تکلیف حقوق مالی زوجه در دعوی طلاق

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1395/05/06
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: در دعوی طلاق از ناحیه زوجه، در صورت احراز عسر و حرج و صدور حکم الزام به مطلقه نمودن زوجه، ضروریست دادگاه در حکم خود به تعیین تکلیف حقوق ناشی از زوجیت بپردازد و صرف ارجاع به سایر پرونده های مربوطه، کافی نیست.

رای شعبه دیوان عالی کشور

شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه بیست و دوم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/05/06 - 13 : 00 قاضی: سعید جنتی قاضی: احمد حضرتی

خلاصه جریان پرونده

خانم س. ب. 32 ساله دادخواستی به طرفیت آقای ر.الف. الف. 32 ساله به خواسته صدور حکم طلاق (گواهی عدم امکان سازش) به لحاظ سورفتار زوج را تسلیم دادگستری شهرستان بهمئی و خلاصتا اظهار نموده مطابق عقدنامه به عقد دائم خوانده درآمده و زوج از پرداخت نفقه خودداری و ترک زندگی مشترک کرده و وظائفش را بجا نمی آورد و معتاد میباشد، لذا عسروحرج در زندگی بوجود آمده و از طرفی سورفتار شدید دارد و زندگی مشترک غیرقابل تحمل است، پرونده هائی در خصوص اوضاع آشفته خوانده در دادگاه صالحه تحت رسیدگی و یا مختومه است، از شوهرش دارای فرزند پسر 7 ساله به نام بنیام می‌باشد و بدون بخشش مهریه و با استناد به مواد 1129 و 1130 قانون مدنی متقاضی صدور حکم طلاق میباشد، خواهان، 1 - کپی کارت ملّی خود، 2 - کپی عقدنامه رسمی دارای شماره ترتیب 13462 تنظیمی دفترخانه 139 ازدواج بهبهان موضوع انعقاد رابطه زوجیت دائم مورّخ 1385/05/22 فیمابین زوجین با مهریه چهارصد عدد سکه تمام طلای بهار آزادی را پیوست عرضحال خود نموده است، دادرس علی البدل دادگاه عمومی حقوقی بهمئی در تاریخ 93/6/30 دستور داده تا پرونده جهت ایجاد مصالحه و سازش ظرف 20 روز (کلمه ناخوانا) ارسال شود و متعاقبا از تاریخ 93/8/20 با حفظ بدل به شورای حل اختلاف لیکک ارسال شده است، متعاقب ارسال سوابق مذکور، به جهت عدم وصول نتیجه اقدامات شورا به دستور مورّخ 93/11/21 دادرس شعبه اوّل دادگاه عمومی حقوقی بهمئی طرفین به دادرسی دعوت شده اند، قبل از حلول وقت رسیدگی مرقومه ای فاقد تاریخ از شعبه دوّم شورای حل اختلاف لیکک به انضمام کپی دو برگ صورتمجالس تنظیمی آن شورا ارسال و پیوست گردیده و طی آنها که با حضور زوجه و در غیاب خوانده تشکیل گردیده بوده، خواهان خلاصتا عنوان نموده قادر به ادامه زندگی با خوانده نمی‌باشد و ایشان هرگز از اعتیاد دست بر نمی دارد و هم اکنون حدود هشت ماه است که در خانه پدری خود با پسرش زندگی می کند و در طول این مدت حتی یک ریال جهت هزینه نداده است، جلسه شعبه اوّل دادگاه عمومی حقوقی در تاریخ 94/3/3 با حضور خواهان و در غیاب خوانده تشکیل و خواهان همسو با اظهارات خود در دادخواست تقدیمی مطالب خود را تکرار و همچنین اجمالا بیان داشته شوهرش ناراحتی اعصاب و روان و اعتیاد به مواد مخدر دارد و در حال حاضر زندان به سر میبرد و زن و بچه اش را به امان خدا رها نموده و دائما بیرون خانه دنبال مواد مخدر و دائما در توهم است و مدت یک سال و نیمی که منزل پدری خود به سر میبرد مخارج را خانواده خودش تامین می کنند، مدتی قبل برای ترک مواد مخدر به کمپ ترک اعتیاد رفته و بعد از مرخص شدن به محض اینکه به خانه رسید دوباره شروع به مصرف مواد نمود، بابت اعصاب و روان و مصرف مواد متقاضی معرفی شوهر به پزشکی قانونی شده و بدلیل ترک نمودن خانه و دنبال مواد مخدر بودن و نداشتن معاشرت و اینکه دیگر قادر به تحمل این وضعیت نیست خواستار طلاق شده و گفته شوهرش در زندان گچساران بدلیل ترک نفقه بسر می برد. دادگاه طی نامه دستور معرفی خوانده به پزشکی قانونی از طریق زندان گچساران را صادر تا از آنطریق جهت تشخیص سلامت اعصاب و روان و لاعلاج یا صعب العلاج بودن بیماری وی و همچنین راجع به جنون یا عدم جنون و دارا بودن و فقد اعتیاد اظهارنظر گردد، پزشکی قانونی گچساران طی جوابیه 94/3/20 خلاصتا اعلام داشته نامبرده (آقای ر.الف. الف.) مبتلا به اختلال دوقطبی با تابلوی سایکوز (جنون) می‌باشد و نیاز به مصرف مداوم دارو و نظارت روانپزشک دارد و لازم است به مدت دو ماه بستری و درمان گردیده و پس از زمان مذکور تحمل حبس دارد، دادگاه حضور زوجه را جهت تعیین تکلیف حقوق مالی و وضعیت حمل ضروری وتشخیص مشارالیها را دعوت مینماید، خانم س. ب. در تاریخ 94/5/10 در دادگاه حاضر و اجمالا اظهار داشته مهریه خود را در پرونده 903010 پیگیری و منجر به رای و در حال اجرا می‌باشد و جهیزیه اش را مسترد کرده و برای نفقه اش پرونده کیفری تشکیل و منجر به رای شده که به خاطر آن خوانده زندان رفته و راجع به نفقه معوقه فعلا مطالبه ندارد و فرزند مشترک 8 ساله (بنیام) نزد مادر است و با توجه به اینکه توان اداره امور مالی او را ندارد و حق حضانتش قانونا تمام شده قصد دارد با پدرش توافق کند و در صورت عدم توافق متقاضی تعیین هر هفته دو روز ملاقات دارد، شوهرش به لحاظ عقلی مشکل دارد و به همین خاطر از زندان آزاد شده، همیشه می گویند بستری شده، نه کار می کند و نه نفقه می دهد و توان زندگی ندارد، دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر و آقایان اسفندیار جشان زاده به عنوان داور زوجه و بیت اله الف. در نظریه مشترکی که داده اند، شرایط زوجه برای طلاق و علت مخالفت زوج با طلاق را مرقوم داشته اند، موارد مرقوم از ناحیه زوجه: 1 - تحت هیچ شرایطی حاضر به برگشت و ادامه زندگی زناشوئی با همسرش نمی‌باشد- 2 - در صورتی که حضانت فرزندش را به زوجه بدهد و هزینه نفقه و نگهداری فرزند و همچنین هزینه دادرسی پرونده در دادگاه را پرداخت نماید، مشارالیها هم حاضر است از مهریه اش بگذرد، از ناحیه زوج مرقوم شده: 1 - خواهان زنش است، 2 - خواهان بچه اش است، 3 - حاضر است در روستای محل سکونتشان برای زوجه منزل درست کرده با هم زندگی کنند و با توکل به خدا به دنبال کار برود و درآمدی داشته باشد و گفته تحت هیچ شرایطی حاضر به طلاق و جدائی نیست. ضمنا پزشکی قانونی بهبهان طی جوابیه مورّخ 94/5/26 منفی بودن حمل زوجه را تایید کرده است، دادگاه تحقیق از خواهان در خصوص اینکه جنون مرد قبل یا حین یا پس از عقد حادث گردیده را ضروری دانسته و زوجه را جهت ادای توضیح دعوت مینماید، همچنین از دفتر خود میخواهد چنانچه سابقه ای از محکومیت زوج به ترک انفاق یا استعمال یا اعتیاد مواد مخدر وجود دارد کپی آنها را تهیه و پیوست نماید، دفتر آن شعبه اوّل دادگاه عمومی حقوقی در تاریخ 94/7/28 دو برگ کپی از دادنامه های کیفری، اوّلی- به شماره 86 - 89/7/20 متضمن محکومیت زوج به تحمل 74 ضربه شلاق و پرداخت 5 میلیون ریال جزای نقدی بابت اتهام استعمال مواد مخدر از نوع تریاک و دوّمی- به شماره 105 - 91/11/16 متضمن محکومیت آقای ر.الف. الف. به تحمل 20 ضربه شلاق تعزیری و پرداخت 2 میلیون ریال جزای نقدی بابت اتهام استعمال مواد مخدر (هر دو دادنامه صادره دادگاه انقلاب بهمئی) را ضم پرونده مینماید، زوجه در تاریخ 94/8/16 در دادگاه حاضر و در پاسخ به سوال دادگاه اجمالا بیان داشته آقای الف. قبل از ازدواج با ایشان بیماری روانی داشت و تحت نظارت پزشک (دکتر گودرزی) بوده و بعد از ازدواج نزد دکتر پاک روان در بهبهان و نزد دکتر دهدشتی بوده و در زمان مجردی هم سابقه مصرف مواد مخدر داشته و زوجه از این موضوع غافل و اطلاعی از وضعیت مریضی او یا مصرف مواد مخدر نداشته و همزمان با تولد فرزندش فهمیده که زوج قرص اعصاب مصرف می کند، دادگاه سابقه کیفری زوج از دفتر خود را می خواهد، دفتر آن شعبه اوّل دادگاه عمومی حقوقی بهمئی در تاریخ 94/9/2 یک برگ کپی از دادنامه به شماره 1183 - 93/9/24 صادره همان شعبه اوّل متضمن محکومیت غیابی آقای ر.الف. الف. به پرداخت / 1/000/000 ریال جزای نقدی بابت بزه توهین و تحمل 2 سال حبس بابت بزه تهدید و تحمل دو سال حبس بابت بزه ترک انفاق با تجویز اجرای مجازات اشد در خصوص بزه ترک انفاق را پیوست پرونده نموده است، در وقت فوق العاده پرونده تحت نظر دادگاه بدوی قرار گرفته و ختم دادرسی اعلام و رای خود را طی شماره 1059 - 94/9/8 انشاء نموده است، به موجب دادنامه موصوف دادگاه پس از ذکر مشخصات طرفین و مقدمات رای و اقدام به عمل آمده در اجرای قرار داوری و مساعی آنها و اعضاء شورای حل اختلاف و سوابق تهیه شده از زوج، با نظر به اینکه حسب محتویات پرونده و دادنامه شماره --- زوج بدلیل ترک انفاق و تهدید محکوم به چهار سال حبس تعزیری گردیده و حسب مکاتبه رئیس زندان گچساران و نظریه پزشکی قانونی، زوج از سلامت روانی برخوردار نبوده و به همین دلیل از زندان آزاد گردیده و قادر به اداره زندگی مشترک نبوده و مشاهده وضعیت و اوضاع و احوال وی توسط دادگاه نیز حکایت از ناتوانی زوج در اداره زندگی و تامین معاش خواهان (زوجه) داشته و نظر به اینکه خواهان نسبت به سایر حقوق مالی و غیرمالی خود در جلسه 94/5/10 اظهار نموده (نقل به مضمون) مهریه خود را در پرونده جداگانه مطالبه نموده و جهیزیه را مسترد و راجع به نفقه فعلا مطالبه ای ندارد و حضانت فرزند به موجب پرونده 940835 درحال رسیدگی میباشد، با استناد به مواد 1129 و 1130 قانون مدنی، حکم به الزام خوانده به مطلقه نمودن همسر خود را صادر و با توصیف فاقد حمل بودن زوجه، نوع طلاق را بائن موضوع ماده 1130 قانون مدنی و عده آن را سه طهر تعیین و نحوه اجرای رای از طریق اعطای نمایندگی سردفتر را تشریح و مدت اعتبار دادنامه را 6 ماه و رای صادره را حضوری دانسته است. آقای ر.الف. الف. از این رای تجدیدنظرخواهی مینماید. تجدیدنظرخواه در لایحه ای که پیوست دادخواست خود نموده خلاصتا گفته، ایشان شخصی فقیر و بی بضاعت و فاقد شغل و کار و پس انداز میباشد که با کارگری و هزاران بدبختی و بیچارگی و قرض از مردم با خواهان ازدواج و دارای یک فرزند مشترک میباشد، اگر زوجه از وی طلاق بگیرد دیگر هیچ کس حاضر به ازدواج با خوانده نمی گردد و فرزندش در جامعه به لحاظ مطلقه شدن مادرش سرخور دیگران می‌شود و ایشان اصلا حاضر به طلاق و جدائی همسرش از خود نمی‌باشد و حاضر است زندگی خود را بهبود بخشد و اصلا ترک نفقه ننموده بلکه در حد توانش تا توانسته خرجی و مخارج همسرش را پرداخت نموده است، زوج در پایان گفته که وی اعتیاد داشته است امّا ترک کرده است، به لحاظ عدم دریافت پاسخی از تجدیدنظرخوانده پرونده به دفتر کل محاکم تجدیدنظر استان کهگیلویه و بویراحمد ارسال و هیات قضات محترم شعبه دوّم دادگاه تجدیدنظر آن استان در وقت فوق العاده پرونده را تحت نظر قرار داده و وارد به رسیدگی ماهوی شده و با اعلام ختم دادرسی رای خود را طی شماره 1364 - 94/11/20 انشاء مینمایند، به موجب مفاد دادنامه مذکور، در خصوص تجدیدنظرخواهی زوج به طرفیت زوجه مبنی بر اینکه تجدیدنظرخوانده دادخواستی به طرفیت تجدیدنظرخواه به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ عسروحرج (سورفتار زوج، اعتیاد و ترک نفقه) تقدیم نموده، مطابق خواسته رای صادر گردیده، نظر به اینکه تجدیدنظرخواه در این مرحله از دادرسی ایراد و اعتراض موثری که موجبات نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته را فراهم آورد به عمل نیاورده و مضافا همانطور که دادگاه بدوی نیز استدلال و استناد به مواد قانونی نموده، نظر به اینکه حسب دادنامه --- شعبه اوّل دادگاه عمومی بهمئی، تجدیدنظرخواه به اتهام تهدید و ترک نفقه زوجه به تحمل چهار سال حبس و به موجب دادنامه شماره --- دادگاه انقلاب بهمئی به اتهام استعمال مواد مخدر به تحمل شلاق و پرداخت جریمه محکوم گردیده و نظر به اینکه حسب گواهی پزشکی قانونی به شرح صفحه 37 پرونده زوج مبتلا به اختلال دوقطبی با تابلوی سایکوز (جنون) بوده و نیاز به مصرف مداوم دارو و نظارت روانپزشک دارد، علیهذا به نظر هیات دادگاه عسروحرج زوجه در ادامه زندگی مشترک را محرز دانسته و ضمن ردّ اعتراض تجدیدنظرخواه، رای به تایید دادنامه تجدیدنظرخواسته را صادر و اعلام نموده اند. این رای در تاریخ 94/12/5 به آقای ر.الف. الف. ابلاغ گردیده است. ضمنا بواسطه اشتباه در تایپ دادنامه در نگارش محل دادگاه طی رای اصلاحی شماره 1500 - 94/12/10 کلمه از یاسوج به بهمئی اصلاح گردیده است. آقای ر.الف. الف. در تاریخ 94/12/26 از رای شماره --- - 94/11/20 فرجام خواهی نموده است، مخلص فرجام خواهی نامبرده این است که اظهار داشته وی دارای مشکل روحی و روانی نیست و خواستار معرفی به پزشک معتمد و متخصص میباشد و تاکنون هیچ کم و کاستی برای همسرش باقی نگذاشته است، دفتر دادگاه تجدیدنظر پس از دریافت دادخواست فرجامی و ثبت آن اقدام قانونی معمول و به جهت عدم دریافت پاسخی از فرجام خوانده پرونده را به دفتر کل دیوان عالی کشور ارسال مینماید. با ارجاع پرونده به شعبه --- دیوان و ثبت آن به کلاسه --- گزارش پرونده به نحو فوق توسط عضو ممیز تهیه گردیده است. مفاد دادخواست فرجامی همزمان با مشورت مورد مطالعه هیات شعبه دیوان قرار خواهد گرفت. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای حضرتی عضو ممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای میدهد.

رای شعبه

در خصوص فرجام خواهی آقای ر.الف. الف. به طرفیت خانم س. ب. از دادنامه شماره --- مورّخ 94/11/20 شعبه دوّم دادگاه تجدیدنظر استان کهیگلویه و بویراحمد که در مقام تایید رای شماره --- مورّخ 94/9/8 شعبه اوّل دادگاه عمومی حقوقی شهرستان بهمئی (مفادا مشعر بر صدور حکم به الزام فرجام خواه (زوج) به مطلقه نمودن فرجام خوانده (زوجه)) صادر گردیده، با مطالعه جامع اوراق پرونده وارد و موجه است، تحقیقات و اقدامات دادگاه در رعایت اصول دادرسی و قواعد آمره و توجه به دلایل و مدافعات طرفین واجد نقصان میباشد، زیرا، چنانچه تشخیص دادگاه رسیدگی کننده این میباشد که وضعیتی بوجود آمده که ادامه زندگی برای زوجه با مشقت همراه و تحمل آن برای ایشان مشکل گردیده و در عسروحرج قرار گرفته و دادگاه مطابق ماده 1130 قانون مدنی قصد مجبور نمودن زوج به طلاق زوجه دارد، بنا به الزام ماده 29 قانون حمایت خانواده می‌بایست تکلیف حقوق ناشی از رابطه زوجیت نیز روشن و متعاقبا مبادرت به انشاء حکم نماید، واگذار نمودن این حقوق به پرونده های دیگر و ذکر کلاسه آنها بدون مطالبه و انعکاس آخرین وضعیت هر کدام و اخذ توضیحات کافی و دقیق در این مورد نقصان است، اقتضاء پرونده ایجاب داشت بدین منظور دادگاه با دعوت طرفین و تعیین وقت رسیدگی اظهارات هر کدام راجع بموارد منعکس در ماده 29 قانون فوق الاشعار استماع و اقدامات لازم معمول ولدی الاقتضاء پرونده های هر مورد مطالبه و خلاصه آن انعکاس و با التفات بیشتر راجع به نظریه داور زوجه که از قول زوجه مرقوم داشته در صورتی که حضانت فرزندش به وی داده شود و هزینه نفقه و نگهداری فرزند و همچنین هزینه دادرسی پرونده در دادگاه را پرداخت نماید حاضر است از مهریه اش بگذرد ملحوظ نظر قرار گرفته و مقررات شرعی انشاء صیغه بذل فداء و قبول مبذول و نوع طلاق رعایت گردیده و در پایان پس از رسیدگی و اقدامات مذکور و بر اساس نتایج حاصله از آنها، مطابق مقررات شرعی و قانونی حکم قضیه صادر گردد، همچنین بنا به تجویز ماده 199 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی علاوه بر رسیدگی به دلایل مورد استناد طرفین، پیرامون کشف حقیقت و با منظور بررسی وضعیت حقوق ناشی از رابطه زوجیت و موارد مربوط به مهریه و جهیزیه و نفقه زوجه و فرزند و حضانت و ملاقات و... و در صورت انعقاد عقد بذل چگونگی انشاء صیغه بذل فدا و قبول مبذول با استماع اظهارات طرفین و لدی الاقتضاء گواهی گواهان و مطالبه و ملاحظه و انعکاس خلاصه پرونده های استنادی و اجرایی، اقدامات انجام شود، فلذا و از آنجایی که در رای فرجام خواسته نکات و موارد فوق لحاظ و رعایت نگردیده، در موقعیت کنونی آن را شایسته ابرام نمی داند، مستندا به بندهای 3 و 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی با نقض دادنامه مذکور، رسیدگی مجدد پرونده را به همان دادگاه صادر کننده (شعبه دوّم دادگاه تجدیدنظر استان کهگیلویه و بویراحمد) ارجاع مینماید.

شعبه بیست و دوّم دیوان عالی کشوررئیس شعبه: جنتی عضو معاون: حضرتی

منبع