رابطه محکومیت کیفری به ترک انفاق و عسر و حرج

خلاصه متن: برای دسترسی به تمام قسمت‌ها، لطفاً وارد شوید یا ثبت‌نام کنید .

در تاریخ 1399/06/11 خانم ف. ب. گ. به طرفیت همسرش اقای ب. خ. دادخواستی به خواسته صدور حکم طلاق بدلیل عسروحرج ناشی از عدم پرداخت نفقه پرداخت نفقه تقدیم نموده که حسب الارجاع در شعبه *ثبت و مورد رسیدگی قرار میگیرد. دادگاه در وقت فوق العاده جهت ایجاد صلح و سازش بین زوجین قرار ارجاع امر بداوری صادر و به کلانتری ذیربط ماموریت داده که در خصوص صحت و سقم مورد ادعای زوجه و اینکه ایا زوج به زوجه و فرزند ان خود نفقه پرداخت مینماید. یا خیر و ایا با اهل و عیال خود در یک منزل زندگی مینماید. یاخیر و هم چنین در خصوص شغل زوج و منبع درامد وی و اینکه ایا همسرش را رها نموده یا خیر و در صورت صحت موضوع چه مدت است.که اهل و عیال خود را ترک نموده است.در محل تحقیق و نتیجه را گزارش نماید. در گزارش مورخ 99/7/21 مامور انتظامی اعلام گردیده که حسب تحقیقات محلی انجام شده خانم ف. ب. گ. در *سکونت داشته و همسر اقای ح. د. می‌باشد. و هیچگونه مشکلی بین انها نمی‌باشد. و همچنان با همدیگر زندگی مینمایند و شغل ح. د. کشاورزی می‌باشد. و وضعیت مالی وی متوسط می‌باشد. ملاحظه میگردد. که حسب دادنامه غیابی به شماره *صادره از شعبه *اقای ب. خ. فرزند ا. به اتهام ترک انفاق موضوع شکایت خانم ف. ب. گ. به تحمل شش ماه حبس محکوم گردیده است. داور منتخب زوجه و داور منصوب زوج هریک نظریه کتبی خود را که حاکی از عدم حصول سازش بین طرفین بوده تقدیم داشته اند. سرانجام دادگاه ختم رسیدگی را اعلام و به موجب دادنامه شماره 1016مورخ 1399/08/24 پس از ذکر خواسته خواهان و شرح دعوی نامبرده با اعلام اینکه زوجین در جلسه اول رسیدگی حضور نیافته اند و کل حقوقی مالی شامل مهریه، نفقه و اجرت المثل و جهیزیه را مطالبه می کند و موضوع به داوری ارجاع و نظریه داوری واصل و داور زوجه مصلحت را در طلاق و داور زوج به نظر بر تداوم زندگی داشته و اینکه زوجه کلیه حقوق مالی خود را مطالبه می کند و این امر با عسروحرج وی منافات دارد. و زوجه دلایلی بر عسروحرج خود ارائه ننموده و صرف صدور حکم محکومیت کیفری در خصوص ترک انفاق دلالتی بر عسروحرج ندارد. لذا دعوی خواهان را غیر وارد تشخیص و به استناد ماده 1257 قانون مدنی حکم بر بطلان دعوی خواهان صادر نموده است. پس از ابلاغ رای صادره زوجه در مهلت قانونی نسبت به ان تجدیدنظر خواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی شعبه *در وقت فوق العاده به موضوع رسیدگی و طی دادنامه شماره *مورخ 1399/10/20 اعتراض تجدیدنظر خواه را غیر موجه و دادنامه تجدیدنظر خواسته را فاقد ایراد و اشکال موثر در نقض تشخیص و به استناد ماده 358 قانون ایین دادرسی مدنی ضمن رد فرجامخواهی فرجامخواه دادنامه فرجامخواسته را تایید نموده است.پس از ابلاغ دادنامه اخیرالذکر زوجه در مهلت قانونی با تقدیم دادخواست نسبت به ان فرجامخواهی نموده که پس از طی تشریفات قانونی و وصول پرونده به دیوان عالی کشور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع گردیده است.دادخواست فرجامی به هنگام شور قرائت میگردد.

هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ح. ع. ع. ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:

فرجامخواهی خانم ف. ب. گ. نسبت به دادنامه شماره 1903مورخ 1399/10/20 شعبه *متضمن تایید دادنامه بدوی شماره 1016مورخ 1399/08/24 صادره از شعبه *که به موجب ان به لحاظ عدم احراز عسروحرج زوجه در تداوم زوجیت حکم بر بطلان دعوی طلاق خواهان (فرجامخواه) اصدار یافته با توجه به جامع اوراق پرونده وارد نبوده و توجیه قانونی ندارد. زوجه فرجامخواه بدلیل عسروحرج ناشی از عدم پرداخت نفقه از سوی زوج صدور حکم طلاق را خواستار گردیده در حالی که در مراحل دادرسی هیچ ادله ای مبنی بر محکومیت حقوقی زوج به پرداخت نفقه و عدم امکان اجرای حکم صادره اقامه وابراز ننموده و صرف محکومیت کیفری به اتهام ترک انفاق زوجه به لحاظ عدم انطباق موضوع با مقررات و شرایط مقرر در ماده 1129 قانون مدنی این امر قانونا نمی‌تواند دلیل بر عسروحرج زوجه در استمرار زوجیت محسوب و مجوز قانونی برای طلاق او بوده باشد. بنابراین دادنامه های بدوی و فرجامخواسته با توجه به مبانی استدلال و استنباط دادگاه به شرح منعکس در حکم و لحاظ مجموع اوراق و محتویات پرونده موجها و مطابق موازین و مقررات قانونی اصدار یافته و اعتراض فرجامخواه در حد و کیفیتی نیست که بمبانی استنباط و تشخیص دادگاه ومالا اساس دادنامه معترض عنه خلل و خدشه ای وارد و موجبات نقض ان را فراهم سازد و چون از حیث رعایت اصول و قواعد دادرسی ایراد موثری بر دادنامه مرقوم مترتب نمی‌باشد. لهذا ضمن رد فرجامخواهی فرجامخواه به استناد مواد 370 و 396 قانون ایین دادرسی مدنی دادنامه فرجامخواسته ابرام میگردد.

شعبه *

رئیس شعبه: ح. ع. ع. معاون: ح. م. ه.

منبع