ملاک تشخیص حجر(رشد)

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

تاریخ دادنامه قطعی: 1393/02/31
شماره دادنامه قطعی: ---

پیام: تمیز حجر اشخاص منوط به کیفیات رفتار شخص از حیث تشخیص نفع و ضرر یا صواب و خطاء است بنابراین هرگاه شخصی بین نفع و ضرر یا صواب و خطا تمیز ندهد رشید محسوب نمی شود و دراین باره عرف، ملاک و معیار تشخیص است.

رای خلاصه جریان پرونده

به حکایت دادخواست آقای الف.گ. به وکالت آقای ع.ب. به طرفیت دایره سرپرستی «دادسرای عمومی»; خوی 2 - آقای ج.گ. 3 - خانم قیمت د. (قیم محجور آقای م.گ.)، به خواسته اعتراض ثالث نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 1383/12/06 شعبه ششم محاکم عمومی حقوقی شهرستان خوی و الغاء دادنامه صادره که در شرح دادخواست اجمالا ابرازشده دادگاه بدون انجام تحقیقات کامل و وافی پیرامون موضوع (بدون انجام معاینات پزشکی تخصصی حکم به حجر متصل به صغر آقای م.گ. را صادر نموده‌اند حالی که ایشان کاملا سالم بوده و کاملا قادرند امورات زندگی خود را رسیدگی و دادوستد نمایند و از عقل سالم و کامل برخوردارند نامبرده طی سند رسمی وکالت 103006 - 1382/02/09 دفتر... خوی به موکل اینجانب وکالت رسمی و انتقال رسمی دو دانگ از شش دانگ باقیمانده پلاک --- بخش دو خوی را داده اند) این دادخواست ثبت دادگستری خوی شده 253462 - 12/12/87 و به شعبه ششم حقوقی ارجاع دادگاه بدوی در مورخ 1388/02/13 انعقاد اجلاس دادرسی نمود (صفحات 19 و 20 وکیل خواهان خواسته را به شرح دادخواست ابراز و اضافه نموده با همان وکالت ماخوذ از م.گ. موکل اینجانب اقدام به تنظیم سند رسمی انتقال دو دانگ را نموده با شکایت دایره سرپرستی دادگستری مبنی بر تحصیل مال صغیر منتهی به محکومیت کیفری موکل شده است دادگاه با تمهید خلاصه پرونده اصلی ختم رسیدگی را اعلام طی دادنامه شماره --- - 88 مورخ 16/3/88 دعوی اعتراض ثالث نسبت به دادنامه --- - 1383/12/06 آن شعبه با التفات به گواهی پزشکی قانونی و تحقیقات لازم مرجع انتظامی و قیم محجور که مادرش می‌باشد حکم محجوریت فرزندانش را منطبق با موازین اعلام نموده و مصاحبه رئیس دادگاه وقت با محجور و صورت جلسه دادگاه مسبوق در این خصوص و گواهان شهادت مبنی بر محجوریت داده اند و عدم جلب نظر پزشکی قانونی مرکز استان مورد استناد وکیل دعوی طاری ثالث قابل توجیه نبوده زیرا نظریه کارشناسی طریقت دارد و نه موضوعیت لذا به استناد مواد 57 و 58 ق.ا. ح و ماده 1223 ق.م. دلیل و مدرکی که مبین خدشه بر دادنامه معترض ثالث باشد فراهم نیست لذا دعوی معترض ثالث را مردود اعلام نموده‌اند (ص 37 و 38 ) با تجدیدنظرخواهی خواهان طاری بدوی ص 41 شعبه پنجم محاکم تجدیدنظر استان آذربایجان غربی در وقت فوق العاده 1388/07/20 ص 54 ختم رسیدگی را اعلام طی دادنامه شماره --- - 880 مورخ 1388/07/20 اعتراض به دادنامه بدوی را وارد ندانسته و آن را تایید نموده‌اند از این رای فرجام خواهی شده شعبه --- دیوان عالی کشور طی دادنامه شماره --- - 89 مورخ 1389/02/26 در مقام نقض رای شعبه پنجم تجدیدنظر استان برآمده و توامان نقص تحقیقات مذکور در رای آن را به شعبه هم عرض ارجاع نموده‌اند شعبه هم عرض مرجوع (شعبه ششم تجدیدنظر استان آذربایجان غربی) در وقت فوق العاده 1390/01/16 صفحات 1390/01/16 صفحات 80 الی 82 اجلاس نموده لذا اتخاذ تصمیم نموده نظریه پزشکی قانونی مشعر بر عقب ماندگی ذهنی است مستلزم اعلام بالصراحه مجنون بودن و یا نبودن و علت و نحوه تنظیم سند رسمی وکالت (غیر موثر در مقام دعوی حجر) و تحقیق محلی در خصوص اعمال و رفتار ایشان در زندگی روزمره و آیا به مدرسه رفته یا نه و چند کلاس درس خوانده و آیا از خانواده ایشان (برادران و خواهران) دارای عقب ماندگی ذهنی است و از چه توقع متوجه موضوع شده اند را به دادگاه بدوی نیابت داده اند (ص 83 ) برای خانم قیمت د. (مادر محجور) قیم اخذ وکیل معاضدتی شده (خانم س.ت.) ص 118 و 116 اعلام وکالت نموده موجبات رسیدگی در انعقاد اجلاس دادرسی فراهم نشده تا اینکه در اجلاس 1390/08/21 ص 141 و 140 وکیل معاضدتی قیم محجور استناد به پرونده دایره سرپرستی و حکم محجوریت را ابراز و موکله (قیم) را در مسافرت عنوان دادگاه از وکیل مع الواسطه خواهان طاری توضیح وی درخواست اجرای مفاد نیابت دادگاه تجدیدنظر را اجمالا نموده دادگاه دستور معرفی محجور جهت معرفی به کمیسیون پزشکی استان ظرف یک هفته توسط قیم را داده ص 140 لکن در جلسه فوق العاده 1391/03/31 ص 152 دادگاه تجدیدنظر استان شعبه ششم با عنوان آنکه مفاد نیابت معمول نشده پرونده را اعاده داده اند تمهید تحقیق از محجور و از مادرش (قیم) و نیز معرفی به پزشک قانونی به شرحی که منعکس شده است را اشعار نموده‌اند و مباشرتا اجلاس در مورخ 1391/06/15 صفحات 167 لغایت 171 نموده وکیل خواهان طاری با تجدید مطلع مطالب خود درخواست ارجاع به کمیسیون پزشکی را خواسته و ابرازشده نامبرده (شخص محجور اختیار تاهل نموده و عائله مند شده است دستور فرمایند سند ازدواج ایشان اخذ تا معلوم شود چه کسی آن را امضا نموده زیرا تعهدات مالی (مهریه، نفقه، نصف دارایی) در سند نکاحیه مندرج است اگر ایشان محجور است چه کسی امضا نموده خود ایشان یا ولی ایشان پدر آقای م.گ. در 1382/05/24 فوت نموده حکم حجر در مورخ 6/12/83 است قریب 20 ماه بعد اگر واقعا ایشان محجور بوده طی این مدت امورات مالی وی چگونه نظارت می شده چرا تا آن تاریخ ادعای حجر نشده چند کلاس درس خوانده؟ آیا به خدمت سربازی رفته؟ چه توقع متوجه حجر ایشان شده اند از شهود حاضر در تنظیم سند وکالت و سردفتر تحقیق و تقاضای حکم به بطلان حجر مطروحه را دارم خانم وکیل معاضدتی خواندگان ابراز داشته احد از خواندگان به نام ج.گ. خود درخواست حجر نموده به نوعی اقرار صریح بر حجر دارد و محجور به دلیل معلولیت ذهنی از خدمت معاف بوده و ازدواج از حقوق غیرمالی بوده لذا به حجر هیچ گونه ارتباطی نداشته و محلی از اعراب ندارد و مطالبی نسبت به معامله محجور بیان که معاوضه ای صورت نگرفته دادگاه (تجدیدنظر استان) دستور معرفی به کمیسیون پزشکی قانونی نسبت به اصل حجر و زمان حجر آیا متصل به زمان صغر وی بوده یا خیر و اعزام مامورین به محل زندگی باهدف تمهید تحقیق وضعیت م.گ. را از حیث وضعیت خیر، ضرر و اداره امور مالی و رفتار عادی و یا غیرعادی را درخواست نموده‌اند مامور تحقیق غیر محسوس (ص 176 ) عنوان نموده از اهالی و کسبه محل تحقیق بنا بر اظهار نامبردگان آقای م.گ. به طور مادرزادی محجور بوده و توان تشخیص خیر و ضرر به طور کامل ندارد و امور مالی با نظارت مادرش بوده و مخارج زندگی از زمین کشاورزی ارثیه پدری تامین می‌گردد) نظریه کمیسیون پزشکی 352 /ک/ 10 - 1391/09/11 ص 183 که ثبت شعبه به شماره 4000442 / - 1391/09/12 شده تصریح شده نظریه اعضاء کمیسیون (دچار عقب ماندگی ذهنی بوده و از دوران کودکی شروع شده و قادر به اداره امورات خویش ازجمله امور مالی نمی‌باشد) دادگاه ختم رسیدگی را اعلام ص 184 و طی دادنامه شماره --- - 91 مورخ 1391/09/15 با ذکر موارد مرقوم (فلذا این دادگاه بنا به مراتب فوق رای معترض عنه بدوی را صحیح و قانونی تشخیص و با ردّ اعتراض بی وجه و بدون دلیل وکیل تجدیدنظرخواهان دادنامه شماره --- - 1383/12/06 شعبه ششم دادگاه عمومی حقوقی خوی را با توجه به تحقیقات کامل که این دادگاه انجام داده است بدون ایراد قانونی تشخیص نهایتا تایید می‌نماید) متعاقب ابلاغ رای به وکیل تجدیدنظرخواه در مورخ 1391/09/27 ص 188 تقدیم دادخواست فرجامی در مورخ 1391/10/18 ص 204 نموده متعاقب تبادل لوایح بدین مرجع ارسال که حین شور قرائت می‌گردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سید رسول حسینی طباطبائی عضو ممیّز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای حسین نوروزی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر ردّ فرجام خواهی مشاوره نموده چنین رای می دهد:

رای شعبه دیوان عالی کشور

فرجام خواهی آقای الف.گ. به وکالت آقای ع.ب. نسبت به دادنامه شماره --- - 91 مورخ 1391/09/15 شعبه ششم محاکم تجدیدنظر استان آذربایجان غربی اجمالا مردود است.

نظر به اینکه محجوریت شخص، رفتار و تعاملات شخص از حیث تشخیص نفع و ضرر، صواب و خطا است مادام که عرف به عنوان مرجع ممیّز رشد و حجر اشخاص در مقام تنفیذ و تنقیض موضوع محل مناقشه ابراز وضع شخص مورد ابتلاء را می‌نماید که این امر موضوعیت دارد و هیات پزشکی قانونی از باب کارشناسی شهادت عرف را از باب نفع و ضرر، صواب و خطا تنفیذ می‌نماید که این امر نیز کاشفیت دارد الف - وقوع معاملات مالی در نزد مامورین دولت با مامورین رسمی نمی تواند نافی اثبات حجر باشد ب - فقدان اهلیت معاملی در هر زمان متوقع است و همان سند معاملی نزد اشخاص رسمی نمی تواند نافی حجر مقدم الوقوع و کشف موخرالوقوع باشد ج - تمیز رشد و حجر اشخاص منوط به کیفیات رفتاری شخص مجردا از حیث نفع و ضرر یا صواب و خطاء است همین که شخص تمییزی فی مابین نفع و ضرر را ندهد و یا تمییزی فی مابین صواب و خطا ندهد رشید محسوب نمی شود حال چه مرتکب عقد یا ایقاعی شده باشد و یا نشده باشد موثر در مقام نمی‌باشد باوجود قاعده فقهی (لا یضحی عمن فی البطن کتاب مستقصی المدارک مرحوم شریف کاشانی ص 259 ) (قاعده فقهی - دلیل الشی فی الامور الباطنه یقوم مقامه - کتاب تحریر المجله مرحوم کاشف الغطاء ج 1 ص 46 ) امور باطنی مادام در معرض عموم بدان صواب و خطاء رفتاری و ضرر و نفع اعمال را مترتب می کنند مرجع تنفیذ و تنقیض صحت و زوال عقلی است اناطه حجر به نقیصه عقلی است اناطه ای بر کمالات عقلی (حسن و قبح) ندارد ناظر به وضع (صواب و خطاء) است و منصرف از وصف (حسن و قبح عقلی) است همین که نقیصه عقلی کشف شد احکام حجر و فقدان اهلیت معاملی بدان مترتب می‌شود هرچند کشف حجر توام با تاخیر و یا مماطله و یا استنکاف از اعلام باشد نافی اثبات حجر مقدم الوقوع نخواهد بود (الغالب فی المقدرات الشرعیه التحقیق - کتاب القواعد و الفوائد مرحوم شهید اول ج 1 ص 361 ) لذا با اعمال تمهیدات قضایی و تحقیق و تحقق آن حین وقوع و یا حصول سبب حکم بدان مترتب می‌شود هرچند کشف متاخر باشد (کل حکم تعلق علی سبب یحصل حین حصل السبب - کتاب القواعد و الفوائد مرحوم شهید اول ج 1 ص 54 ) مماطله و امتناع تاثیری در حین وقوع و یا حصول سبب [زوال عقلی] ندارد و مادام که فی مابین اموری که موضوعیت دارند با اموری که طریقت دارند در مقام اثبات مقرون باشند دلیلی بر ترک اتباع آن نخواهد بود مضافا دعوی حجر دعوی غیرمالی است (کل حکم شرعی یکون الغرض الاهم منه الاخره یسمی عباده او کفاره - کتاب - شهید اول القواعد و الفوائد ج 1 ص 34 )(کل حکم شرعی یکون الغرض الاهم منه الدنیا یسمی معامله (همان منبع ص 35 )

بنا به جهات مرقوم ایرادات فرجام خواه موثر در مقام موضوع بند 3 ماده 371 آ.د.م. نمی‌باشد و مواجه با ایرادات مقرر در ماده 371 آ.د.م. شناخته نمی شود فرجام خواهی را مردود اعلام و رای صادره ابرام می‌شود.

رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور - مستشار

اخوان ملایری - حسینی طباطبائی

منبع