در تاریخ 1398/12/04 اقای م. ن. ب. لت از طرف خانم م. ب. ل. ه. ه به طرفیت اقای د. ت. ن. ا. دادخواستی به خواسته صدور حکم به احراز شرایط اعمال وکالت در طلاق جهت اجرای صیغه طلاق خلع به استناد بند 2 از شرایط ضمن العقد تقدیم و به پیوست دادخواست تصویر چهار فقره دادنامه کیفری و حقوقی متضمن محکومیت زوج به پرداخت دیات معینه به لحاظ ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به زوجه و رد دعوی تمکین زوج در دو مرحله به لحاظ خوف ضرر بدنی برای زوجه و هم چنین تصویر گواهی سازمان *و رونوشت سند ازدواج را ارائه نموده است. دادخواست مطروح حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد در جلسه رسیدگی مورخ 1399/03/20 که با حضور زوجین و وکیل خواهان تشکیل گردیده وکیل خواهان اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است. خوانده در طول زندگی مشترک سوی رفتار مستمر داشته و موکل بارها از خوانده کتک خورده و وسایل منزل تخریب شده است.و نهایتا در مرحله پایان که کتک خورده به سازمان *مراجعه و گواهی میگیرد و رای محکومیت قطعی علیه زوج صادر شده است.و هم چنین دادخواست تمکین زوج با احراز ایراد ضرب عمدی شدید و خوب بدنی برای زوجه مردود میشود. و خوانده سه بار دعوی تمکین داشته که به همین استناد رد شده است. موکل در این دعوی راجع به حقوق مالی او ادعایی ندارد. و جداگانه طرح دعوی شده یا میشود. و فرزند مشترک دختر سه ساله دارند و 5 مثقال طلا برای طلاق بذل می نماید. خوانده اظهار داشت در طول زندگی مشترک مشکلی که منجر به درگیری فیزیکی باشد. نداشته به جزیک مورد درگیری خانوادگی که بین من و خانواده همسر رخ داده است.و در این درگیری هم من و هم همسرم دچار اسیب جسمی گردیده ایم که دیه ان پرداخت شد و به صورت مستمر درگیری رخ نداده است.و تاریخ نزاع طبق نظر سازمان *برای 96/7/19 میباشد. که بعد از ان تاریخ تا مورخ 96/10/19 که فرزند به دنیا امد به مدت سه ماه زندگی مشترک بعد از درگیری داشتیم که در تاریخ 96/11/1 همسرم توسط خانواده اش به اصرار برای مراقبت بعد از زایمان به منزل پدری خود رجوع نمودند و دیگر از بازگشت امتناع می نماید. و در پرونده *دعوی تمکین در تاریخ 98/12/22 به دلیل متناسب نبودن منزل رد شد و هم چنین همسرم طبق پیامهایی که کپی ان موجود است.از بنده درخواست رفتن به مشاوره و زندگی مشترک را نمودند در هر صورت بنده خواهان را طلاق نمی دهم. خواهان اظهار داشت بنده پیام ها را نفرستادم و قبول ندارم. و شاید خودش فرستاده است.و خوانده از هکرهای معروف هستند و یکی از دلایلی که بنده از وی جدا شدم اینستکه خوانده همیشه در خانه بود و مرتب با گوشی تلفن سر و کار داشت و تصاویر و عکس های مستهجن را بررسی می نمود و با توجه به اینکه خوانده در هشت ماهگی بنده را مورد ضرب قرار داد فرزند زودتر به دنیا امد و پس از ترخیص از بیمارستان اجازه نداد بروم منزل پدر و مادرم و مادرم صبح ها می امد و کارها را انجام می داد و البته یک روز من منزل ایشان بودم بنده یک مرتبه او را محکوم نمودم و یک مرتبه هم شکایت کردم و رضایت دادم خوانده مجددا اظهار داشت باید ثابت شود. من هکر هستم و من شاهد دارم. 4 ماه در منزل من بود و من از شکایت تخریب تبریه شدم و ایشان رضایتی نداشت وکیل خواهان اظهار داشت دفاع خوانده بر خلاف ارای قطعی است.و پیام ها قابل استناد نیست و موکل قبل از زایمان زندگی مشترک داشته ولی به دلیل تعهد خوانده بوده است.و زمانی که سوی رفتار تکرار میشود. موکل حاضر به ادامه زندگی نمی شود. و تا زمان وضع حمل در منزل خوانده بوده و پس از وضع حمل وسایل منزل را تخریب می نماید. و شهود است. سپس دادگاه قرار استماع شهادت شهود خوانده را صادر نموده و هم چنین جهت ایجاد صلح و سازش بین طرفین قرار ارجاع امر به داوری صادر کرده است.و در جلسه دادرسی مورخ 1399/04/23 دادگاه از سه نفر شاهد معرفی شده از سوی زوجه خواهان که پدر و دایی خواهان و عموی مادر خواهان (زوجه) بوده در اوراق 39 الی 42 پرونده استماع گواهی به عمل اورده و سپس خوانده اظهار داشت اظهارات شهود را قبول ندارم. و طی شش ماه زندگی مشترک کلا با خانواده همسرم رابطه مناسب نداشتیم و هیچ فامیلی از انها به منزل ما رفت و امد نداشتند و تنها یک مرتبه درگیری پیدا نموده و دیه را داده ام و استمراری وجود نداشته است.وکیل زوجه اظهار داشت به اصرار موکل با توجه به اینکه ادعا دارد. بعد از ازدواج متوجه شده زوج در کودکی بیش فعال بوده و چندین بار اقدام به اتش زدن خودرو دایی خود و حبس معلم هایش و پایش را به درخت بسته و خودش را انداخته بود لذا تقاضای ارجاع امر به سازمان *را دارم. سپس دادگاه زوج را جهت بررسی موضوع معنونه در معیت خواهان به سازمان *معرفی نموده است.و هم چنین متعاقبا به درخواست زوج، زوجه را جهت بررسی سلامت روانی وی به سازمان *معرفی نموده است. در نظریه مورخ 1399/08/22 کمیسیون سازمان *اصفهان (ص 55) درباره زوج اعلام شده که نامبرده در حال حاضر روانپریش نیست. اختلال عمده روانپزشکی ندارد. مسایل فیمابین زوجین ناشی از ضعف مهارت های ارتباطی و فقدان تفاهم با یکدیگر میباشد. و هم چنین *طی نظریه مورخ 1399/08/24 (ص 56) درباره زوجه اعلام نموده که نامبرده در حال حاضر اختلال عمده روانپزشکی همراه با علایم روانپریشی ندارد. داور منتخب زوجه و داور منصوب زوج هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و پس از اظهار عقیده قاضی مشاور به موجب دادنامه شماره 2180 مورخ 1399/11/30 پس از ذکر خواسته خواهان و توضیحات وکیل ایشان و مدافعات خوانده و اعلام احراز وجود علقه زوجیت دائم بین طرفین با اعلام اینکه تاریخ اصدار دادنامه های مربوط به محکومیت زوج از بابت توهین و ایراد ضرب و نیز رد دعوی الزام زوجه به تمکین مربوط به دو سال قبل بوده و با توجه به مفاد بند 2 از شروط ضمن عقد و قیود مصرح در ان و اینکه تشخیص عنوان کلی سوی رفتار و سوی معاشرت مقصود در سند نکاحیه با لحاظ اینکه طرفین از افراد جامعه کنونی و عرف حاضر میباشند امری عرفی تلقی و باید در نزد عقلا و در نزد عرف اعمال و رفتار حکایت از سوی رفتار و سوی معاشرت و هم چنین برای نوع وی غیرقابل تحمل باشد. و با توجه به اینکه استمراری در بین نبوده و برای سالهای گذشته میباشد. و از سویی طرح دعوی حاضر پس از دو سال از اصدار دادنامه کیفری میباشد. لذا تحقق شرط استنادی را منتفی تشخیص و به لحاظ عدم احراز تحقق شرط استنادی و منتفی بودن موضوع اعمال وکالت ناشی از ان و خروج موضوع از شمول ماده 1119 قانون مدنی به لحاظ نظریه قاضی مشاور حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل خواهان (زوجه) در مهلت قانونی نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/01/24 با اعلام اینکه از سال 97 تاکنون دلیلی بر سوی رفتار از سوی زوجه ارائه نگردیده و شرط دوم از شروط ضمن عقد نکاح ناظر بر سوی رفتار مستمر میباشد. در حدی که ادامه زندگی مشترک را غیرممکن سازد لذا اعتراض وکیل تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را فاقد ایراد و اشکال موثر قانونی تشخیص و به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد اعتراض معترض دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. وکیل زوجه پس از ابلاغ دادنامه اخیرالذکر در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. ع. ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجام خواهی وکیل فرجام خواه خانم م. ب. ل. ه. ه نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/01/24 شعبه *متضمن تایید دادنامه بدوی شماره *صادره از شعبه *که به موجب ان به لحاظ عدم احراز تخلف زوج (فرجام خوانده) از بند دوم از شروط ضمن عقد نکاح حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان (فرجام خواه) اصدار یافته است.با توجه به جامع اوراق پرونده مالا وارد و موجه است.زیرا وکالت در طلاق موضوع بند دوم از شروط ضمن العقد مندرج در قباله نکاحیه که بامضای زوجین رسیده و وکیل زوجه به استناد شرط مذکور تجویز اعمال وکالت در طلاق را خواستار گردیده ناظر به سوی رفتار و سوی معاشرت زوج بحدی که ادامه زندگی را برای زوجه غیرقابل تحمل نماید. میباشد. محتویات پرونده و پیوست ان و اظهارات زوجین در جلسات دادرسی موضوع 99/3/20 و 99/4/23 مبین ان است.که زوجین که عقد نکاح انان در تاریخ 1395/01/26 منعقد گردیده فقط حدود 7 ماه زندگی مشترک با یکدیگر داشته و پس از زایمان زوجه در تاریخ 96/10/29 تا کنون جدا از هم زندگی می نمایند و هر چند در مدت افتراق جسمانی دلیلی بر سوی رفتار زوج نسبت به زوجه مشهود نبوده ولی در تشخیص و احراز تخلف زوج از بند دوم شروط ضمن عقد نکاح چگونگی اخلاق و رفتار زوج نسبت به زوجه بعد از عقد نکاح و در ایام زندگی مشترک و ادله اثباتی ان قابل ارزیابی بوده و جهت اثبات ادعای زوجه موثر خواهد بود گواهان تعرفه شده از ناحیه زوجه هر یک در اظهارات خود به نحوی سوی رفتار زوج نسبت به زوجه به نحو ایراد ضرب و شتم در ایام زندگی مشترک را مورد تایید و تصدیق قرار داده اند و حتی زوج هم در اظهارات خود یکبار درگیری فیزیکی فیمابین خود و زوجه و محکومیت خود به پرداخت دیه و تادیه ان را اذعان نموده است.و به علاوه به موجب دادنامه شماره *صادره از شعبه *به لحاظ توهین و ایراد ضرب و جرح عمدی نسبت به زوجه به پرداخت جزای نقدی و دیات معینه محکوم گردیده و هم چنین در چهار مرحله دعوی تمکین زوج علیه زوجه حسب دادنامه های قطعیت یافته شماره *97/7/28 و 1080- 97/11/6 و 2180- 99/11/30 و 1800- 99/12/18 به علت عدم امنیت جانی و خوف ضرر بدنی برای زوجه در منزل زوج محکوم به بطلان اعلام گردیده و حتی در یک مرحله هم در خصوص دعوی تمکین مطروحه حسب دادنامه شماره 149- 99/2/14 به لحاظ مناسب نبودن منزل مسکونی و اثاث البیت تعرفه شده و عدم تمهید مقدمات تمکین حکم بر بطلان ان صادر شده است.و مجموع دلایل مذکور مبین انستکه زوج در ایام زندگی مشترک رفتار مسالمت امیز با زوجه نداشته که همین امر نیز زندگی مشترک را برای زوجه غیرقابل تحمل ساخته و موجب ترک زندگی مشترک از سوی نامبرده گردیده است.و در طول این مدت هم زوج نسبت به رفع مخاطراتی که برای زوجه در صورت حضور وی در منزل مشترک وجود داشته هیچ اقدام موثری به عمل نیاورده است.بنابراین و با لحاظ دلایل و موجود در پرونده تحقق بند دوم از شروط ضمن العقد قابل احراز بوده لیکن جهت حصول قطع و یقین و اقناع قضایی اقتضا داشته که دادگاه محترم اولا - پرونده کیفری و هم چنین پرونده های حقوقی مربوط به تمکین موضوع دادنامه های استنادی فوق الاشعار را از مراجع ذیربط مطالبه و پس از وصول خلاصه مفید و موثر هر یک از انها را در صورتمجلس منعکس و اوراق مفید و موثر انها را استخراج و ضمیمه پرونده امر نموده و در پرونده کیفری نیز کیفیت و میزان صدمات بدنی وارده به زجه را بررسی و معلوم و در صورتمجلس قید نموده و ثانیابا استفاده از اختیارات قانونی حاصله از ماده 199 قانون ایین دادرسی مدنی از طریق مددکار دادگستری در محل سکونت مشترک سابق زوجین از همسایگان و مطلعین و معتمدین محل در خصوص چگونگی اخلاق و رفتار زوج نسبت به زوجه و علت و منشای اختلاف طرفین و افتراق جسمانی انان به نحو جامع و کامل تحقیق به عمل اورده و انگاه پس از انجام اقدامات مذکور و انجام هر اقدام دیگری که به تشخیص دادگاه در مقدرات دعوی مطروحه موثر بوده باشد. سرانجام براساس نتیجه محصله نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید. بنابراین دادنامه فرجام خواسته در وضعیت موجود به علت نقص تحقیقات قابلیت ابرام نداشته لهذا مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادر کننده رای منقوض ارجاع میگردد. تا پس از تکمیل تحقیقات به شرح مرقوم در فوق نسبت به صدور رای شایسته اقدام نماید.
شعبه *
رئیس شعبه: ح. ع. ع. معاون: ح. م. ه.