نقش مفارقت جسمانی زوجین در دعوای طلاق و عدم پرداخت نفقه

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

خلاصه جریان پرونده: در این پرونده ر. ش. با وکالت خانم خ. ح. ز. به طرفیت م. و. دعوی طلاق به لحاظ عسروحرج اقامه کرده در دادخواست توضیح داده شده موکل در تاریخ 96/8/15 با خوانده ازدواج و فاقد فرزند مشترک می‌باشند. موکله با شکایت کیفری علیه زوج به اتهام عدم ثبت واقعه ازدواج و محکومیت خوانده، زوج اقدام به ثبت ازدواج کرده است. تاکنون 15 مورد پرونده علیه یکدیگر طرح شده است. زوج ازدواج را قبول نداشته و جهیزیه زوجه را در ید خود دارد. و مسترد نمی دارد.، زوج با شکایت کیفری سرقت و توهین و افترا موجبات ازار موکل را فراهم ساخته است.زوج دارای همسر و فرزند می‌باشد. که نیازی به زندگی مشترک با موکل ندارد. و حاضر به ادامه زندگی با موکل نمی‌باشد. بعد از گذشت 5 سال از وقوع ازدواج در بلاتکلیفی به سر می برد و به سختی افتاده و در عسروحرج می‌باشد. درخواست صدور حکم طلاق با بذل قسمتی از مهریه و حقوق مالی اعم از نفقه و اجرت المثل ایام زوجیت داریم. در جلسه 1400/06/14 دادگاه خانواده وکیل خواهان اظهار می دارد. عرایض به شرح دادخواست تقدیمی است.حسب اظهارات موکله زوج دارای همسر دائمی و فرزند مشترک و زندگی جداگانه می‌باشد. از تاریخ وقوع عقد نفقه ای پرداخت ننموده با صدور برگ جلب های متعدد حاضر به پرداخت مبالغ توافقی نمی‌باشد. هر روز با طرح دعواهای متعدد و علی الخصوص اتهام سرقت، افترا و حقوقی موجب ازار موکل شده در دادگاه ها فحاشی و توهین نموده و به موکل حمله ور شده صلح و سازش در طول زندگی مشترک ایجاد نشده و موکل با تردد به دادگاه ها درگیری های لفظی و عدم پرداخت نفقه در عسروحرج می‌باشند با تقاضای مطالبه یک سوم مهریه از تعداد 110 عدد سکه بهار ازادی در سند نکاحیه و بذل دو سوم مهریه و حقوق مالی اعم از اجره المثل و نفقه تقاضای صدور طلاق زوجه استدعاست. موکله حدود 2 سال زیر یک سقف با عقد موقت زندگی کرده اند و زوج داشتن همسر دائمی و فرزنذ مشترک از همسر خود را کتمان کرده و با عق موقت با موکله ازدواج نموده که تا طرح دعوی کیفری موکله صدور حکم به مجازات زوج عقد رسمی منعقد شده به اجبار دادگاه عقد رسمی منعقد شده و چون زوج قبلا ازدواج خود را کتمان و با ادعای مجردی با موکله ازدواج نموده، با توجه به اثبات وجود همسر دائمی زندگی مشترک میسور نشده و موکله در عسر و حرج می‌باشد. در مورد جهیزیه طرح دعوی جداگانه مطرح خواهد شد در مورد مهریه فعلا موکله از طریق اجرای احکام مدنی در شعبه 6 اجرا) و مزایده اپارتمان سهم الارث زوج مبلغ 100 میلیون تومان و از خودرو مبلغ 45 میلیون تومان و از زمین توقیف شده هشترود 50 میلیون تومان پرداخت شده است.که فعلا مورد اعتراض ثالث قرار گرفته و زمین های متعلق به زوج و توقیف شده از طریق اجرای احکام *مبلغ 4 میلیارد و 400 میلیون ریال ارزیابی شده است.فعلا در دادگاه مطرح است.و مبالغی دریافت نشده است.پرونده مهریه در دادگاه مطرح است.حکم به پرداخت مهریه و محکومیت زوج صادرشده از تقاضای تعیین داور با هزینه شخصی موکل داریم. وکیل خوانده اظهار داشته اولا: خواهان با علم به این که موکل دارای همسر و 2 فرزند می‌باشد. اقدام به ازدواج با ایشان نموده‌اند در دادخواست تقدیمی نیز قید شده است.بنا به اصرار خویش و با اخذ حکم دادگاه ازدواج دائم زوجین به ثبت رسیده است. ادعای عدم اطلاع از وجود همسر موکل کذب می‌باشد. با این طریق ازدواج داشتن جهیزیه زوجه امری محال و نشدنی است.عدم وجود رای دادگاه در خصوص استرداد جهیزیه موید این ادعاست. ثانیا: در خصوص مهریه از تعداد 110 عدد سکه بهار ازادی در سند نکاحیه و بذل دوسوم مهریه و حقوق مالی اعم از اجرت المثل و نفقه تقاضای صدور طلاق زوجه استدعاست. موکل حدود 2 سال زیر یک سقف با عقد موقت زندگی کرده ام و زوج داشتن همسر دائمی و فرزند مشترک از همسر خود را کتمان کرده و با عقد موقت با موکل ازدواج نموده که با طرح دعوی کیفری موکل و صدور حکم به مجازات زوج عقد رسمی منعقد شده به اجبار دادگاه عقد رسمی منعقد شده و چون زوج قبلا ازدواج خود را کتمان و با ادعای مجددی با موکل ازدواج نموده با توجه به اثبات وجود همسر دائمی زندگی مشترک میسور نشده و موکل در عسروحرج می‌باشد. و در مورد جهیزیه طرح دعوی جداگانه مطرح خواهد شد و در مورد مهریه فعلا ممکن از طریق اجرای احکام مدنی (شعبه 6 اجرا) و مزایده اپارتمان سهم الارث زوج مبلغ صد میلیون تومان و از خودرو مبلغ 45 میلیون تومان و از زمین توقیف شده هشترود 50 میلیون تومان برداشته شده است.که فعلا مورد اعتراض ثالث قرار گرفته و زمین های متعلق به زوج توقیف شده از طریق اجرای احکام *مبلغ چهار میلیارد و چهارصد میلیون ریال ارزیابی شده است.فعلا در دادگاه مطرح است.و مبالغی دریافت نشده است.پرونده مهریه در دادگاه مطرح است.حکم پرداخت مهریه و محکومیت زوج صادر شده است.تقاضای تعیین داور با هزینه شخصی موکله داریم. وکیل خوانده اظهار داشته اولا خواهان با علم به این که موکل دارای همسر و دو فرزند می‌باشد. اقدام به ازدواج با ایشان نموده‌اند در دادخواست تقدیمی نیز قید شده است.بنا به اصرار خویش و با اخذ حکم دادگاه ازدواج دائم زوجین به ثبت رسیده است.ادعای عدم اطلاع از وجود همسر موکل کذب می‌باشد. با این طریق ازدواج داشتن جهیزیه زوجه امری محال و نشدنی است.عدم وجود رای دادگاه در خصوص استرداد جهیزیه موید این ادعاست ثانیا در خصوص ادعای خواهان مبنی بر وجود ارای متعدد کیفری توهین و افترا علیه ایشان کذب است.و موکل به دلیل قرار گرفتن در اوضاع و احوال نامساعد بدلیل ترک همسر اول ایشان و سرپرستی 2 فرزند مشترک توسط خودشان کوچک ترین سوی رفتار و سوی معاشرت با خواهان نداشته حتی علی رغم اخذ حکم نشوز ایشان اقدام به پرداخت نفقه کرده است.مدارک در دادخواست تقدیمی پیشین خواهان تقدیم نشده است.موکل حاضر به طلاق همسر خود نمی‌باشد. و عسر و حرجی متوجه خواهان نمی‌باشد. بلکه موکل در عسروحرج از تمام دارایی و اموال موکل و حتی سهم الارث احتمالی ایشان قبل از تقسیم ترکه و پرداخت حقوق قانونی از بابت مهریه خواهان توقیف بوده و بنا به اظهار و اقرار همکار محترم تا به امروز 195 میلیون تومان از بابت مهریه اخذ گردیده است.که شامل یک قطعه زمین امتیاز خودرو سمند و سهم الارث می‌باشد. تقاضای رد دعوی بی اساس خواهان به دلیل عدم وجود عسروحرج که در دادخواست پیشین نیز مطرح گردیداست داریم. داور زوج اقای س. ا. و. می‌باشد. از سوی دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادرشده است.نظریه داوران در صفحه 36 منعکس است.[اعلام داشته اند پس از تشکیل جلسات متعدد اقدامات متاسفانه موثر در مقام نگردید.و زوجه اصرار در طلاق دارد. و سازش صورت نگرفت و به نظر می‌رسد صدور حکم طلاق به صلاح می‌باشد.]. زوجه برابر لایحه اقدام داشته در خصوص مهریه نسبت به توقیف خودرو سمند به ارزش 170 میلیون تومان یک دانگ اپارتمان به مبلغ صد میلیون تومان و زمین زراعی به ارزش 50 میلیون تومان اقدام و اموال به نام بنده ثبت شده و رای صدور حکم طلاق مابقی مهریه و نفقه و اجرت المثل بذل می نمایم. خواستار استرداد جهیزیه خود هستم نکته قاضی مشاور در نظریه خود اعلام داشته [عقیده به صدور حکم بر الزام خوانده به طلاق دارم.]. دادگاه برابر دادنامه 1 *(غیر از انچه که مطالبه و دریافت شده و احراز عسروحرج زوجه و نوع طلاق باین حکم به الزام خوانده به طلاق زوجه صادر کرده است.از سوی زوج نسبت به دادنامه بدوی تجدیدنظرخواهی شده است. دادگاه تجدیدنظر با توجه به فقد دلیل در خصوص عسروحرج زوجه و این که دلیل افتراق جسمانی ناشی از عملکرد زوج می‌باشد. و پرونده های متشکله نیز بیشتر مربوط به حقوق مالی زوجه بوده با نقض دادنامه بدوی، حکم به بطلان دعوی خواهان صادر کرده است.از سوی زوجه نسبت به دادنامه تجدیدنظر، فرجام خواهی به عمل امده است. با ملاحظه دادخواست فرجامی و لایحه پیوست و لایحه فرجام خوانده، به شرح اتی اتخاذ تصمیم می نماید.

رای شعبه

درباره فرجام خواهی ر. ش. به طرفیت مراد و. نسبت به دادنامه 1 *65- 1400/09/29 شعبه *، با توجه به محتویات پرونده با لحاظ اینکه فرجام خوانده دارای همسر و فرزند ان مشترک غیر از فرجام خواه می‌باشد. که از سوی زوج وجود انان در زمان ازدواج دوم کتمان گردیده و سابقه اختلاف به جهت طرح پرونده های متعدد هرچند بعض ان ها در خصوص امور مالی بوده است.و نیز با عنایت به بذل بخشی از مهریه از سوی زوجه و مفارقت جسمانی انان هرچند نسبت به فعل زوجه باشد. و حاکی از اختلاف بین طرفین بوده و تالی فاسد برای طرفین بالاخص زوجه دارد. با قبول فرجام خواهی مستند به بند 2 ماده 371 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته نقض، در اجرای بند ج ماده 401 رسیدگی به دادگاه هم عرض ارجاع می‌گردد.

شعبه *

رئیس: م. ج. ت. مستشار: ع. ن. د.

منبع