تاریخ دادنامه قطعی: 1395/05/06
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: دعوی اثبات نسب به طرفیت وراث متوفی، یک دعوی بسیط و غیرقابل تجزیه است. بنابراین در صورتی که رای صادره نسبت به برخی از خواندگان حضوری و نسبت به برخی غیابی باشد و هم از آن تجدیدنظرخواهی و هم واخواهی شود؛ رسیدگی به فرجام خواهی از رای صادره در مرحله واخواهی، منوط به اتمام رسیدگی به تجدیدنظرخواهی است.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه چهل و یکم دیوان عالی کشور تاریخ: 1394/04/22 - 11 : 41 قاضی: محسن یکتن خدائی قاضی: علی رازینی قاضی: عبدالعلی ناصح قاضی: حمید درخشان نیا
خلاصه جریان پرونده
در تاریخ 90/8/9 خانم ف. م.گ. دادخواستی به طرفیت خانم ز.د. ک. فرزند ی. به دادگستری کرمان تقدیم می کند و درشرح دادخواست اعلام می کند که مادرش به نام سکینه م. ی فرزند م. با پدر خوانده به نام ی. ک. ازدواج موقت نمودهاند و وی حاصل این ازدواج است لکن به دلیل عدم ثبت ازدواج مادرش مجبور میشود که شناسنامه با نام خانوادگی خود و بدون نام پدر برای وی اخذ نماید و ایشان تا الان که متجاوز از پنجاه سال سن دارد با این شناسنامه زندگی و حتی ازدواج نموده است لکن اخیرا مشکلاتی از قبیل عدم امکان صدور کارت ملی و عدم امکان صدور سند مالکیت برای وی به دلیل مشخص نبودن نام پدر پیش آمده است لذا طی دادخواستی علیه خوانده که در واقع خواهر ناتنی وی میباشد و اداره ثبت احوال کرمان تقاضای اثبات زوجیت مادرش با پدر خوانده و اصلاح شناسنامه اش با درج نام پدر نموده است. پرونده جهت رسیدگی به شعبه هفتم دادگاه حقوقی کرمان ارجاع میشودو مدتی علی رغم احضار خوانده به دادگاه به دلیل عدم حضور وی جلسه رسیدگی آغاز نمی شود تا اینکه در تاریخ 91/4/7 خانم ل. الف.ن. به عنوان وکیل خوانده وارد پرونده شده و طی لایحه ای اعلام مینماید با توجه به اینکه وراث مرحوم ی. ک. هفت نفر میباشند چنانچه نامبرده ادعائی دارد باید علیه همه آنان اقامه دعوا نماید. مدتی بعد مشخص میشود که خواهان دادخواست دیگری علیه همه وراث تنظیم و به دادگستری کرمان تقدیم نموده که به شعبه دهم ارجاع شده است لکن به دلیل اینکه سبق ارجاع با این پرونده بوده است پرونده شعبه دهم نیز منضم بر پرونده شعبه هفتم میگردد. علیهذا پس از انضمام دو پرونده چون برخی از خواندگان مجهول المکان بوده اند به دستور دادگاه وقت دادرسی از طریق آگهی ابلاغ میشود به شرح در زیر در روزنامه حسبان نشر میشود:خواهان / خواهان ها ف. م.گ. دادخواستی به طرفیت خوانده / خواندگان ز.د. ک. و علی ک. و م. ک. و م. ک. و ز. ک. و ز. ک. و ف. ک. به خواسته اثبات نسب تقدیم دادگاههای عمومی شهرستان کرمان نموده که جهت رسیدگی به شعبه هفتم دادگاه عمومی حقوقی دادگستری شهرستان کرمان واقع در کرمان - چهار راه ارگ - دادگستری کل استان ارجاع و به کلاسه --- ثبت گردیده که وقت رسیدگی آن 1391/08/15 و ساعت 11/00 تعیین شده است. به علت مجهول المکان بودن خوانده و درخواست خواهان و به تجویز ماده 73 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و دستور دادگاه مراتب یک نوبت در یکی از جراید کثیر الانتشار آگهی میشود تا خوانده پس از نشر آگهی و اطلاع از مفاد آن به دادگاه مراجعه و ضمن اعلام نشانی کامل خود نسخه دوم دادخواست و ضمائم را دریافت و در وقت مقرر فوق جهت رسیدگی حاضر گردد. در تاریخ 91/8/15 جلسه دادگاه با حضور خواهان و وکیل خوانده ردیف اول ز.د. ک. به نام ل. ابراهیمی تشکیل میشود نامبرده اظهار می دارد. خواهان ابتدا علیه موکل دادخواست داده و سپس در دادخواست دیگری سایر ورثه را نیز مورد ادعا قرار داده درحالی که وی هیچکدام از آنها را نمی شناسد و ادعای ایشان واهی است زیرا پدر موکل در سال 74 یعنی 17 سال قبل فوت نموده چرا خواهان در این مدت اقدامی نکرده و الان که حدود 67 سال سن دارد به یاد اصلاح نسب افتاده است موکل من حاضر به انجام آزمایش DNA به خاطر این ادعای واهی نیست. مادر موکل در سال 1355 فوت کرده و پدر ایشان پس از وی نیز همسری انتخاب نکرده چرا خواهان در آن زمان به پدر واقعی خود مراجعه ننموده است. بین خواهان و خوانده 15 سال فاصله سنی میباشد لذا من از طرف موکل تقاضای ردّ این خواسته واهی را دارم. خود خوانده ز.د. ک. نیز در تاریخ 91/8/29 با تقدیم لایحه ای مطالب فوق را کتبا اعلام نموده است (صفحه 64 و 65 پرونده) دادگاه خوانده را جهت معرفی به پزشکی قانونی دعوت مینماید لکن حاضر نمی شود. در تاریخ 92/1/28 پرونده در دادگاه مطرح میشود و به جهت عدم حضور هیچکدام از خواندگان رسیدگی میسر نمی شود و مجددا در تاریخ 92/2/22 از طریق روزنامه حسبان آگهی اعلام وقت دادرسی به تاریخ 92/4/24 درج و نشر میشود. در تاریخ مزبور یکی از خواندگان به نام م. ک. و وکیل خوانده ردیف اول ز.د. ک. حاضر میشوند لکن به دلیل عدم حضور سایر خواندگان آقایان م. و علی و خانم ها ف. و ز. و ز. رسیدگی میسر نمی شود و خواهان در پایان جلسه اعلام میدارد که من تقاضای رسیدگی دارم و شهودی دارم که در صورت موافقت دادگاه معرفی می کنم برای تاریخ 92/7/2 وقت دادگاه تجدید شده و وقت رسیدگی به دو خوانده حاضر در دادگاه ز.د. و م. از طریق ابلاغ کتبی و به سایرین از طریق آگهی در روزنامه مورخه 92/3/30 ابلاغ میگردد. در تاریخ مزبور دادگاه تشکیل و شهادت چهار نفر از شهود به شرح زیر استماع میشود: 1 - رضا م. ی فرزند احمد 54 ساله بازنشسته اعلام مینماید: من آن زمان بچه بودم ولی از بزرگترها شنیده ام که خانم ف. م. ی فرزند مرحوم ی. ک. است مادر این خانم عمه من میباشد به صورت موقت با آقای ی. ک. ازدواج نموده که همین فرزند متولد میشود در آن زمان چون همه چیز تحت نفوذ آنان بوده نتوانستند شناسنامه به نام پدر واقعی اش بگیرند و با نام خانوادگی مادر شناسنامه گرفته است 2 - طاهره قاسمی گوکی 74 ساله خانه دار اهل گلباف مقیم کرمان من از مادر خواهان سکینه م. ی پرسیدم که این فرزندت شباهت به ی. خان دارد. چطور این فرزند را داری گفت من داشتم میرفتم منزل مادرم که آقای ک. جلو مرا گرفت و گفت من تو را می خواهم حاضری با من ازدواج کنی بعد خودش صیغه را خوانده و این فرزند حاصل همان ازدواج است. و دو ماه به زائیدنم گفتم بیا این عقد را رسمی کن حاضر نشد و رفت لذا مادر خواهان شناسنامه با خانم خانوادگی خودش گرفت. ی. خان هم به من گفت کاری کن که این خانم یعنی خواهان ازدواج کند و کارت نباشد که این فرزند کی است من هم واسطه شدم و ایشان ازدواج کرد 3 - صدیقه م.گ. فرزند احمد 63 ساله خانه دار با سواد اهل گلباف مقیم کرمان: از همان زمان بچگی یادم هست که بزرگترها می گفتند ازن خانم فرزند ی. خان ک. است و مادر ایشان عمه من هستند و با ی. ک. صیغه بوده که این بچه متولد شده است. 4 - ف.ن فرزند رمضان 54 ساله خانه دار با سواد اهل گلباف مقیم کرمان: من خواهر خانم ف. م. ی هستم چون از مادر با هم نسبت داریم ولی از جهت پدر با هم یکی نیستیم و کاملا اطلاع دارم و می دانم چون مادرم به من تعریف کردند و توضیح دادند که از شوهرش طلاق گرفته و زن جوانی بودم که در نزدیکی منزل آقای ی. ک. زندگی می کرده و با ایشان برخورد می کند و آقای ی. ک. پیشنهاد ازدواج به ایشان می دهند و عقد موقت می خوانند و به عقد هم درآمده اند که نتیجه ازدواج هم حامله شدن و تولد همین فرزند که خواهان هستند میشود آقای ی. خان می آید کرمان و منزلی در خیابان مادر اجاره می کند و مادرم همان جا وضع حمل می کند و قرار بود عقد را دائم نماید که این کار را نکرده و تمام وسایل زندگی را هم برای مادرم فراهم می کند بعد خانواده آقای ک. مخالفت می کنند و عقد دائم و ثبت نمی شود و مادر به نام خانوادگی خودش شناسنامه برای ایشان میگیرد و در طول این سال ها هم مرحوم ک. چند بار به خواهرم گفته بودند نزدش برود ولی خواهرم نرفته بودند و الان هم با آزمایش میشود ثابت کرد علاوه بر آن شباهت زیادی به فرزندان مرحوم ی. ک. دارند.دادگاه پس از استماع شهادت شهود با توجه به اینکه تنها خوانده حاضر در جلسه آقای م. ک. حاضر به معرفی جهت آزمایش DNA نمی شود و سایر خواندگان نیز علی رغم ابلاغ وقت رسیدگی از طریق آگهی مکرر روزنامه ای حاضر نمی شوند و خواهان نیز مصر بر خواسته خود بوده و اعلام مینماید به دلیل نداشتن نام پدر در شناسنامه در روند عادی رسیدگی دچار مشکل شده است و تاکنون که مشکل نداشته به همان شناسنامه که مادرش گرفته اکتفا کرده لکن الان می خواهد شناسنامه اش بر طبق واقعیت موجود اصلاح شود و تقاضا صدور حکم در این مورد را مورد تاکید قرار داده است دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و در تاریخ 1392/07/06 طی دادنامه شماره --- به شرح زیر مبادرت به صدور رای نموده است:در خصوص دادخواست خانم ف. م.گ. به طرفیت 1 - خانم ز.د. ک. فرزند ی. با وکالت خانم ل. الف.ن. 2 - خانم ف. ک. فرزند ی. 3 - خانم ز. ک. فرزند ی. 4 - خانم ز. ک. فرزند ی. 5 - آقای م. ک. فرزند ی. 6 - آقای ع ک. فرزند ی. 7 - م. ک. فرزند ی. به خواسته صدور حکم بر اثبات نسب خواهان به مورث خواندگان مرحوم ی. ک.، خواهان اجمالا در دادخواست تقدیمی اظهار داشته است: من فرزند مرحوم ی. ک. می باشم ومادرم خانم س م. ی به عقد موقت آقای ی. ک. در آمده است ومن هم متولد از همین ازدواج هستم وچون عقد موقت بوده مادرم شناسنامه با نام خودش ونام فامیلی خود برای من اخذ مینماید ودر شناسنامه نام پدر ثبت نمی شود حال پس از گذشت سالها، عدم ثبت نام پدر باعث بروز مشکلات گردیده است واز محضر دادگاه تقاضای رسیدگی وصدور حکم بر اثبات نسب خویش نسبت به مورث خواندگان را دارد ودر جلسات دادرسی نیز با پافشاری بر خواسته خود اعلام واظهار داشته است تا زمانی که از نظر امور اداری وحقوقی خود با مشکل مواجه نشده بودم دنبال اثبات نسب نبودم در حال حاضر در انجام امور اداری خود از جمله ثبت اسناد واخذ کارت ملی ودریافت یارانه با مشکل جدی مواجه شده ام ودر جهت اثبات اداعای خود بدوا در خواست انجام آزمایش دی ان ای DNA را دارم خوانده ردیف اول با معرفی وکیل در هیچ یک از جلسات دادرسی حضور نیافته است ووکیل وی اظهار داشته موکلش خواهان را نمی شناسد وقبلا هم خواهان ادعای خود را نسبت به موکل داشته وادعا می کرده که خواهر موکل میباشد اما پس از مدتی دادخواست دیگری را در شعبه دهم مطرح نمودند که مابقی خواندگان را نیز مورد ادعا قرار داده اند در حالی که خواهان هیچکدام را نمی شناسد وادعایی را که ایشان مطرح نمودند یک ادعای واهی میباشد چراکه پدر موکل در سال 1374 فوت نموده است واز آن زمان تاکنون حدود 17 سال می گذرد وایشان در طی این 17 سال کجا بوده است وچطور در طی این سالها به دنبال پدر خود واثبات نسب نبوده است ؟ خواهان هم اکنون 67 سال سن دارد وبا توجه به اظهارات وی باید وقتی پدر موکل 20 ساله بوده این خانم به دنیا آمده باشد وخواهان هیچگونه سند ومدرک ودلیلی مبنی بر اثبات« مالکیت!»; خود ندارد وتنها حربه وی آزمایش میباشد که آن را مطرح مینماید وموکل من تا زمانی که خواهان مدرک مستدل به دادگاه ارائه ندهد برای آزمایش DNAحاضر نمی شود و خوانده ردیف هفتم 7 آقای م. ک. نیز در جلسه رسیدگی مورخ 1392/04/24 اظهار داشته دفاعیات به شرح لایحه تقدیمی میباشد وحاضر به انجام آزمایش DNA نمی باشم وسایر خواندگان به لحاظ مجهول المکان بودن وعلیرغم ابلاغ وقت دادرسی از طریق نشر آگهی در روزنامه کثیر الانتشار در دادرسی حضور نیافته اند ودفاع وایرادی معمول نداشته اند النهایه خواهان در جهت اثبات ادعای خویش گواهانی به دادگاه معرفی نموده است که دادگاه از آنان استطلاع نموده وقدر جامع مودای گواهی آنان دلالت بر صحت ادعای خواهان دارد ودفاعیات وکیل خوانده ردیف اول مبنی بر اینکه چرا خواهان پس از مدت زمان طولانی اقدام به طرح دعوی خویش نموده ؟ به نظر میرسد مردود وبلااثر باشد زیرا خواهان تا زمانی که به مشکل در روند امور حقوقی وهویتی خود برخورد ننموده نیازی به طرح دعوی نمی دیده است وخود خواهان هم به این امر اذعان نموده است مضافا اینکه استنکاف خواندگان ردیف اول وهفتم از انجام آزمایش DNA که از نظر علمی امری کاملا مورد پذیرش وقبول عرف خاص میباشد وبراساس اصول علمی غیر قابل خدشه است خود قرینه ای بر صحت ادعای خواهان میباشد لذا دادگاه خواسته خواهان را محمول به صحت دانسته وبا موجه تشخیص دادن خواسته مشارالیها وبه استناد مواد 1158 ، 1159 ، 1312 ، 1321 و 1316 قانون مدنی ومواد 198 و 199 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر اثبات نسب خواهان به عنوان فرزند مرحوم ی. ک. (مورث خواندگان) را صادر واعلام مینماید این رای نسبت به خواندگان ردیف اول وهفتم حضوری ونسبت به سایر خواندگان غیابی محسوب میگردد وظرف مدت 20 روز پس از ابلاغ قابل واخواهی ازناحیه آنان در همین دادگاه وپس از آن ظرف مدت 20 روز قابل اعتراض ورسیدگی در دادگاه محترم تجدید نظر استان کرمان میباشد.دادنامه صادره در تاریخ 92/9/7 از طریق انتشار در روزنامه حمایت و در تاریخ 92/8/25 نسبت به خانم ف. م. ی خواهان و در تاریخ 92/9/19 نسبت به وکیل خوانده ردیف اول ابلاغ میشود که در تاریخ 92/10/5 از سوی خواندگان م. و ز.د. ک. مورد تجدیدنظرخواهی قرار میگیرد. در تاریخ 92/9/19 نیز اعتراضیه دیگری از سایر خواهان ها واصل و ضمیمه پرونده شده است که گویا لایحه تقاضای واخواهی آنها است که در فرم برگهای تجدیدنظر خواهی تنظیم شده است. شعبه --- دادگاه حقوقی برای رسیدگی به واخواهی 93/4/23 را تعیین مینماید و جلسه دادگاه با حضور خواهان اصلی و دو نفر از واخواهان به نام علی و م. ک. تشکیل میشود. دادگاه خطاب به آنان اعلام میدارد دلائل واخواهی خود را مطرح نمایند آنان اعلام می دارند ما چنانچه دلیلی وجود داشته باشد حاضر به پذیرش خواسته خواهان هستیم و آمادگی برای انجام آزمایش DNA نیز داریم در نتیجه دادگاه قرار معرفی به پزشکی قانونی را صادر می کند و در تاریخ 93/4/24 آقایان علی و م. ک. و خانم ف. م. ی جهت آزمایش به پزشکی قانونی کرمان معرفی میشوند که در تاریخ 93/5/24 پزشکی قانونی کرمان اعلام میدارد که با توجه به فوت والدین مشترک آنان در حال حاضر امکانات تعیین نسبت برادر و خواهری بین آنان از طریق آزمایش DNA در آن مرکز وجود ندارد. در تاریخ 93/6/9 شعبه هفتم دادگاه طی شرحی اعلام مینماید چون رسیدگی به موضوع اثبات نسب در صلاحیت محاکم خانواده میباشد نسبت به پرونده قرار علم صلاحیت صادر مینماید. در نتیجه ادامه رسیدگی به موضوع به شعبه دوازدهم حقوقی که از شعب اختصاص یافته به دعاوی خانوادگی است محول میشود لکن مدتی بعد پس از رفع شبه دادگاه در مورد عدم صلاحیت خود از رئیس کل دادگستری کسب تکلیف میشود و رئیس کل با توجه به اینکه تغییر شعبه رسیدگی کننده در مرحله واخواهی صحیح نیست ادامه رسیدگی را به شعبه --- محول می کند و مجددا پرونده به شعبه هفتم دادگاه عودت داده میشود و شعبه مزبور در تاریخ 93/8/14 طی دادنامه شماره --- واخواهی را به شرح زیر ردّ مینماید:در خصوص واخواهی آقایان ع ک. و م. ک. فرزندان مرحوم ی. وخانم ها ز. ز. و ف. شهرت همگی ک. فرزندان ی. از دادنامه شماره --- صادره در پرونده کلاسه ی فوق که به موجب آن دادنامه رای براثبات نسب واخوانده خانم ف. م.گ. به مورث واخواهان مرحوم ی. ک. صادرشده است نظر به اینکه دلیلی که موجبات فسخ ونقض دادنامه معترض عنه را فراهم نماید از ناحیه واخواهان موصوف ارائه وابراز نشده است لذا دادگاه ضمن رد واخواهی نامبردگان، مفاد دادنامه معترض عنه را عینا تائید وابرام مینماید این رای به استناد مواد 330 ، 334 و 336 قانون آیین دادرسی مدنی ظرف مدت 20 روز پس از ابلاغ قابل اعتراض ورسیدگی در محاکم محترم تجدید نظر استان کرمان میباشد.این دادنامه در تاریخ 93/8/20 به م.، ز.، علی، ز.، ف. همگی ک. ابلاغ میشود که در تاریخ 93/9/29 مورد اعتراض قرار میگیرد که با توجه به اینکه موعد تجدیدنظر خواهی منتفی شده فرجام خواهی می نمایند که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. از طرفی دو نفر از خواندگان به نام علی و ز.د. ک. که رای نسبت به آنان حضوری بوده است نسبت به رای تجدیدنظرخواهی نموده بودند که شعبه دهم دادگاه تجدید نظر در تاریخ 93/10/30 طی دادنامه شماره --- اعلام میدارد چون تجدیدنظرخواهی علی ک. در تاریخ 93/9/22 ثبت شده و تاریخ ابلاغ به وی 93/8/20 بوده است تجدیدنظرخواهی وی خارج از موعد بوده و قابل رسیدگی نیست این امر در حالی است که تجدیدنظرخواهی علی ک. با خوانده دیگر ز.د. ک. مشترکا و در یک برگه بوده است (صفحات 146 و 147 پرونده) و دادنامه در تاریخ 92/9/19 (به شهادت برگه صفحه 130 پرونده) به وکیل ز.د. ک. ابلاغ شده در نتیجه تجدیدنظرخواهی ثبت شده نسبت به ز.د. ک. در موعد بوده است.هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای علی رازینی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای درخشان نیا دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر صدور رای شایسته برابر موازین قانونی مورد تقاضاست. در خصوص دادنامه شماره --- تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رای می ده
رای شعبه
نظر به اینکه اولا رسیدگی مرحله فرجامی موخر بر رسیدگی مرحله تجدیدنظر میباشد و در حالی که دادنامه بدوی نسبت به دو نفر حضوری و نسبت به پنج نفر غیابی بوده و یکی از دو نفر حضوری طبق دادنامه شعبه دهم تجدیدنظر خارج از موعد تقدیم شده و قابل رسیدگی نبوده است لکن حق تجدیدنظرخواه دیگر خانم ز.د. ک. محفوظ میباشد و لذا لازم است پرونده قبل از ارسال به دیوان برای فرجامخواهی مراحل قبلی را طی نماید. از طرفی چون موضوع خواسته امری بسیط میباشد و مثل یک دعوای مالی علیه چند نفر وارث نیست که حکم در مورد آن قابل تفکیک نسبت به خواهان های متعددباشد. علیهذا رسیدگی به فرجامخواهی معترضین به رای واخواهی قبل از طی مرحله تجدیدنظرخواهی موجه نیست. علیهذا پرونده به دادگستری کرمان اعاده میشود تا شعبه دهم تجدیدنظر استان مزبور نسبت به تجدیدنظرخواهی ز.د. ک. رسیدگی ماهوی نماید و سپس رای به دلیل عدم تفکیک پذیری ماهیت آن به خواهان و هم خواندگان ابلاغ شود که در صورت فرجامخواهی از سوی آنان دیوان به تکلیف قانونی خود عمل خواهد نمود.
شعبه چهل و یکم دیوان عالی کشور رئیس: علی رازینی مستشار: عبدالعلی ناصح عضو معاون: یکتن خدایی