تاریخ دادنامه قطعی: 1393/04/23
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در صورتی که دادگاه بدون حضور طرفین و نیز نماینده دادستان و تشکیل جلسه رسیدگی اقدام به صدور رای نماید رای صادره فاقد وجاهت قانونی است.
پس از نقض دادنامه صادره از شعبه اول کیفری استان... در شعبه --- دیوان عالی کشور و اعاده به شعبه رسیدگیکننده جهت رفع اشکالات مطروحه در دادنامه شعبه دیوان به شماره 255 - 1392/05/02 که در صفحات 96 تا 99 ضمّ پرونده است و نیاز به تکرار نیست. مجددا پرونده رسیدگی گردیده و از متهم ص.ح. سوال شده چرا شاکی آقای س.ش. از شما شکایت کرده؟ پاسخ داده به اتهام آدمربائی شکایت کرده و ما این آقا را نمیشناسیم ما را اشتباهی گرفتهاند، به ده... نرفتهایم، حتما کاری نکردیم که رضایت داده است. س: حسب اطلاع خانواده شما یک میلیون تومان به آقای ش. داده چرا؟ ج: خبر از یک میلیون نداریم شاید برای رضایت بوده ولی خبر نداریم. در پاسخ به سوالات دیگر گفته است: من م.ن. را نمیشناسم، او اسم مرا شنیده است، با ایشان و شاکی جایی نرفتهام، ما را اشتباهی گرفتهاند، کاری نکردم ولی مامورین غروب ما را گرفتند. دروغ نمیگویم حقیقت را گفتم، خطاب به شاکی آقای س.ش. 18 ساله شکایت خود را توضیح دهید؟ در پاسخ اظهار داشته: دو سال پیش از مغازه دائمیام به سمت منزلمان حرکت میکردم یک دستگاه موتورسیکلت کنارم ایستاد. گفتند سوار شو، مقاومت کردم مرا کتککاری نمودند. آقای م.ن. درحالیکه یک تیغه چاقو در دست داشت با زور بنده را سوار موتورسیکلت نمودند به سمت... در میدان خواستم داد بزنم م. که پشت سر من نشسته بود با چاقو فشار داد، حتی پهلویم زخم شد مرا به سمت مزرعه ذرت بردند اگر الان برویم میتوانم محل را نشان دهم، آنجا مرا به زور پآیین آوردند اول ص.ح. با من لواط انجام داد بعد م.ن. لواط کرد. موقعی که سوار موتور نمودند گوشی مرا گرفتند، سیمکارت آن را پرت نمودند و گوشی را سرقت کردند و مبلغ حدود 38 یا 40 هزار تومان را آقای ن. از جیبم خارج نمود و آن را سرقت کردند. حوالی غروب بود کسی در محل نبود مطمئن هستم همین دو نفر بودند،...کوچک است توسط رفقا و همسایگان و فامیلها آنها را شناسایی کردیم. آقای ص.ح. راکب موتور بود در برگشت مرا خودشان نیآورند پیاده آمدم وقتی منزل رسیدم اول به مادرم گفتم با دو نفر دعوا کردم در کلانتری جریان لواط را توضیح دادم بعد از دو یا سه روز مرا به پزشکی معرفی کردند. در لحظه بازجوئی بغض شاکی را گرفته بوده است. س: حرف دیگری دارید. ج: آبرویم رفته است، در بین دوستان و رفقا احساس حقارت میکنم، مدتی مدرسه نمیرفتم دو هفته زبانم گرفتهشده بود نمیتوانستم حرف بزنم. پدر شاکی نیز ضمن تایید اظهارات فرزندش، دریافت وجه را جهت اعلام رضایت تکذیب نموده و مراجعات مکرر اقوام متهمین را جهت اخذ رضایت مطرح کرده و در نهایت رضایت نداده است. از متهم م.ن. علت درگیری با شاکی را پرسیدهاند اظهار داشته: با موتور از کنار آقای ش. رد شدم، سرعت بالا بود به من فحش داد، ایستادم، گفتم چرا فحش میدهی درگیر شد من هم یک سیلی به او زدم، اتهامها را قبول ندارم، شاکی حرفی زده است، قبول ندارم، اسم ص.ح. را هم آوردم تا جرم خودم را کم کنم ولی اصلا او را نمیشناسم. مرجع انتظامی طی گزارشی نتیجه تحقیقات محلی را چنین اعلام کردهاند که: با تحقیق از اهالی محل و انجام کارهای اطلاعاتی و پلیسی مشخص گردید، متهمین سوار بر موتور حرکت میکردند شاکی نیز در مسیر به سمت منزل در حال حرکت بوده که موتورسیکلت دور میزند، هر دو متهم دارای قدرت بدنی بوده شاکی را به زور و با تهدید چاقو سوار موتور میکنند. شاکی تا حدودی از حسن و جمال خوبی برخوردار بوده، به سمت مزرعه حرکت میکنند، حسب تحقیقات دو متهم باهم آشنا و وضعیت اخلاقی مناسبی ندارند، اهالی از اخلاق رذیله آنها به تنگ آمدهاند دادسرا در مورد ایراد ضرب و جرح به علت رضایت شاکی قرار موقوفی صادر مینماید و در مورد آدمربائی قرار مجرمیت صادر مینماید. وکیل شاکی طی لایحهای به شعبه --- دیوان عالی کشور رضایت ثبتی از هر دو نفر متهم را تقدیم نموده که ضمیمه پرونده است(صفحه 94 ) ع.الف. طی شرحی خود را به عنوان وکیل متهمین معرفی مینماید و در لایحهای اعلام میکند که شاکی با موکلین وی در پارک درگیر شده و همین درگیری باعث طرح شکایت شده، رضایت وی نشان میدهد که خودش جازم نبوده اخطاریه متعدد که برای شاکی جهت پیگیری ارسالشده موید همین امر است. شاکی مدعی شده او را به زور سوار کردهاند ساعت 9/5 در شهریور، پارک به گونهای است که تا ساعت 12 شب از تجمع افراد جای سوزن انداختن نیست. هیچ شخصی شهادتی نسبت به اظهارات وی نداده است. شاکی پرونده بیان داشته دو روز قبل با وی لواط شده با توجه به تاریخ شکایت 1392/066/21 جرم در تاریخ 1392/06/19 به وقوع پیوسته نظریه پزشکی قانونی در تاریخ 1392/06/23 صادرشده که در آن بیانشده مصدومیت دقیقا زمان طرح شکایت میباشد. بنابر این که دادسرای... دلیل آدمربائی را حالت دفاعی شاکی با توجه به صدمات وارده دانسته منتفی هست. طبق نظر پزشک قانونی هیچ آثار منی در مقعد شاکی وجود نداشته درحالیکه وی مدعی است یک نفر داخل بدن وی ریخته. عدم صراحت و قاطعیت پزشکی قانونی دال بر دخالت آلت تناسلی مردانه در پارگی مقعد نمیتواند موجب حصول علم قاضی باشد. اقرار هم توسط هیچیک از متهمین وجود نداشته، تنها یک متهم میگوید ص.ص. شاکی را کتک زد، و با او لواط کرده و در جلسات بعدی این اظهارات را تکذیب میکند. با توجه به مراتب تقاضای برائت متهمین را دارم. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی به شرح دادنامه --- - 1392/11/23 با اکثریت آراء بزهکاری متهمان را محرز تشخیص و با استناد به ماده 125 از قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 و ماده 621 و مواد 108 و 110 و 120 از قانون مجازات اسلامی هر یک از متهمان را از حیث بزه آدمربائی به تحمل 15 سال حبس تعزیری و در مورد اتهام دیگر مبنی بر ارتکاب عمل شنیع لواط به اعدام با طناب دار محکوم مینماید. اقلیت یک نفر لواط ایقابی را در معرض شبهه دانسته و با اعلام گذشت شاکی علم حاصله را به قوت سابق خود نمیداند. پس از ابلاغ رای وکیل متهمین طی لایحهای به رای صادره اعتراض نموده و تاکید بر نظریه پزشکی قانونی که تاریخ وقوع فعل احتمالی را دو روز بعد از آدمربائی و لواط ادعائی اعلام نموده به علاوه شبهه را قابلطرح دانسته از طرفی شاکی در شکایت اولیه از ضرب و جرح صحبت نکرده و اثری از چاقو در بدن شاکی گزارش نشده، موکلین اقرار نداشتهاند نظر مرجع انتظامی و گزارش آنان بیان اظهارات شاکی است که مستند رای قرارگرفته. اقدامات تکمیلی موردنظر شعبه دیوان انجام نگرفته، اعلام رضایت با دریافت وجهی اندک میتواند دلالت بر واقعیت نداشتن ادعا بنماید، در جلسه رسیدگی نماینده دادستان نیز حضور نداشته است در نهایت تقاضای نقض دادنامه را نموده است. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و در تاریخ 1392/04/03 به این شعبه ارجاع شده است.
نظر به این که شعبه اول دادگاه کیفری استان...، علیرغم این که نماینده دادستان، طرفین و وکلای آنان را برای جلسه روز 1392/11/19 احضار نموده، لیکن بدون تشکیل جلسه دادرسی و محاکمه و ذکر علّت آن در تاریخ 1392/11/23 ختم رسیدگی را اعلام و مبادرت به صدور رای نموده است، درحالیکه برابر بند 2 قسمت «ب» ماده 265 و بند «ب» ماده 266 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری، دادگاه مکلّف بوده پس از نقض رای سابق، با تشکیل جلسه دادرسی و محاکمه، نقایص موردنظر شعبه دیوان عالی کشور، ازجمله عدم حضور نماینده دادستان در جلسه دادرسی و نبودن تحقیقات کامل پیرامون موضوع و تبیین متعارف بودن علم قضات محترم را، برطرف و سپس مبادرت به انشاء رای نماید بنابراین، رای صادره قابل تایید و ابرام نیست و ضمن وارد دانستن اجمالی اعتراض وکیل متهمین، دادنامه تجدیدنظر خواسته به شماره 489 - 1392/11/23 شعبه اول دادگاه کیفری استان... را نقض و مستندا به بند 2 قسمت «ب» قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری، پرونده جهت رسیدگی مجدد به همان شعبه رسیدگیکننده ارجاع میگردد.
شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار و عضو معاون
سید نصرت الله اعتماد - محمد نیازی