تاریخ دادنامه قطعی: 1394/03/06
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: ( 1 )-صدور حکم به برائت متهم به سبب عدم حضور شاکی در جلسات رسیدگی دادگاه و عدم پیگیری شکایت، فاقد وجاهت قانونی است. ( 2 )-تجدیدنظرخواهی از رای صادره در مهلت واخواهی، واخواهی محسوب و رسیدگی به آن در صلاحیت دادگاه صادرکننده رای قطعی است.
در مورخه 1392/01/31 ت. طی شکوائیهای به دادسرای عمومی و انقلاب ت. اعلام نموده است اینجانب قبلا پروندهای در شعبه... دادیاری داشتم که در آن از ص. از بابت مزاحمت تلفنی شاکی بودم، ایشان برای خانم بنده مزاحمت تلفنی داشته و هر دو نفرمان را تهدید کرده بود و در کلانتری... بر اساس التماس مادر و گریه و زاری خانوادهاش به وی رضایت داده و سازش کردیم (در مورخه 1392/01/27 ). ولی متاسفانه ایشان عصر همان روز راس ساعت 9/30 بعدازظهر وقتی مطمئن شد که من از خانه خارج شدم، به درب خانه ما مراجعه کرده و پس از گشوده شدن درب توسط خانمم بهزور وارد خانه شده و اوّل تقاضای 200 هزار تومان پول نقد از خانمم نموده است و به او گفت اگر پول بدهی کارت ندارم. اما بعد از چند لحظه بهزور به وی تجاوز کرده و پول را هم با خود برده و خانه را ترک کرده است، بنده وقتی از موضوع با خبر شدم با عصبانیت میخواستم با او تسویهحساب شخصی کنم. برای همین تلفنی با او قرار گذاشتم ولی او سر قرار نیامد تا اینکه در مورخه 1392/01/29 ساعت 12/30 دقیقه شب در منزل شخصیام با او درگیر شدم که مادرش هم حضور داشت و پدرخانم و با جناقم نیز حضور یافتند و بنده از ترس آبرویم گفتم چیزی نیست. فقط یک درگیری ساده است و خودم میدانم و ایشان که چکار کنم و وی را از خانه کشیدم بیرون و سوار موتور وی شدیم و سر راه گفت من چند نخ سیگار بخرم، همانجا من پیاده شدم و او با موتور متواری شده و بعدش شروع کرده است به اس.ام. اس دادن که مرا حلال کن، من در حقت بدی کردم، خیلی مردی، من خودم را میکشم نمیتوانم توی رویت نگاه کنم. لذا از مقام محترم قضایی تقاضای رسیدگی دارم. خانم م. نیز در کلانتری... به شرح برگهای 9 و 10 پرونده همان مطالب شوهرش را عینا تکرار و تایید نموده است. از ص. بهعنوان متهم به شرح برگهای 17 و 18 پرونده در کلانتری تحقیق گردید، نامبرده در این بازجوئی اظهار داشت در حدود 20 روز قبل در خصوص شکایت شکات دایر بر مزاحمت تلفنی در کلانتری س. حاضر شدم و از آنان رضایت گرفتهام و پروندهام مختومه گردیده است. در ساعت 6/30 دقیقه بعدازظهر مورخه 1392/01/27 در ش. و س. حضور نداشتم و اظهارات شکات را قبول ندارم. من پنج سال پیش خواستگار خانم م. بودم و چون سربازی نرفته بودم جواب ردّ دادند و بعد رفتند ش. و من دیگر او را ندیدم تا اینکه حدود یک ماه قبل من ایشان را در مجتمع ش. دیدم و با وی قرار گذاشتم بهصورت تلفنی و بعدا در جلوی فروشگاه ر. او را دیدم و او میگفت من نامزد دارم و از نامزدم خوشم نمیآید و قصد جدائی از او را دارم، لذا با وی رابطه تلفنی برقرار کردم و پس از چند روز اقدام به طرح شکایت علیه من نمودند و بعد رضایت دادند. من هیچگونه رابطه نزدیکی با وی نداشتم. در جلسه مورخه 1392/02/25 شعبه هفتم بازپرسی خانم م. شکایت و مطالبش را علیه متهم ع.ص. بیان نموده و شوهرش ت. نیز شکایتش را تکرار و تقاضای پیگیری موضوع و مجازات متهم را نموده است و متهم ع.ص. اظهار داشت در مورد رفتن به خانه ایشان با مادرم به آنجا رفتیم و طبق خواسته ایشان بوده و مبلغ 200 هزار تومان پول را در مورخه 1392/01/11 ایشان در خیابان به من داده است و شکایتشان در مورد این پول دستی بوده که با اصرار خودش به من داده است تا موتورم را نفروشم. اتهام تجاوز به عنف با شاکیه را قبول ندارم چون با مادرم به منزلشان رفته بودم و سه نفر از همسایههای خود ایشان شاهد ورود من و مادرم به خانه ایشان بودند. ایشان به من گفت همه این اتهامات را به گردن بگیر تا بتوانم مهریهام را از شوهرم بگیرم و اگر بازداشتت کردند من خودم آزادت میکنم. چون از ناحیه شکات ادّعای تجاوز به عنف شده از سوی دادسرا قرار عدم صلاحیت به شایستگی محاکم کیفری استان ت. صادر شده و پرونده به مرجع مذکور ارسال و به شعبه --- دادگاه کیفری استان ت. ارجاع گردید. ضمنا در خصوص اتهام ربودن غیر از سرقت مبلغ دویست هزار تومان وجه نقد منتسب به متهم (ع.ص.) کیفرخواست صادر گردیده از سوی دادگاه مرجوع الیه در تاریخهای 1392/10/09 و 1392/11/12 وقت رسیدگی تعیین و در هر دو جلسه نماینده دادستان حضور یافته است ولی طرفین دعوی علیرغم ابلاغ قانونی حاضر نشدهاند و اعضای محترم دادگاه به شرح برگ 86 پرونده به تفکیک نظراتشان را اعلام نهایتا مبادرت به اصدار رای نمودهاند و در رای صادره به شماره 00350 - 1392/11/13 متهم موصوف ع.ص. را به لحاظ فقد ادله کافی وعدم پیگیری شکات که مثبت حصول علم و یقین بر بزهکاری وی باشد از اتهام زنای به عنف تبرئه نمودهاند. رای صادره پس از ابلاغ مورد اعتراض شکات (ت. و همسرش م.) قرار گرفته و طی لایحه پیوست پرونده تجدیدنظرخواهی شده است که حین المشاوره قرائت خواهد شد، پرونده امر جهت رسیدگی به اعتراض نامبردگان به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردید. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای علی بابائی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد دیوسالار دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر نقض به لحاظ نقص تحقیقات در خصوص دادنامه شماره --- - 1392/11/13 تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد. پیرو گزارش قبلی این شعبه (شعبه --- دیوان عالی کشور) در مورخ 1392/01/31 ت. طی شکوائیهای به دادسرای عمومی و انقلاب ت. اعلام نموده اینجانب قبلا پروندهای در شعبه --- دادیاری داشتم که در آن از ص. از بابت مزاحمت تلفنی شاکی بودم که برای خانمم مزاحمت تلفنی داشته و هر دو نفرمان را تهدید کرده بود و در کلانتری.... بر اساس التماس مادر و گریه و زاری خانوادهاش به وی رضایت داده و سازش کردیم. ولی ایشان عصر همان ساعت 9/30 دقیقه صبح وقتی مطمئن شد که من از خانه خارج شدم به درب منزل ما مراجعه کرده و پس از باز شدن درب توسط همسرم بهزور وارد خانه شده و اول تقاضای مبلغ 200 هزار تومان پول نقد از خانمم نموده است و به او گفته اگر پول بدهی کارت ندارم. اما بعد از چند لحظه بهزور به او تجاوز کرده و پول را هم با خود برده و خانه را ترک کرده است. بنده وقتی از موضوع باخبر شدم با عصبانیت میخواستم با او تسویهحساب کنم برای همین با او قرار گذاشتم ولی او سر قرار نیامده تا ا ین که در ساعت 12/30 دقیقه شب مورخ 1392/01/29 در منزل خودم با ایشان درگیر شدهام که مادر او و پدرخانم و باجناقم حضور داشتند. بنده از ترس آبرویم گفتم چیزی نیست و فقط یک درگیری ساده است و خودم میدانم که با ایشان چکار کنم و وی را از خانه کشیدم و سوار موتور وی شدیم و در بین راه گفت میخواهم چند نخ سیگار بخرم و در آنجا من پیاده شدم و او با موتور متواری شده و بعدش شروع کرده است به اس. ام. اس دادن که مرا حلال کنید، من در حقت بدی کردم خیلی مردی، من خودم را میکشم، نمیتوانم توی رویت نگاه کنم. لذا از مقام محترم قضایی تقاضای رسیدگی دارم، خانم م. نیز در کلانتری...به شرح برگهای 9 و 10 پرونده همان مطالب شوهرش را عینا تکرار و تایید نموده است. از ص. بهعنوان متهم در کلانتری تحقیق گردید اظهار داشت در حدود 20 روز قبل در خصوص شکایت شکات دایر بر مزاحمت تلفنی در کلانتری... حاضر شدم و از آنان رضایت گرفتهام و پروندهام مختومه گردید، من در ساعت 9/30 دقیقه بعدازظهر مورخ 1392/01/27 در ش. س. نبودم و اظهارات شکات را قبول ندارم، من 5 سال پیش خواستگار خانم م. بودم و چون سربازی نرفته بودم جواب رد دادند و بعد رفتند شهر ش. و من دیگر او را ندیدم تا اینکه حدود یک ماه قبل من ایشان را در مجتمع ش. دیدم و با وی قرار گذاشتم بهصورت تلفنی و بعدا در جلوی فروشگاه ر. او را دیدم و گفت من نامزد دارم و از او خوشم نمیآید و قصد جدایی از او را دارم. لذا با وی رابطه تلفنی برقرار کردم و بعد از چند روز اقدام به طرح شکایت علیه من نمودهاند و بعد رضایت دادند. من هیچگونه رابطه نزدیکی با وی نداشتم در مورد رفتن به خانه ایشان با مادرم به آنجا رفتیم و طبق خواسته ایشان بوده و مبلغ 200 هزار تومان پول را در مورخ 1392/01/11 در خیابان به من داده و پول دستی بوده تا موتورم را نفروشم... سه نفر از همسایههای خود ایشان شاهد ورود من و مادرم به خانه ایشان بودند. ایشان به من گفته بود همه اتهامات را به گردن بگیر تا بتوانم مهریهام را از شوهرم بگیرم و اگر بازداشت کردند من خودم آزادت میکنم چون از ناحیه شکات ادعای تجاوز به عنف شده از سوی دادسرا قرار عدم صلاحیت به شایستگی محاکم کیفری استان ت. صادر و پرونده به مرجع مذکور ارسال و به شعبه --- دادگاه کیفری استان ت. ارجاع گردید. دادگاه مرجوع الیه به موضوع رسیدگی و مبادرت به صدور رای نموده است و در رای صادره به شماره 00350 - 1392/11/13 متهم موصوف را به لحاظ فقد ادله کافی و عدم پیگیری شکات که مثبت حصول علم و یقین بر بزهکاری وی باشد، از اتهام زنای به عنف تبرئه نموده است. رای صادره مورد اعتراض شکات (ت. و م.) قرار گرفته و پرونده امر جهت رسیدگی به اعتراض آنان به دیوان عالی کشور ارسال و به شعبه ما نحن فیه ارجاع گردیده و این شعبه طی دادنامه شماره --- - 1393/08/28 اعلام نموده است دادگاه صادرکننده دادنامه در دو نوبت تشکیل جلسه داده و در هر دو جلسه نماینده دادستان حاضر شده است ولی طرفین دعوی (شکات و متهم) حضور نیافتهاند. دادگاه عدم حضور شکات را در پیگیری شکایتشان دلیل مبرا بودن متهم دانسته و از طرفی بدون تحقیقات از متهم و اخذ دفاع وی و وکیل مدافعش اعم از تعیینی و تسخیری مبادرت به اصدار دادنامه نموده است. اولا، عدم حضور شکات برای پیگیری شکایتشان دلیل بر تبرئه متهم نخواهد بود ثانیا، اصدار رای بر برائت متهم فاقد وجاهت قانونی و دادنامه تجدیدنظر خواسته ناقص و قابل تایید نمیباشد و مقرر گردیده پرونده با نقض دادنامه مذکور جهت رفع نواقص مورد اشاره و رسیدگی مجدد به همان دادگاه صادرکننده رای منقوض ارجاع گردد. لذا پرونده از دیوان عالی کشور اعاده و به دادگاه مزبور ارجاع شده است و دادگاه اقدام به رسیدگی مجدد با تحقیق از خانم م. و ملاحظه لایحه شوهرش ت. و اخذ نظر نماینده دادستان مبادرت به صدور دادنامه شماره --- - 1393/11/15 نموده و طی دادنامه مزبور متهم ع.ص. را از بزه زنای به عنف تبرئه و به جرم رابطه نامشروع به عنف در اجرای ماده 637 قانون مجازات اسلامی غیابا به تحمل 99 ضربه شلاق محکوم نموده است. رای صادره در مورخ 1393/12/07 به شکات (ت. و خانم م.) و مادر محکومعلیه ابلاغ و تعهد ابلاغ نموده است و رای مزبور طی لوایح پیوست پرونده که تاریخ ثبت لایحه محکومعلیه 1393/12/13 و لایحه شکات 1393/12/26 میباشد مورد اعتراض و تجدیدنظرخواهی محکومعلیه و شکات قرار گرفته است و پرونده امر به دیوان عالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به تجدیدنظرخواهی نامبردگان به این شعبه ارجاع گردید. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای علی بابایی عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد دیوسالار دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر نقض در خصوص دادنامه شماره --- - 1393/11/15 تجدیدنظر خواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد.
با عنایت به مندرجات پرونده و نظر به اینکه دادگاه صادرکننده تجدیدنظرخواسته برای رسیدگی پرونده (موضوع شکایت ت. و همسرش م.) در دو نوبت تشکیل جلسه داده و در هر دو جلسه نماینده محترم دادستان حاضر شده ولی طرفین دعوی (شکات و متهم) حضور نیافتهاند و دادگاه عدم حضور شکات در پیگیری شکایتشان را، دلیل مبّرا بودن متهم دانسته است. از طرفی بدون تحقیقات از متهم و اخذ دفاع از وی و وکیل مدافع وی (اعم از تعیینی و تسخیری) که تعیین یا انتخاب وکیل لازم و ضروری بوده مبادرت به اصدار دادنامه تجدیدنظرخواسته نموده است. اولا، عدم حضور شکات و پیگیری شکایتشان دلیل بر تبرئه متهم نخواهد بود. ثانیا، اصدار رای بر برائت متهم و وکیل مدافعش، فاقد وجاهت قانونی بوده و دادنامه تجدیدنظرخواسته ناقص و قابل تایید نمیباشد، لذا دادنامه مزبور به لحاظ نقص تحقیقات در اجرای بند ب ماده 265 قانون آیین دادرسی کیفری نقض و جهت رفع نواقص مورداشاره و رسیدگی مجدّد به همان دادگاه صادرکننده رای منقوض ارجاع میگردد. رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور- عضو معاون علی بابایی- ولی رعیت با عنایت به مندرجات پرونده و تحقیقات انجامشده و مداقه در نحوه رسیدگی پرونده و دادنامه تجدیدنظر خواسته گرچه دادنامه مزبور نسبت به شکات م. و ت. حضوری بوده ولی در مورد محکومعلیه ص. غیابی قابل واخواهی بوده است. نامبرده در فرجه قانونی دهروزه نسبت به محکومیت خود اعتراض کرده که واخواهی محسوب میگردد و مرجع رسیدگی آن، همان دادگاه صادرکننده رای قطعی است نه دیوان عالی کشور که رسیدگی ماهوی از اختیار او خارج است. لذا با توجه بهمراتب با صدور قرار عدم صلاحیت پرونده با حفظ اعتراض شکات جهت اقدامات قانونی اعاده میگردد.
رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور- مستشار
علی بابایی- علی علیزاده