خلاصه جریان پرونده:
محتویات پرونده محاکماتی دلالت دارد. که: اقایان ق. ا. م. و ا. غ. اصل دادخواستی به طرفیت مدعی العموم به قائم مقامی مرحوم د. ع. و وراث مرحوم م. ا. ان به خواسته الزام به تنظیم سند رسمی پلاک متنازع فیه تقدیم کرده است. و در شرح خواسته اضافه کرده که خوانده ردیف اول پلاک متنازع فیه را به خوانده ردیف دوم واگذار کرده است. و خوانده ردیف دوم نیز به خواهانها واگذار کرده است. به موجب دادنامه شماره 192 92 92/2/31خواندگان به الزام به تنظیم سند رسمی محکوم گردیدند. لیکن در زمان اجرای دادنامه خوانده ردیف اول فوت نمود و فاقد ورثه بود. و خوانده ردیف دوم نیز فوت نمود و وراث حین الفوت انان به شرح اسامی در ذیل دادخواست میباشد.پس از جری تشریفات و رسیدگی های صورت گرفته شعبه *به موجب دادنامه شماره 1026 94 94/9/28 دعوی خواهانها را ثابت تشخیص می دهد و حکم مقتضی در راستای خواسته خواهانها صادر می نماید. با توجه به غیابی بودن دادنامه مذکور نسبت به برخی از محکوم علیهم شعبه رسیدگی کننده به موجب دادنامه شماره 1172 96 96/11/5 دادنامه واخواهی را عینا تایید می نماید. شعبه *در مقام تجدیدنظر خواهی محکومان و به موجب دادنامه شماره 1146 97 97/11/14 و با این استدلال که: حسب گزارش کارشناس رسمی دادگستری امضا ذیل قرارداد استنادی خواهانهای بدوی به فروشنده منتسب نمیباشد. و امضای مرحوم خوانده ردیف دوم نیز در تاریخی موخر به عنوان شهود نمیتواند قرارداد را الزام اور نماید. و در نهایت دعوی را ثابت تشخیص نداده و ضمن نقض دادنامه حکم به بطلان دعوی خواهانها صادر کرده است. د. در مقام دادخواهی از دادگستری استان شعبه *درخواست اعاده دادرسی به عمل اورده و دادگستری استان نیز با این استدلال که سابقا به طرفیت مورثین خواندگان طرح دعوی صورت گرفته است. و حکم به الزام تنظیم سند علیه انان صادر شده است. موضوع اعتبار امر مختومه داشته و رسیدگی مجدد به موضوع وجاهت نداشته است. و به همین جهت دادنامه مورد دادخواهی را واجد اشکال و بر خلاف شرع و قانون تشخیص داده و برای رسیدگی به معاونت قضایی ارسال داشته و مشاوران ان مرجع به شرح ذیل اظهار نظر کرده اند. نظر به اینکه به موجب دادنامه شماره 192 92 92/2/31 شعبه *خوانده ردیف اول که سند رسمی به نامش بوده محکوم به تنظیم سند در حق خواهانهای پرونده محاکماتی (دادخواه) شده است. و حکم مذکور نسبت به محکوم علیه و قائم م. قانونی انان (وراث) نافذ بوده است. لذا اساسا طرح دعوی مجدد موجبی نداشته و دادنامه موضوع دادخواهی که در تعارض با ان قرار دارد. بر خلاف بین شرع و قانون بوده و متضمن تضییع حقوق دادخواه میباشد. بنا به مراتب فوق ضمن موافقت با نتیجه اظهار نظر دادگستری استان شعبه *با تجویز اعاده دادرسی در چارچوب مقررات ماده 477 قانون ایین دادرسی کیفری موافقت دارم. با موافقت ریاست محترم قوه قضاییه پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و حسب دستور جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است
هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش اقای ع. ح. عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای
همانگونه که در گزارش رئیس کل دادگستری استان و نیز مشاوران حوزه معاونت قضایی با استدلال صحیح اظهار و اعلام گردیده است. د. سابقا به طرفیت شخص موسوم به اقای د. ع. ع. خ. دعوی الزام به تنظیم سند رسمی پلاک مورد نزاع تحت شماره 419 *اباد حوزه ثبتی ش. مطرح نموده و منجر به صدور دادنامه قطعی شماره 0192 92/2/31 صادره از شعبه *شده است. و در جریان اجرا نیز قرار گرفته لکن محکوم علیه قبل از اجرای حکم فوت می نماید. لذا نظر به اعتبار و نفوذ دادنامه مذکور نسبت به جانشینان متوفی و امکان ادامه اجرای حکم به طرفیت انها ضرورتی به طرح دعوی مجدد به طرفیت دادستان به قائم مقامی از محکوم علیه به لحاظ نداشتن وارث وجود نداشته و ورود محاکم در رسیدگی ماهوی مجدد واجد اشکال میباشد. با پذیرش اعاده دادرسی و مستند به ماده 477 قانون ایین دادرسی کیفری با نقض دادنامه شماره *97/11/14 شعبه *و نیز دادنامه شماره *94/9/28 و 01172 96/11/5 شعبه *قرار رد دعوی خواهان را صادر و اعلام می دارد. این رای قطعی است. بدیهی است. خواهان میتواند با درخواست اجرای رای سابق اقدام نماید.
شعبه *
مستشار: ع. ح. عضو معاون: ا. م. م.