تاریخ دادنامه قطعی: 1395/07/28
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: 1 - عدم توانائی ذهنی در حد عدم رشد راسا از موارد فسخ نکاح نیست مگر اینکه سلامت ذهنی شرط شده یا عقد مبتنی بر آن صورت گرفته باشد. اما عدم توانایی ذهنی در حد جنون از موارد فسخ نکاح است. 2 - اگر چه خیار فسخ نکاح فوریست و عدم رعایت فوریت موجب اسقاط حق فسخ میگردد لیکن این اسقاط حق مشروط به این است که ذوالخیار علم به حق فسخ داشته و نیز عالم به این بوده که این خیار فوری میباشد. بنابراین در صورت تاخیر زوج در اعمال خیار فسخ، باید در این خصوص تحقیق به عمل آید.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه هجدهم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/07/28 - 09 : 33 قاضی: علی شمس قاضی: حسین جان طالبی
خلاصه جریان پرونده
در پرونده پیوست آقای سعید عبداله تاجدهی به وکالت آقای م. ه. دادخواستی به طرفیت ف. ف.ص. با ولایت آقای الف. ف.ص. به خواسته تقاضای فسخ نکاح به جهت کتمان حقیقت محجوریت زوجه برابر دادنامه شماره --- صادره از شعبه --- دادگاه حقوقی تبریز) به انضمام کلیه خسارات وارده با جلب کارشناس به دادگستری تبریز تقدیم که پس از ثبت در تاریخ 94/12/13 جهت رسیدگی به شعبه --- دادگاه خانواده تبریز ارجاع شده است آقای وکیل در شرح خواسته مرقوم داشته اند:« برابر تصویر سند نکاحیه پیوستی زوجه همسر شرعی دائمی موکل آقای م. ه. بوده که به دلیل اعمال نامتعارف در درون زندگی مشترک از سوی زوجه آخرالامر در مورخ 94/10/26 توسط خانواده خودشان به پزشکی قانونی مراجعه و مشخص شده که مشارالیها دارای عقب ماندگی ذهنی متصل به صغر بوده که زوجه و خانواده ایشان حقیقت موضوع را از موکل کتمان نمودهاند و عقد نیز بر مبنای صحت و سلامت ایشان منعقد گردیده است علیهذا نظر به مطالب معروض و نظریه پزشکی قانونی و حکم حجر زوجه برابر دادنامه صادره و ماده 1128 قانون مدنی تقاضای صدور حکم فسخ نکاح سند مذکور زوجین مورد استدعاست »; شعبه مرجوع الیه پس از جری تشریفات دادرسی از جمله تشکیل جلسه دادرسی و استماع اظهارات طرفین ختم رسیدگی را اعلام و برابر دادنامه شماره --- مورخ 95/2/27 چنین رای داده است « در خصوص دعوی آقای م. ه. فرزند ح. با وکالت آقای تاجدهی به طرفیت خانم ف. ف.ص. فرزند الف. با ولایت پدرش و با وکالت خانم ق.پ. به خواسته فسخ نکاح به جهت کتمان حقیقت (محجوریت زوجه برابر دادنامه ی صادره از شعبه --- حقوقی تبریز) به انضمام خسارات وارده، با توجه به اینکه خیار فسخ فوری است. و طرفی که حق فسخ دارد اگر بعد از اطلاع از وجود علت فسخ فورا نکاح را فسخ نکند خیار او ساقط میشود و در ما نحن فیه نیز حسب اظهار وکیل خواهان در جلسه دادرسی طرفین حدود سه سال زندگی مشترک زیر یک سقف داشته اند که یقینا در این مدت خواهان از وضعیت روحی و روانی خوانده اطلاع کافی به دست آورده بوده و اظهارات وکیل خواهان مبنی بر اینکه موکلش اطلاعی از وضعیت روحی و روانی خوانده نداشته وارد نیست چرا که حسب دادنامه ی صادره از شعبه --- دادگاه حقوقی تبریز محجوریت خوانده متصل به زمان صغر میباشد لذا دادگاه دعوی مطروحه را غیر ثابت تشخیص به استناد ماده 1131 قانون مدنی حکم به رد دعوی صادر و اعلام میدارد رای صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم محترم تجدیدنظر این استان میباشد.»; دادنامه صادره در تاریخ 95/3/3 ابلاغ شده آقای سید عبداله تاجدهی با تقدیم دادخواست که به شماره 95/3/19/28 ثبت گردیده از رای دادگاه نخستین تجدیدنظر خواهی کرده است پرونده جهت رسیدگی به شعبه سیزده دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی ارجاع شده و شعبه مرجوع الیه پس از رسیدگی مطابق دادنامه شماره --- مورخ 95/4/27 چنین رای داده است:« در خصوص تجدیدنظر خواهی آقای م. ه. فرزند ح. با وکالت وکیل پایه یک دادگستری آقای سید عبداله تاجدهی فرزند الف. به طرفیت تجدیدنظر خوانده خانم ف. ف.ص. فرزند الف. با وکالت وکیل پایه یک دادگستری خانم م. ق.پ. به خواسته اعتراض و تجدیدنظرخواهی از دادنامه اصداری شماره 00341 - 1395/02/27 موضوع پرونده کلاسه --- شعبه بیست و هفتم دادگاه عمومی حقوقی تبریزکه به موجب دادنامه مذکور به علت عدم رعایت فوریت در اعمال فسخ حکم به رد دعوی فسخ به جهت کتمان حقیقت محجوریت ناشی از عقلایی نبودن تصرفات در اموال و حقوق مالی صادر شده است. دادگاه صرفنظر از رعایت و عدم رعایت فوریت در اعمال فسخ، نظر به فقد ادله اثباتی خواهان در تدلیس شرط بنایی از سوی زوجه، نظر به اینکه ایراد اعتراض موجه و مستدلی که موجبات نقض دادنامه بدوی را ایجاب نماید از سوی معترض به عمل نیامده و اعتراض با هیچ یک از شقوق مندرج در ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق ندارد و رای صادره وفق موازین قانونی و رعایت اصول و شرایط دادرسی اصدار یافته است لذا با اجازه حاصله از ماده 358 قانون اخیر الذکر، دادنامه اصداری تایید میگردد. رای صادره ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور میباشد. »; رای اخیر الصدور نیز در تاریخ 95/5/3 ابلاغ شده این بار آقای م. ه. اصالتا با تقدیم دادخواست که به شماره 950068 مورخ 95/5/19 ثبت گردیده از رای دادگاه تجدیدنظر فرجام خواهی کرده است عمده دلایل فرجام خواهی عبارت است از:« برابر سند نکاحیه شماره 1020 مورخه 92/6/26 با فرجام خوانده دعوی خانم ف. با ولایت الف. ف.ص. ازدواج دائم داشته ام ؛ برابر عرف جامعه و شرط و شروط مبنی بر صحت و سلامتی و ارائه گواهی پزشکی و آزمایش انجام یافته نکاح منعقد یافته با وجود اختلافات به عمل آمده از بدو زوجیت بدلیل اعمال نامتعارف مشارالیها در زندگانی و با ابراء تعدادی از مهریه خویش و تعهد بر قبول عدم انجام اعمال غیر اخلاقی در زندگی، آخر الامر مجددا با اختلافات به عمل آمده به منزل پدر خویش عزیمت نموده و برابر گواهی پزشکی قانونی و صدور حکم حجر در مورخه 94/11/5 از شعبه --- حقوقی تبریز اینجانب متوجه بر محجوریت ایشان شده ام که خانواده وی موضوع را از قبل کتمان داشته اند و تمامی مسائل و اعمال نامتعارف وی را بچگی ایشان قلمداد می کردند در حالی که به محض اطلاع از حجر ایشان مبنی بر عقب ماندگی ذهنی برابر مدارک پزشکی و عدم صحت و سلامتی وی اقدام به فسخ نکاح برابر ماده 1128 قانون مدنی نموده ام ؛ لذا با این اوصاف امکان ادامه زوجیت با زوجه بر اینجانب مقدور نبوده و بدلیل اینکه حجر ایشان متصل به زمان صغار وی بوده که از سوی خانواده ایشان حقیقت موضوع کتمان یافته و حجر ایشان موجبات تنش و تلخی در زندگانی و تضییع حق و حقوق بنده و خطرات بر آینده فرزندان خواهد بود لذا از مقام محترم امعان نظر و نقض دادنامه و صدور حکم بر فسخ نکاح مورد استدعاست. »; دادگاه پس از انجام تشریفات مربوط به هزینه دادرسی و تبادل لوایح پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال کرده که پس از وصول و ثبت در دفتر کل در تاریخ 95/6/24 جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است. مشروح لوایح هنگام شور قرائت خواهد شد. به تاریخ فوق هیات شعبه با حضور امضاءکنندگان ذیل تشکیل جلسه داده است پس از قرائت گزارش عضو ممیز پرونده و انجام مشاوره به شرح آتی به اکثریت مبادرت به صدور رای مینماید.
رای شعبه
فرجام خواهی و اعتراض آقای م. ه. فرزند ح. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 95/4/27 صادره از شعبه سیزدهم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی در تایید دادنامه شماره --- - 95/2/27 صادره از شعبه بیست و هفتم دادگاه خانواده تبریز به دلایل آتی وارد است زیرا اولا وکیل زوجه در اولین جلسه دادرسی مدعی گردیدکه زوج در حین عقد و حتی قبل از عقد در حین خواستگاری علم و آگاهی از وضعیت روحی و روانی زوجه مبنی بر سادگی و عدم توانائی اداره امور مالی خود داشته و به صراحت به اطلاع زوج رسانده شده است که زوجه قادر به انجام امور مالی خود نمیباشد و در این خصوص استشهادیه ای نیز تقدیم محضر دادگاه گردید لیکن مورد توجه دادگاه قرار نگرفته است ثانیا تحقیق نشده است که عدم توانائی ذهنی در حد عدم رشد بوده است که راسا از موارد فسخ نکاح نبوده مگر اینکه شرط شده باشد یا عقد مبنیا علیها واقع شده باشد و یا عدم توانائی ذهنی در حد جنون بوده است که از موارد فسخ نکاح شمرده شده است ثالثا با توجه به مندرجات ماده 1131 قانون مدنی هرچند خیار فسخ فوری است لیکن مشروط به این است که ذوالخیار علم به حق فسخ داشته باشد و نیز عالم به این باشد که خیار فوری است و در این خصوص نیز تحقیق نشده است که زوج عالم به حق فسخ و فوریت آن بوده یا نه ضمن اینکه زوج به محض صدور حکم حجر زوجه و قطعیت آن اقدام به تقدیم دادخواست فسخ نکاح نموده است بنابه مراتب یاد شده قبل از تبیین مراتب فوق پرونده معد برای اظهار نظر نهایی نبوده با اختیار حاصله از بند الف ماده 401 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی با وارد دانستن اعتراض و نقض رای فرجام خواسته پرونده به شعبه صادر کننده رای فرجام خواسته اعاده تا پس از روشن نمودن موارد فوق و رفع نواقص یاد شده رای مقتضی صادر فرمایند.
حسین طالبی - رئیس علی شمس - مستشار