رابطه اجرت المثل و نحله

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1395/06/15
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: جایگاه نحله در نظام حقوقی در طول اجرت المثل است و بنابراین در مواردی می توان حکم به صدور نحله نمود که شرایط صدور حکم به اجرت المثل محقق نشده باشد.

رای شعبه دیوان عالی کشور

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه بیست و ششم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/06/15 - 08 : 33 قاضی: سیدمجتبی قریشی قاضی: رضا انصاری

خلاصه جریان پرونده

در تاریخ 91/12/1 آقای م. ز.الف. فرزند ح. با وکالت آقای س.ع.الف. طاهری زاده دادخواستی به طرفیت همسرش خانم ف. د.ز. فرزند م. به دادگستری شهرستان یزد تقدیم و ادعا کرده است: در تاریخ 89/7/1 با خوانده ازدواج دائم نموده و زندگی مشترک را از اواسط خرداد 1391 آغاز نموده و عقد نکاح بر اساس شرط سلامت واقع گردید اما حسب مندرجات گواهی پزشکی قانونی(پیوست) همسر بنده از سال 1388 دچار افسردگی متوسط توام با علائم وسواس بوده و از همان سال تحت نظارت دو پزشک بوده و دو ترم مرخصی تحصیلی گرفته و به لحاظ شدت بیماری دارو مصرف کرده و متاسفانه در زمان عقد با تدلیس و فریب بنده باعث شده به لحاظ عدم اطلاع از وقایع بنده تن به وصلت با او بدهم و اخیرا پس از صدور گواهی مذکور متوجه وجود بیماری وی از قبل از ازدواج گردیدم لذا به استناد مواد 1120 ، 1128 ، 1131 قانون مدنی تقاضای رسیدگی و صدور حکم مبنی بر فسخ نکاح به لحاظ تدلیس دارم. پرونده به شعبه شش دادگاه ارجاع و آقای م. م. وکیل دادگستری وکالت خود را از خوانده به دادگاه اعلام و جلسه دادگاه در تاریخ 92/2/2 با حضور وکیل خواهان و خوانده و وکیلش تشکیل و وکیل خواهان خواسته خود را تکرار نموده و از فسخ نکاح به طلاق از ناحیه زوج اصلاح نموده و وکیل خوانده در پاسخ مخالفت موکلش را با طلاق اعلام و خواهان ادامه زندگی مشترک شده و اظهار داشته در صورت اصرار زوج بر جدایی کلیه حقوق مالی موکلش را طبق نظر کارشناس خواستار است و وکیل خواهان نیز پرداخت آن را پذیرفته است. پس از آن به دستور دادگاه و به منظور صلح و سازش طرفین پرونده به اداره بهزیستی یزد ارسال و پس از رسیدگی در پاسخ دادگاه اعلام شده زوجین با یکدیگر سازش نداشته و اصرار بر جدایی دارند و اقدامات تخصصی نتیجه بخش نبوده است. قرار ارجاع امر به داوری صادر و اقای ح. ز.الف. به عنوان داور زوج معرفی و آقای م. د.ز. نیز به عنوان داور زوجه معرفی شده و موضوع داوری و ظایف آنان به هر دو تفهیم پس از آن داور زوج نظر خود را مبنی بر میسر نبودن ادامه زندگی زوجین به دادگاه اعلام کرده و داور زوجه نیز اعلام نموده در جلسه سازش زوج حضور نیافته و صرفا پدر وی به عنوان داور حضور یافته و علی رغم آمادگی زوجه جهت ادامه زندگی مشترک داور زوج اصرار بر طلاق و جدایی نموده و اصلاح ذات البینی میسّر نگردیده است. ضمنا چند برگ دادنامه ضمیمه پرونده شده که به موجب دادنامه شماره --- - 92/7/6 که غیابی و از شعبه --- دادگاه عمومی جزایی یزد صادر شده خواهان(زوج) حسب شکایت زوجه اتهامش مبنی بر ترک انفاق محرز تشخیص و به تحمل نود و یک روز حبس تعزیری محکوم شده و به موجب قرار صادر شده از سوی دادیار شعبه چهارم دادسرای یزد به شماره 260 - 91/11/28 مجرمیت زوج به جرم ترک انفاق زوجه احراز شده و قرار مجرمیت وی صادر شده و در مورد شکایت متقابل زوج علیه زوجه مبنی بر تدلیس در ازدواج با عدم احراز آن قرار منع تعقیب صادر شده و به موجب دادنامه دیگری به شماره 300/92 در خصوص دعوی زوجه موصوف به طرفیت زوج به خواسته نفقه معوقه از تاریخ 91/5/18 قاضی محترم شورای حل اختلاف حوزه 12 یزد، خواسته خواهان را موجه تشخیص و حکم به پرداخت نفقه از تاریخ 91/5/18 لغایت 91/6/27 جمعا به مبلغ 3/153/330 ریال و از تاریخ 91/6/28 لغایت اجرای حکم(نیم سال اول سال 1392 ) ماهیانه 1/050/000 ریال (و جمعا به میزان سیزده میلیون و ششصدو پنجاه و سه هزار و سیصد و سی هزار ریال) صادر و مازاد آن ردشده است. در ادامه جلسه دادگاه در تاریخ 92/11/28 با حضور وکیل زوج و شخص زوجه تشکیل و نظر داوران به طرفین ابلاغ و وکیل زوج آن را قبول نموده لکن زوجه مخالفت خود را اعلام و اظهار داشته ما دو ماه زندگی مشترک داشتیم و زوج مرا از خانه بیرون کرد و اگر قرار است مرا طلاق دهد باید حقوق مرا کامل پرداخت کند. نفقه خود از تاریخ 92/5/1 را تا پایان عده و اجرت المثل دو ماه زندگی مشترک را از تاریخ 91/3/18 تا 91/5/18 می خواهم. نصف دارایی زوج را نیز می خواهم و حاضرم توافق کنم. وکیل زوج نیز برای توافق اعلام آمادگی کرده و زوجه اظهار داشته ما رابطه زناشویی داشته ایم باکره نیستم فرزند مشترک و جهیزیه را تحویل نگرفته ام. ضمنا به موجب دادنامه شماره --- - 92/10/19 صادره از شعبه دادگاه عمومی جزایی یزد(شعبه --- ) واخواهی زوج نسبت به دادنامه غیابی مربوط به حکم حبس وی به خاطر ترک انفاق زوجه رد شده و حکم تایید شده است و پس از تجدیدنظرخواهی زوج نسبت به همین حکم به موجب دادنامه شماره --- - 92/12/21 صادر شده از شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان یزد با تبدیل حبس به پرداخت مبلغ پنج میلیون ریال جزای نقدی، حکم بدوی تایید شده است در ادامه زوجه خواستار صدور حکم به پرداخت نحله به جای اجرت المثل شده انجام کارشناسی جهت تعیین حقوق خود شده است و حسب دستور دادگاه زوجه صورت دارائی زوج را جهت تنصیف دارایی به دادگاه اعلام کرده(ص 74 ) در تاریخ 93/7/6 جلسه دادگاه با حضور طرفین تشکیل و زوج اظهار داشته اموالی که همسرم اعلام کرده مال من نیست و متعلق به پدرم می‌باشد در مورد طلاها که ادعا کرده پرونده در شورای حل اختلاف در حال رسیدگی است و بنده نیروی شرکتی با قرارداد سه ماه هستم و کارمند بانک نیستم و نفقه در حال پرداخت است و در مورد مهریه نیز تقاضای تقسیط دارم و جهیزیه نیز در منزل پدر زوج است. وکیل زوجه نیز اظهار داشته موکله مهریه و نفقه تا پایان عده و نصف دارایی را خواهان است و زوج دارای اموالی است که برای عدم پرداخت حق موکله اقدام به واگذاری به اشخاص نموده است و نفقه نیز با توجه به افزایش هزینه ها باید بر اساس نرخ جدید محاسبه و مابه التفاوت آن پرداخت شود. در ادامه قرار کارشناسی صادر تا کارشناس در مورد نفقه زوجه از تاریخ 92/5/1 و اجرت المثل زوجه اظهارنظر نماید و کارشناس نظر خود را در تاریخ 93/10/1 اعلام کرده است ( 96 ) و وکیل زوج نسبت به این نظریه اعتراض کرده و در ادامه دادنامه شورای حل اختلاف حوزه 12 یزد به شماره 177 - 93/6/31 ضمیمه شده و حاکی است دعوی زوجه به خواسته استرداد طلا و جواهرات هدایا موجه تشخیص و حکم به استرداد آن با هزینه دادرسی صادر شده و در مورد شکایت زوجه علیه زوج دائر بر توهین عملی به موجب دادنامه شعبه --- دادگاه جزایی یزد رای برائت صادر شده است. آخرین جلسه دادگاه در تاریخ 94/6/3 با حضور طرفین تشکیل و وکیل زوج اجمالا اظهار داشته: بابت نفقه مبالغی که توسط موکل پرداخت شده مشخص است و فیش های پرداختی جمعا تقدیم دادگاه شده و اجرت المثل را نیز طبق نظر کارشناس مورد قبول موکل است و مهریه نیز پرداخت نشده و موکل قدرت پرداخت دفعی آن را ندارد و حاضر به تقسیط است. وکیل خوانده نیز اظهار داشته: با قبول نفقه پرداختی زوج باقیمانده آن تا پایان شهریور ماه 40/800/000 ریال می‌باشد که زوج می‌بایست به استثناء نفقه ایام عده به موکله پرداخت نماید و با اجرت المثل جمعا مبلغ چهارمیلیون و دویست و هفتاد هزار تومان می‌باشد در خصوص مهریه موکله بابت مطالبه آن اقدامی انجام نداده و در خصوص نصف دارایی ادعایی ندارد. در مورد جهیزیه نیز با توجه به تامین دلیل شورای حل اختلاف با توافق تحویل موکله دهند و در این پرونده ادعایی ندارد. فرزند مشترک نیز ندارند و زوجه باکره نیست. در ادامه زوجه به پزشکی قانونی معرفی تا از وی تست بارداری به عمل آید و نتیجه آن منفی اعلام شده است. نهایتا دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره --- - 94/6/14 گواهی عدم امکان سازش فی مابین زوجین صادر و زوج مکلف شده است حقوق زوجه را به شرح آتی پرداخت نماید. 1 - مبلغ سی و نه میلیون و سیصدو شصت هزار ریال بابت باقی مانده نفقه ایام گذشته از مورخ 92/5/1 لغایت زمان صدور حکم و بابت نفقه ایام عده ماهیانه مبلغ دومیلیون وهفتصد هزار ریال 2 - مبلغ یک میلیون و نهصدهزار ریال بابت اجرت المثل ایام زندگی مشترک از تاریخ 91/3/18 لغایت 91/8/15 و 3 - تعداد سیصد عدد سکه کامل بهار آزادی به عنوان مهریه زوجه. پس از ابلاغ رای بدوی زوجه نسبت به آن تجدیدنظرخواهی نموده و خواهان رد دعوی زوج جهت تداوم زندگی مشترک شده و پرونده به شعبه چهارم دادگاه تجدیدنظر استان ارجاع و دادنامه شماره --- - 94/11/11 صادر و به موجب آن با رد اعتراض وی، رای بدوی عینا تایید شده است. پس از ابلاغ رای اخیر، زوجه نسبت به آن فرجام خواهی نموده و دلیل آن چنین است: از آنجائی که زوج بدون عذر موجه شرعی و قانونی اقدام به این امر(طلاق) نموده لازم بوده بخششی از جانب دادگاه محترم تحت عنوان نحله منظور گردد که این گونه عمل نشده است لذا ضمن اعتراض تقاضای رسیدگی در خصوص پرداخت نحله دارم. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و در تاریخ 95/1/29 ثبت دبیرخانه دیوان شده و در تاریخ 95/1/31 به این شعبه ارجاع شده است که پس از مشاوره به شرح برگ جداگانه اظهارنظر و اتخاذ تصمیم خواهد گردید.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای سید مجتبی قریشی عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره --- - 94/11/11 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای میدهد:

رای شعبه

در خصوص فرجام خواهی خانم ف. د.ز. فرزند م. به طرفیت همسرش آقای م. ز.الف. فرزند ح. نسبت به دادنامه شماره --- - 94/11/11 صادر شده از شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان یزد با توجه به اینکه حسب محتویات پرونده و مفاد لایحه فرجام خواهی اعتراض نامبرده با شقوق ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی منطبق نمی‌باشد و علت اصلی اعتراض نامبرده عدم صدور حکم به پرداخت نحله است که با عنایت به اینکه نحله در طول اجرت المثل است و اگر شرایط اجرت المثل محقق نشود نوبت به نحله می‌رسد و در موضوع پرونده شرایط اجرت المثل محقق شده است، و اعتراض نامبرده موجه نمی‌باشد با استناد به ماده 396 قانون موصوف ضمن ابرام دادنامه فرجام خواسته، پرونده به دادگاه محترم صادر کننده رای عودت داده می‌شود./ر

شعبه بیست و ششم دیوان عالی کشور رضا انصاری (رئیس) سید مجتبی قریشی (عضو معاون)

منبع