در تاریخ 1399/07/14 خانم م. م. ب. از طرف خانم س. ن. به طرفیت اقای م. ش. ش. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق به لحاظ عسروحرج ناشی از وجود اختلافات فیمابین زوجین از بدو زندگی مشترک و نیز خارج شدن زوج از منزل مشترک در تاریخ 69/10/15 و جدایی جسمی و عاطفی زوجین از یکدیگر و هم چنین اقامه یک فقره شکایت کیفری واهی علیه زوجه به اتهام جعل که در مجموع زوجه را از نظر روحی و روانی دچار مشکل نموده و دیگر توان زندگی با همسرش را ندارد. تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. اقای ن. ا. پ. ا. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه از جانب خوانده (زوج) اعلام وکالت نموده است. در جلسه رسیدگی مورخ 1399/08/12 که با حضور وکلای زوجین و نیز زوجه تشکیل گردیده زوجه خواهان اظهار داشت در سال 75 با خوانده ازدواج رسمی و دائمی کرده ام و حاصل ازدواج یک فرزند دختر به نام مرصده 23 ساله مشهور به سودا میباشد. که نزد بنده زندگی می کند و با خوانده تفاهم اخلاقی نداریم و حدود 4 سال است.که خواهان بنده را اذیت و ازار می کند و تحت فشارهای روانی قرار داده و میگوید انقدر اذیت می کنم که طلاق بگیری و فشارهای روانی و جنسی سنگینی را به من تحمیل کرده است.که نتیجه ان چندین پرونده کیفری از جمله جعل و استفاده از سند مجعول و فروش مال غیر علیه بنده مطرح کرده اند لذا بنده در این وضعیت در عسروحرج قرار دادم تقاضای رسیدگی مورد استدعاست وکیل خواهان ضمن تقدیم لایحه دفاعیه همان مطالب مندرج در دادخواست را بیان نموده و اضافه نموده که مهریه جداگانه اقدام شده است.و موکل از بابت مهریه سه قطعه زمین و دو دستگاه خودرو و حدود صد میلیون تومان وجه دریافت کرده است.که ارزش انها جمعا حدود پانصد میلیون تومان میباشد. وکیل خوانده دفاعا اظهار داشت. سراغاز پرونده های خانوادگی زوجین، اقدام زوجه به مطالبه مهریه علیه موکل بوده است.که در این خصوص از اموال موکل یکدستگاه خودروی سانتافه و خودروی پروتن و سه قطعه زمین و مبلغ ریالی واریزی توسط بیمه های تامین اجتماعی و خدمات درمانی و نیروهای مسلح از موکل اینجانب دریافت کرده است.و با توجه به اینکه در سال 1396 مبالغ عمده ای را از موکل دریافت کرده لذا از بابت مهریه چندان مبالغی باقی نمانده است.و اما موکل در قبال بروز این اختلافات که شخص زوجه انرا دامن زده و سر ناسازگاری داشته است.اقدام به طرح دعوی تمکین کرده است.چون زوجه موکل را از خانه بیرون کرده بود و موکل اینجانب که دکتر داروساز و صاحب امتیاز داروخانه شبانه روزی میباشد. لذا برای پرهیز از بروز اختلافات شدیدتر و جلوگیری از ابروریزی موکل اقدام به اجاره منزل مستقلی می کند و اثاث البیت انرا مهیا می نماید. ولی زوجه از تمکین زوج امتناع می کند که حکم مقتضی در این خصوص صادر میگردد. و متعاقبا دعوی نفقه زوجه نیز رد میگردد. فلذا عدم تمکین زوجه و تخلفات ناشی از وظایف زناشویی مستقیما متوجه زوجه میباشد. و موکل حاضر به طلاق نیست و دارای یک دختر به نام م. (س.) میباشند و در خصوص شکایت جعل و سویاستفاده از سند مجعول نمی دانم چرا منتهی به برائت متهمه (زوجه) شده است.و نسبت به ان تجدیدنظرخواهی شده است.و در اصل در نتیجه اعلام شکایت شهرداری بر علیه زوجه به سبب جعل مهر شهرداری بوده است.و شکایت موکل و پدر او به جهت مالکیت رسمی ایشان بوده که زوجه با فریب دفترخانه اسناد رسمی اقدام به تنظیم سند ساختمان به نام خودش کرده است.در هر حال زوجه موجب و جهتی برای طرح دعوی طلاق ندارد. لذا استدعای رد دعوی وی را دارم. زوج در تاریخ 99/8/14 با تقدیم لایحه ای اعلام نموده که زوجه در *سکونت نداشته و ادرس اعلام شده نشانی محل سکونتی است.که *برای سکونت خانم دکتر ا. ک. که دختر دایی زوجه بوده اجاره نموده و در واقع یک خانه سازمانی است.و زوجه بهمراه دختر مشترک در *سکونت دارد. و زندگی مینماید. سپس دادگاه قرار ارجاع امر بداوری صادر نموده و وکیل خوانده طی لایحه مورخ 99/8/21 تقدیمی اعلام نموده که زوجه خواهان در *ساکن بوده و بهمراه دختر مشترک در این شهر زندگی مینماید. و مدیر و سهامدار شرکت باربری *رود بوده و محل امور مهم وی هم *می باشد. و خواهان به قصد فریب دادگاه ادرس اعلامی خود را در سامانه ثنا اصلاح کرده و یکی از خانه های سازمانی *را به عنوان اقامتگاه خود معرفی نموده است.در حالی که سابقه رسیدگی به پرونده های طرفین تماما در *بوده است.استدعای تحقیق در خصوص مورد و احراز حقیقت و صدور قرار عدم صلاحیت را نموده است.داوران منتخب زوجین هر یک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. سپس دادگاه به *دستور داده که در ادرس خواهان (زوجه) از مالک ملک تحقیق شود. که ملک در اجاره چه کسی بوده و میباشد. در گزارش مورخ 99/9/29 مامور انتظامی اعلام گردیده که حسب اظهار همسر مالک، ملک موردنظر در اجاره *بوده و بیمارستان نیز انرا در اختیار یک نفر خانم دکتر که مجرد میباشد. گذاشته است.و این شخص هیچ نسبتی با دکتر ش. و غیره ندارد. سپس دادگاه به موجب رای شماره *باعتبار سکونت و اقامت خواهان در *قرار عدم صلاحیت خود را بشایستگی محاکم عمومی حقوقی *صادر نموده است.پس از وصول پرونده به دادگستری شهرستان *حقوقی حسب الارجاع عهده دار رسیدگی شده و در جلسه رسیدگی مورخ 1399/10/29 از ناحیه وکیل خواهان لایحه دفاعیه تقدیم شده که ضمیمه پرونده شده است.و سپس وکلای طرفین هر یک مطالب خود را که تکرار همان مطالب بیان شده در دادگاه خرم دره بوده بیان داشته اند و سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره 1578 مورخ 1399/11/02 پس از ذکر خواسته و شرح دعوی و توضیحات وکیل خواهان و مدافعات وکیل خوانده با اعلام اینکه وکیل خواهان دلیل محکمه پسندی که عسروحرج زوجه را مدلل دارد. اقامه و ابراز ننموده و بالحاظ پرونده های مطروحه در شعب حقوقی و کیفری عسروحرج زوجه برای دادگاه محرز نمیباشد. لذا دعوی خواهان را غیرثابت تشخیص و حکم به رد دعوی خواهان صادر نموده است. پس از ابلاغ رای صادره وکیل زوجه در مهلت قانونی نسبت به ان تجدیدنظرخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *وضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1399/12/13 و با استدلال منعکس در ان اعتراض تجدیدنظرخواه را غیرموجه و دادنامه تجدیدنظرخواسته را موافق موازین قانونی تشخیص و با اصلاح حکم به رد دعوی به حکم به بطلان دعوی ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه دادنامه تجدیدنظرخواسته را تایید نموده است. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1399/12/24 بوکیل زوجه ابلاغ شد و نامبرده در تاریخ 1400/01/14 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده که در نوبت رسیدگی هیات شعبه به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1400/3/22 به شرح زیر انشای رای نموده است.
فرجامخواهی وکیل فرجامخواه خانم س. ن. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1399/12/13 شعبه *متضمن اصلاح و تایید دادنامه بدوی شماره *صادره از شعبه *که به موجب ارای مرقوم به لحاظ عدم احراز عسروحرج زوجه (فرجامخواه) حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان (فرجامخواه) اصدار یافته است.مالا وارد بوده و دادنامه فرجامخواسته به علت نقص تحقیقات قابلیت ابرام ندارد. زیرا به دلالت محتویات پرونده و پیوست ان زوجه فرجامخواه ادعا نموده که زوج در تاریخ 96/10/15 از منزل مشترک خارج شده و جدا از خانواده زندگی مینماید. و با وجود اینکه در پرونده تمکین منزل جداگانه تهیه نموده علیرغم ارسال اظهارنامه و اعلام امادگی خود به تمکین حاضر نشده که ادرس منزل خود را اعلام و کلید انرا تحویل دهد و حتی با طرح شکایت کیفری واهی علیه او به اتهام جعل و استفاده از سند مجعول که منتهی به صدور حکم بر برائت وی گردیده مشکلات روحی و روانی برای ایشان ایجاد و ادامه زندگی مشترک را برای وی غیرمقدور ساخته است. متقابلا زوج در دفاع ادعا نموده که زوجه با تعویض قفل منزل مشترک که متعلق به خودش بوده و سالیان متمادی در این منزل دارای زندگی مشترک بوده اند از ورود او به این منزل ممانعت به عمل اورده که ناچارا منزل استیجاری برای خود تهیه و با اثاث البیت مناسب تجهیز نموده و زوجه با وصف محکومیت به تمکین عملا حاضر به اجرای حکم و مراجعت به منزل استیجاری تجهیز شده نگردیده و از انجام وظایف همسری امتناع ورزیده و هم چنین به علت عدم تمکین و نشوز وی دعوی مطالبه نفقه ایشان محکوم به رد اعلام شده است.و از طرفی زوجه از بابت مهریه خود سه قطعه زمین و دو دستگاه خودرو و مقداری وجه نقد او را تملک نموده و از مهریه چیزی باقی نمانده که انرا در قبال طلاق بذل نماید. که با توجه بمراتب مرقوم از انجاییکه اظهارات طرفین با یکدیگر تعارض داشته و در دادنامه شماره *(ص 46) که به موجب ان دعوی مطالبه نفقه زوجه به علت عدم تمکین وی مردود اعلام گردیده به تعویض قفل منزل مشترک از سوی زوجه و مخالفت از ورود زوج به این منزل اشاره گردیده و با وجود اینکه زوجه به موجب دادنامه شماره *به تمکین از زوج محکوم گردیده و اعلام داشته که با ارسال اظهارنامه امادگی خود را به اجرای حکم و تمکین از زوج و مراجعت به منزل وی اعلام نموده معهذا چگونگی اقدامات و عملیات اجرایی حکم تمکین صادره مورد بررسی قرار نگرفته و از طرفی هم وکیل زوج اظهار نموده که در پرونده کیفری کلاسه *که منتهی به صدور حکم بر برائت زوجه گردیده، شکایت جعل و استفاده از سند مجعول علیه زوجه از جانب شهرداری *بوده و به علاوه نسبت به حکم برائت صادره هم تجدیدنظرخواهی به عمل امده است.و هم چنین میزان مهریه ما فی القباله زوجه تعداد یکهزار قطعه سکه تمام بهار ازادی بوده که زوجه تعداد پانصد سکه را مطالبه داشته و به موجب دادنامه شماره *صادره از شعبه *(ص 31) زوج به پرداخت ان محکوم گردیده است.و باظهار طرفین زوجه از بابت مهریه خود سه قطعه زمین و دو دستگاه خودرو و مقداری وجه نقد متعلق به زوج را تملک نموده است.و بررسی و معلوم نشده که اموال و دارایی تملک شده از سوی زوجه بابت تمام مهریه ما فی القباله بوده یا بابت نفقه مورد حکم موضوع دادنامه مذکور و ایا زوج در حال حاضر از بابت مهریه زوجه ذمه ای عهده دار میباشد. یا خیر از این رو جهت روشن شدن موضوع و احراز واقعیت امر اقتضا داشته که دادگاه محترم پرونده های حقوقی و کیفری موضوع دادنامه های فوق الاشعار را از مراجع ذیربط مطالبه و پس از وصول خلاصه مفید و موثر هر یک از انها را در صورتمجلس منعکس و در پرونده مربوط به نفقه بررسی و معلوم دارد. که ایا زوجه با تعویض قفل منزل مشترک از ورود زوج به این منزل مخالفت به عمل اورده و در واقع زوج را اخراج نموده و یا اینکه زوج طوعا و با اراده خویش منزل و زندگی مشترک را ترک نموده و همسر و فرزند مشترک را رها نموده است.و هم چنین در پرونده مربوط به تمکین چگونگی اقدامات و عملیات اجرایی نسبت به حکم تمکین صادره بررسی و دقیقا معلوم گردیده که ایا اساسا با درخواست زوج درباره حکم تمکین صادره، اجراییه صادر و به زوجه ابلاغ و اقدامات اجرایی مورد تعقیب زوج قرار گرفته و ایا زوج جهت مراجعت زوجه به زندگی مشترک و تمکین منزل مناسب با اثاث البیت کافی تهیه و به واحد اجرای احکام تعرفه نموده است.یا خیر و در صورت مثبت بودن پاسخ واکنش و عکس العمل زوجه در مقابل مقامات اجرایی چه بوده است.و هم چنین در پرونده کیفری استنادی هم بررسی و معلوم گردد. که شکات چه اشخاصی بوده و چه اتهاماتی را علیه زوجه مطرح نمودهاند و ایا حکم برائت صادره مورد تجدیدنظرخواهی قرار گرفته است.یا خیر و در صورت مثبت بودن پاسخ نتیجه ان چه بوده است.و هم چنین با اخذ توضیح از طرفین و مطالبه و ملاحظه پرونده اجرایی مربوط به حکم مهریه استنادی بررسی و معلوم گردد. که ایا اموال و دارایی تملک شده از سوی زوجه بابت کل مهریه ما فی القباله بوده یا بابت مهریه مورد حکم موضوع دادنامه استنادی و در صورتی که مربوط به حکم مهریه صادره بوده باشد. ایا بابت کل پانصد سکه مورد حکم بوده یا قسمتی از ان و به علاوه ایا نسبت به پانصد سکه باقیمانده هم تاکنون از سوی زوجه اقدامی جهت مطالبه ان به عمل امده است.یا خیر و در صورت مثبت بودن پاسخ به چه طریقی جهت مطالبه ان اقدام شده است.و به طور کلی در حال حاضر زوجه از بابت مهریه خود چه مقدار از زوج طلبکار بوده و اساسا ایا در حال حاضر از بابت مهریه خود هیچ طلبی از زوج خواهد داشت که قابلیت بذل ان را در قبال طلاق داشته باشد. و انگاه پس از انجام اقدامات مذکور و انجام هر اقدام دیگری که به تشخیص دادگاه در مقدرات دعوی موثر بوده باشد. سرانجام بر اساس نتیجه محصله بالحاظ و قرائن موجود در پرونده نسبت به صدور رای مقتضی اقدام نماید. بنابراین دادنامه فرجامخواسته در وضعیت فعلی به علت نقص تحقیقات قابلیت ابرام نداشته مستندا به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن نقض ان رسیدگی مجدد به همان دادگاه محترم صادر کننده حکم منقوض ارجاع میگردد. تا پس از تکمیل تحقیقات به شرح مرقوم در فوق نسبت به صدور رای شایسته اقدام نماید. پس از اعاده و وصول پرونده بمرجع تجدیدنظر *حسب الارجاع وارد رسیدگی شده و در جهت رفع نواقص و تکمیل تحقیقات پرونده های استنادی را از مراجع ذیربط مطالبه نموده و پس از وصول پرونده های کلاسه *مربوط به دعوی تمکین و 970317 مربوط به دعوی مطالبه نفقه خلاصه مفید هر یک از انها را در صورتمجلس مورخ 1400/04/22 منعکس و تصویر اوراق موثر هر یک از این پرونده ها را استخراج و پیوست پرونده تحت امر نموده و در پرونده تمکین به موجب حکم قطعیت یافته زوجه به تمکین از زوج محکوم گردیده لیکن نسبت به حکم صادره اجراییه صادر نشده است.و در پرونده مربوط به نفقه هم به موجب حکم قطعیت یافته به علت نشوز زوجه حکم بر بی حقی زوجه (خواهان) صادر شده است.و هم چنین پس از وصول پرونده کیفری کلاسه *از شعبه *خلاصه انرا در صورتمجلس مورخ 1400/06/30 منعکس نموده که حاکیست بدوا شهرداری *علیه خانم س. ن. در تاریخ 1398/04/17 شکایتی دایر بر جعل امضای یا مهر و متعاقبا اقایان م. و م. ش. ش. علیه خانم س. ن. شکایتی دایر بر جعل امضاییا مهر و استفاده از اوراق مجعول به دادسرای *تقدیم که پس ازتحقیقات و رسیدگی های لازم و صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست، پرونده به شعبه *ارجاع و دادگاه پس از رسیدگی به موجب دادنامه شماره *حکم بر برائت متهم از اتهامات انتسابی صاد رو حکم مذکور طی دادنامه شماره *تایید و قطعی شده است.تصویر اوراق موثر این پرونده امر استخراج و پیوست پرونده تحت امر شده است.و هم چنین دادگاه پس از وصول پرونده مربوط به مهریه به کلاسه *خلاصه ان را در صورتمجلس مورخ 1400/07/10 در صورتمجلس درج نموده که حاکیست زوجه در تاریخ 96/12/16 دادخواستی به خواسته مطالبه مهریه به طرفیت زوج تقدیم نموده که شعبه *پس از رسیدگی لازم سرانجام به موجب دادنامه غیابی شماره *مورخ 1397/02/05 حکم بر محکومیت زوج اقای م. ش. ش. به پرداخت پانصد سکه تمام بهار ازادی بانضمام کلیه خسارات دادرسی در حق خواهان خانم س. ن. صادر نموده و پس از قطعی شدن دادنامه نسبت به ان اجراییه صادر شده است.و نحوه اجرای حکم در این پرونده معلوم نیست. در جلسه رسیدگی مورخ 1400/07/20 که با حضور زوجین و وکلای انان تشکیل گردیده زوجه در مقام ادای توضیح در خصوص مهریه خود اعلام نموده که مهریه در دو مرحله دادخواست تقدیم کردیم دوتا 500قطعه در دو شعبه مطالبه شده ولی در اجرای احکام لف شده اند، سه قطعه زمین توقیف شده که قیمت بالایی نداشته اند قیمت هر سه قطعه زمین مجموعا چهارصد میلیون تومان کارشناسی شد و یکدستگاه خودرو سواری سانتافه و دیگر پروتون، سانتافه سه میلیارد ریال و پروتون67 میلیون تومان کارشناسی گردیده و هر سه قطعه زمین در *هستند و وجه نقد هم حدود 150میلیون تومان وصول گردیده و زمینها و ماشین به زوجه انتقال یافته اند و این اموال از بابت بخشی از مهریه تملیک گردیده که در زمان وصول حدود 20درصد مهریه را شامل میشود. زوج اظهار داشت ملک اصلی بنده که حدود 25ملیارد تومان ارزش دارد. از دستم خارج کرده با ارائه یک فقره قولنامه، ان ملک که اصل دارایی من بوده مالک شده الان تمام اموالم به ایشان انتقال یافته هیچ اموالی برای من باقی نمانده فقط درامدم از داروخانه شبانه روزی دکتر ش. *است.تمام انچه در داروخانه داریم به عنوان سرمایه و سود حاصله از ان را توقیف و در حق زوجه پرداخت خواهد شد و 150میلیون تومان هم نقدی وصول کرده اند و دیگر چیزی برای من باقی نمانده است.هر انچه داشته ام داده ام صادقانه پیش امده ام الان هم میخواهم همسرم به زندگی برگردد. دارای یک فرزند مشترک به نام م. ش. 23ساله هستم اصل اختلاف ما از زمانی شروع شد که همسرم قصد تحصیل در *را کردند. مقدمات را فراهم کردیم ایشان رفتند بعد از مدتی امدند با همان وضعیتی که رفته بودند امدند هیچ تحصیلی در *درس خواند و تخصص را گرفت. و دو سال هم به *رفت به اتفاق دخترم در مورد نفقه محکومیت تمکین دارد. تعلق نگرفته و نسبت به اجرت المثل تا حال اقدامی انجام نداده اند و به نظر اینجانب حداقل سی درصد از مهریه ایشان پرداخت شده است.در ضمن مبالغی هم از حسابهای بانکی و مطالبات اینجانب از بیمه ها برای ایشان بالغ بر نصف مهریه در ان زمان از مجموع یکهزار سکه وصول شده است.و الباقی بر اساس محاسبات کارشناسی حسابرسی از درامد داروخانه قابل پرداخت است.که ماهیانه در حال پرداخت است. و در خصوص نفقه با توجه به صدور حکم تمکین زوجه و صدور اجراییه و عدم تمکین زوجه از اینجانب، لذا مستحق دریافت نفقه شناخته نشده است.س- در مورد تمکین اجراییه صادر شده و ایا شما خواسته اید همسرتان برگردد. ج- بلی- اجراییه الان صادر شده چون جنبه اعلامی داشته درخواست صدور اجراییه نکرده بودیم دوبار اظهارنامه ارسال کرده ام و ریش سفید همه فرستاده ام با دایی همسرم صحبت کردم و درمرحله طلاق هم به داور گفتم. زوجه در پاسخ به سوال دادگاه مبنی براینکه چه مقداری از مهریه را در قبال طلاق بذل میکنید؟ اظهار داشت من ده درصد ازکل مهریه را در قبال طلاق بذل می کنم و سپس دادگاه اظهارات وکلای زوجین را که تکرار مطالب بیان شده سابق در پرونده امر بوده در صورتمجلس منعکس نموده و سپس با وصول پرونده اجرایی مربوط به مهریه خلاصه ان را در صورتمجلس مورخ 1400/07/20 منعکس کرده که حاکیست طی دو فقره دادنامه صادره از شعب دوم و سوم دادگاه عمومی *کل یکهزار سکه موضوع مهریه از سوی زوجه مطالبه شده و زوج به پرداخت ان محکوم گردیده و سپس اجراییه صادر گردیده و در پرونده اجرایی از سوی اجرای احکام *سه قطعه زمین و دو دستگاه خودرو از زوج توقیف و در جریان مزایده طرفین طی صورتجلسه مورخ 98/4/16 توافق کردند. که املاک توقیفی که سه قطعه زمین بوده به قیمت ارزیابی شده تو سط کارشناس به زوجه بابت بخشی از مهریه به صورت وکالتی انتقال یابد و خودرو سانتافه را خود زوجه با قیمت کارشناسی برداشته واز بابت خودرو دیگر پول انرا با قیمت کارشناسی شده دریافت نموده و مابقی مهریه مطابق مدارک و فیش های مضبوط در پرونده توسط زوج در حال پرداخت میباشد. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره *مورخ 1400/07/24 پس از ذکر تجدیدنظرخواهی زوجه و سیر مراحل دادرسی و اقدامات قضایی انجام شده به شرح زیر انشای رای نموده است. ….با امعان نظر در مجموع اوراق و محتویات پرونده بالاخص محکومیت زوجه به تمکین با مراجعت به زندگی مشترک و عدم بازگشت مشارالیها و اصرار مشارالیها به مراجعت زوجه و ادامه زندگی مشترک شرایطی را بوجود نیاورده که استمرار وپایداری علقه زوجیت را برای زوجه مشقت بار و غیر قابل تحمل سازد و تجدیدنظرخوانده به ایفای وظایف و تکالیف ناشی از زوجیت عمل کرده و اگر مفارقت جسمانی و عاطفی فیمابین زوجین مترافعین حادث شده مستند به اعما ل و رفتار زوج نیست و سببی که دوام زوجیت و ادامه زندگی مشترک را برای زوجه مشقت بار ساخته باشد. از زمان طرح دعوا تا حال مشهود نیست و تجدیدنظرخواه علت طلاق خود را وجود پرونده ها و اختلافات حقوقی و کیفری عنوان نموده که با هیچ یک از مصادیق ماده 1130 قانون مدنی مطابقت ندارد. و مشارالیها با توقیف سه قطعه زمین و دو دستگاه خودروسواری متعلق به زوج بخشی از مهریه خود را وصول کرده و الباقی انرا نیز با توقیف درامد داروخانه زوج در حال وصول میباشد. و تجدیدنظرخوانده نیز بدون استنکاف تمام حقوق واجبه تجدیدنظر خواه را پرداخت مینماید. سنوات گذشته و حال زندگی طرفین واجد شرایط انحلال رابطه زوجیت نیست و به لحاظ فقدان ادله اثباتی عسر و حرج زوجه محرز و مسلم نمیباشد. و رای تجدیدنظرخواسته موافق با موازین قانونی انشای گردیده و از جهت رعایت اصول دادرسی و استدلال و استنباط فاقد ایراد و اشکال اساسی بوده و تجدیدنظرخواه دراین مرحله از دادرسی دلیل و مدرکی که موجبات نقض و بی اعتباری دادنامه فرجام خواسته را فراهم و با مصادیق ماده 348 قانون ایین دادرسی مدنی مطابقت نماید. ارائه نکرده علیهذا دادگاه ضمن رد تقاضای تجدیدنظرخواهی به استناد ماده 358 همان قانون دادنامه موصوف را عینا تایید می نماید. …. دادنامه اخیرالذکر در تاریخ 1400/07/27 به وکلای زوجه ابلاغ شد و نامبردگان در تاریخ 1400/08/17 با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجام خواهی نمودهاند که پس از تبادل لایحه و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.دادخواست فرجامی و لایحه جوابیه به هنگام شور قرائت میگردد.
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
فرجام خواهی وکلای فرجام خواه خانم س. ن. نسبت به دادنامه شماره *مورخ 1400/07/24 شعبه *متضمن تایید دادنامه بدوی شماره *مورخ 1399/11/02 شعبه *که به موجب ان به لحاظ عدم احراز عسر و حرج زوجه در تداوم زوجیت حکم به رد دعوی طلاق خواهان (فرجام خواه) صاد رگردیده است. با توجه به جامع اوراق پرونده و تحقیقات و رسیدگی های به عمل امده وارد نبوده و توجیه قانونی ندارد. دادنامه های بدوی و فرجام خواسته که متکی بر ارزیابی دلایل و طرفین و قرائن موجود در پرونده و مبتنی بر استنباط و تشخیص دادگاه بوده با عنایت به جهات و مبانی استدلال و استنباط دادگاه به شرح منعکس در حکم اظهارات ومدافعات طرفین و وکلای انان در جلسات رسیدگی و لوایح تقدیمی در مراحل دادرسی ومدارک و ارائه شده از سوی انان و اینکه مفارقت جسمانی حاصله بین طرفین ناشی از ممانعت خود زوجه از ورود زوج به منزل مشترک متعلق به خودش بوده و متعاقب ان زوجه با وصف تهیه مسکن مناسب و اثاث البیت از سوی زوج و نیز محکومیت خود به تمکین معهذا تاکنون از مراجعت به منزل زوج و ادامه زندگی با وی امتناع ورزیده و در وضعیت بوجود امده با فرض اینکه برای زوجه مشقت بار بوده باشد. هیچ تقصیری متوجه زوج نبوده تا قانونا مجوزی برای طلاق زوجه بوده باشد. مضافا اینکه زوج به زوجه وادامه زندگی خود با ایشان علاقمند بوده و تقدیم دادخواست تمکین به دادگاه که سرانجام منتهی به محکومیت زوجه به تمکین گردیده خود قرینه ای بر علاقمندی نامبرده به زوجه و زندگی مشترک با وی میباشد. و زوجه میتواند با اجرای حکم تمکین صادره با دلالت واحد اجرای احکام مدنی ذیربط و مراجعت به زندگی مشترک موجبات تغییر وضعیت بوجود امده را فراهم وخود از بلاتکلیفی و سرگردانی رهایی بخشد و اینکه در پرونده تحت امر ادله کافی که دلالت بر سوی رفتار وسوی معاشرت زوج نسبت به زوجه به نحویکه وضعیت موجود نتیجه و حاصل این سوی رفتار و اقدامات وی بوده باشد. مشهود نبوده و توجها به دیگر قرائن و امارات موجود در پرونده در مجموع موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و ایراد و اشکال موثر در تخدیش بر ارای مرقوم مترتب نبوده و اعتراضات وکلای فرجام خواه در حد و کیفیتی نیست که خلل و خدشه ای به مبانی استنباط و تشخیص دادگاه و مالا اساس دادنامه معترض عنه وارد و موجبات نقض ان رافراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری در نحوه رسیدگی دادگاه و صدور حکم مشهود نمیباشد. لهذا ضمن رد فرجام خواهی فرجام خواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجام خواسته ابرام میگردد.
شعبه *
رئیس شعبه - ح. ع. مستشاران- ح. م. ه. و م. ج. ح. م.