تاریخ دادنامه قطعی: 1395/06/31
شماره دادنامه قطعی: ---
پیام: در دعوای طلاق مطروحه از سوی زوجه، در صورتی که نزدیکی صورت نگرفته باشد، از آنجایی که زوجه مستحق نصف مهریه است، اگر نیمی از مهریه خود را بذل کند، بذل صورت گرفته ناظر به نصف مهریه استحقاقی، خواهد بود.
شماره پرونده: --- شماره دادنامه: --- شعبه: شعبه بیست و یکم دیوان عالی کشور تاریخ: 1395/06/31 - 11 : 30 قاضی: حسین یاوری قاضی: بهروز طالب جان نثارحسینی
خلاصه جریان پرونده
خانم ل. م.الف. با وکالت آقای م. داداشیان دادخواستی به طرفیت آقای م. پ. به خواسته طلاق مستند به وکالتنامه رسمی شماره 11057 مورخ 92/1/21 دفترخانه 167 تبریز که طی آن اجازه طلاق به زوجه واگذار شده است تقدیم داشته که در تاریخ 93/11/25 به شعبه --- دادگاه عمومی حقوقی تبریز ارجاع شده است. در دادخواست مذکور اظهار شده است موکل به تاریخ 92/1/20 با خوانده عقد دائمی نموده از همان آغاز زندگی خوانده بنای ناسازگاری گذاشته و موکل درعسر و حرج کامل به سرمی برد براساس وکالتنامه محضری 11057 مورخه 92/1/21 دفترخانه اسناد رسمی 167 تبریز موکل وکالت در طلاق دارد تقاضای صدور حکم طلاق از محضر مبارک خواستارم در ضمن قبلا دادخواست مهریه داده شده است. خوانده (زوج) آقای الف. ع. را به وکالت انتخاب کرده است که این وکالت ناظر به مرحله بدوی و تجدیدنظر است (ص 20 ). جلسه دادگاه در تاریخ 94/1/29 تشکیل شده است. وکلای زوجین در جلسه حضور داشته اند. وکیل خواهان اظهار داشته خواسته به شرح دادخواست است. موکله حدود دو سال قبل به عقد نکاح دائم خوانده درآمده است بین آنها نزدیکی و مواقعه صورت نگرفته و در نامزدی عرفی به سر می برند حال با توجه به اینکه خوانده سرکار نمی رود و کوچکترین اقدامی برای شروع زندگی مشترک نمی کند و دو سال است موکله بلا تکلیف مانده است و در عسر و حرج میباشد حال به استناد وکالت نامه رسمی استنادی تقاضای صدور حکم مقتضی داریم و در خصوص مهریه موکله هرچند قبلا حکم قطعی صادر شده است لیکن موکله فقط پنجاه قطعه سکه تمام بهار آزادی از مهریه اش را دریافت خواهد کرد و الباقی مهریه اش را که شامل قسمت اعظم مهریه است در قبال طلاق بذل به اضافه ی سایر حق و حقوق مالی متصوره خود ناشی از عقد نکاح اعم از نفقه و اجرت المثل ویا نحله را هم در قبال طلاق بذل می کند و جهیزیه ای نزد زوج ندارد و مطالبه دیگری هم از وی ندارد فقط اصرار بر متارکه دارد. وکیل خوانده (زوج) پاسخ داده شرح ما وقع به این صورت است در جلسه عقدی که در خانه پدری خواهان برگزار شده است عاقد به موکلم می گوید که فردا تشریف بیاورید سند را تحویل بگیرید و فردای همان روز پدر زن موکلم به وی زنگ می زند و موکلم به چهار راه لاله می رود و به تصور اینکه سند نکاحیه است - سند وکالت را بدون اینکه به وی تفهیم شود امضا مینماید و طبق اظهار موکلم دادخواستی مبنی بر ابطال همان سند وکالت به دادگاه ارائه نمودهاند با توجه به اینکه در دعوای ما نحن فیه مستند خواهان همان وکالتنامه است و دلیل دیگری منضم نشده است تقاضای صدور قرار مقتضی تا تعیین تکلیف در خصوص اصالت سند در دادگاه صالح را دارم و در خصوص ماهیت دعوی به استحضار می رساند که موکل چندین بار خودش و ریش سفیدان جهت وساطت و برگزاری مراسم عروسی به خانه ی پدری خواهان رفته اند ولی متاسفانه نامبرده همیشه مخالفت کرده اند و حتی اینجانب که فامیل نسبی خوانده می باشم شخصا سه بار به خانه پدری وی رفته ام ولی از ما تقاضای طلاق می کردند و بس و لازم به ذکر است مشخصات پرونده و شعبه رسیدگی کننده آن را طی لایحه ای ارائه خواهم داد. وکیل خواهان افزوده چنانچه مستحضر هستید سند رسمی لازم الاجراء است و هیچگونه ایراد اعم از اغفال و غیره پذیرفته نمی شود و فقط ادعای جعل نسبت به آن قابل قبول است علیهذا تقاضای رسیدگی و صدور حکم شایسته را دارم در ضمن تعداد سکه ها که 50 عدد ذکر شده است فقط برای طلاق توافقی است و در غیر این صورت موکل نصف سکه ها را درخواست مینماید و نصف مهریه را بذل مینماید (ص 22 ). دادگاه با این استدلال که از سوی وکیل خوانده لایحه ای ارسال نشده و دلیلی که نشانگر وجود پرونده علیحده ای با موضوع ابطال سند رسمی مدرکیه خواهان باشد در پرونده موجود نیست در تاریخ 94/2/22 قرار ارجاع امر به داوری صادر کرده است (ص 24 ). آقای حسین قنبری به عنوان داور زوجه در فرم تایپ شده ای اعلام داشته... جدائی آنها از همدیگر تنها راه حل میباشد حال با ارائه نظریه داوری استدعا داریم اقدامات لازم و قانونی مبنی بر صدور گواهی عدم امکان سازش مبذول فرمایند (ص 31 ). آقای ج. پ. به عنوان داور زوج در یک سطر اعلام داشته من ج. پ. در رابطه با این پرونده که برای داوری آمدم این دو جوان میتوانند با هم زندگی کنند (ص 46 ). وکیل زوجه (خواهان) طی لایحه ای تصویر قرار شماره --- مورخ 94/7/25 شعبه --- دادیاری دادسرای تبریز را تقدیم دادگاه نموده که طی آن در مورد شکایت آقای م. پ. علیه آقای م. و خانم ل. مقصودیان دایر به سوء استفاده از ضعف شخصی و کلاهبرداری در جهت اخذ وکالت در طلاق با استدلال مندرج در متن قرار به منع تعقیب اظهارنظر گردیده است (ص 47 ). سرانجام شعبه --- دادگاه خانواده تبریز به شرح دادنامه شماره --- مورخ 94/10/3 چنین رای داده است:«.....دادگاه دعوی مطروحه را محمول بر صحت تشخیص به استناد مواد 656 و 679 و 1138 و 1143 و 1145 قانون مدنی و 26 - 27 و 33 قانون حمایت خانواده حکم بر جواز اعمال وکالت زوجه از زوج برای طلاق بر اساس وکالت محضری پیوست دادخواست صادر و اعلام میدارد زوجه به تاثر از این حکم با حضور در یکی از دفاتر رسمی ثبت طلاق نسبت به مطلقه نمودن خود به طلاق بائن خلعی غیر مدخوله اقدام خواهد نمود. مدت اعتبار این حکم برای تسلیم به دفتر رسمی طلاق شش ماه پس از ابلاغ رای قطعی یا قطعی شدن رای است...زوجه جهیزیه ای نزد زوج ندارد ومطالبه دیگری غیراز پنجاه سکه ی تمام بهارآزادی ازمهریه اش که دریافت خواهدکرد از زوج ندارد... ص 50 »; وکیل زوجه طی لایحه ای اعلام داشته در رای صادره قید شده است که موکل اینجانب در قبال دریافت تعداد 50 عدد سکه حاضر به طلاق شده و ما بقی را بذل مینماید که متاسفانه چنین چیزی نیست در حقیقت موکل با خوانده در صورتی که طلاق توافقی صورت گیرد مبلغ موصوف را قبول نموده است حال که خوانده حاضر به طلاق توافقی نشده و طلاق به خواسته زوجه صورت گرفته است و نیز مورد ذکر شده صراحتا در پرونده قید شده است و در صفحه 2 صورتجلسه صراحتا قید شده است (صفحه 23 ) تقاضای تصحیح رای صادره و صدور حکم شایسته مبنی بر درخواست نصف مهریه را از محضر مبارک خواستارم (ص 53 ). وکیل زوج نیز طی لایحه ای اعلام داشته وکیل خواهان در لایحه خود ادعا نموده است که خوانده دعوی (م. پ.) راضی به طلاق توافقی نیست ولی این در حالی است که موکلم به ناچار راضی به طلاق و رای صادره است و به همین علت هم به قرار منع تعقیب صادره از دادیاری شعبه --- هم اعتراض نکرده است و حتی دادخواست ابطال سند وکالتنامه (طلاق) را هم استرداد نموده است و به دادنامه صادره از سوی آن شعبه محترم که در تاریخ 9 دیماه به اینجانب ابلاغ شده بر مبنای طلاق توافقی اعتراض نکرده است ولی متاسفانه وکیل خواهان بعد از انقضای فرصت تجدیدنظرخواهی موکلم اقدام به لایحه و مطالبه رای اصداری نموده است ولی این در حالی است که قبلا خود نامبرده در برگ اول صورتجلسه اذعان نموده است اگر خواهان هم به رای صادره اعتراض ننماید یعنی بر آن توافق کند موکله اش فقط مطالبه پنجاه عدد سکه تمام بهار آزادی است(عین عبارت) یعنی در واقع اقرار به اخذ پنجاه عدد نموده و بقیه مهریه و سایر حق و حقوق احتمالی خود را ساقط نموده است انکار هم بعد از اقرار مسموع نیست لذا تقاضای رد لایحه وکیل خواهان را دارد. این لایحه به شماره 1151 - 94/11/14 ثبت شعبه شده است (ص 54 ). وکیل خواهان در لایحه دیگری اعلام داشته مهریه موکل عبارتست از یک جلد کلام اله م. به ارزش پنج هزار تومان و تعداد 1375 عدد سکه تمام بهار آزادی عندالمطالبه و یک عدد حلقه انگشتر طلا به وزن 8 گرم 18 عیار و یک دست آینه و شمعدان به ارزش پانصد هزار تومان و یک شاخه نبات که موکل غیر از 687 عدد سکه تمام بهار آزادی بقیه مهریه را بذل مینماید و فقط تعداد 687 عدد سکه بهار آزادی را می خواهد تقاضای صدور رای شایسته را دارم (ص 57 ). شعبه --- دادگاه خانواده تبریز حسب دادنامه شماره --- مورخ 94/11/28 در مقام صدور رای اصلاحی مرقوم داشته:«... این دادگاه در سطر یازدهم دادنامه در رابطه با مهریه ی خواهان که مقرر شده - مشارالیها غیر از پنجاه قطعه سکه ی تمام بهار آزادی از مهریه اش که دریافت خواهد کرد الباقی مهریه، نفقه ی متعلقه و اجرت المثل و نحله را در قبال طلاق به زوج بذل می کند- با توجه به سطر آخر صورتمجلس مورخ 94/1/29 و اینکه گواهی عدم امکان سازش به استناد توافق زوجین صادر نگردیده، بلکه حکم بر جواز اعمال وکالت بر اساس وکالت نامه ی محضری اصدار گردیده، بنابراین در تنظیم و نوشتن رای در قسمتی که ذکر شد سهو قلم و اشتباه رخ داده لذا دادگاه به استناد ماده 309 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی رای معنون را در آن قسمت بدین ترتیب که - مشارالیها غیر از 687 قطعه سکه طلای تمام بهار آزادی از مهریه اش که دریافت خواهد کرد، الباقی مهریه، نفقه ی متعلقه، اجرت المثل و نحله را در قبال طلاق به زوج بذل می کند - تصحیح مینماید.... ص 59 »;. آقای الف. ع. به وکالت از آقای م. پ. نسبت به این رای تجدیدنظرخواهی کرده است وکیل تجدیدنظرخواه در لایحه منضم به دادخواست تجدیدنظر ضمن تکرار مطالب قبلی اظهارداشته وکیل زوجه کلیه مهریه بجز پنجاه قطعه سکه تمام بهار آزادی و سایر حق و حقوق متصوره رادر قبال طلاق بذل نموده است یعنی اقرار کرده است ولی متاسفانه در دادنامه اصداری آن را انکار کرده است و حسب صراحت متن قانون انکار بعد از اقرار مسموع نیست. تجدیدنظرخوانده در منزل پدری خود به سر می برد و حالیه باکره میباشد و زمانی که خودش تقاضای طلاق نموده مستحق نصف مهریه میباشد باید از نصف مهریه چیزی به شوهرش بذل نماید تا در مقابل آن طلاق صورت گیرد در حالی که یک ریال بذل ننموده لذا این دادنامه با این اوصاف از اساس غیر قابل اجراست (ص 64 ). وکیل خواهان (زوجه) طی لایحه ای پاسخ داده نسبت به رای اصلی در مهلت مقرر اعتراضی صورت نگرفته است و رای صادره در مورد حکم طلاق قطعی شده و غیر قابل تجدیدنظرخواهی است. وکیل تجدیدنظرخواه فقط می توانست در مورد رای اصلاحی تجدیدنظر خواهی نماید که متاسفانه نسبت به رای اصلی نیز تقاضای تجدیدنظر کرده است. در مورد وکالتنامه طلاق چنانچه در پرونده منعکس است قرار منع تعقیب صادر شده است و چنانچه ذکر شده است تعداد 50 عدد سکه فقط در مورد طلاق توافقی بوده که چون تجدیدنظرخواه با آن موافقت نکرده موضوع کان لم یکن تلقی شده است وموکل به میزان 687 عدد سکه بهارآزادی مهریه اش راخواسته وبقیه رابذل نموده است که موضوع فوق درسطر آخرصورتجلسه 94/1/29 قیدشده است وبراساس آن رای اصلاحی صادرشده است تقاضای ردتجدیدنظرخواهی را دارد(ص 67 ). تجدیدنظر خواهی وکیل زوج به شعبه پنجم دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی ارجاع شده است. جلسه دادگاه تجدیدنظر در تاریخ 95/3/26 تشکیل شده است.زوج و وکیل ایشان وزوجه ووکیل وی درجلسه حضورداشته اند.وکیل تجدیدنظرخواه اظهارداشته جهات تجدیدنظرخواهی طی لایحه ای بیان شده است.تنها دلیل وکالت میباشدآنهم درخواست ابطال داده ایم. خطاب به وکیل زوجه موکله ازمهریه چقدربذل کرده نامبرده پاسخ داده موکله کل مهریه رابذل می کند غیراز پنجاه سکه که بایدبه طورنقدپرداخت نماید وکیل زوجه نیزاظهارمی دارد موکله متعهد میشود در فاصله دوماه باقیمانده مهر را پرداخت نماید و رای دادگاه تایید شود و حق فرجام خواهی را اسقاط نماید و در مورد توقیف ملک بابت مهریه اعتراض ثالث راپس بگیرد خطاب به وکیل تجدیدنظرخواه درپاسخ چه می گوئیدنامبرده پاسخ داده ازطرف موکل حق فرجام خواهی را اسقاط می نمایم ودعوای اعتراض ثالث رامسترد می نمایم وپنجاه سکه راحداکثر تا دوماه پرداخت می نمائیم وکیل تجدیدنظرخوانده اظهار داشت با توجه به تعهد به عمل آمده از سوی موکله تمام مهریه را غیر از پنجاه سکه به شرح فوق بذل و وکالتا قبول بذل می نمائیم پس از تنظیم مراتب وکیل زوج اظهارداشت من سخنان خود را در مورد قبول تعهد و پرداخت نقدی 5 سکه (عین نوشته) و اسقاط حق فرجام خواهی را پس می گیریم در مقابل وکیل زوجه اظهارداشت ما نیز از بذل فوق منصرف شده و از کل مهریه فقط تعداد 688 سکه بذل و بقیه 687 سکه را مطالبه می نمائیم (ص 73 ). وکیل زوج طی لایحه ای اعلام داشته تنها دلیل ادعایی تجدیدنظر خوانده وکالتنامه طلاق میباشد که پدر تجدیدنظرخوانده با حیله و نیرنگ و با استفاده از ضعف نفس موکلم و همچنین بی سوادی نامبرده موفق به امضا آن شده است چون موکلم همسر خود را دوست دارد و نمی خواست پرونده ای علیه نامبردگان مطرح کند ولی لاجرم واقعیت قضیه را و چگونگی اخذ امضایش و اینکه هیچ قصد و اراده ای مبنی بر دادن وکالت مطلق طلاق به همسرش را نداشته طی دادخواستی به خواسته ابطال وکالتنامه ادعایی تجدیدنظرخوانده به شماره پرونده --- در شعبه پانزدهم دادگاه عمومی حقوقی تبریز مطرح کرده است که در حال رسیدگی است که تا تعیین تکلیف آن تقاضای قرار توقیف رسیدگی را دارم و عنداللزوم ملاحظه پرونده فوق الذکر مورد استدعاست و گواهی موضوع ماده 19 قانون آیین دادرسی مدنی درموعد مقرر تقدیم خواهد شد. وکالتنامه ادعایی خواهان اولیه زمانی تنظیم شده که خانم ل. مقصودیان کمتر از هجده سال داشته و عملا برای انجام وکالت اهلیت نداشته به طوریکه حسب صریح ماده 662 وکالت باید در امری داده شود که خود موکل بتواند آن را به جا آورد وکیل هم باید کسی باشد که برای انجام آن اهلیت داشته باشد... بر فرض صحت وکالتنامه وکیل باید مصلحت موکل را مراعات نماید و از حدود اختیارات تجاوز نکند در دادنامه اصداری و اولیه و صورتمجلس مورخه 95/3/26 تجدیدنظرخوانده (وکیل) با بقاء و مطالبه 686 سکه تمام بهار آزادی از حدود اختیارات خود ازنظر عرف و سایر اوضاع و احوال دخیل در پرونده و اینکه وی باکره است تجاوز نموده است... اگر تمام عوامل دخیل در عرف را درنظر بگیریم وی میبایست کمتر از پنجاه عدد مطالبه نماید نه همگی آن را... در جلسه اول دادگاه نامبرده اقرار بر بقاء و مطالبه پنجاه عدد سکه تمام بهار آزادی را کرده است که حسب متن ماده 1277 قانون مدنی انکار بعد از اقرار مسموع نیست. تجدیدنظر خوانده باکره میباشد و مستحق نصف مهریه می باید و باید از نصف مهریه بذل و قبول بذل نماید تا در عمل حکم صادر شود... تقاضای نقض دادنامه اولیه را دارد (ص 75 ). شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی به موجب دادنامه شماره --- مورخ 95/3/30 ضمن رد تجدیدنظرخواهی رای نخستین و نیز رای اصلاحی را تایید کرده اند (ص 79 ). این رای در تاریخ 95/4/12 به زوج و در تاریخ 95/4/8 به وکیل وی ابلاغ شده و نامبرده با وکالتنامه جدید در تاریخ 95/4/29 نسبت به آن فرجام خواهی کرده است. وکیل فرجام خواه در لایحه منضم به دادخواست فرجامی نوعا مطالب قبلی را تکرار نموده از جمله اینکه پرونده مربوط به ابطال وکالتنامه مطرح رسیدگی است و زوجه برای انجام وکالت اهلیت نداشته و مصلحت موکل را رعایت ننموده است و با وجودیکه به غیر از پنجاه سکه مابقی مهریه را بذل نموده ولی بعدا منکر قضیه شده است... تقاضای نقض رای فرجام خواسته را دارد. وکیل زوجه در پاسخ فرجام خواه مطالب قبلی خود را تکرار نموده از جمله اینکه... حاضر بودیم در قبال پنجاه عدد سکه طلاق توافقی انجام شود وفرجام خواه ووکیل ایشان ابتداموافق بودند اما بعدا زیربار نرفتند و موکله مجبور به مطالبه نصف مهریه شد...مطالبه مهریه درجهت کسب منفعت نیست چراکه فرجام خواه به زورمی خواهدموکل رابه همسری برگزیند درحالی که موکل اینجانب کوچکترین علاقه ای به وی ندارد...(ص 92 ).هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای حسین یاوری عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رای می دهد:
رای شعبه
در مورد فرجام خواهی آقای م. پ. با وکالت آقای الف. ع. نسبت به دادنامه شماره --- مورخ 95/3/30 شعبه --- دادگاه تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی نظر به اینکه: اولا رای فرجام خواسته به استناد وکالت اعطایی به زوجه صادر شده است در حالی که وکیل فرجام خواه مدعی است دعوی ابطال این وکالتنامه رامطرح نموده که درشعبه --- دادگاه عمومی تبریزمطرح رسیدگی است وچون رای صادره در مورد دعوی ابطال وکالتنامه ممکن التاثیر دررای طلاق است لذا درراستای ماده 19 قانون آیین دادرسی دادگاهای عمومی و انقلاب در امور مدنی و توجه به اهمیت موضوع طلاق و آثار ناشی از آن ضرورت داشت دادگاه نتیجه رسیدگی به پرونده مذکور را جویا شده و با لحاظ رای قطعی صادره درآن مورد، در پرونده فعلی اتخاذ تصمیم می نمودند. ثانیا - مطلب دیگری که از نظر دادگاه مغفول مانده اینکه وکیل زوجه در جلسات 94/1/29 و 95/3/6 بیان داشته در قبال طلاق نصف مهریه زوجه را بذل مینماید و دادگاه در مقام محاسبه نصف کل مهریه را مد نظر قرار داده در حالی که به حکایت اوراق پرونده زوجه باکره است ونزدیکی واقع نشده وبا این توصیف به دلالت ماده 1092 قانون مدنی نصف مهریه به وی تعلق میگیرد و در این حالت بذل مورد نظر ناظر به مهریه استحقاقی زوجه که نصف آن است خواهد بود بنابراین به جهات فوق رای فرجام خواسته مواجه با نقص است و مستندا به بند 5 ماده 371 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض آن رسیدگی مجدد حسب بند الف ماده 401 قانون یاد شده به شعبه صادر کننده رای منقوض محول تا به شرح ماده 406 همان قانون مبادرت به صدور رای نمایند.
حسین یاوری بهروز طالب جان نثار حسینی رئیس شعبه --- دیوان عالی کشور عضو معاون شعبه --- دیوان عالی کشور