تاریخ دادنامه قطعی: 1401/02/31
پیام: صدور حکم الزام به تمکین زوجه منوط به تهیه مقدمات مادی از جمله مسکن مستقل و اثاث& البیت و مقدمات معنوی از جمله ایجاد امنیت روحی و فضای سالم میباشد.
خلاصه جریان پرونده:
محتویات پرونده حاکی از این است.که خانم ز. ر. با وکالت خانم ط. پ. ع. در تاریخ 1400/01/22 با تقدیم دادخواستی به دادگستری شهرستان اردبیل به طرفیت اقای ع. ن. ش. گ. با خواسته طلاق به درخواست زوجه تقاضای صدور حکم مقتضی مطابق خواسته خود را نموده است.وکیل ایشان در تشریح خواسته خود ادعا کرده است: موکل به موجب سند نکاحیه شماره 47628 مورخ 1398/05/01 با خوانده ازدواج کرده ولی در حال حاضر به خاطر وقوع در عسر و حرج در ادامه زندگی مشترک تقاضای طلاق دارد. چون زوج علیرغم تمکین زوجه از وی پرداخت نمی کند حتی به پرداخت نفقه محکوم شده باز هم نداده است.و بابت توهین و تهدید نسبت به موکل محکومیت کیفری حاصل نموده است.زوجین در دوران عقد و نامزدی هستند هنوز عروسی نگرفته اند و زوج حاضر به شروع زندگی مشترک نمیباشد. و دایما با ارسال پیامک و تماس تلفنی درخواست می کند که موکل مهریه اش را بذل کند تا او را مطلقه نماید. و دعوی الزام به تمکین وی نیز محکوم به رد شده است.رسیدگی به موضوع ابتدای به شورای حل اختلاف محل و پس از اعاده از ان شورا به خاطر عدم ایجاد صلح و سازش به دادگستری به شعبه اول دادگاه خانواده اردبیل ارجاع شده است.متعاقبا زوج نیز در تاریخ 1400/02/07 با تقدیم دادخواستی به دادگستری اردبیل تقاضای الزام زوجه به تمکین و صدور حکم مقتضی بر اساس خواسته خود را نموده و اجمالا ادعا کرده است.زوجه از تاریخ 1399/01/30 بدون عذر و دلیل زندگی مشترک را ترک کرده و جهیزیه اش را هم با خود برده است.و به رغم درخواست من به زندگی مشترک بر نمی گردد. تقاضای محکومیت وی به الزام به تمکین دارم. این بخش از پرونده هم پس از اعاده از شورای حل اختلاف (به لحاظ عدم ایجاد صلح و سازش) جهت رسیدگی به شعبه اول دادگاه خانواده شهرستان اردبیل ارجاع گردیده و دادگاه مرجوع الیه نیز پس از جری تشریفات قانونی و رسیدگی های لازم در نهایت به موجب دادنامه شماره --- مورخ 1400/09/03 به شرح و استدلال مندرج در متن ان مبادرت به صدور رای مبنی بر بطلان دعوی زوج مبنی بر الزام به تمکین زوجه و حکم به الزام زوج به مطلقه نمودن زوجه به شرح ذیل نموده است:
در خصوص دعوی اقای ع. ن. ش. گ. فرزند ح. با وکالت اقای م. ع. پ. به طرفیت خانم ز. ر. فرزند ع. با وکالت خانم ط. پ.، به خواسته صدور حکم برالزام خوانده به تمکین دادگاه با توجه به اوراق ومحتویات پرونده، دادخواست تقدیمی، اظهارات خواهان در جلسه دادرسی مورخه 1400/03/12 با این توضیح مختصرکه تا زمان عید سال 99 زندگی مشترک داشته واز مورخه 99/1/30 زندگی مشترک راترک نموده است.ودادخواست تمکین داده بودم بطلان دعوی صادر شد واز سوی دادگاه تجدیدنظر نشوز دوطرفه صادر و از زمانی که نشوز دوطرفه صادر شد کسی را به دنبال ایشان نفرستاده ام که نشانگران است.از زمان صدور حکم بر نشوز دوطرفه خواهان هیچگونه اقدامی درجهت اعاده زوجه به زندگی مشترک ننموده وملاحظه میشود. دادخواست تمکین که اخیرامطرح نموده بعداز طرح دادخواست طلاق از سوی زوجه صورت گرفته وملاحظه پیامکهای ارسالی از سوی زوج ونظر به محکومیت کیفری زوج به ارتکاب بزه های تهدید وتوهین ونظربه محکومیت زوج به پرداخت نفقه معوقه زوجه که حاکی از عدم تمایل برای اعاده زوجه به زندگی مشترک وعدم حسن معاشرت در تشیید مبانی خانواده میباشد. لذانظر به مراتب مذکور و با توجه به دفاعیات موثر خوانده در جلسه دادرسی خواسته خواهان را وارد ندانسته ومستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر بطلان دعوی صادر واعلام میدارد. امادر خصوص دعوی خانم ز. ر. فرزند ع. با وکالت خانم ط. پ. به طرفیت اقای ع. ن. ش. گ. فرزند ح. با وکالت اقای م. ع. پ. به خواسته تقاضای صدور حکم بر الزام خوانده به اجرای صیغه طلاق به شرح متن دادخواست، محکمه با امعان نظر به دادخواست تقدیمی به شرح خواسته واحراز رابطه وعلقه زوجیت دایم مابین زوجین به دلالت تصویر مصدق سند نکاحیه شماره 47628 تنظیمی در دفترخانه شماره 61 حوزه *، اظهارات خواهان و وکیل ایشان و دفاعیات غیر موثر وکیل خوانده در جلسه دادرسی ونظر به محکومیت زوج در پرداخت نفقه معوقه برابر دادنامه صادره از شعبه محترم دوم شورای حل اختلاف ونظر به محکومیت قطعی زوج از بابت ارتکاب بزه های تهدید وتوهین بر زوجه وملاحظه متن پیامکهای ارسالی از سوی زوج به زوجه وملاحظه نظریه داوری زوجه ونظر قاضی محترم مشاور دادگاه خانواده که نظر به طلاق داشته ونظر به بطلان دعوی تمکین خواهان ونظر به اینکه عدم پرداخت نفقه ضمن اینکه ازموارد تخلف شروط ضمن عقد میباشد. از مصادیق عسر وحرج میباشد. بنابراین محکمه خواسته خواهان را وارد تشخیص و به استناد ماده 1130 ٫ 1129 قانون مدنی و ماده 26 قانون حمایت خانواده حکم بر الزام زوج به طلاق زوجه را صادر و اعلام می دارد. و در اجرای ماده 29 قانون اخیرالذکر 1 - در خصوص مهریه به طور جداگانه اقدام شده و حکم تقسیط نیز صادر گردیده و زوج تعداد 20 عدد سکه ازمهریه خویش را بذل نمود 2 - در خصوص نفقه معوقه برگ جلب صادر شده و زوجه نفقه ایام اتی وایام عده وسایر حق وحقوق مالی اعم از اجرت المثل و نحله را در قبال طلاق به زوج بذل وبخشش نمود 3 - زوجین فرزندمشترک ندارند 4 - حسب اظهارات وکیل زوجه، زوجه جهیزیه خویش را دریافت نموده است 5 - سردفتر مکلف به معرفی زوجه به پزشک ذیصلاح قبل از اجرای صیغه طلاق جهت تشخیص حمل یا عدم حمل در راستای ماده 31 قانون حمایت خانواده میباشد. 5 - نوع طلاق باین قضایی و عده طلاق سه طهراست. اعتباررای اصداری ازتاریخ ابلاغ رای فرجامی یا انقضای مهلت فرجام خواهی به مدت شش ماه است.سردفترثبت طلاق نمایندگی دارد.در صورت دعوت قانونی ازخوانده وعدم حضوربه موقع ایشان پس ازجاری ساختن صیغه طلاق انرا به ثبت برساند.
رای مذکور پس از ابلاغ به طرفین از ناحیه اقای ع. ن. شیشه گران و وکلای محترم ایشان مورد اعتراض قرار گرفته است.که رسیدگی به ان به شعبه دوازدهم دادگاه تجدید نظر استان اردبیل ارجاع و قضات محترم متصدی شعبه مرجوع الیه پس از رسیدگی به تجدید نظر خواهی وکلای زوج سرانجام بر اساس دادنامه شماره --- مورخ 1400/11/16 چنین رای داده اند:
در خصوص تجدیدنظرخواهی اقای ع. ن. شیشه گران فرزند ب. ت اقایان م. ع. پ. ع. پ. نسبت به دادنامه شماره --- مورخه 1400/09/03 موضوع پرونده کلاسه --- و 140007920000105032 صادره از شعبه اول دادگاه خانواده اردبیل به طرفیت خانم ز. ر. فرزند باوکالت خانم ط. ع. که به موجب ان دادگاه بدوی مبادرت به صدور حکم بربطلان دعوی تمکین موضوع دعوی تجدیدنظرخواه وحکم برالزام زوج به طلاق زوجه موضوع دعوی تجدیدنظرخوانده نموده است.که پس از ابلاغ دادنامه به طرفین در فرجه قانونی از ناحیه وکلای تجدیدنظرخواه مورد اعتراض و تجدیدنظرخواهی قرار گرفته است. دادگاه تجدیدنظر با امعان نظر به جامع اوراق و محتویات پرونده ومفاد لایحه تجدیدنظرخواهی وکلای تجدیدنظرخواه ایراد و اعتراض موثر و مدللی که موجبات فسخ و بی اعتباری دادنامه معترض عنه را ایجاب نماید. به عمل نیامده است.و ایراد و خدشه اساسی سبب نقض نیز به ان وارد نیست و دادنامه معترض عنه با رعایت تشریفات مهم واصول دادرسی وفق مقررات قانونی و موازین شرعی اصدار یافته است. و استنتاج حاصل ازاستدلال مرقوم در دادنامه موصوف محمول برصحت تلقی میگردد. لذا با رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه و مستندا به فراز اخر ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه معترض عنه تایید میگردد.رای صادره در خصوص طلاق به استناد ماده 368 قانون مرقوم ظرف بیست روزپس ازابلاغ قابل فرجام خواهی دردیوان محترم عالی کشور میباشد.ودر خصوص تمکین به استناد ماده 365 قانون مرقوم قطعی است.
این رای نیز به طرفین و وکلای انان ابلاغ شده است.که زوج با وکالت اقای م. ع. پ. در فرجه قانونی با تقدیم دادخواستی خطاب به ریاست محترم دیوان عالی کشور که در هنگام شور قرائت میشود. نسبت به این رای نیز اعتراض و فرجام خواهی کرده است.وکیل فرجام خواه در دادخواست تقدیمی اجمالا ادعا نموده است. دادنامه تجدید نظر بدون بررسی دلایل موکل و بدون توجه به ان رای بدوی را تایید کرده است.حسب فایل صوتی موجود زوجه اقرار به برنامه ریزی برای اخذ طلاق و زمینه سازی برای ان را داشته است.تا بدون رعایت حقوق ناشی از زوجیت و دریافت کل مهریه طلاق هم بگیرد در دادگاه هم با درخواست قاضی از بیست عدد از یکصد عدد سکه مهریه خود گذشته و بذل کردند. و این میزان بذل نه تنها مثبت عسر و حرج نمیباشد. بلکه در رسیدن ایشان به اهداف مالی هیچ تاثیری ندارد. مضافا اینکه اقرار دارد. که با موکل هدایای مختلفی به همدیگر داده اند چگونه متصور است.که زوجه در عسر و حرج بوده درحین حال هدایایی به همدیگر داده اند و … موکل فردی تحصیل کرده و متعهد و متدین بوده و تمام تلاش خود را برای تهیه یک زندگی مناسب به کار برده زوجه را به مسافرت های متعدد برده و … پرونده امر پس از وصول و ثبت در دبیرخانه دیوان عالی کشور به منظور رسیدگی به فرجام خواهی ایشان به این شعبه ارجاع گردیده است.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای غ. ق. عضو ممیز و دادخواست فرجام خواهی و ضمایم ان و مطالعه و بررسی دیگر محتویات اوراق پرونده مشاوره نموده و با استعانت از خداوند متعال چنین رای می دهد:
رای شعبه
در خصوص دادخواست فرجام خواهی اقای ع. ن. ش. گ. با وکالت اقای م. ع. پ. به طرفیت خانم ز. ر. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1400/11/16 صادره از شعبه دوازدهم دادگاه تجدید نظر استان اردبیل نظر به اینکه ایشان در دادخواست فرجامخواهی و ضمایم ان هیچگونه مدرک و دلیل موجهی که برابر مقررات موجبات ایراد خدشه اساسی و نقض دادنامه فرجامخواسته را در پی داشته باشد. ارایه ننموده و رای مذکور هم از نظر شکلی و رعایت اصول دادرسی و هم از حیث ماهوی و مبانی استدلال و استنباط قضایی عاری از ایراد و اشکال اساسی و موجب نقض صدور یافته است.لذا این شعبه فرجامخواهی معموله را غیر موجه تشخیص و با استناد به بند الف ماده 368 و ماده 370 و ماده 396 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن ابرام دادنامه فرجامخواسته پرونده را به دادگاه محترم صادر کننده رای مذکور اعاده مینماید./ط
شعبه پنجاه و دوم دیوان عالی کشور
غلامرضا ق. (رییس) ع. ص. (عضو معاون)