دعوی تنفیذ قرارداد عادی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1395/04/05
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: دعوای تنفیذ قرارداد در محاکم مسموع نیست زیرا اصل، بر صحت و لزوم قراردادهای عادی است. بنابراین، به علت غیرترافعی بودن دعوا، قرار رد آن صادر می‌گردد.

رای دادگاه بدوی

در خصوص دعوی خواهان آقای الف. ظ. با وکالت آقای س. ص. به طرفیت خواندگان 1 - بنیاد تعاون آجا. 2 - آقای ح.ر. الف. با وکالت بعدی الف. ک.الف. 3 - آقای سیدرضا میر ص. با وکالت خانم الف. ص. به خواسته ی ادعای تقابل مبنی بر تنفیذ قرارداد عادی به شماره 9/339 - 30/8/90 که خوانده آقای ح.ر. الف. در راستای قرارداد شماره 162/4816/202 فی ما بین خود و بنیاد تعاون آجا با خواهان نامبرده آقای الف. ظ. منعقد نموده است، دادگاه با عنایت به محتویات پرونده و اینکه معلوم میگردد آقای ح.ر. الف. براساس ماده 30 قرار داد فی مابین خود و بنیاد تعاون آجا که اختیار انعقاد و واگذاری هر بخش از موضوع قرارداد به اشخاص ثالث را به وی داده است، اقدام به واگذاری و مشارکت در ساخت یک بلوک از کل پروژه موضوع قرارداد را به خواهان می‌نمایدو این در حالیست که مراتب با اطلاع بنیاد تعاون بوده و آقای سیدرضا میر ص. به عنوان مجری طرح و ناظر پروژه و همچنین به عنوان احد از اعضای هیات داوران انتخاب شده در قرارداد اصلی با امضای صورتجلسه ی شماره 1098 / ک / 90 مورخ 21/9/90 زمین متعلقه را جهت اجرای پروژه به خواهان تحویل داده است و خواهان به عنوان سرمایه گذار وفق مفاد قرارداد ضمن اقدام به تصرف درآوردن و تحویل زمین موضوع قرارداد و نصب تجهیزات، مبادرت به سرمایه گذاری و ساخت بنا نموده است که مراتب حسب اظهارات و توضیحات طرفین در پرونده و همچنین گزارش ت الف. دلیل شورای حل اختلاف کاملا مسجل می‌باشد که توجها به بروز اختلافات فی ما بین بنیاد تعاون آجا و آقای ح.ر. الف.، خواهان تقاضای تنفیذ قرارداد فوق التوصیف را از دادگاه نموده است.فلذا ملاحظه می‌گردد در روند رسیدگی پرونده کلاسه --- نماینده ارتش از دادگاه تقاضای استمهال جهت صلح و سازش با خواهان را می‌نماید که علیرغم موافقت دادگاه در فرصت اعطایی مراتب امر محقق نمی گردد و در ادامه ی رسیدگی وکیل محترم بنیاد تعاون آجا در رابطه با خواسته ی خواهان عنوان می‌نماید که آقای سیدرضا میر ص. نماینده ی بنیاد تعاون نبوده و فاقد چنین سمتی است و اگر مشار الیه چنین ادعایی کرده است اقدام وی فضولی بوده و تنفیذ نمی گردد و ضمنا به موجب ماده 33 قرارداد، آقای الف. به عنوان شریک حق واگذاری موضوع قرارداد را به غیر نداشته و چون ماده مذکور در بخش فسخ قرارداد است قابل استفاده برای فسخ قرارداد می‌باشد. اما وکیل آقای الف. ضمن رد ادعای فسخ تقاضای استمهال برای تدارک دفاع می‌نماید و خانم ص. نیز به عنوان وکیل آقای میر ص. ضمن ایراد عدم توجه به دعوی تنفیذ به موکل خود اشعار داشته که دعوی معنونه صرف نظر از صحت و سقم قرارداد موضوع خواسته به لحاظ غیر ترافعی بودن موفقیت و محمل قانونی برای رسیدگی ندارد پس وکیل خواهان در پاسخ به ایرادات و دفاعیات معموله عنوان نموده که اولا: ماده 33 قرارداد در فصل هشتم قرارداد مربوط به موضوع پیش فروش می‌باشد که طرفین چنین حقی را از خود سلب و ساقط نموده اند. ثانیا: در صورت بروز مراتب و تحقق امر مربوط به مفاد ماده مذکور، اظهار نظر در خصوص مورد معنونه در صلاحیت هیات داوری و نظارت موضوع فصل سیزدهم قرارداد می‌باشد. ثالثا: علاوه بر مدلول ماده 33 موصوف حسب مفاد ماده 43 قرارداد احراز تحقق مفاد هر یک از بند ها در خصوص فسخ مستلزم گواهی و رای صادره از سوی کمیسیون نظارت و نظر داوران می‌باشد که در ما نحن فیه چنین نظری ابراز نگردیده است. رابعا: علیرغم دفاعیات معموله نه تنها آقای ح.ر. الف. بر اساس قرارداد فی ما بین خود و بنیاد تعاون و اختیار حاصله از آن نسبت به انعقاد قرارداد با موکل اقدام نموده است بلکه مرجع مذکور (بتاجا) با علم و اطلاع و اشراف کامل از موضوع قرارداد توسط نماینده ی خود نسبت به تحویل زمین اقدام نموده است. بنابراین دادگاه پس از بررسی جمیع اوراق پرونده و دقت در اظهارات و توضیحات طرفین و مستندات ابرازی علی الخصوص در پرونده ی اصلی به کلاسه ی بایگانی --- و توجه به جمیع جهات و اوضاع و احوال حاکم بر قضیه چنین استنباط می‌نماید که: 1 - قرارداد شماره 162/4816/202 تحت عنوان مشارکت در ساخت و ساز در پلاک ثبتی --- اصلی بخش --- تهران واقع در اراضی باقره اوین در پروژه باغ بهشت مشتمل بر 14 بلوک 1500 واحدی بین بنیاد تعاون آجا و آقای ح.ر. الف. در چهارده فصل و 62 ماده منعقد می‌گردد که با دقت در کلیات قرارداد موصوف علی الخصوص مواد 18 ، 21 ، 30 ، 34 ، 38 ، بند ج ماده 46 ، 50 ، 52 ، 53 و صراحت ماده 30 که بیان می دارد: کلیه تعهدات و مسئولیت های حقوقی و مالی ناشی از عقد حاضر منحصرا به عهده ی شریک (آقای الف.) است. لیکن شریک می‌تواند اجرای هر بخش از موضوع قرارداد را به پیمانکاران و اشخاص ثالث واگذار نماید و در این صورت پرداخت هزینه های متعلقه و مسئولیت هر نوع پاسخگویی نیز انحصارا با شریک خواهد بود و بند ج ماده 43 که انتقال و واگذاری حقوق کل موضوع قرارداد را به غیر تحت هر عنوان حقوقی از قبیل صلح، وکالت، مشارکت و نمایندگی را از موارد فسخ تلقی نموده است و در مواد 50 و 51 در خصوص نظارت بر مفاد قرارداد هیات داوری تشکیل و چنانچه در اجرای موضوع قرارداد یا تفسیر و استنباط اختلاف حاصل شود نظر اکثریت کمیسیون را لازم الاتباع دانسته و مواد 52 و 53 وظایف هیات داوری را احصاء نموده که در صورت تخلف از مفاد هر یک از بند های ماده 43 قرارداد دستگاه نظارت باید خسارت تعیین نماید. 2 - متعاقب قرارداد صدرالاشاره (قرارداد شماره 162/4816/202 فی ما بین بتاجا و آقای الف.) قراردادی تحت شماره ی 9/339 - 1390/08/30 مشتمل بر سیزده فصل و 59 ماده فی ما بین آقای ح.ر. الف. و آقای الف. ظ. (خواهان تقابل) تنظیم که به امضای متعاقدین رسیده و آقای سیدرضا میر ص. به عنوان عضو دستگاه نظارت منصوب بتاجا ذیل آن را امضا می کند که در اصول کلی همانند قرارداد اولیه فی ما بین بتاجا و آقای الف. می‌باشد که آقای ح.ر. الف. یک بلوک از چهارده بلوک را با خواهان مشارکت نموده است. النهایه با توجه به اینکه وکیل خواهان تقابل تقاضای تنفیذ قرارداد منعقده فی ما بین موکل خود با آقای ح.ر. الف. به شماره ی 9/339 - 1390/08/30 را دارد و اصولا تنفیذ برای تثبیت امر بوده نه تاسیس آن و در ما نحن فیه نیز قرارداد موضوع خواسته قبلا تاسیس گردیده است و اصل به صحت آن می‌باشد. مگر اینکه فساد آن معلوم گردد و با این استدلال که متعارف بودن امری در عرف و عادت به طوری که عقد بدون تصریح هم متصرف به آن می‌باشد به منزله ی ذکر در عقد است و همچنین توجه به حدیث مشهور «الناس مسلطون علی اموالهم»; و اینکه خواهان در دعوای تنفیذ ادعای خلاف اصل را ندارد بلکه مطابق و موافق اصل می‌باشد و خوانده علاوه بر اختیاری که طبق مفاد قرارداد به شریک خود آقای ح.ر. الف. داده بوده خود نیز در روند انعقاد قرارداد و سرمایه گذاری ضمن داشتن اطلاع کامل و گماردن ناظر در حمل پروژه، عملا شاهد و موید اقدامات اجرایی مربوطه بوده است و با عدم مخالفت خوداز بدو ورود به محل و تحویل زمین و انجام اقدامات ساخت و ساز نسبت به مراتب امر صحه گذاشته است. لذا دادگاه توجها به مراتب فوق ضمن رد ایرادات و دفاعیات بلاوجه خواندگان دعوی مطروحه به صحت تلقی و مستندا به مواد 10 ، 190 ، 193 ، 198 ، 219 ، 221 ، 223 و 225 از قانون مدنی حکم بر تنفیذ قرارداد شماره ی 9/339 - 1390/08/30 صادر و اعلام می‌نماید رای صادره ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدید نظر خواهی در محاکم تجدید نظر استان تهران می‌باشد.ضمنا پرونده در خصوص خواسته های دیگر (اجرای مفاد قرارداد و ایفای تعهدات واسترداد آهن آلات مفتوح می‌باشد).

رئیس شعبه --- حقوقی تهرانسهراب غیوری

رای دادگاه تجدیدنظر استان

در این پرونده 1 - بنیادتعاون ارتش جمهوری اسلامی ایران با وکالت م. د. 2 - شرکت احجام سازه با مدیریت عاملی سید رضا میر صادقی و وکالت الف. ص. نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 93/5/12 صادره از شعبه محترم --- دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم به تنفیذ قرارداد عادی مورخه 1390/08/30 به شماره 339/9 صادر و اعلام گردیده است. تقاضای تجدیدنظر خواهی نموده اند. دادگاه با توجه به محتویات پرونده، ملاحظه لایحه دفاعیه تجدیدنظر خواهان دادنامه تجدیدنظر خواسته را متضمن جهات موجه در نقض می داند زیرا مطابق قواعد و اصول حاکم بر قرارداد ها اصل بر صحت و لزوم قراردادهای عادی بین متعاقدین بوده و این اصل دادگاه ها را مستغنی از ورود در اصالت یا تائید آنها می‌نماید چه اینکه اصولا این دعوی طرفینی و ترافعی نبوده تا امکان و قابلیت طرح در محاکم را داشته باشد بنابراین در این قسمت ضمن نقض دادنامه با استناد به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با عنایت به اینکه طرح چنین دعوایی در محاکم قابلیت استماع ندارد مستندا به ماده 2 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی قرار رد دعوی صادر و اعلام می‌نماید. به علاوه در این پرونده بانک حکمت ایرانیان دادخواست وارد ثالث به طرفیت آقایان الف. ظفر دعاگو، ح.ر. الف. بنیاد تعاون ارتش شرکت احجام سازه با خواسته صدور حکم به رد دعوی بدوی و صدور حکم به ابطال قرارداد عادی مورخه 90/8/30 تقدیم نموده است. خلاصه دعوی به این شرح تقدیم شده است. بنیاد تعاون آجا مطابق اجاره نامه رسمی شماره 18057 مورخه 1389/01/25 دفتر 756 تهران تمامی عواید و منافع مساحت 89193 مترمربع از اراضی اوین جز پلاک ثبتی --- اصلی بخش --- تهران را از آستان قدس رضوی با حق احداث اعیانی اخذ اسناد مالکیت را دریافت می کند. به موجب قرارداد مشارکت شماره م/ 202/4816/162 مورخه 1390/02/01 بنیاد تعاون آجا سرمایه گذاری و اجرای پروژه ساخت و ساز 14 بلوک و 1500 واحد مسکونی را بر عهده آقای ح.ر. الف. قرار می دهد و مقرر می‌شود سهم بنیاد 45 درصد و سهم شریک 55 درصد باشد و پس از پیشرفت 15 درصد ی پروژه امکان فروش برای هر یک از طرفین فراهم باشد. (فصل هشتم ماده 32 ) با توجه به ضرورت تعیین مدیر طرح شرکت احجام سازه به عنوان مدیر طرح تعیین لیکن در تاریخ انعقاد قرارداد با آقای الف. موافقت مدیریت طرح با شرکت احجام سازه اقاله و منحل می‌گردد و شرکت احجام سازه مستقلا موافقتی با آقای محمد رضا الف. منعقد می‌نماید. متعاقبا در تاریخ 1391/06/01 بنیاد تعاون ارتش و آقای محمدرضا الف. به همکاری بین خود موضوع موافقنامه صدر الذکر خاتمه داده و مبلغ دویست و پنجاه میلیارد ریال از سوی بنیاد تعاون آجا به آقای محمد رضا الف. پرداخت می‌گردد و نامبرده ضمن اسقاط کلیه حقوق ادعای احتمالی علیه بنیادتعاون آجا متعهد می‌گردد با مدیر طرح و پیمانکاران و بستانکاران احتمالی تسویه حساب نماید سپس بنیاد تعاون آجا ضمن قرارداد مشارکت مورخه 90/12/25 وقرارداد تکمیلی مورخه 91/8/18 سرمایه گذاری و ساخت و ساز 14 بلوک پروژه باغ بهشت از جمله بلوک آ- 4 را به بانک حکمت ایرانیان واگذار می‌نماید با تعیین سهم 45 درصدی بنیاد و 55 درصدی بانک حکمت به علاوه شرکت احجام سازه نیز به عنوان مدیر طرح از سوی بانک حکمت تعیین می‌گردد و متعاقبا آقای الف. ظ. در سال 92 با ارائه یک فقره قرارداد سرمایه گذاری و مشارکت در پروژه باغ بهشت به شماره 9/339 مورخه 90/8/30 تنظیمی بین ایشان و آقای م. حقیر چهره قانی به عنوان سرمایه گذار و شریک و آقای ح.ر. الف. مدعی واگذاری بلوک آ - 4 و تحویل زمین با صورتجلسه مورخه 90/9/21 با شماره 1082 می‌گردد. نامبرده با ادعای واگذاری با توجه به تصرف بانک حکمت و بنیاد تعاون ارتش دعاوی متعددی مطرح می‌نماید که رای صادره از شعبه محترم --- دادگاه تجدیدنظر تهران به شماره دادنامه --- دلالت بر بی اعتباری قرارداد بین آقای الف. ظفر دعاگو با ح.ر. الف. نسبت به بنیاد تعاون ارتش می‌نماید به عنوان یکی از آراء مورد استناد خواهان وارد ثالث است به علاوه اظهار داشته اند طبق قراداد مشارکت بنیاد تعاون ارتش و آقای محمد رضا الف. به ایشان هیچ گونه حق واگذاری تفویض نشده بوده بلکه شریک پس از پیشرفت فیزیکی 15 درصدی امکان انتقال را داشته در حالی که پروژه حتی یک درصد هم پیشرفت نداشته است به علاوه آقای سید رضا میرصادقی هیچ گونه نمایندگی از ناحیه بنیاد تعاون آجا نداشته تا حضور ایشان و امضا ذیل قراداد بین آقایان الف. ظفر دعاگو ومحمد رضا الف. را به عنوان نماینده بنیاد تعاون آجا امضا کند. بنابراین حق امضا به عنوان نماینده نداشته است با این حال با توجه به اقاله قرارداد اصلی با آقای محمد رضا الف. و اجرای پروژه توسط بانک حکمت ایرانیان تنفیذ قرارداد به منزله ایجاد حق برای نامبرده در قسمتی از پروژه اجرا شده توسط بانک بوده و به این ترتیب مغایر با حقوق مکتسبه بانک می‌باشد بااین حال ذینفع در طرح دعوی ابطال قرارداد می‌باشد. دادگاه پس از وصول دادخواست و ثبت آن دستور تعیین جلسه رسیدگی صادر و در تاریخ 94/4/22 از طرفین دعوت و جلسه دادرسی تشکیل گردید احد از خواندگان به نام محمد رضا الف. علیرغم ابلاغ در جلسه دادرسی حاضر نگردید سایر اطراف پرونده حاضر و خواهان وارد ثالث ضمن طرح خواسته خود تقاضای رسیدگی می‌نماید احد از خواندگان نمایندگان حقوقی بنیاد تعاون ارتش طی صورتجلسه دادگاه به دفاعیات لایحه شماره 462 مورخه 94/4/22 استناد نموده‌اند مفاد این لایحه به طور خلاصه به این شرح می‌باشد که قرارداد مورخه 1390/02/01 با شماره م/ 202/4816/162 به دلایل فنی و براساس توافق مورخه 92/2/1 خاتمه پیدا کرده است و برابر ماده 33 قرارداد مشارکت صدر الذکر آقای الف. حق انتقال موضوع قرارداد به اشخاص ثالث را نداشته و مطابق ماده 30 قرارداد و ماده 12 قرارداد حاضر کلیه مسئولیت های مالی و تعهدات قرادادی در مقابل اشخاصی حقیقی و حقوقی صرفا و مطلقا بر عهده شریک قرارداده شده است به علاوه در بند 2 و 7 توافق نامه 91/6/1 کلیه مسئولیت ها و پرداخت بدهی به پیمانکاران به مدیر طرح و بستانکاران احتمالی بر عهده آقای الف. می‌باشد به علاوه شعبه --- دادگاه تجدیدنظر تهران طی رای قطعی شماره 93000416 اعلام داشته هیچ گونه قراردادی بین بنیاد تعاون و آقای الف. ظ. منعقد نگردیده است و رابطه قراردادی بین آنها وجود ندارد و مفاد قرارداد سرمایه گذاری و مشارکت بین آقای دعاگو و الف. بدون موافقت کارفرما و بر خلاف مفاد قرارداد اصلی صورت گرفته است و با وجود اقاله قرارداد اصلی و خاتمه قراداد اولیه و تسویه حساب کامل با آقای الف. و تحویل موضوع قرارداد، ادامه فعالیت آقای دعاگو در پروژه فاقد محمل قانونی است و چنانچه آقای دعاگو ادعایی دارد باید به طرف قرارداد خویش مراجعه نماید. به این ترتیب تقاضای ابطال قراداد ادعایی مورخه 1390/08/30 را می‌نماید. احد دیگر از خواندگان به نام خانم الف. ص. به وکالت از رضا میر صادقی در جلسه دادگاه اظهار می‌دارد اولا دعوی مطروحه ارتباطی به شرکت احجام سازه ندارد زیرا آقای میر صادقی از طرفین قرارداد حاضر نبوده و هیچ گونه دخالتی در تنظیم آن نداشته و طرفین آن و خوانده ردیف اول و دوم می‌باشند. ثانیا آقای سید رضا میر صادقی قرارداد متنازع فیه را به عنوان یک شخصیت حقیقی نه حقوقی و صرفا تحت عنوان احد از اعضاء داوری و دستگاه نظارت ذیل قرارداد را امضا کرده است و سمت ایشان در صفحه آخر قرارداد مواد 49 و 59 قرارداد ذکر گردیده است. احد دیگر از خواندگان به نام آقای الف. ظفر دعاگو با وکالت آقایان دکتر ن. الله خ. و ن. ا... م. حاضر وکیل ایشان آقای دکتر ن. الله خ. در دفاع از خواسته خواهان اظهار نموده‌اند دعوی وارد ثالث به به نظر تاخیر در رسیدگی به دعوی اصلی طرح شده است و به حضور نماینده بانک حکمت ایرانیان در جلسه و ارائه دفاع به لحاظ عدم وجود سمت قانونی ایراد نموده است و به اصل تنظیم قرارداد مطابق قانون پولی و بانکی کشور توسط بانک حکمت ایرانیان ایراد نموده است در ماهیت اظهار داشته در تاریخ 1390/08/01 آقای ح.ر. الف. با علم و آگاهی و اطلاع کامل بنیاد تعاون ارتش و امضا نماینده وی آقای سید رضا میر صادقی قراداد مشارکت جدیدی در خصوص احداث یک پلاک از 14 بلوک با آقای الف. ظفر دعاگو منعقد می‌نماید و آقای دعا گو بیش از سی درصد از اسکلت بلوک آ - 4 را احداث و هزینه های زیادی متحمل می‌گردد بنیاد تعاون با علم به حضور آقای دعاگو قرارداد خود را با آقای الف. فسخ می‌نماید و مبلغ بیست و پنج میلیارد تومان به آقای الف. پرداخت می‌نماید و چون آقای دعاگو حقوق قانونی و قرادادی در احداث بلوک آ - 4 داشته ورود بانک در واقع ضایع کردن حقوق وی می‌باشد و به علاوه شکایتی علیه آقای الف. در دادسرا مطرح کرد پس از صدور کیفرخواست به شعبه --- ارجاع در حال رسیدگی می‌باشد و با استناد به مواد 220 و 219 و 190 و 10 قانون مدنی و وحدت ملاک ماده 455 قانون مدنی که بیانگر اصل صحت و لزوم قرارداد ها و بیانگر این است که فسخ قرارداد بنیاد تعاون ارتش با آقای ح.ر. الف. که با امضا کتبی و تائید عملی بنیاد تعاون آجا با نمایندگی آقای سید رضا میر صادقی رسیده است حقوق آقای دعاگو به قوت خود باقی بوده و تقاضای بطلان دعوی وارد ثالث را نموده است دادگاه با عنایت به شرح ماوقع و ملاحظه مستندات و دلایل ابرازی، قرادادهای مشارکت فی مابین آقای ح.ر. الف. و بنیاد تعاون آجا به شماره م/ 202/4816/162 مورخه 1390/02/01 و توافق نامه مورخه 1391/06/01 فی مابین و همچنین قرارداد مورخه 90/8/30 به شماره 9/339 فی مابین آقایان ح.ر. الف. و آقای الف. ظفر دعاگو و م. حقیر چهره قانی و مداقه در اظهارات و مدافعات خواندگان توجه خود را به دلایل ذیل معطوف می‌دارد الف: با ملاحظه مفاد قرارداد مشارکت بین بنیاد تعاون آجا و آقای ح.ر. الف. و توجه به مواد 30 و 32 و 33 قراداد معنون آقای ح.ر. الف. حق واگذاری اجرای پروژه ها را به عنوان پیمانکاری با اشخاص ثالث داشته لیکن حق واگذاری و پیش فروش سهمی خود را در صورت عدم پیشرفت فیزیکی پانزده درصد از کار و پروژه را به ثالث نداشته است این در حالی است که مفاد قرارداد بین آقایان الف. و م. حقیر چهره قانی و الف. ظفر دعاگو حق فروش را نداشته چه اینکه و براساس گزارشی تجمعی پیشرفت فیزیکی، مالی، برنامه ریزی شده و تحقق یافته و جبرانی در پایان اسفند ماه سال 1390 شرکت احجام سازه پروژه پیشرفت فیزیکی بیش از یک درصد نداشته است. بنابراین با فرض عدم تحقق شرایط قرارداد امکان انتقال وجود نداشته است به علاوه با توجه به مشاعی بودن و عدم افراز انتقال وجاهت قانونی نداشته است ب: مطابق مفاد ماده 32 قراداد معنون و توافق نامه مورخه 90/6/1 آقای ح.ر. الف. متعهد بوده با مدیر طرح، پیمانکاران و بستانکاران احتمالی تسویه حساب کامل انجام داده و مدارک را تحویل کارفرما نماید بلافاصله مفاد توافق اجراء و پیمانکارا ن از محل خارج و محل اجرای پروژه به بنیاد تعاون آجا تحویل می‌گردد این در حالی است که نه در قرار زمان انعقاد توافق نامه و نه زمان تحویل پروژه موضوع وجود قراداد انتقال مورد ادعایی خوانده محترم مطرح نبوده و مورد نظر طرفین واقع نشده است. پ: پس از اقاله قرارداد بین بنیاد تعاون و آقای ح.ر. الف. بنیاد تعاون طی قرادادهای مشارکت مورخ 90/12/27 و 91/8/15 سرمایه گذاری و ساخت و ساز 14 بلوک پروژه باغ بهشت از جمله بلوک آ - 4 را به بانک حکمت ایرانیان واگذار می‌نماید با تقسیم سهام 45 به 55 درصد و سپس طی قرارداد مورخه 93/12/1 سهم بنیاد تعاون آجا کلا به بانک حکمت ایرانیان واگذار می‌گردد و این بانک مالک و قائم مقام قرادادهای بنیاد تعاون آجا در صددرصد پروژه مورد نزاع تلقی گردیده است. ت: ادعای تجدیدنظر خوانده و وکلای محترم ایشان در اطلاع از واگذاری پروژه به ایشان نیز قابل پذیرش نیست زیرا به دلالت اظهارات وکیل آقای سید رضا میر صادقی امضا ایشان ذیل قرارداد آقایان الف. و دعاگو و حقیره چهره قانی به عنوان شخص حقیقی بوده اند نماینده بنیاد تعاون آجا و سمت ایشان در انتهای قرارداد به عنوان احدی از اعضاء هیات داوری و نظارت قید گردیده است به علاوه اینکه نه تنها عنوان نمایندگی قید نشده بلکه هیچ نامه رسمی یا تفویض نمایندگی از ناحیه بنیاد تعاون آجا ارائه نشده واز ناحیه وکلای محترم آقای الف. ظفر دعاگو مستندی که دلالت بر نمایندگی از ناحیه بنیاد تعاون آجا باشد ارائه نشده است. ث: حسب مفاد دادنامه قطعی شماره 930416 صادره از شعبه محترم --- دادگاه تجدیدنظر تهران استان تهران مراتب عدم وجود هرگونه قرادادی بین بنیاد تعاون آجا و آقایان ابر اهیم ظفر دعاگو و م. حقیر چهره قانی را اعلام داشته و رابطه قرادادی احراز نکرد ه است بلکه اعلام و تائید شده صرف نظر از اینکه مفاد قراداد سرمایه گذاری و مشارکت بین آقای دعاگو و آقای الف. جهت اجرای یک برج فاز 2 که بدون موافقت کارفرما و بر خلاف مفاد قرارداد اصلی صورت گرفته تعهدی برای کارفرما ایجاد نمی کند و با وجود اقاله قرارداد اصلی و خاتمه قرارداد اولیه و تسویه حساب آقای الف. با بنیاد تعاون و تحویل موضوع قرارداد ادامه فعالیت آقای ظفر دعاگو در پروژه محمل و جایگاه قانونی ندارد بنابراین به نظر این دادگاه با قبول دعوی ورود ثالث و احراز ذینفع بودن آنان در طرح دعوی و با عنایت به استدلالات پیش گفته و ذکر این نکته که در صورت وجود ادعایی از ناحیه طرفین قرارداد حق مراجعه به طرف مقابل محفوظ می‌باشد و در ما نحن فیه با توجه به وجود قرارداد بین آقایان ح.ر. الف. و آقایان ظفر دعاگو و حقیر چهره قانی امکان مراجعه به طرف دیگر قرارداد میسر می‌باشد و تنظیم قرارداد از ناحیه آقای الف. با خوانده محترم بر خلاف شرایط قرادادی پیش بینی شده و اصلی بوده و در واقع آقای ح.ر. الف. خارج از اراده و توافق طرف دیگر قرارداد مبادرت به واگذاری غیر قانونی کرده و تبعا بر این واگذاری اثر حقوقی مترتب نمی‌باشد با استناد به ماده 198 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی حکم به ابطال قرارداد مورخه 1390/08/30 منعقده بین آقایان ح.ر. الف. با آقایان الف. ظ. و م. حقیر چهره قانی صادر و اعلام می‌نماید. رای صادره قطعی است.

شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار و مستشار

علی اکبر شریعت - عباس موذن

منبع