آرای غیرقابل فرجام خواهی

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

در تاریخ 97/3/22 خانم ف. د. ب. لت از طرف خانم ح. ا. به طرفیت اقای ج. ب. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به استناد وکالت در طلاق موضوع وکالتنامه رسمی شماره *مورخ 1395/01/23 دفتراسناد رسمی شماره 14 *ان و مطالبه مهریه به میزان چهارصدسکه تمام بهارازادی و یک سفر حج تمتع مقوم بمبلغ چهارصدوبیست و یک میلیون تومان و متقابلا در تاریخ 97/4/27 اقای س. م. ح. ز. ب. لت از طرف اقای ج. بطرفین خانم ح. ا. دادخواستی به خواسته صدور حکم بر ابطال وکالتنامه شماره *مورخ 95/1/23 مقوم بمبلغ دویست و ده میلیون ریال تقدیم نموده که هر دو دادخواست مطروح حسب الارجاع درشعبه *ان ثبت و تواما مورد رسیدگی قرارمیگیرد. درجلسه رسیدگی مورخ 97/4/26 زوجین و وکلای انان حضور یافته اند در این جلسه وکیل خواهان اظهارداشت خواسته طلاق طبق وکالتنامه می‌باشد. که هم وکالت برای طلاق و هم بابت حضانت می‌باشد. وکیل خوانده اظهارداشت موکل درمورخه 95/1/23 بدلیل حدوث و بروز اختلافات فیمابین وجهت جلوگیری از بهم خوردن خانواده و حفظ کیان خانواده و حسب اصرار خواهان اقدام به اعطای وکالتنامه موضوع پرونده (وکالت جهت طلاق زوجه) نموده است.و هم چنین در همان تاریخ با توجه به اینکه موکل همسر و زندگی و تنها فرزند خود را دوست داشته و خواهان ادامه زندگی مشترک بوده حضانت و نگهداری فرزند مشترک را به خواهان واگذار کرده و بعد از ان تاریخ زوجه به زندگی مشترک برگشته اند و درحال حاضر به مدت دو سال می‌باشد. که با هم زندگی می کنند و درحال حاضر خواهان بدون ارایه دلیل و مدرک محکمه پسند اقدام به طرح دعوی حاضر کرده است.انهم صرفا به استناد به وکالتنامه اعطایی از سوی موکل درحالی که این وکالتنامه صرفا جهت ادامه زندگی مشترک بوده و موکل به اجبار تفویض اختیار کرده و هیچوقت رضایت در طلاق نداشته و ندارد. لذا در حال حاضر وکالتنامه استنادی اعتبار ندارد. و بنده درخواست دعوای متقابل دارم. وکیل خواهان گفته است.خوانده با علم و اراده وکالت درطلاق داده و خود محجور وسفیه نبوده است.لذا با توجه به وکالت اعطایی تقاضای صدور حکم طلاق موکل را دارم. دادگاه پس از وصول دادخواست تقابل از سوی وکیل خوانده با تعیین وقت مجدد از طرفین دعوت برسیدگی به عمل اورده و درجلسه رسیدگی مورخ 97/7/9 که با حضور وکلای طرفین و نیز زوج تشکیل گردیده دادگاه اظهارات وکلای طرفین را در خصوص هر دو دعوی مطروحه که عمدتا تکرار همان مطالب بیان شده درجلسه قبل بوده درصورتمجلس منعکس نموده و سپس قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و وکیل زوجه داور موکل خود را معرفی و داور منتخب نیز نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند و با وجود اینکه زوج داور خود را تعیین و معرفی نموده معهذا نظریه داور ایشان در پرونده مشهود نیست. دادگاه پس از یک سلسله اقدامات سرانجام در وقت فوق العاده مورخ 1398/02/28 ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1398/03/05 پس از انعکاس خواسته خواهان اصلی و خواهان تقابل و توضیحات وکلای طرفین در خصوص هر دو دعوی مطروحه و اعلام احراز رابطه زوجیت بین طرفین با اعلام اینکه زوجه وکالت در طلاق با حق توکیل بغیر دارد. و از طریق وکیل دادگستری اقدام به اعمال وکالت خود نموده که در مانحن فیه می‌بایست نام زوج را به عنوان خواهان و نام خود را به عنوان خوانده قرار میداد لذا دعوی اصلی با کیفیت مطروحه را غیر قابل استماع تشخیص و به استناد ماده 2 قانون ایین دادرسی مدنی قرارعدم استماع دعوی اصلی را صادر و دعوی تقابل را با استدلال منعکس در رای غیر وارد تشخیص و حکم بر بی حقی خواهان تقابل صادر نموده است. پس از ابلاغ رای صادره زوج با تقدیم دادخواست و لایحه اعتراضیه در مهلت قانونی نسبت به قسمت دوم دادنامه مذکور که راجع به دعوی تقابل اصدار یافته تجدیدنظرخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1398/07/15 اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را فاقد ایراد و اشکال قانونی تشخیص و ضمن رد اعتراض تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظرخواسته را با تلقی حکم به بیحقی به حکم به بطلان دعوی تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1398/07/17 به زوج تجدیدنظرخواه ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1398/08/06 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پرونده پس از وصول به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. ع. ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

در خصوص فرجامخواهی اقای ج. ب. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1398/07/15 شعبه *که درجهت اصلاح و تایید قسمت دوم دادنامه بدوی شماره *صادره از شعبه *ان انشای گردیده و به موجب ارای مرقوم در مورد دعوی فرجامخواه به طرفیت زوجه فرجامخوانده به خواسته ابطال وکالتنامه متضمن تفویض وکالت در طلاق به زوجه حکم بر بطلان دعوی خواهان (فرجامخواه) صادر گردیده است.با توجه به جامع اوراق پرونده و قطع نظر از صحت و سقم اعتراض مطروحه نظر به اینکه حکم راجع به دعوی ابطال وکالتنامه حتی اگر موضوع ان وکالت در طلاق بوده باشد. از شمول احکام قابل فرجام مصرح در شق الف ماده 368 قانون ایین دادرسی مدنی خارج بوده و قابلیت رسیدگی فرجامی را ندارد. بنابراین فرجامخواهی فرجامخواه به لحاظ غیر قابل فرجام بودن دادنامه فرجامخواسته قابلیت استماع و رسیدگی در دیوان عالی کشور را نداشته لهذا به تجویز ماده 415 قانون ایین دادرسی مدنی قرار رد فرجامخواهی فرجامخواه صادر و اعلام میگردد. مقرر میدارد. پرونده از موجودی کسر و بمرجع ذیربط اعاده گردد.

شعبه *

رئیس شعبه: ح. ع. ع. معاون: ح. م. ه.

منبع