیدگی به شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران ارجاع شده و طرفین دعوت به دادرسی میگردند.
خوانده طی لایحه ای که در تاریخ 1400/08/04 از طریق سامانه خدمات الکترونیک قضایی تقدیم دادگاه نموده است. خلاصتا و مفادا به لحاظ اینکه عقد صلح از عقود مجانی میباشد. لذا با توجه به وجود رابطه زوجیت فیمابین خویش و خواهان، صلح انجام شده را غیرمعوض اعلام داشته و ادله فقهی استنادی وکیل خواهان را نیز ناظر بر عقد بیع اعلام داشته و زوال عقدصلح را فقط از طریق فسخ یا اقاله دانسته و مستدعی صدور حکم بر بطلان دعوی خواهان میگردد.
در تاریخ 1400/08/10 جلسه دادرسی شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران با حضور خواهان و وکیل وی و خوانده تشکیل شده و وکیل خواهان، خواسته را به شرح دادخواست و لایحه تقدیمی اعلام میدارد. خوانده نیز دفاعیات خود را به شرح لایحه تقدیمی اعلام میدارد.
شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران به موجب دادنامه شماره --- - 1400/08/29 در خصوص دادخواست اقای س. ه. با وکالت اقای م. م. ب. یت خانم م. م. به خواسته صدور حکم بر تایید بطلان صلحنامه عادی مورخ 98/5/8 و تحت شماره 7/58/30 درباره ششدانگ یکباب اپارتمان مسکونی به مساحت تقریبی 160 مترمربع با ملحقات و توابع ان واقع در * به شماره 328 دارای پارکینگ 353 و انباری شماره 107 ، دادگاه پس از انعکاس اجمالی مندرجات دادخواست تقدیمی وکیل خواهان، خلاصتا، با توجه به مداقه در محتوا و ماهیت دعوی و متن قرارداد که بدقت و صراحت مفید در نقل مالکیت منزل مسکونی پیش گفته است.و به امضای طرفین و شهود نیز رسیده، فاقد هرگونه قرینه لفظی و حالیه در معنایی غیر از عمل حقوقی ناقل بوده، مبرزخارجی ان نشانگر فقدان موانع و هریک از خلل های قانونی در ان است.و ارکان اساس معاملات در ان مورد توجه و محقق بوده است.کما اینکه در سوابق موجود نیز نقل و انتقال دیگری دیده میشود. خود مبین علم و اگاهی و سنجش کامل اثار و عواقب قانونی و عرفی عمل حقوقی مورد انشای از سوی انها است، از طرف دیگر مطابق قانون هرصلحی بجز در امر نامشروع نافذ است.و داعیه ها و اوضاع و احوالی بعدی یا کنونی مصالح نمیتواند انشای عمل حقوقی گذشته و صحیح وی را تحت تاثیر قرار دهد با این همه کیفیت قرارداد و تنظیم ان در کنار نقل و انتقالات پیش نشان میدهد صلح موضوع دعوی در مقام معامله بوده نه صلح بلاعوض و هدف از ان تملیک خانه یادشده به خوانده بوده است.و عوض قراردادی، بهر دلیلی فاقد اهمیت و در خور توجه مصالح نبوده است.از این رو دلیلی به پذیرش متزلزل در عقد بین طرفین وجود ندارد. و از توجه به مقررات مواد 10 و 190 و 191 ناظر به 752 و 758 و همچنین 760 قانون مدنی، حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر مینماید.
دادنامه مرقوم طبق گزارش ابلاغ الکترونیکی مضبوط در پرونده در تاریخ 1400/08/29 جهت ابلاغ از طریق درج در سامانه ابلاغ برای وکیل اقای س. ح. ه. ارسال شده و مورد مشاهده وکیل مزبور قرار گرفته و اقای م. م. ب. از اقای س. ه. به موجب دادخواستی که در تاریخ 1400/10/09 تقدیم داشته است.مبادرت به فرجام خواهی از رای مذکور نموده و دفتر دادگاه یادشده پس از انجام اقدامات قانونی، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال داشته و رسیدگی بپرونده باین شعبه ارجاع میگردد. و مندرجات دادخواست فرجام خواهی تقدیمی وکیل فرجام خواه و لایحه فرجامی پیوست ان و همچنین لایحه جوابیه فرجام خوانده به هنگام شور قرائت خواهند گردید.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ج. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای
فرجام خواهی اقای م. م. ب. از اقای س. ه. از دادنامه شماره --- - 1400/08/29 صادره از شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تهران که مشعر بر اعلام بطلان دعوی مطروحه فرجام خواه به طرفیت فرجام خوانده به خواسته تایید بطلان صلحنامه عادی شماره 7/58/30 /ک - 98/5/8 در خصوص ششدانگ یکدستگاه اپارتمان به مساحت تقریبی 160 مترمربع بنشانی و مشخصات مقیده در پرونده امر و به نحو منعکس در دادنامه فوق الذکر میباشد. قابل پذیرش نیست زیرا از ناحیه وکیل مذکور در قبال دادنامه معترض عنه، ایراد و اعتراض موجه و خاصی که از توجیه قانونی برخوردار بوده و درخور امعان نظر باشد. صورت نپذیرفته و تعرضات معموله و مندرجات دادخواست فرجام خواهی تقدیمی مشارالیه و لایحه فرجامی پیوست ان، علاوه بر غیرمتکی بودن بدلیل و تکرار مطالبی که در مرحله سابق دادرسی نیز عنوان شده و ملحوظ نظر دادگاه مربوطه واقع گردیده اند، با التفات به جهات موجهه مصرح در دادنامه معترض عنه به گونه ای هم نیستند که خدشه یا خللی به اساس رای یادشده و مبانی استنباط قضایی و تشخیص دادگاه مرقوم که مبتنی بر ارزیابی دلایل ابرازی و موجود در پرونده و اظهارات وکیل فرجام خواه و مدافعات فرجام خوانده به دلالت لوایح تقدیمی نامبردگان که در پرونده امر مضبوط میباشند و مندرجات قرارداد واگذاری واحد مسکونی موضوع دعوی و نحوه نقل و انتقالات ان به کیفیتی که در سند مزبور انعکاس دارد. و همچنین مندرجات صلحنامه استنادی فرجام خواه و تنظیمی فیمابین متداعیین و عدم تطابق جهات استنادی وکیل نامبرده با موازین قانونی مربوطه و عدم احراز تزلزل در انعقاد و تنظیم صلحنامه مبحوث عنه فیمابین طرفین و مجموع محتویات پرونده امر اصدار یافته است، وارد ساخته و مخالفت انرا با موازین شرعی و مقررات قانونی مدلل نموده و یا نقض رای معترض عنه را ایجاب نمایند علیهذا مستندا به مادتین 370 و 396 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی، ضمن رد فرجام خواهی معموله وکیل فرجام خواه، دادنامه فرجام خواسته موصوف نتیجتا ابرام میگردد.
شعبه بیست و دوم دیوان عالی کشور
رییس: ج. مستشار: ح.