خانم ف. ر. در تاریخ 1398/05/10 با وکالت اقای م. ح. دادخواست طلاق به علت عسر و حرج در زندگی مشترک بر علیه همسرش اقای ک. خ. تقدیم و اظهار داشت که به موجب عقدنامه رسمی در تاریخ 1391/04/15 به عقد دائم زوج (خوانده) درامده است.و متاسفانه جهت مشکلات حادثه و عدم رعایت تعهدات اخلاقی و قانونی و سوی معاشرت زوج، در زندگی مشترک دچار اسیب جدی شده است.و زوج به جای استحکام بخشیدن به کیان خانواده باشد.، همواره با طرح دعوی متعدد و ایجاد اسباب مخاصمه و دعاوی جدید تداوم زندگی مشترک را برای وی طاقت فرسا نموده است، به نحوی که با ارائه دادخواست ممانعت از تحصیل در پی منع اشتغال زوجه در *بوده و هزینه های تحصیل را هم پدر زوجه می داده است. علی ای حال، با عنایت به اینکه از تاریخ عقد زوجین بیش از هفت سال می گذرد و در طول این ایام بیش از 6 سال نامبردگان اختلاف شدید داشته اند و همین امر کوچکترین محلی برای احترام متقابل برای انان باقی نگذارده است.و لذا در چنین شرایطی ادامه زندگی مشترک با چنین فردی (زوج) بسیار سخت میباشد. و طلاق عاطفی و اخلاقی بین زوجین بیش از 6 سال است.که اتفاق افتاده و ادامه شرایط با چنین وضعیتی صرفا تالی فاسد و طرح پرونده های متعدد دیگر خواهد شد که جز تشدید اختلاف فایده دیگری نخواهد داشت. لذا زوجه با بذل تمامی مهریه خود جز هفت عدد سکه متقاضی صدور حکم به طلاق خلع میباشد. پرونده در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. وکیل خواهان در جلسه مورخ 1398/11/15 رسیدگی اعلام داشت که حدود 4 سال است.که موکله از خوانده دور است.و هیچ تمایل به وی ندارد. و دلایل عسر و حرج وی همانا نفرت شدید موکل از خوانده است. لذا صدور حکم در این خصوص مورد استدعاست. حقوق خود را تماما جز 7 سکه را به زوج می بخشد. وکیل خوانده اظهار داشت موکل تمامی اسباب و ضروریات زندگی را تهیه کرده و همیشه با حسن خلق با وی زندگی کرده است.و حتی خواهان را ملزم به تمکین کرده است.و هیچ وقت باعث ناراحتی وی نشده است.و لذا موکل حاضر به طلاق دادن نیست و دلیل مبنی بر عسر و حرج توسط خواهان ارائه نشده است. و کاملا بدون دلیل مبنی بر عسر و حرج اقدام به ترک منزل نموده است.و لذا موجبی جهت عسر و حرج و صدور حکم باقی نمانده و لذا صدور حکم مبنی برزد دعوی را خواستارم. قرار ارجاع بداوری صادر میگردد. داوران مربوط عدم امکان سازش بین طرفین را اعلام کرده اند. سرانجام دادگاه مرجوع الیه (شعبه *) به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/03/30 به علت عدم احراز و اثبات ادعای خواهان به جهت عدم ارائه دلیل قانونی و محکمه پسند، حکم بر بطلان دعوی وی صادر و اعلام میگردد. با تجدیدنظرخواهی زوجه نسبت به رای صادره به شرح فوق، شعبه *به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/05/24 به علت عدم اخذ نظریه داور زوج و پیوست ان در پرونده حاضر، با تلقی حکم به قرارو نقض ان، پرونده جهت رسیدگی مجدد به دادگاه مربوط اعاده گردیده است. پس از عودت پرونده به علت نقض رای اصداری، شعبه *به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/09/25 با توجه به مجموع اوراق پرونده و نظر به اینکه دلایل ابرازی خواهان توان اثباتی لازم جهت احراز وقوع و ایجاد وضع مشقت بار و عسر و حرج شدید و غیرقابل تحمل، نداشته و کراهت زوجه از زوج به تنهایی عنوان عسر و حرج ندارد. و نمیتواند مصداق ان و زوج خوانده هم ادعای خواهان را انکار نموده است. لذا دادگاه دعوی خواهان را غیروارد تشخیص و حکم به بطلان ان صادر و اعلام کرده است. زوجه (خواهان) نسبت به ان اعتراض و تقاضای تجدیدنظرخواهی نموده است.و شعبه *به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/12/23 با توجه و اشاره به مفارقت جسمانی حدود 6 ساله زوجین و تفریق جسمی انان از همدیگر، تشکیل پرونده های متعدد کیفری و حقوقی بین طرفین، عدم مفید فایده بودن تلاش داوران و اشخاص دیگری که مذاکرات طولانی مدت برای اقناع زوجه به بازگشت به زندگی مشترک داشته اند ولی زوجه حاضر نشده که به زندگی با زوج راضی شده و برگردد. و نظر به بذل و بخشش حقوق مالی ناشی از زوجیت و بخصوص ان بخش از مهریه وصول نشده (اقساط ان فرا نرسیده است) و نظر به اینکه موارد مذکور دلالت صریح به استیصال زوجه و عسر و حرج وی در ادامه زندگی مشترک می نماید. و به استناد مواد 1130٫1145 و 1146 از قانون مدنی و مواد 199 و 358 قانون ایین دادرسی مدنی و مواد 26٫29٫32٫33 از قانون حمایت خانواده ضمن نقض دادنامه معترض عنه حکم به الزام خوانده بدوی به مطلقه نمودن خواهان بدوی در قبال بذل تمام حقوق مالی ناشی از نکاح از جمله مهریه اخذ نشده، صادر و اعلام گردیده است.خانم ه. ب. به وکالت از زوج خوانده نسبت به رای اصداری به شرح فوق فرجام خواهی می نماید. که پس از ثبت، تبادل لایحه، ارسال پرونده به دیوانعالی کشور، پرونده جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است.که دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت خواهد شد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای م. ح. م. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجام خواهی خانم ه. ب. به وکالت از اقای ک. خ. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/11/23 صادره از شعبه *متضمن نقض دادنامه شماره *مورخ 1400/09/25 که به موجب ان حکم به بطلان دعوی زوجه فرجام خوانده به خواسته طلاق به جهت عسر و حرج و صدور حکم به الزام خوانده بدوی (زوج فرجام خواه) به مطلقه نمودن زوجه فرجام خوانده با لحاظ رعایت حقوق مالی زوجه و تعیین تکلیف ان و سایر موضوعات مربوط صادر شده است، با توجه به جامع اوراق و مطاوی ان وارد و موجه نیست. زیرا، زوجه فرجام خوانده در مراحل دادرسی ادله لازم و کافی جهت اثبات ادعای خود مبنی بر عسر و حرج خود و قرار داشتن در وضع غیرقابل تحمل ارائه و ابراز نموده است.و خوانده بدوی (زوج فرجام خواه) هم در دفاع و برای رد ادعای زوجه فرجام خوانده دلیلی دفاعا ابراز نداشته و صرف رد ادعا و مخالفت با طلاق قاعدتا کافی و اقناع کننده نیست و زوجین حدود 6 سال جدای از هم بوده و تفریق جسمی و عاطفی طولانی مدت داشته اند و بالتبع چنین وضعیتی موجبات سردی مضاعف روابط زوجین و مالا کراهت و تنفر فوق العاده و غیرقابل حل اختلاف انان را موجب شده است.و بنابراین دادنامه فرجام خواسته که متکی بر ارزیابی ادله اثباتی و مبتنی بر استنباط و تشخیص دادگاه بوده و با التفات به دلایل استنادی و اشعاری در دادنامه های صادره و مجموع اوراق و محتویات پرونده و عدم توفیق داوران منتخب و تلاش دادگاه، موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی صادر و انشای گردیده است.و اعتراض فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که خلل و خدشه ای به دادنامه فرجام خواسته وارد و مترتب نماید. و مالا موجبات نقض و بی اعتباری ان را فراهم نماید. و از حیث رعایت اصول و تشریفات دادرسی هم ایراد موثری بر دادنامه مرقوم مترتب نمیباشد. و لذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه، مستندا به مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
رئیس شعبه *: ح. ع.
مستشار: ح. م. ه. مستشار: م. ح. م.