خلاصه جریان پرونده:
حسب محتویات پرونده خانم م. و. پ. فرزند ی. در تاریخ 99/5/6 دادخواستی را به طرفیت اقای ع. ش. ن. فرزند ا. به خواسته طلاق به درخواست زوجه (طلاق عسر و حرجی) تقدیم دادگستری شهرستان *نموده است.که جهت رسیدگی به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی این دادگستری ارجاع گردیده است. خواهان در توضیح خواسته خود اعلام نموده است: حدود هجده سال است.که بعقد دائمی خوانده در امده و دو سال است.که جدا از هم زندگی می نماییم و بدلیل اختلافات موجود و مستندا به بند 2 از شروط ضمن عقد و تحقق عسر وحرج تقاضای صدور حکم طلاق را دارم. (10) در اولین جلسه رسیدگی خواهان اعلام نموده است: به علت دست به زدن و خیانت همسرش در عسر وحرج قراردارد.، یک دادنامه محکومیت بر علیه ایشان دارم. دو سال است.با یکدیگر زندگی نمی کنیم. در مورد مهریه و نفقه اقدام شد و در خصوص اجرت المثل وجهیزیه نیز اقدام خواهد شد، فرزند مشترک نداریم، دادنامه محکومیت ایشان دائر بر ایراد ضرب و جرح دارم. که منع تعقیب صادر شد. خوانده در پاسخ اظهار داشت: دعوی تمکین بنفع من صادر شده است.بنده تهدید نکردم خانم میرفت جایی کار میکرد که تابلو نداشت و من رفتم انجا و گفتم برگرد سر زندگی رفت شکایت کرد. (19) دادگاه قرار ارجاع امر بداوری را صادر و اعلام نموده است. (20) داور زوج در نظریه منعکس در صفحه 29 پرونده اعلام نموده است: زوجه حاضر به سازش زندگی نیست و امکان سازش فراهم نمیباشد. (29) داور زوجه نیز اعلام نمود: زوجه نباید بدلایل و توجیهات شخصی حاضر به زندگی نیست لذا تلاش ایشان جهت ایجاد صلح و سازش به نتیجه نرسیده است. (33) دادگاه در تاریخ 99/6/29 ختم رسیدگی را اعلام نموده و باتوجه به دادخواست تنظیمی و جمیع اوراق و محتویات پرونده به شرح ذیل مبادرت به صدور رای نموده است: نظر به اینکه خواهان دلیل موجهی جهت اثبات عسر و حرج به دادگاه ارائه ننموده و دادنامه شماره *صادره از شعبه *موجب احراز عسر و حرج نگردیده و باتوجه به نظر قاضی محترم مشاور منعکس در صفحه 38 پرونده مستندا به ماده 1257 قانون مدنی و ماده 197 قانون ایین دادرسی مدنی دعوی خواهان را وارد ندانسته و حکم به بطلان دعوی صادر و اعلام می نماید. (41) زوجه به رای صادره اعتراض نموده و در لایحه تجدیدنظرخواهی اعلام نموده است.که: 1- زوج به استناد رای کیفری محکوم به شلاق شده است.و باتوجه به بند 2 و 9 عقد نامه مجازات تعزیری را از موارد عسر وحرج دانسته و این محکومیت در رابطه با تهدید ایشان صورت گرفته است. 2- در مورد مهریه ایشان مبادرت به ارائه قولنامه جعلی با برادرش نموده است.که در شعبه *منجر به صدور حکم بر بطلان دعوی ایشان گردید. لذا باتوجه به اختلاف چندین ساله وجود عسر و حرج محرز است.تقاضای رسیدگی دارم. (49- 50) پرونده به دادگاههای تجدیدنظر *ارسال و جهت رسیدگی به شعبه *ارجاع گردیده است. زوج در پاسخ به تجدیدنظرخواهی زوجه اعلام نموده است. 1- دادخواست تمکین به نفع بنده صادر شده. 2- تنها رایی که علیه بنده صادر شده در رابطه با شکایت تهدید که ان هم بناحق صادر شده و گواهان شاکی در ان پرونده اظهارات خود را پس گرفتند. 3- قاضی مشاور و قاضی دادگاه بدوی عسر وحرج زوجه را احراز ننمودند. 4- اگر قرار باشد. با هر مساله کوچک حکم طلاق صادر گردد. دیگر هیچ خانواده ای در امنیت نخواهد بود. (53) 5- بنده همسرم را دوست دارم. و بارها از وی دعوت به بازگشت به زندگی نمودم. (58) دادگاه تجدیدنظر نیز در تاریخ 99/10/11 ختم رسیدگی را اعلام نموده و باتوجه به اینکه از سوی تجدیدنظر خواه در این مرحله از دادرسی دلیل اثباتی در جهت وجود عسر و حرج ارائه نگردیده و صدور دادنامه موافق موازین قانونی صادر شده است.دادگاه مستندا به ماده 358 و بند الف ماده 368 قانون ایین دادرسی مدنی با رد تجدیدنظر خواهی مبادرت به تایید دادنامه یادشده نموده است. (65) زوجه از رای صادره فرجامخواهی نموده و با بیان مطالب گذشته در لایحه فرجامخواهی تقاضای رسیدگی و نقض دادنامه صادره را نموده است، پرونده در این راستا به دیوانعالی کشور ارسال و جهت رسیدگی به شعبه پانزدهم دیوان ارجاع شده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای دکتر ح. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره *مورخ 99/10/11 فرجامخواسته مشاوره نموده و چنین رای می دهد.
فرجامخواهی خانم م. و. پ. فرزند ی. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 99/10/11 صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه بدوی شماره *مورخ 99/6/29 صادره از شعبه *حکم به بطلان دعوی با خواسته الزام زوج به طلاق به جهت عسر وحرج صادر گردیده است. به شرح ذیل وارد است: 1 *مفاد ماده 27 قانون حمایت خانواده دادگاه مکلف است.در صورت نپذیرفتن نظریه داوران در رد ان استدلال نماید. در این پرونده هر دو داور نظر به عدم امکان سازش اعلام نظر نمودند و دادگاه محترم هیچگونه استدلالی در رد نظریه انان تبیین ننموده است. 2- حکم تمکین زوجه در تاریخ 97/12/20 صادرگریده است.و محکومیت زوج با تهام تهدید به اسیدپاشی در تاریخ 98/7/13 و موخر به ان صادر شده است. 3- خواسته خواهان براساس تحقق شرط و عسر و حرج مطرح گردیده است.که دادگاه محترم صرفا در خصوص موضوع عسر و حرج اظهارنظر نموده است.و دادنامه از این جهت نیز واجد نقص میباشد. 4- دو سال جدایی و مفارقت جسمانی و طرح دعاوی مختلف فیما بین زوجین حاکی از عمق اختلاف انان بوده و نشان دهنده ان است.که طلاق عاطفی میان انان محقق گردیده و زوج در واقع خواهان تداوم زندگی است.که در واقع وجود خارجی ندارد. لذا دادنامه صادره بدلیل وجود نقص قابل تایید نمیباشد. مقرر میگردد. پرونده به دادگاه تجدیدنظر اعاده تا با استفاده از جامعیتی که در قاعده پر ارج عسر و حرج وجود دارد. با بررسی همه جانبه و جلوگیری از ضرر روحی و روانی بیشتر و باتوجه به عوامل شخصی زوجه واینکه قانونگذار با وضع تبصره ماده 1130 قانون مدنی دائره مشمول مصادیق عسر وحرج را به هر عنوان مستحدث توسعه داده و دست دادگاهها را در جهت حل مشکل زنان بازگذاشته است.علیهذا رای صادره نقض و رسیدگی بعدی به استناد بند الف از ماده 401 و نیز بند 5 از ماده 371 قانون ایین دادرسی مدنی به همان شعبه صادرکننده رای منقوض محول میگردد. تا با بررسی همه جانبه و باتوجه به این مطلب که دوام و استحکام رابطه زوجین براساس مودت قلبی که یک امر درونی است.محقق میگردد. و باتوجه به نهی شارع مقدس از کالمعلقه نمودن زنان براساس ایه شریفه 129 از سوره مبارکه نسای رای مقتضی را صادر فرمایند.
پس از گزارش مورخ 1400/03/10 عضو ممیز این شعبه دادنامه صادره از سوی شعبه *به شماره *مورخ 99/10/11 بدلیل نقص در تحقیقات نقض و رسیدگی بعدی به استناد بند الف از ماده 401 و نیز بند 5 از ماده 371 قانون ایین دادرسی مدنی به همان شعبه صادر کننده رای منقوض محول گردیده تا با بررسی همه جانبه و جامعیتی که در قاعده عسر و حرج وجود دارد. رسیدگی و رای مقتضی را صادر فرمایند. (81) شعبه مرجوع الیه پس از وصول پرونده وقت رسیدگی تعیین و به تجدیدنظرخواه (زوجه) اعلام نموده است.دلایل خود را به دادگاه ارائه نمایند. (84) زوجه نیز مدارکی را در رابطه با محکومیت کیفری همسرش به دادگاه ارائه و ضمیمه پرونده گردیده است. (98) در جلسه مورخ 1400/06/08 که با حضور زوجین تشکیل گردیده است.زوجه اظهار داشت: همسرم همیشه دست بزن دارد. اما شکایت نکرده بودم یکبار با بیل مرا مورد حمله قرار داد مجبور شدم به منزل پدرم رفتم، زن دایی های همسرم مرا نجات دادند که توانستم فرار کنم اما در دادگاه به این امر شهادت ندادند. مرا تهدید به اسیدپاشی کرد و در این رابطه محکوم به مجازات تعلیقی شد، در رابطه با مهریه منزل دو *را توقیف کردم که سعی کردند. با سندسازی ان را ازاد نمایند ولی اعتراض ثالث که برادرش بود رد شد و الان با تهام جعل سند از انها شکایت کردم. (120- 121) برابر گواهی دفتر ازدواج شماره 17 *همسرم در تاریخ 1400/01/20 با خانم م. ش. ازدواج کرد مدارک را در اختیار دادگاه میگذارم (121) لذا باتوجه به این موارد عسروحرج من ثابت است.خوانده با اخذ اجازه از دادگاه ازدواج کرده است.مهریه تقسیط شد، بچه ندارم.، اجرت المثل رای صادر شد چون محکوم به تمکین شدم نفقه تعلق نمی گیرد. زوج در پاسخ اظهارداشت: قبول دارم. که به اتهام تهدید به اسیدپاشی محکوم شدم ولی شهادت شهود براساس گفته همسرم بوده است، با اخذ اجازه از دادگاه اقدام به ازدواج مجدد کردم سه سال صبر کردم اما حاضر به ادامه زندگی نشد بیش از صد میلیون مهریه و خانه و ماشین مرا گرفت زوجه در پاسخ اظهارنموده است: من مهریه خودم را می خواهم و بیش از سه سال است.جداگانه زندگی می کنیم واقعا در عسر و حرج هستم (123) دادگاه مقرر نموده است.پرونده کیفری محکومیت زوج به تهدید به اسیدپاشی از مرجع مربوطه مطالبه گردد. (124) در جلسه مورخ 1400/09/08 زوجه اعلام نموده است: حدود چهار سال است.که جدا از هم زندگی می کنیم و از تعداد یکصد سکه مهریه فقط یک سکه را بذل می نمایم و جهیزیه نیز در اختیار من است. (136) دادگاه در تاریخ 1400/09/08 ختم رسیدگی را اعلام و به شرح ذیل مبادرت به صدور رای نموده است: تجدیدنظرخواهی خانم م. و. پ. به طرفیت اقای ع. ش. ن. با خواسته طلاق وارد نیست افزون به استدلال و استنباط دادگاه نخستین در این مرحله از رسیدگی تجدیدنظرخواه حتی برای رهایی خویش حاضر نشده قسمتی قابل توجه از مهریه اش را از باب عسر و حرج بذل نماید.، ادله ای اطمینان بخش ارائه ننموده ضمن اینکه ازدواج مجدد زوج با اجازه دادگاه صورت گرفته است.و محکومیت کیفری زوج به اتهام تهدید نیز کافی برای عدم امکان زندگی نیست ضمن اینکه تجدیدظرخواهی بگونه ای نیست که بتواند برای دادنامه خلل و خدشه وارد نماید. از این رو با مردود بودن تجدیدنظرخواهی به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظر خواسته را استوار می نماید. پرونده پس از اعتراض زوجه و تقدیم لایحه فرجامخواهی به دیوانعالی کشور ارسال و باتوجه به سبق ارجاع جهت رسیدگی به شعبه پانزدهم دیوان ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای دکتر ح. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه شماره 000 *00/9/18 فرجامخواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد.
رای شعبه
فرجامخواهی خانم م. و. پ. فرزند ی. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/09/18 صادره از شعبه *که به موجب ان با تایید دادنامه بدوی شماره *مورخ 99/6/29 صادره از خخ. حکم به بطلان دعوی با خواسته الزام زوج به طلاق به جهت عسرو حرج صادرگردیده است.بدلایل ذیل مالا قابل پذیرش میباشد.: 1- حدود چهارسال جدایی و مفارقت جسمانی زوجین از یکدیگر که حکایت از عمق اختلافات فیمابین انان داشته و نشان دهنده ان است.که طلاق عاطفی میان زوجین محقق گردیده و با ازدواج مجددی که زوج نموده است.حاکی از ان است.که زوج به ظاهر خواهان تداوم زندگی است.که در واقع وجود خارجی ندارد.، علاوه براین یک زن علاوه بر چهار سال مفارقت جسمانی با تبعات خاص خودش چند سال دیگر باید منتظر بماند تا عسر و حرج وی از نظر دادگاه احراز گردد.، عدم توفیق خانواده ها، دادگاه و داوران بیانگر ان است.که بدلیل عمق اختلافات اصلاح ذات البین غیر ممکن گردیده و ازدواج مجدد زوج بیانگر نا امید شدن ایشان از تداوم زندگی و در واقع پایان بخشیدن به زندگی گذشته و تشکیل یک زندگی جدید میباشد. 2- باتوجه به اینکه داوران زوجین متفقا نظر به عدم امکان سازش داده اند و دادگاه محترم هیچگونه استدلالی در رد نظریه داوران محترم ننموده است. 3- محکومیت زوج در دادگاه کیفری به اتهام تهدید به اسیدپاشی نسبت به زوجه و اینکه ایا حتما باید تهدید عملی گردد. تا عسر و حرج زوجه احراز شود. ایا همین محکومیت نشاندهنده سوی رفتار زوج در زندگی مشترک نمیباشد. 4- دادگاه محترم در رد عسر وحرج زوجه اینگونه استدلال نموده است: زوجه حتی برای رهایی خویش حاضر نشده قسمتی قابل توجه از مهریه اش را از باب عسر و حرج بذل نماید.، ایا استفاده از یک حق نافی استفاده از حق دیگر است؟ 5- دوام و استحکام رابطه زوجین براساس مودت قلبی که یک امر درونی است.محقق میگردد. طرح پرونده های مختلف کیفری و حقوقی زوجین بر علیه یکدیگر و حاکم و محکوم نمودن هم بر خلاف این مودت بوده و علاوه بر این شارع مقدس در ایه شریفه 129 از سوره مبارکه نسای کالمعلقه نمودن زنان را نهی و مورد نکوهش قرار داده است. 6- قانونگذار با وضع تبصره ماده 1130 قانون مدنی دائره شمول مصادیق عسر و حرج را به هر عنوان مسحدث توسعه داده و با هدف حل مشکلات زنان دست دادگاهها را باز گذاشته است. 7- ازدواج مجدد با اجازه دادگاه هر چند از جهت تحقق شرط قابل دفاع تصور شود. لیکن قطعا برای زوجه موجب عسر و حرج است. 8 *دعاوی مکرر و متعدد و امد و شد به مراجع قضایی نیز از موجبات عسر و حرج زوجه میباشد. علیهذا باتوجه به موارد مذکور ومعنون رای صادره قابلیت تایید نداشته پس از نقض و با استناد بند ج از ماده 401 قانون ایین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی به شعبه هم عرض از دادگاه تجدیدنظر ارجاع میگردد. تا باتوجه به جامعیت موجود در قاعده عسر و حرج و فلسفه وضع ان و همچنین نهی شارع مقدس از تداوم چنین وضعیتی و جلوگیری از اسیب های احتمالی انهم برای یک زوجه جوان به موضوع رسیدگی و رای مقتضی را صادر فرمایند. /ا401/2/5
شعبه *
رئیس شعبه: ج. ق. مستشار: دکتر ح. ح.