بذل مهریه در طلاق خلع

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1395/02/29
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: در طلاق خلع، میزان مهریه بذل شده توسط زوجه، باید به طور دقیق و بدون ابهام تعیین شود.

رای شعبه دیوان عالی کشور

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه نوزدهم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/11/27 - 14 : 15 قاضی: مصطفی فاتحی قاضی: عبدالرضا کریمی صحنه سرائی

خلاصه جریان پرونده

پیرو گزارش مورخ 1395/02/29 شعبه --- دیوان عالی کشور خانم م. م. به طرفیت آقای ح. سلیمان میگوئی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق به دلیل سوء رفتار زوج طرح دعوی کرده است بدین توضیح مطابق سند رسمی ازدواج شماره 7962 تنظیمی در دفتر رسمی ثبت ازدواج شماره 40 زنجان و درمورخه 90/2/22 به عقد دائمی خوانده دعوی درآمده ام و زندگی مشترک را ازمورخ شهریور ماه همان سال با وی آغاز نموده ام 0 پس از نامزدی متوجه عدم تعادل روانی خوانده شدم که به بهانه های مختلف بنده را مورد ایراد ضرب و جرح قرار میداد 0 گواهی های پزشکی قانونی و شکایات مطروحه در مراجع قضایی به تاریخ های 90/8/21 و 91/6/24 و 92/10/12 و غیره مثبت این ادعاست 0 برای مرتبه آخردرمورخه 94/1/20 توسط خوانده مورد ضرب و جرح قرار گرفتم و از منزل اخراج شدم که دادنامه اصداری از شعبه --- دادگاه کیفری دوتهران به شماره 9409982143500096 دراین خصوص صادر شده است 0 علی ایحال نظر به اینکه سوء رفتارهای خوانده بنده را در عسر و حرج قرار داده است و با این شرایط قادر به ادامه زندگی مشترک نیستم لذا تقاضای صدور گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق را دارم در جریان رسیدگی خوانده (زوج) آقای س. ح. و س.م. ح. را منفردا و مجتمعا به وکالت برگزیده است 0 آقای س. ح. طی لایحه ای که به شماره 2800 - 94/8/20 ثبت گردیده مفهوما مرقوم داشته 1 - مستند زوجه جهت صدور گواهی عدم امکان سازش عدم تعادل روانی زوج می‌باشد که گواهی سلامت روحی موکل پیوست می‌باشد 2 - ایراد ضرب و جرح ادعائی معلوم نیست ازجانب موکل باشد علی الخصوص که تاریخ یکی از برگ های پزشکی قانونی به قبل از ازدواج زوج با زوجه مربوط است 3 - تنها برگه پزشکی قانونی که نسبت به آن حکم صادر شده است گواهی مربوط به تاریخ 94/1/22 میباشد که آن هم به دلیل لوث و عدم وجود هرگونه دلیل و مدرکی باقسامه باثبات رسید که موکل نسبت بآن تقاضای اعاده دادرسی نموده که حسب برگه های پیوست درخواست اعاده مورد قبول واقع گردید 4 - به دلالت گواهی همسایگان 000 همگی ح. معاشرت وی را تایید نمودند 0 لذا رد دعوی خواهان مورد استدعاست (ص 18 ) وکیل زوج در جلسه 94/9/28 مضمونا اظهار داشته: با توجه به اینکه بر اساس مستندات ابرازی پیوست زوجه با شخصی به نام آقای ر. ی رابطه داشته و تحقیقات مقدماتی وکلانتری 106 نامجو تهران موید موضوع است 0 و ضرب و جرح با شهادت شهود ثابت نشده است، ضرب و جرح به حدی باشد که بیم سفک دمائ برود و زوجه و زندگی او را به مخاطره بیندازد 0 موکل حاضر بطلاق نیست 0 موکل دارای ح. معاشرت است تقاضای استماع اظهارات آنان را دارم 0 تصاویر تقدیمی توسط موکل در راستای رابطه زوجه با شخص اجنبی تقدیم است 0 ضمنا درتتمه رابطه موصوف، تماس تلفنی واز طریق فضای مجازی رابطه موصوف ادامه داشته که تصاویر منعکس در فضای مجازی توسط موکل تهیه شده در صورت لزوم تقدیم خواهد شد 0 (ص 44 ) وکیل زوجه ضمن تکرار مطالب قبلی اضافه نموده در مورد ادعای خوانده راجع به رابطه نامشروع و غیره لازم به توضیح است که قضیه صرفا سوء تفاهمی بود که منجر باعلام رضایت خوانده گردیده بدیهی است چنانچه موکله رابطه نامشروع داشته و چنین چیزی برای خوانده محترم ناخوشایند یا غیر قابل تحمل بوده میتوانست با مراجعه بمرجع صالحه نسبت به پایان رابطه زوجیت و طلاق اقدام نماید 0 علی ایحال نظر به اینکه تداوم ضرب و شتم ها موجب عسر و حرج موکل گردیده و با شرایط فوق ،دوام زوجیت برای موکل مشقت بار و غیر قابل تحمل میباشد لذا با استناد به بند 4 ماده 113 قانون مدنی صدور گواهی عدم امکان سازش مورد استدعاست 0 خواهان بیان داشته مهریه ام را جداگانه مطالبه کردم و یک سکه را بذل میکنم 0 جهازم پرونده جداگانه دارد 0 فرزند مشترک نداریم 0 باردار نیستم سایر حق و حقوق را فعلا نمیخواهم (صفحات 45 - 44 ) شعبه --- دادگاه حقوقی زنجان قرار ارجاع امر به داوری را صادرکرده است (ص 46 ) 0 زوجه آقای بهزاد م. را و زوج آقای بهار علی توکلی را به عنوان داور معرفی کرده اند (ص 48 ) داوران به شرح صفحه 49 عدم توفیق خود درجهت صلح و سازش زوجین را مرقوم داشته اند بالاخره شعبه --- دادگاه حقوقی زنجان پس از یک سلسله رسیدگی به موجب دادنامه شماره --- مورخ 94/10/13 چنین رای صادرکرده است «رای دادگاه: در خصوص دادخواست خانم م. م. فرزند علی با وکالت بعدی خانم ن. م. به طرفیت آقای ح. س.م. فرزند ع. با وکالت بعدی آقای س. ح. و خانم س.م. ح. مشترکا منفردا دائر بر صدور گواهی عدم امکان سازش موضوع سند نکاحیه به شماره 7962 مورخ 90/2/22 دفترخانه شماره 40 زنجان به علت سوء رفتار و سوء معاشرت زوج (تخلف از شروط ضمن عقد بند دو عقد نامه) و در عسر و حرج قرار دادن زوجه، دادگاه با عنایت به دادخواست خواهان ملاحظه کپی مصدق سند نکاحیه که ضم دادخواست است ملاحظه کپی مصدق دادنامه شماره --- مورخ 94/6/30 صادره از شعبه --- کیفری دو تهران که در آن زوج ملزم به پرداخت مقادیری قابل توجه دیه در حق زوجه شده عدم حضور شخص خوانده و عدم دفاع از خود حضور وکیل خوانده و بیان اینکه علیرغم ناملایماتی که موکله از زوجه دیده (رابطه نامشروعی که با شخص اجنبی داشته حاضر به طلاق نیست) و ضرب و جرحی که مورد رای واقع شده ناشی از لوث و قسامه بوده است درحالی که دادگاه رویت میکند اولا رابطه نامشروع اثبات نشده ثانیا گزارش مرجع انتظامی متعلق به تاریخ 92/12/8 بوده و ضرب و جرح در تاریخ 93/1/21 واقع شده و نمیتوان حتی استدلال کرد که زوج به علت جری شدن از رابطه نامشروع ادعایی، همسرش را مورد ضرب و جرح قرار داده و اینکه اثبات ضرب و جرح از طریق قسامه دلیل بر عدم وقوع آن نیست زیرا مگر در خانه زن و شوهر چه کسی باید غیر از ایشان حضور داشته باشد و اینکه مساعی داوران نیز در عدم جدایی ایشان موثر واقع نشده و تخلف زوج از بند 2 عقد نامه محرز و مسلم بوده مستندا به مواد 1119 ، 1133 ، 1145 جملگی قانون مدنی و مواد 26 و 27 قانون حمایت خانواده مبادرت به صدور گواهی عدم امکان سازش با شرایط ذیل مینماید 0 زوجه حسب اقرار باردار نیست و جهاز خود را مسترد کرده فرزند مشترک ندارند نفقه ایام عده به زوجه نمیرسد مهریه مطالبه شده، زوجه یک سکه را بذل میکند و برای سایر حق و حقوق پرونده جداگانه دارد نوع طلاق با توجه به بذل زوجه و قبول بذل ناشی از وکالت حاصله بائن خلعی میباشد و عده آن سه طهرکامل است 0 احراز شرایط صحت طلاق و رعایت تشریفات طلاق با مجری محترم بوده و زوجه میتواند بعد از قطعیت دادنامه با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق با اعمال حق وکالت ماخوذه با حق توکیل به غیر نسبت به اعمال و اجراء و ثبت آن اقدام و دفاتر مربوط را اصالتا و وکالتا امضا نماید. اعتبار اجرایی این گواهی سه ماه پس از قطعیت دادنامه است رای صادره حضوری ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان زنجان میباشد»; آقای ح. س.م. با وکالت آقای س. ح. و خانم س.م. ح. نسبت به دادنامه --- طی دادخواست و لایحه تقدیمی، تجدیدنظرخواهی نموده است 0 خانم م. م. نیز لایحه جوابیه خود را تسلیم داشته که به شماره 3911 - 94/11/15 ثبت دفتر اندیکاتور شده است(صفحات 105 - 104 - 103 - 102 -) شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان زنجان به موجب دادنامه شماره --- مورخ 94/11/28 به شرح منعکس در آن دادنامه بدوی را تایید کرده النهایه اضافه نموده « 000 لذا اعتراض رد، با توجه درخواست کننده طلاق از ناحیه زوجه است فلذا در اجرای ماده 26 قانون حمایت خانواده مصوب 1391/12/01 به جای گواهی عدم امکان سازش حکم به الزام زوج به مطلقه نمودن زوجه صادر و به جای اعتبار این گواهی سه ماه است مدت اعتبار حکم طلاق شش ماه پس از تاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجام خواهی است 0 رای صادره پس از ابلاغ ظرف بیست روز قابل فرجامخواهی دردیوان عالی محترم کشور میباشد»; این دادنامه ( 01421 ) در تاریخ 94/12/2 به آقای س. ح. و س.م. ح. ابلاغ شده است و در تاریخ 94/12/4 به خانم م. م. ابلاغ گردیده است 0 آقای ح. س.م. با وکالت آقای س. ح. و خانم س.م. ح. طی دادخواست و لایحه سه صفحه ای پیوست به شرح مندرج در آن نسبت به دادنامه --- صادره از شعبه اول تجدیدنظر زنجان فرجام خواهی کرده است 0 خانم م. م. فرجام خوانده نیز لایحه جوابیه سه صفحه ای خود را در تاریخ 95/1/7 تسلیم نموده که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال جهت رسیدگی به شعبه --- دیوان ارجاع گردیده است 0 کلیه محتویات پرونده به هنگام شور قرائت می‌شود.هیات شعبه چنین رای میدهد:رای شعبه --- دیوان عالی کشوراعتراض وکیل فرجام خواه بر رای فرجامخواسته وارد به نظر میرسد زیرا خواهان به منظور اثبات سوء رفتار زوج سه فقره گواهی پزشکی قانونی حاکی از وجود آثار ضرب در بدن زوجه ارائه نموده که تنها در یک مورد زوج به موجب دادنامه شماره --- محکوم گردیده و منکر ایراد ضرب در موارد دیگر است و دلیلی که مثبت ادعای زوجه باشد ارائه نگردیده است اظهارات گواهان به نحوی که بیان گردیده ناظر ایراد ضرب بخواهان نبوده و به نقل قول از خواهان مطالبی را بیان نموده‌اند لذا استمرار سوء رفتار زوج مدلل بدلیل کافی نیست با عنایت به بند 4 تبصره ذیل ماده 1130 قانون مدنی و عدم تحقق بند 2 شرایط ضمن العقد رای فرجامخواسته به شماره 9409972401701421 شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان زنجان نقض و رسیدگی بشعبه دیگر همان دادگاه محول میگردد.رسیدگی پرونده به شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان زنجان محول شده است. خانم م. م. طی لایحه ای که خلاصه آن درج میگردد مرقوم داشته استدعا دارد با تایید رای بدوی و فراهم نمودن موجبات طلاق اینجانب را از زندان تنک و تاریکی که در آن گرفتار آمده ام نجات دهند زیرا اگر شرایط یک زندگی آرام و آبرومند برایم فراهم باشد دلیلی ندارد که بر خواسته خود برای طلاق پافشاری کنم. در سال 1390 به عقد دائم زوج درآمده و زندگی مشترک را آغاز نمودم از همان ابتدای زندگی به بهانه های واهی مورد ضرب و شتم از طرز شوهرم قرار گرفتم. فقط در یک فقره ضرب و شتم علیه شوهرم از دادگاه حکم محکومیت گرفته ام در پنج فقره دیگر که از سوی شوهرم مورد ضرب و شتم قرار گرفتم از ترس اینکه مبادا شکایتم موجب عصبانیت بیشتر وی شود کوتاه آمده و به جای شکایت فقط به اخذ گواهی پزشکی به سنده کردم البته در یک مورد هم در کلانتری رضایت دادم. اما آنچه شرم آور است دفاعیات کذب خوانده است که مرتب ضرب و شتم مکرر حقیر را انکار نموده است... به هر حال قضیه از دو حالت نمی تواند خارج باشد یا اینکه شوهرم خودش مرا مورد ضرب و شتم قرار داد، یا اینکه شخص دیگری مرا مضروب ساخته شوهرم غیرت دفاع از ناموس را نداشته که از من دفاع نماید اگر احتمال دوم را هم بپذیریم شوهر بی غیرت به درد زندگی مشترک نمی خورد... آنچه مسلم است این است که هیچ امیدی به اصلاح ذات البین نیست وگرنه اینقدر برخواسته خود تاکید و اصرار نمی ورزیدم و ادامه این کش و قوس نه تنها مشکلی را حل نمی کند بلکه اوضاع را بدتر از پیش آشفته خواهد کرد...»; (صفحات 162 - 163 ). در جلسه مورخه 1395/04/29 شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر زوجه اظهار داشته من سال 90 عقد کردم دو سه ماه بعد روی من دست بلند کرد. ما در دانشگاه با هم آشنا شدیم در رشته فیلم سازی با هم همرشته بودیم شخصیت عصبی دارد دوره نامزدی برای درسم در تهران با خانواده ایشان زندگی میکردم که باز دست روی من بلند کرد که پزشکی قانونی رفتم دیماه 93 به کلانتری رفتم که آنجا تعهد داد که این کار را نکند. یک بار سر شارژر دعوا به پا کرد که برادرزاده ام دزیده بعد معلوم شد تو جیب خودش هست. شهریور 91 عروسی کردیم 25 شهریور با من دعوا کرد جهیزیه مرا شکاند که چرا فایل های شما هدیه کم آوردند، با تاخیر به پاگشا آمدم چون کبود بودم سه دانگ ساختمان تهران را به نام من کردند میگوید به عنوان مهریه است در حالی که اینطور نیست بله برون قرار شد ملکی که بخرند به نام من سه دانگ سند بزند قول داد من بابت خرید کمک کردم ربطی به مهریه ندارد. جهیزیه ام را آوردم. بیش از بیست بار با هم درگیر شدیم در خانه مرا حبس کرد نمیدانم چرا این کارها را میکرد النهایه من به جهت آزار و اذیت دیگر تحمل ندارم درخواست حکم به طلاق دارم در همه موارد فوق شهود دارم عنداللزوم حاضر به گواهی هستند. مدارکی که از فضای مجازی به من نسبت داده اند کلا ساختگی است. زوج آقای ح. سلیمان میگوئی اظهار داشت تمام مشکل ما از زمانی شد که خانه را به نام وی کردم ایشان رابطه ای داشتند با فردی به نام محمود ر. ی که در حمام منزلمان وی را دستگیر کردم. تاریخ 92/12/10 بود میگوید پاپوش بود که من برایش درست کردم در حالی که خودشان به این مطلب اقرار کردند در مرجع انتظامی من به ادعای وی دکتر رفتم که ادعا کرده بود تعادل روانی ندارم. همه همسایه ها حاضرند گزارش و شهادت دهند مشکل روانی ندارم. با افراد مختلف چت کرده است. من یک عمر بسیجی بودم شکایتی از من کرد چهار روز بعد از عروسی من هیچوقت ایشان را نزدم. مواردی میشد ایشان صورت مرا چنگ می زد که من عصبانی شوم من حتی به خانواده اش نیز این حرف را زدم ایشان این ادعا را به این خاطر می کند که سه دانگ خانه مرا گرفته است و حالا میخواهد طلاقش را بگیرد. آقای س. ح. نیز به وکالت اظهار داشته آنچه من فهمیدم اینکه زوجه برای مدرک درست گرفتن برای طلاق و در عین حال نگهداشتن خانه و سپس ازدواج با فرد دیگر این کارها را انجام میدهد و موکل حاضر نیست هم مهریه بدهد و هم اینکه همسرش با این ترفند طلاق بگیرد (صفحات 164 - 165 ). نظر به استناد خواهان به گواهی دادگاه قرار استماع گواهی صادر کرده است (ص 166 ). دادگاه از آقای علی م. پدر زوجه و خانم مهسا اسدی و ریحانه اسدی خواهرزادگان زوجه و بهزاد م. برادر زوجه در برگ های جداگانه استماع گواهی به عمل آورده است. (صفحات 171 تا 174 ). زوج پس از استماع گواهی گواهان اظهار داشته هیچکدام از شهود به اینکه وی او را ضرب و جرح قرار داده گواهی ننموده‌اند بلکه به مشاجره لفظی گواهی داده اند و از طرفی تمام شهود هم رابطه نسبی دارند وهم رابطه سببی بنابراین گواهی آنان مورد قبول نبوده... شهادت شهود از روی قطع و یقین نبوده و دیوان نیز نقص تحقیقاتی نگرفت بلکه دلایل را کافی ندانسته... لذا اخذ گواهی گواهان فاقد وجاهت قانونی است نقض رای اولیه را استدعا دارم (ص 175 ). در تاریخ 95/6/25 در وقت فوق العاده جلسه شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان زنجان جهت صلح و سازش تشکیل گردیده زوجه خانم م. اظهار داشته من حاضرم با اخذ 150 عدد سکه تمام بهار آزادی و اعاده سه دانگ خانه به زوج یا الحاق یک دانگ به سه دانگ با طلاق موافقم. زوج اظهار داشته من توافق بر طلاق و جدایی ندارم تقاضای بازگشت همسرم به زندگی مشترک دارم. زوجه در تاریخ 95/7/10 لایحه ای تقدیم داشته مضمونا اینکه از فروردین 94 بر اثر ضرب و شتم از منزل مشترک اخراج شدم ریالی بابت نفقه نداده مطالبه کردم طی دادنامه شماره --- -* 156 آقای ح. سلیمان میگوئی محکوم به پرداخت نفقه اینجانب از تاریخ فروردین 94 گردید و همچنین برای سال 95 نیز نفقه مقرر گردیده که متاسفانه تاکنون ریالی پرداخت نکرده است. که ایشان بابت این پرونده دادخواست اعسار داده اند که در نتیجه ماهانه پنجاه هزار تومان تعیین شده است که طبق محاسبات حدود 9 سال طول می کشد که بنده فقط نفقه یک سال خود را دریافت کنم (با توجه به اینکه دانشجوی دانشگاه آزاد هستم و مشکل کلیوی نیز دارم و هیچ بنیه ای هم ندارم شرایط بسیار سختی برایم فراهم شده است) از آنجائی که عدم پرداخت نفقه از جهات موجه برای درخواست طلاق می‌باشد لذا ضمن تقدیم دادنامه های مربوط به پیوست تقاضای رسیدگی و صدور حکم شایسته به طلاق را دارم. بالاخره شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان زنجام به موجب شماره دادنامه --- مورخ 1395/07/13 به شرح صفحه نهم مبادرت به صدور رای نموده است.رای دادگاهتجدیدنظر خواهی آقای سلیمان میگوئی فرزند ع. با وکالت س. و معصومه ح. علیه تجدیدنظرخوانده خانم م. م. فرزند علی از دادنامه شماره --- شعبه ششم دادگاه خانواده زنجان مبنی بر صدور گواهی عدم امکان سازش با شرایط مقرر در دادنامه، به استناد سوء رفتار و معاشرت زوج و در عسر و حرج قرار دادن زوجه در شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان زنجان رسیدگی و طی دادنامه --- و با اصلاح گواهی عدم امکان سازش به حکم الزام زوج به مطلقه نمودن زوجه و اینکه مدت اعتبار حکم طلاق شش ماه پس از ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجام خواهی است نتیجتا تایید گردیده است سپس مورد فرجام خواهی وکلای زوج قرار گرفته و در شعبه محترم --- دیوان عالی کشور رسیدگی و طی دادنامه --- ضمن نقض حکم فرجام خواسته، رسیدگی به پرونده به شعبه دیگر دادگاه تجدیدنظر زنجان محول و به اینشعبه ارجاع گردیده است. در دادنامه دیوان قید شده ادعای سوء رفتار زوج و استمرار سوء رفتار وی با توجه به ادله زوجه، مدلل به دلیل کافی اثباتی نیست. این دادگاه با لحاظ خواسته خواهان که رسیدگی به سوء رفتار و معاشرت زوج و اعلام تحقق بند 2 شروط ضمن عقد نکاحنامه و وکالت زوجه در طلاق خود است، با تعیین وقت رسیدگی در جلسات متعدد، به ادله و دفاعیات طرفین رسیدگی نمود، زوجه در بخشی از مطالبش گفته است شوهرم شخصیت عصبی دارد و مکرر مرا مورد ضرب و شتم قرار داده است حتی در دوره نامزدی و چند روز بعد از عروسی، دست روی من بلند کرد و به پنج فقره گواهی پزشکی استناد کرده است، سه دانگ ساختمانی در تهران را به نام من سند زده به خاطر اینکه در خرید آن، من کمک کرده بودم ولی الان می گوید از بابت مهریه است. زوج نیز اظهار داشته، همسرم را با فرد دیگری در تاریخ 92/12/10 دستگیر کردم، از وقتی سه دانگ خانه را به نامش زدم، این ادعاها را می کند که طلاقش را از من بگیرد و خانه را هم نگه دارد. دادگاه اظهارات شهود استنادی زوجه را هم اخذ نمود که از بستگان وی می‌باشند مفاد گواهی آنها، اختلاف جدی طرفین و ضرب و شتم خواهان از سوی خوانده است. گواهی پزشکی های استنادی، یک مورد مربوط به دوره نامزدی و یک مورد پنج روز بعد از تاریخ عروسی 91/6/24 و یک مورد ایام عید در منزل پدر خانم 92/1/12 و هر سه اینها مربوط به قبل از جریان دستگیری فردی در منزل زوج است. یک مورد رضایت شده و نسبت به یک مورد نیز حکم صادر گردیده است. و همه این موارد با توجه به قراین و شواهد نمی تواند ساختگی و یا صرفا عکس العمل زوج نسبت به رفتار غیر متعارف زوجه با فرد دیگری باشد و اساسا این مطلب مجوز ضرب و شتم نیست به ویژه هنوز حکمی در این باره صادر نشده است. از پاره ای مستندات زوج نیز برمی آید ایشان در روابط و مکالمات زوجه کنکاش می کند و طبعا به زندگی آن دو لطمه می زند. سعی دادگاه به ادامه زندگی یا متارکه توافقی، طرفین نیز با مخالفت زوج مواجه شد که عمدتا به جهت سه دانگ منزل مسکونی تهران است. دادگاه با توجه به مراتب فوق، سوء رفتار و سوء معاشرت جدی زوج را که منجر به زندگی جدا از هم آنها گردیده، محرز تشخیص و چون مجوز قانونی و شرعی بر آن وجود ندارد، موجب تحقق بند 2 شروط ضمن عقد نکاحنامه میداند لذا به استناد ماده 358 دادرسی مدنی و نیز 1119 ، 1133 قانون مدنی و 26 و 27 حمایت خانواده، ضمن تایید اساس دادنامه --- دادگاه بدوی، اعلام میدارد سوء رفتار و معاشرت زوج موضوع بند 2 شروط نکاحنامه فیمابین، محرز و محقق است و زوجه وکالت با حق توکیل به غیر برای طلاق خود دارد که با ترتیب مقرر در دادنامه بدوی خود را به طلاق بائن خلعی مطلقه نماید، باردار نبوده و فرزند مشترک ندارند احراز و اعمال شرایط صحت طلاق با سردفتر مجری است. این رای ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور است.این دادنامه ( 9509972401800792 - 1395/07/13 صادره از شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان زنجان) در تاریخ 95/7/24 به آقای س. ح. ابلاغ شده است مشارالیه به وکالت از آقای ح. سلیمان میگوئی در تاریخ 1395/08/03 طی دادخواست و لایحه پیوست به شرح مندرج در آن نسبت به دادنامه --- فوق الذکر فرجام خواهی کرده است. عمده ترین مطلبی که مرقوم داشته مضمونا اینکه شعبه محترم دوم دادگاه تجدیدنظر استان زنجان نمی بایستی به شهادت شهود متمسک میگردید چرا که شعبه محترم --- دیوان این ادله را چون ناظر به ایراد ضرب و جرح فرجام خوانده ندانسته اند عملا تمسک بدان را فاقد وجاهت اعلام نموده اند. در فرض محال تمسک به شهادت شهود، شعبه محترم دادگاه تجدیدنظر استان زنجان نمی بایستی با تمسک به شهادت همان شهود که اظهارات آنان دارای حجت نبوده و از اعداد دلایل اثباتی نیز خارج گردیده است اقدام می نمودند. عمده دلیل پذیرش جرح شهادت شهودی می‌باشد که مسبوقا به رای شعبه محترم --- دیوان عالی کشور شهادت آنان از زمره ادله های اثباتی خارج گردیده و امکان استماع دوباره شهادت آنان با وجود این رای اساسا غیر مقدور شده بود و صرفا برای وجه بخشیدن به برگه های پزشکی قانونی بوده که اصولا هیچ ارتباطی با زوج نداشته و بدوا نیز توسط دادگاه کیفری با توجه به زمان آن رد شده بوده است. موکل اینجانب فرجام خواه (زوج) ضمن سعی و تلاش بی وقفه و فراوان در جهت اصلاح خانواده و مساعدت و اقدام اعمالی چون صلح سه دانگ از پلاک ثبتی منزل به نام همسر در قالب مهریه و سعی و تلاش به استمرار و مداومت در تکالیف زناشویی و ارائه استشهادیه به شعبه محترم --- تجدیدنظر زنجان که به امضا بالغ بر بیست نفر از بستگان، همسایگان و همکاران موکل رسیده اعلام داشته اند که حاضر به شهادت در هر محکمه ای می‌باشند. همچنین رضایت و عدم پیگیری قضایی و تفحص در موضوع دستگیری زوجه در منزل مشترک که اعترافات آنها با موضوعیت رابطه نامشروع در پلیس امنیت ضمیمه پرونده می‌باشد، همگی دلالت بر ح. نیت و استمرار در ح. اخلاق اسلامی و انسانی به دور از عسر و حرج ادعایی فرجام خوانده محترم دارد. لذا نظر به مراتب فوق نقض دادنامه معترض عنه را استدعا کرده است (برگرفته از صفحات 224 تا 229 ). خانم م. م. فرجام خوانده نیز لایحه خود را تقدیم داشته که مفهوما اهم آن درج میگردد. پس از درگیری فروردین ماه 1394 اخراج از منزل، اقدام به مطالبه مهریه خود به میزان 514 قطعه سکه تمام بهار آزادی نمودم بابت تامین خواسته، خودروی سواری آقای سلیمان و چهاردانگ از یک باب منزل را که سند آن نیز به نام وی بود توقیف کردم. فرجام خواه بدوا مدعی پرداخت مهریه اینجانب با صلح سه دانگ از آپارتمان مسکونی خود که سند آن در سال 1391 به نام اینجانب منتقل شده بود گردیده و به موجب احکام پیوستی از اثبات ادعا عاجز ماند (عضو ممیز: زوجه در صفحه 211 پرونده اظهار داشته سه دانگ ملک مهریه ام است. ظاهرا این مطلب را زوجه در پرونده ای در شعبه --- کیفری دو مجتمع قضایی شهید قدوسی ( 1050 جزایی سابق) بیان داشته که به عنوان مستند فتوکپی مصدق آن صفحه 211 پرونده فعلی را تشکیل داده است) سپس در مرحله ارزیابی اموال توقیف شده جهت مزایده، خانواده او با اعتراض ثالثی مدعی مالکیت چهار دانگ منزل شده و خود وی نیز مدعی انتقال خودرو با قولنامه عادی شده و با اعتراضات فوق ریالی بابت مهریه به بنده پرداخت نگردیده است و هر چند در جلسه ای که در شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان زنجان تشکیل گردید بنده حاضر به توافق و گذشت حتی بیش از 450 قطعه سکه از مهریه خود شدم ولی متاسفانه نظر فرجام خواه این بود که علاوه بر تنظیم مجدد سند سه دانگ مورد صلح به نام وی و بذل مهریه و سایر حقوق مالی خود چیز دیگری هم به وی داده شود تا راضی به طلاق گردد و مدعی ضرر و زیان بوده آقای ح. سلیمان میگوئی از 94/1/20 که بنده را مورد ضرب و شتم قرار داده و اخراج نموده، ریالی بابت نفقه یا سایر حقوق مالی بنده از جمله اجرت المثل پرداخت ننموده است علیرغم محکومیت وی طی دادنامه --- - 94/12/17 صادره از شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی زنجان به پرداخت نفقه معوقه اینجانب از 94/1/20 و برقراری نفقه ماهانه به میزان 40600000 ریال مدعی اعسار شده و هر چند خواسته وی طی دادنامه --- مورد پذیرش قرار گرفته و نفقه اینجانب از قرار ماهی پنجاه هزار تومان تقسیط گردیده است ولی مجددا معترض شده و مدعی عدم توانائی در پرداخت شده است. حال با وصف فوق مدت 7 سال استهلاک نفقه معوقه به میزان پنج میلیون تومان به طول خواهد انجامید. سوال اینجانب که آیا با پرداخت ماهانه نفقه به میزان پنجاه هزار تومان امکان زندگی برای بنده با هزینه گزاف کنونی وجود خواهد داشت؟... چگونه امکان زندگی را برای بنده فراهم خواهد نمود.... آیا عدم پرداخت نفقه به مدت شش ماه و عدم امکان الزام به پرداخت طبق آراء صادره از موارد عسر و حرج و دلیل موجه بر متارکه نیست. اما در پاسخ به دلایل فرجام خواهی معروض میدارم اساسا رای شعبه --- دیوان عالی کشور نقض و بی اعتبار دانستن شهادت شهود قبلی نیست بلکه دلالت بر این امر دارد که اظهارات گواهان به نحوی که بیان گردیده ناظر به ایراد ضرب خواهان نبوده و به نقل قول از خواهان مطالبی را بیان نموده اند. بنابراین این وظیفه و تکلیف از دادگاه محترم همعرض (شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان زنجان) ساقط نبوده که با تحقیق مجدد از شهود و بررسی سایر اوضاع و احوال در خصوص سوء معاشرت زوج تحقیق و بررسی نموده و مالا به عسر و حرج زوجه حکم دهد... از آنجائی که معمولا در اختلافات خانوادگی، افراد دیگری بجز فامیل و نزدیکان از موضوع با خبر نمی شوند لذا رابطه فامیلی شهود با بنده نیز از موارد جرح نمی تواند باشد همانگونه که فرجام خواه در اکثر دعاوی مطروحه این جمله اعسار به شهادت افراد فامیل خود استناد نموده و شهادت آنها مستند صدور رای برله وی قرار گرفته است؟ شهود تعرفه شده در شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر همان شهود قبلی نبوده اند و ایراد فرجام خواه از این نظر نیز وارد نمی‌باشد هر چند شاهد معرفی شده در مرحله تحقیقات مقدماتی شکایت ضرب و جرح در سال 1394 (خانم زهرا وزین نژاد) به عینه شاهد عصبانیت فرجام خواه و بحث و درگیری ما و هل دادن بنده به طرف میز در منزل مشترک بوده... مودای گواهان تعرفه شده در شعبه دوم دادگاه تجدیدنظر استان زنجان نیز همگی مثبت ادعای بنده در ایراد ضرب و شتم از جانب فرجام خواه بوده... علاوه بر موارد فوق اخیرا نیز در تاریخ 95/5/29 در شهر تهران و به هنگام توقیف خودروی آقای سلیمان، در نزد ماموران نیروی انتظامی مورد ضرب و شتم و توهین و فحاشی از جانب فرجام خواه قرار گرفته ام که پرونده آن تحت کلاسه --- در شعبه --- کیفری دو تهران در حال رسیدگی است. در مورخ 95/5/26 فرجام خواه به همراه برادرزاده خود علی سلیمان میگوئی... به درب منزل پدری اینجانب مراجعه و پس از صدمه به خودروی اینجانب که مقابل منزل پارک بود از محل متواری شدند پرونده 950677 در شعبه دوم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب زنجان با موضوع تخریب عمدی در حال رسیدگی است لذا تقاضای ابرام دادنامه فرجام خواسته را دارم. (برگرفته از صفحات 278 تا 282 ). ضمنا در تاریخ 95/11/11 خانم م. پ. وکیل زوجه لایحه سه صفحه ای تقدیم داشته که مفهوما مطالب قبلی را در بر میگیرد و در بخشی از آن مرقوم داشته «... مطابق دادنامه صادره از شعبه دوم تجدیدنظر استان زنجان، زوجه حاضر به طلاق توافقی با بذل مهریه بوده ولی زوج قبول نکرده است و صرفا زوج قصد دارد در قبال طلاق از زوجه مال مضاعف وصول نماید که این مورد برای قضات تجدیدنظر محرز شده که حکم طلاق را صادر نموده اند... به مدت دو سال است که زوج علیرغم محکومیت به پرداخت نفقه و صدور اجراییه نفقه ای پرداخت نکرده است. شهود متعددی که سوء رفتار زوج را شهادت داده اند... پاره ای از مستندات خود را ضمیمه لایحه خود کرده است. آقای ح. سلیمان میگوئی نیز در تاریخ 95/10/12 لایحه سه صفحه به شرح مندرج در آن به دفتر شعبه --- دیوان تقدیم داشته ضمن تکرار پاره ای از مطالب قبلی خود مضمونا در بخش ب مرقوم داشته... در شعبه همعرض دادگاه محترم تجدیدنظر همسرم شهودی معرفی مینماید که با حضور آنها در دادگاه به گواهی های پزشکی قانونی ارائه شده که مربوط به سالهای قبل بوده وجه و اعتبار اثباتی بخشیده که با حضور آنها جرح صورت گرفته و عدم توجه دادگاه محترم و ملاک قرار دادن ادعاهای به دور از واقعیت که تماما در دادنامه اخیر از زبان همسر بنده (فرجام خوانده پرونده) به نگارش درآمده است سبب تایید مجدد دادنامه منقوض بدوی میگردد. و اضافه نموده که دادگاه تجدیدنظر به برگ استشهادیه ای که همکاران، همسایگان و بستگان به ح. رفتار وی گواهی داده اند و ارائه دو فقره گواهی پزشکی مبنی بر سلامت روانی و عدم اعتیاد توجه ننموده اگر دچار عدم تعادل روانی و یا هرگونه برخورد عصبی که منجر به ضرب و شتم ایشان بوده است باشم چرا با وجود سوء رفتار ایشان (زوجه) در منزل مشترک در رابطه با ارتباط نامشروع فقط توسط پلیس 110 اقدام به دستگیری نموده ام و ایشان را مورد ضرب و شتم ننموده ام (با وجودی که حقا و انصافا محق آن بوده است) و با توجه به ندامت و پشیمانی همسرم ایشان را بخشیده ام. اما ایشان در دادخواست خود اعلام داشته اند که مورد ضرب و شتم و اخراج از منزل قرار گرفته اند (پیوست 14 و 15 ). با توجه به مجموع زندگی مشترک بنده و همسرم که کمتر از 2/5 سال بوده و انتقال سه دانگ از آپارتمان زندگی مشترک که با قرض و مشقت تهیه نموده ام و به عنوان مهریه به ایشان منتقل نموده ام که اقرار ایشان نیز در صورتجلسه دادگاه کیفری موید این موضوع می‌باشد (پیوست 16 ) جملگی بیانگر تلاش همواره اینجانب برای داشتن یک زندگی سالم و بدون دغدغه بوده که شعبه هم عرض دادگاه محترم تجدیدنظر به آن توجه ننموده است لذا نظر به مراتب فوق نقض دادنامه بدوی را استدعا کرده است. به هر حال پرونده به دیوان عالی کشور ارسال جهت رسیدگی به شعبه --- ارجاع گردیده کلیه محتویات پرونده به هنگام شور قرائت می‌شود.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای عبدالرضا کریمی صحنه سرائی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد:

رای شعبه

حسب صورتجلسه مورخه 95/6/25 دادگاه تجدیدنظر زوجه اظهار داشته موافقت دارد تعدادی از سکه های مهریه خود را در مقابل طلاق بذل نماید و در لایحه ای که در پاسخ به دادخواست فرجامی زوج مرقوم داشته نیز با رقمی متفاوت تایید نموده در رای فرجامخواسته در این مورد نفیا یا اثباتا اظهار نظر نشده و رای بدوی که با رقم مذکور متفاوت است تایید گردید با عنایت به ماده 29 قانون حمایت خانواده اقتضا داشته دادگاه در این مورد و میزان آن و استفاده از اختیارات او در سند نکاحیه تحقیق و سپس اظهارنظر نمایند لذا با استناد به بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی مدنی رای فرجامخواسته نقض و پرونده به دادگاه مربوطه اعاده میشود که پس از رفع نقص اظهارنظر نموده به طرفین ابلاغ نماید و با توجه به ماده 33 قانون حمایت خانواده در خصوص مدت اعتبار گواهی و نیز نفقه ایام عده زوجه نیز وفق موازین قانونی اظهارنظر نمایند.

رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور: مصطفی فاتحی مستشار: عبدالرضا کریمی صحنه سرائی

منبع